|
|
|
-
-
- همزمان با گروه یاد شده که قابل به وجود مسئولیت های سازمان در قبال جامعه بودند، برخی دیگر از پژوهشگران جایگاه نقیض مسئولیت اجتماعی سازمان را به رسمیت شناختند. برای مثال، فریدمن[۲۰]، در سال ۱۹۷۰ بیان میکند: تنها وظیفه مؤسسه کسب و کار است» این جمله به معنای آن است که تنها مسئولیت قانونی و مشروع سازمان، مسئولیت اقتصادی است. از آنجا که برهه زمانی این گروه با الگوی مدرنیسم متقارن است، اظهارات این گروه، حکایت از تاثیر پذیرفتن از الگوی مدرنیسم دارد.


-
- در مرحله سوم، پژوهشگران تمرکز بیشتری بر مفهوم سازی[۲۱] و ادراک مسئولیت اجتماعی سازمان داشتند. آنان در این مرحله، برای پاسخگویی به گروه قبل که منکر مسئولیت های اجتماعی برای سازمان بودند، تلاش میکردند ضرورت این موضوع را تبیین کنند اما از آنجا که در این زمان، با فقدان تحلیل های عمیق در مفهوم مسئولیت اجتماعی سازمان مواجه هستیم، تمرکز پژوهشگران بر پاسخ به این پرسش سوق پیدا میکند که «مسئولیت اجتماعی سازمان چیست؟» کارول[۲۲] (۱۹۷۹) اولین مدل مفهومی را ارائه داد که به طور جامع، ابعاد بنیادی مفهومی را که او عملکرد اجتماعی سازمان نامید، تشریح کرد. او مدلی از عملکرد اجتماعی سازمان از طریق: ۱٫ ارائه یک تعریف مبنایی از مسئولیت اجتماعی سازمان ۲٫ بررسی موضوعات برای آن دسته از شرکت هایی که دارای مسئولیت اجتماعی هستند. و ۳٫ ذکر خصوصیات فلسفه پاسخگویی و مسئولیت پذیری، پیشنهاد داد.
-
- در مرحله چهارم نیز پژوهشگران برای پاسخگویی به گروهی که اعتقاد به نادرست و غیر قانونی بودن مسئولیت اجتماعی سازمان داشتند، بویژه فریدمن، بر این پرسش که «چه ضرورتی در پایبندی سازمان به مسئولیت اجتماعی وجود دارد؟» متمرکز شدند (گاردبرگ[۲۳] و فومبرون[۲۴]، ۲۰۰۶). البته در این زمان، علاوه بر رویکرد هنجاری از رویکرد اقتصادی نیز استفاده شد.
- مرحله پنجم با اثر فریمن با عنوان« مدیریت استراتژیک: رویکرد ذی نفعان» در اسل ۱۹۸۴ آغاز شد. در این رویکرد جدید که به رویکرد ذی نفعان شهرت یافت، پرسش مبنایی عبارت است از« سازمان نسبت به چه افرادی مسئولیت اجتماعی دارد؟» فریمن در سال ۱۹۴۸ نظریه ذی نفعان را به منظور ایجاد سیر جدیدی از تفکر درباره ماهست یک سازمان معرفی و این پرسش مبنایی را مطرح کرد که در «قبال چه دی نفعانی و با چه تحلیل هزینه – فایده ای سازمان باید مدیریت شود؟»
۲-۱-۳ تعریف مسئولیت اجتماعی:
طرح بحث مسئولیت اجتماعی به طور ملموس به زمان آدام اسمیت یعین اواخر قرن هجدهم بر میگردد. وی به موضوع ارتقاء رفاه عمومی پرداخت و معتقد بود کوشش کارآفرینان رقیب طبعاً در جهت حمایت از منافع عموم خواهد بود. در دهه ۱۸۹۰ آندریو کارنگی مسئولیت اجتماعی شرکت ها را مشخص نمود. دیدگاه کارنگی بر پایه دو اصل، اصل خیرخواهی و اصل قیمومیت یا سرپرستی، گزارده شده بود. اصل خیرخواهی به عنوان یکی از مسئولیت های افراد، و نه یک سازمان، به حساب میآید اما به موجب اصل قیمومیت سازمان ها و افراد ثروتمند باید خود را قیم و سرپرست افراد فقیر بدانند. در مقابل این دیدگاه، در دهه ۱۹۷۰ و ۸۰ میلادی مجموعه مسائل محیطی منجر به طرح مجدد موضوع مسئولیت اجتماعی شد. میلتون فریدمن، اقصاددانان مشهور، از پیشگامانی است که مسئولیت سازمان های تجاری را به حداکثر رساندن سود در محدوده قانون بدون هر گونه دیسیه یا نیرنگی عنوان میکند و معتقد است مسئله های اجتماعی را باید به افراد و نهادهای دولتی واگذار کرد، چرا که تعیین نیازهای نسبی و میزان آن ها، در حد مدیران شرکت ها نبوده و در صورت انجام، بر درآمد شرکت ها تاثیرگذار است. (براتلو، ۱۳۸۶).
در حال حاضر نیز محققان برای مسئولیت اجتماعی سازمان ها تعاریف مختلفی ارائه کردهاند که در زیر به بعضی از این تعاریف اشاره می شود:
مسئولیت اجتماعی سازمان ها در بر گیرنده اقتصاد، قانون، اخلاقیات، و انتظارات بشر دوستانه واحدهای تجاری است که به کلیه ذینفعان تعمیم مییابد. در اینجا ذینفعان به عنوان هر فرد یا گروهی که میتوانند بر فعالیت ها، تصمیمات، سیاست ها، رویه ها، یا اهداف سازمان اثر گذارند، تعریف شده است. (دانکو و همکاران[۲۵]، ۲۰۰۸، ۴۱).
برخی از محققان مسئولیت اجتماعی شرکت را به عنوان فعالیت هایی تعریف میکنند که به منظور پیشرفت بعضی از اهداف اجتماعی که فراتر از اهداف مالی هستند، انجام میگردد (به عنوان مثال ام سی ویلیام، ۲۰۰۱؛ هارجوتو، ۲۰۱۱).
گروه دیگری از نویسندگان مسئولیت اجتماعی شرکت را بدین صورت تعریف میکنند: مسئولیت اجتماعی شرکت بدین مفهوم است که شرکت ها نسبت به گروههای سازنده در جامعه غیر از سهامداران و فراتر از آن چیزی که از طق قانون و قرارداد اتحادیه توصیف شده، وظیفه دارند” (به عنوان مثال جونز، ۱۹۸۰؛ حانسون و هم پژوهان، ۲۰۱۰).
همچنین، هولم و واتز[۲۶] (۲۰۰۰) مسئولیت اجتماعی شرکت را به عنوان “تعهد مستمر واحد تجاری، که به طور اخلاقی رفتار کند و در جهت پیشرفت اقتصادی همکاری نماید، تعریف میکنند، به طوری که کیفیت عمر نیروی کار و خانواده آن ها و همچنین نهادهای محلی و جامعه را در سطح وسیع بهبود بخشد” نگاهی مختصر به تعاریف نشان دهنده این موضوع که نویسندگان هنوز بر سر یک تعریف واحد توافق نظر دارند ولی از جهات زیادی شباهت هایی بین تعاریف مختلف مشاهده میشوند. ولی در مجموع می توان گفت تمامی تعاریف بر این اصل استوارند که مسئولیت اجتماعی، نشان دهنده وظایف سازمان ها نسبت به کلیه ذی نفعان شان میباشد.
مسئولیت اجتماعی، مجموعه وظایف و تعهداتی است که سازمان بایستی در جهت حفظ و مراقبت و کمک به جامعهای که در آن فعالیت میکند انجام دهد (گریفین و بارنی[۲۷])، همچنین درک فرنچ و هینر ساورد در کتاب فرهنگ مدیریت درخصوص مسئولیت اجتماعی و محیطی که شرکتها و سازمانها درآن کار میکنند بیان میدارند که میزان این وظیفه عموماً مشتمل بر وظایفی چون: آلوده نکردن، تبعیض قائل نشدن در استخدام، نپرداختن به فعالیتهای غیراخلاقی و مطلع کردن مصرفکننده از کیفیت محصولات، همچنین وظیفهای مبتنی بر مشارکت مثبت در زندگی افراد جامعه میباشد.(کارول، ۱۹۹۱، ۴-۸)
و در بیانی دیگر میتوان گفت که مسئولیت اجتماعی، تعهد تصمیمگیران برای اقداماتی است که به طور کلی علاوه بر تأمین منافع خودشان موجبات بهبود رفاه جامعه را نیز فراهم میآورد. در این تعریف عناصر مختلفی وجود دارد که بشرح زیر بدان میپردازیم:
اولاً: مسئولیت اجتماعی یک تعهد است که مؤسسات باید در قبال آن به جامعه پاسخگو باشند.
ثانیاًً: مؤسسات و سازمانها مسئول هستند که از آلوده کردن محیط زیست، اعمال رفتارهای تبعیضآمیز درخصوص امور استخدامی، بیتوجهی به تأمین نیازهای کارکنان خود، تولید کردن محصولات زیانآور و نظایر آن که به سلامت جامعه لطمه میزنند بپرهیزند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[سه شنبه 1401-09-29] [ 06:09:00 ق.ظ ]
|
|
۳- حاکمیت، انحصار مشروع قدرت : بدیهی است که تمام افراد یک جامعه پیوسته به همه مقررات دولتی گردن نمی نهند و دولت ها نیز ناگزیر با کسانی سروکار دارند که از مقررات آن سرپیچی میکنند; البته دولت تنها سازمانی نیست که مجازات زندان و اعدام را به کار میبرد، بلکه دزدان و راهزنان نیز گاهی چنین میکنند، اما تفاوت دولت با آن ها در این است که اقدام او «مشروع » است. مقصود از مشروعیت و حاکمیت در این جا دو چیز است: نخست این که دولت در درون قلمرو خود رقیبی ندارد و بر همه گروه ها مسلط است; دوم، از نظر خارجی دولتهای دیگر آن را به عنوان دولتی مجزا و مستقل شناسایی میکنند.

۴- استمرار دولت و عضویت غیر ارادی افراد:برخلاف دیگر سازمان های اجتماعی که عضویت در آن ها ارادی است، عضویت در یک دولت بیشتر غیرارادی است. اغلب انسان ها بی هیچ گزینشی عمدی یا عملی آگاهانه، از همان ابتدای تولد شهروند یک دولت و فرمان بردار قواعد آن میشوند. هر چند قبول تابعیت یا ترک تابعیت یک دولت – با رعایت تشریفاتی – امکان پذیر است، لیکن عضویت اولیه در یک دولت غیرارادی است و معمولا انسان ها در درون دولت و با توجه به شرایط از پیش تعیین شده دولت، به دنیا میآیند، در درون همان دولت زندگی میکنند و پس از مرگ نیز در گورستانی که غالبا دارای پروانه دولتی است و با رعایت قوانین دولت، به خاک سپرده، میشوند[۴].
به صورت خلاصه باید گفت که دولت میتواند به گونهای زندگی افراد را شکل داده و کنترل کند که هیچ نهاد دیگری نمیتواند. اگرچه امروزه در مورد نقش دولت و توانایی او در اداره جامعه بحثهای مختلفی میشود.در نهایت باید گفت تقریباً هر پدیدهای در جامعه به وسیله دولت سازمان مییابد. دولت میتواند با قدرت خود پدیدههای اجتماعی را در بافت و قالب خاص قرار داده و آن ها را سامان بخشد. اما آنچه که مورد نظر است آن است که دولت تا چه میزان میتواند در آن ها دخالت داشته باشد.
مفهوم فرهنگ
آن چه از مفهوم فرهنگ مد نظر است، تعریف خاصی از فرهنگ است که شامل بخش نرم افزاری یک تمدن میشود که مجموعه دانشها، اعتقادات، ارزش ها، هنجار ها، طرز تلقی ها، آداب و رسوم که به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه توسط انسان اکتساب میشود را در بر میگیرد. فرهنگ به دو بخش ثابت و متغیر تقسیم شده و دگرگونی عناصر متغیر، که باعث تغییر فرهنگ می شود، به نوع شناخت و ارزش هایی بر میگردد که به واسطه آن ها اصول و عناصر ثابت را تفسیر یا تأویل میکند.
الف: ویژگی های عمومی فرهنگ
می توان ویژگی های عمومی فرهنگ را بدین شرح بیان نمود:
۱-« فرهنگ در درون هر جامعه ای، طی فرآیندی طولانی مدت و در گذر زمان شکل میگیرد. پذیرش فرهنگ معمولا به صورت تدریجی و در گذر زمان حاصل می شود نه به صورت دفعی و ناگهانی. فرهنگ پایدار است. تغییرات فرهنگی بسیار کند صورت میگیرد، به طوری که ظاهراًً فرهنگ ثابت به نظر میرسد.»[۵] ارزش های فطری و بعضا ارزش های دینی، به عنوان بحث ثابت فرهنگ، هرگز تغییر نمیکنند؛ زیرا بر سه پایه فطرت، اخلاق و شریعت استوار است.
۲- فرهنگ در درون جامعه به معنای ارزشها، هنجارها و نمادهای آن جامعه به شمار می رود. فرهنگ عامل توحید بخش ارزشهای اجتماعی است و نوعی یگانگی به ارزشها میدهد.
۳- فرهنگ اکتسابی است؛ یعنی فرد بایستی عناصر، مدلها و انگاره های فرهنگی را بیاموزد. فرهنگ از امور غریزی نیست که با انسان به این دنیا بیاید، بلکه نوزاد انسان از بدو تولّد، فرهنگ جامعه خود را دریافت میکند. فرهنگ رابطه ای دو جانبه با انسان دارد. یعنی همان گونه که انسان فرهنگ ساز است، فرهنگ نیز انسان ساز است.
تأثیر بنیادین فرهنگ بر جامعه انکار ناپذیر است. فرهنگ هویت،اصالت و روح یک جامعه است. بسیارى از موفقیت ها و یا شکست ها در فرهنگ ریشه دارد. تعالى و انحطاط تمدن یک جامعه را باید در فرهنگ آن جست و جو کرد. ظهور و سقوط دولت ها و ملت ها ریشه در فرهنگ آن ها دارد. تأثیر فرهنگ بر جامعه نامحسوس، عمیق و درازمدت است. اگر بنا باشد براى بنیادهاى سیاسى، اجتماعى، اقتصادى و نظامىِ جامعه زیربنایى قائل شویم، همانا این زیربنا فرهنگ است.
ب: نقشهای فرهنگ
۱-«هویت فرهنگی:یکی از نقشهایی که فرهنگ در جامعه ایفا میکند هویت بخشی به افراد و جامعه است. امانوئل کاستلز در تعریف آن میگوید: هویت عبارت است از فرایند معناسازی بر اساس یک ویژگی فرهنگی یا مجموعه به هم پیوستهای از ویژگیهای فرهنگی که بر منابع معنایی دیگر اولویت داده میشود.
۲- رفتارسازی:یکی دیگر از نقشهای فرهنگ، توانایی آن جهت حضور در دیگر جنبهها و حوزه های اجتماع است که باعث ایجاد رفتارهایی خاص در حوزه های مختلف میشود. چنانکه فرهنگ میتواند در اقتصاد، با ایجاد فرهنگ اقتصادی و در سیاست، فرهنگ سیاسی و مانند آن نمایان گرد.
۳-فرهنگ توسعه:یکی از نقشهای مورد توجه، نقش فرهنگ در ایجاد ارزشهایی در جهت توسعه است. « هر فرهنگی در داخل خود ساز و کارهایی مختلف دارد که تغییر را در جهتی تسهیل میکند یا در مقابل آن موانعی به وجود میآورد. همچنین در هر فرهنگ سلسله مراتبی از ارزشها وجود دارد که به طور گستردهای، گستره قبول تغییر را تعیین میکنند و بر سطح پذیرش فعالیتهای توسعه که چنین تغییری را ایجاد میکند، تأثیر میگذارند. ارتباط بین توسعه، اگر آن را به مفهوم تغییر بگیریم و فرهنگ، در صورتیکه متضمن ارزشهای ناسازگار یا متضاد با تغییر بدانیم، اغلب با تنشی ثابت و اساسی آشکار است».[۶]
۴-هویت ملی (استقلال فرهنگی(:یکی دیگر از نقشهای فرهنگ نقشی است که در ایجاد هویت ملی ایفا میکند. فرهنگ در یک مکان خاص در بین جامعهای خاص تشکیل و از سایر جوامع متمایز میشود.
۵- مشروعیت سیاسی:از جمله شکلهای حضور فرهنگ نقشی است که در ایجاد، تقویت، دوام و حتی تغییر مشروعیت سیاسی یک نظام ایفا میکند. فرهنگ دارای این قابلیت است که ارزشها و هنجارهای سیاسی افراد جامعه خود را بیان دارد. نوع ارزشها و هنجارها اگر در راستای هنجارها و ارزشهای مطلوب نظام سیاسی باشد باعث تحکیم و تقویت مشروعیت آن نظام خواهد بود و در غیر این صورت نظام سیاسی به چالش کشیده شده و تعارضات فیمابین دو چندان خواهد شد. از همین نظر است که دولتمندان سعی در تطابق خود با فرهنگ جامعه و هدایت آن به سوی خواستههای خود هستند. [۷]
نظام فرهنگی و کارکردهای اصلی آن
نظام فرهنگی، مجموعه ای از دستگاه های فرهنگی است که وظایف هدف گذاری، سیاست گذاری، برنامه ریزی و اجرای فعالیت های فرهنگی را برای تعیین و تبیین فرهنگ هدف بر عهده دارند. از آنجا که اهداف اصلی نظام جمهوری اسلامی، اهدافی فرهنگی است؛ بنابرین نظام فرهنگی باید بر نظام های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تأثیرگذار باشد و کارکردهای سایر نظام ها با کارکرد نظام فرهنگی کشور، سازگار و مقوّم آن باشد..

موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تعریف مفهومی : این مفهوم از نسبت هزینه منابع انسانی (طبق فرمول هولمز)به دارایی های سرمایه ای شرکت به دست میآید (فروغی و احمدنژاد)

تعریف عملیاتی : نسبت هزینه منابع انسانی به دارایی های سرمایه ای : این نسبت از طریق هزینه منابع انسانی که نحوه محاسبه آن در بالا بیان شده و دارایی های سرمایه ای شرکت ها از طریق اطلاعات مالی شرکت ها محاسبه میگردد. (متغیر مستقل )
تعریف مفهومی : این مفهوم از نسبت هزینه منابع انسانی (طبق فرمول هولمز)به هزینه حقوق و دستمزد و پاداش شرکت به دست میآید (فروغی و احمدنژاد)
تعریف عملیاتی : نسبت هزینه منابع انسانی به هزینه حقوق و دستمزد و پاداش، این نسبت از طریق هزینه منابع انسانی که نحوه محاسبه آن در بالا بیان شده و هزینه حقوق و دستمزد و پاداش شرکت ها از طریق اطلاعات مالی شرکت ها محاسبه میگردد. (متغیر مستقل )
تعریف مفهومی : این مفهوم از نسبت هزینه منابع انسانی (طبق فرمول هولمز)به سود عملیاتی شرکت به دست میآید (فروغی و احمدنژاد)
تعریف عملیاتی : نسبت هزینه منابع انسانی به سود خالص عملیاتی : این نسبت از طریق هزینه منابع انسانی که نحوه محاسبه آن در بالا بیان شده و سود خالص عملیاتی شرکت ها از طریق اطلاعات مالی شرکت ها محاسبه میگردد. (متغیر مستقل )
تعریف مفهومی : این مفهوم از نسبت هزینه منابع انسانی (طبق فرمول هولمز)به سود خالص شرکت به دست میآید (فروغی و احمدنژاد)
تعریف عملیاتی : نسبت هزینه منابع انسانی به سود خالص قبل از کسر مالیات : این نسبت از طریق هزینه منابع انسانی که نحوه محاسبه آن در بالا بیان شده و سود خالص قبل از کسر مالیات شرکت ها از طریق اطلاعات مالی شرکت ها محاسبه میگردد. (متغیر مستقل )
۱-۹- جامعه و نمونه آماری
جامعه ی آماری تحقیق شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران میباشد
نمونه آماری به روش حذف سیستماتیک و بر اساس معیارهای زیر انتخاب می شود:
-
- از سال۱۳۸۷ تا۱۳۹۰ در بورس حضور داشته باشند.
-
- سال مالی آن ها به پایان اسفند ختم شده باشد.
-
- شرکت بین سال های۱۳۸۷ تا۱۳۹۰ تغییر سال مالی نداده یاشد
-
- شرکت بین سال های ۱۳۸۷ تا۱۳۹۰ وقفه عملیاتی نداشته باشد.
- طی سال های مذکور زیان ده نباشد.
۱-۱۰- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات
از آنجا که روش انجام تحقیق به صورت میدانی بوده و با داده های واقعی شرکت ها سر و کار دارد، برای فراهم کردن اطلاعات شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران که با توجه به متغیرهای تحقیق، مربوط به صورتهای مالی شرکت ها می شود، از منابع مختلفی از جمله لوح های فشرده سازمان بورس و اوراق بهادار تهران، نرم افزار تدبیر پرداز و ره آور نوین، سایت اطلاع رسانی شرکت بورس و سازمان بورس استفاده شده است . برای پردازش اطلاعات از نرم افزار Excel و Eviews6استفاده شده است.

۱-۱۱- واژگان کلیدی
حسابداری منابع انسانی، نسبتهای حسابداری منابع انسانی،ارزش بازار شرکت
حسابداری منابع انسانی: انجمن حسابداران رسمی امریکا (AICPA, 1983) حسابداری منابع انسانی را بدینگونه تعریف کردهاست: “حسابداری منابع انسانی فرایند شناسایی و اندازهگیری داده های مربوط به نیروی انسانی شرکتها و تبادل این اطلاعات با بخشهای ذینفع به منظور کمک به تصمیمهای استفاده کنندگان داخلی و خارجی سازمان است.” سرمایه انسانی را میتوان دانش اکتسابی اشخاص تعریف کرد که در طول حیات خویش به دست میآورند و از آن در تولید و ارائه کالا و خدمات بهتر، استفاده میکنند (Afiouni, 2007).
نسبتهای حسابداری منابع انسانی:در این تحقیق منظور از نسبت های حسابداری منابع انسانی ، نسبت هزینه منابع انسانی به هزینه حقوق دستمزد ، سود خالص عملیاتی ، سود ویژه و دارایی میباشد
ارزش بازار شرکت : ارزش بازاری هر شرکت بر اساس میزان سهام آن شرکت در بازار سهام ضرب در ارزش سهام آن محاسبه میشود
۱-۱۲- ساختار تحقیق
این پژوهش در پنج فصل ارائه شده است.در فصل اول این تحقیق به کلیات تحقیق اشاره شده که شامل مقدمه ،بیان مسئله ،اهمیت تحقیق،اهمیت موضوع،فرضیات تحقیق، هدف از انجام تحقیق،روش تحقیق،متغیر های تحقیق و تعاریف عملیاتی اشاره شده است .
فصل دوم تحقیق که شامل ادبیات تحقیق می شود شامل مقدمه ،تاریخچه ای از تاثیر اطلاعات حسابداری منابع انسانی بر ارزش شرکت های پذیرفته شده در بورس بیان شده و سپس تاریخچه ای در مورد پژوهش های صورت گرفته در گذشته ارائه می شود. در این فصل اطلاعات کاملی از تاثیر اطلاعات حسابداری منابع انسانی بر ارزش شرکت های پذیرفته شده در بورس ایران از مقالات لاتین و مقالات معتبر داخلی،کتب معتبر و سایت های معتبر داخلی و خارجی جمع آوری ،سپس با توجه به اهمیت اطلاعات و ضروری بودن آن ها ارائه شده است.
فصل سوم این تحقیق روش تحقیق را بیان میکند وهمچنین ابزار های مورد استفاده و چگونگی تجزیه و تحلیل اطلاعات را توضیح میدهد.
در فصل چهارم تحقیق، اطلاعات گردآوری شده در مورد عوامل مؤثر تاثیر اطلاعات حسابداری منابع انسانی بر ارزش شرکت های پذیرفته شده در بورس گرفته شده،تجزیه و تحلیل شده و فرضیات مورد آزمون قرار گرفته است.
در فصل پنجم این تحقیق خلاصه ای از تحقیق و همچنین نتیجه آزمون فرضیات ارائه گردیده است در این فصل پیشنهادات کاربردی و پژوهش برای آینده نیز بیان شده است
فصل دوم: ادبیات تحقیق
۲-۱- مقدمه
در سال های اخیر , سطح تبادلات جهانی و حرکت به سمت اقتصاد دانش پایه منجر به تغییر پارادایم حاکم اقتصادی شده است.و دورانی که نقش مدیریت فقط یافتن راهی برای ترکیب بهینه ی محصولات و بازار های هدف و رفع موانع ورود کالا به این بازار ها بوده تمام شده و می توان شاهد اقتصاد مبتنی بر دانش[۱] و اطلاعات[۲] بود که اساس و بنیان آن بر محور دارایی های نامشهود[۳] و سرمایه ی فکری استوار است.در چنین فضایی سرمایه های فکری و دانش سازمانی بیش از گذشته به عنوان مزیت های رقابتی مورد توجه قرار گرفته اند.
در این دوران نگاه مدیریت واحد های انتفاعی به جای محیط و صنعت به طور جدی به منابع درون سازمانی معطوف شده است که از آن با عناوینی چون دارایی نامشهود، دانش، دارایی راهبردی و … یاد می شود که این منابع درون سازمانی واجد شرایط ایجاد و افزایش مزیت ها ی رقابتی پایدار میباشند.
در طول نیمه دوم قرن بیستم مفهوم،نقش و اهمیت دانش در اقتصاد و تجارت تغییرات زیادی یافته است.و از دهه ی ۹۰ الگوی رشد اقتصادی دچار تغییرات اساسی شد و در نتیجه، عامل دانش به عنوان مهمترین سرمایه، جایگزین سرمایه ی مالی و فیزیکی در اقتصاد جهانی شد. به عبارت دیگر اقتصاد دانش محور جای اقتصاد صنعتی را گرفت و در این اقتصاد دانش به عنوان کلیدی ترین عامل ایجاد ارزش و ثروت جای خود را با عوامل اصلی تولید ثروت در اقتصاد صنعتی یعنی زمین، نیروی کار، پول و ماشین آلات و … عوض کرد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بیور و رایان اظهار کرده اند که محافظه کاری پیشرویدادی در دوره های قبلی، پیش انجام محافظه کاری پسرویدادی دوره های بعدی است. یعنی، اگر شرکتی در هزینه کردن مخارجی در یک دوره محافظه کاری پیشرویدادی داشته باشد، در ترازنامهاش چیزی به حساب دارایی منظور نشده تا در آینده، در پاسخ به اخبار بد کاهش دهد. به بیان ساده، اگر محافظه کاری پیشرویدادی منجر به عدم شناسایی یک دارایی در دوره های گذشته شده باشد، اخبار بد ناشی از کاهش ارزش این دارایی نمیتواند در سود دوره جاری شناسایی شود. در مقابل، فرض کنید شرکتی دارای محافظه کاری پیشرویدادی نیست و مخارجی را در یک دوره به عنوان دارایی ثبت نماید؛ پس اگر در یکی از دوره های آتی اخبار بد درباره منافع این دارایی ایجاد شود، انتظار بر این است که در آن دوره، بر مبنای حسابداری کاهش ارزش دارایی، محافظه کاری پسرویدادی مشاهده شود (پائی و همکاران[۲۹]، ۲۰۰۵).

۲-۲-۱- دلایل محافظه کاری
هندریکسن و ون بردا[۳۰] (۱۹۹۲) در کتاب تئوری حسابداری سه دلیل برای محافظه کاری ارائه کرده اند. اولین دلیل این است که گرایش حسابداران به بدبینی[۳۱] برای جبران خوشبینی[۳۲] بیش از حد مدیران و مالکان ضروری است. معمولاً مالکان واحدهای تجاری نسبت به تجارتاشان خوشبین هستند. این خوش بینی هم در انتخاب اقلام و هم در تأکید بر اقلام در گزارشهای حسابداری نشان داده می شود. در اثر فشار بستانکاران و سایر استفادهکنندگان از گزارشهای مالی، حسابداران سدهی نوزدهم به طور مداوم برای خودداری از انعکاس این خوشبینی در گزارش هایشان تحت فشار بوده اند. از اینرو بسیاری از اصول سنتی حسابداری مبتنی بر محافظه کاری بوده و بسیاری از این مفاهیم در حسابداری امروز هم رسوخ کردهاند.

دلیل دوم برای محافظه کاری این است که بیشنمایی[۳۳] سود و ارزشیابیها، نسبت به کمنمایی[۳۴] آن ها، برای تجارت و مالکان آن خطرناکتر است. بدین معنی پیامد زیان یا ورشکستگی بسیار جدی از پیامد سود است. بنابرین، چنین استدلال می شود که وقتی پیامد متفاوت است، دلیلی وجود ندارد که قواعد اندازه گیری و شناسایی زیانها و سودها مشابه باشد. پیش فرض مبنای این استدلال این است که حسابدار برای ارزیابی ریسک، نسبت به سرمایه گذار یا اعتبار دهنده، موقعیت بهتری دارد. با این حال، ارزیابی ریسک و پذیرش یا گریز از آن قضاوتی ذهنی است که نمیتواند توسط حسابدار انجام شود. به جای به کار بردن محافظه کاری، باید هدف گزارشهای مالی فراهم نمودن اطلاعات مناسبی باشد که به استفاده کنندگان اجازه دهد خودشان ریسک را ارزیابی نمایند.
دلیل سوم برای محافظه کاری مبتنی بر این فرض است که حسابدار نسبت به سرمایه گذاران و اعتباردهندگان به اطلاعات بیشتری دسترسی دارد و حسابدار در هنگام حسابرسی با دو نوع ریسک روبرو می شود: از یک سو، این ریسک وجود دارد که ممکن است آنچه گزارش شده، بعدا نادرست از آب درآید. از سوی دیگر، این ریسک وجود دارد که ممکن است آنچه گزارش نشده بعد درست از آب درآید. محافظه کاری بدین معنا است که تاوان افشا بیش از عدم افشا است. ایراد این شیوه این است که شواهدی اساسی مبنی بر این که پیامد کدام یک از ریسکها بیشتر از دیگری است وجود ندارد تا بتوان این جانبداری گزارشهای حسابداری را توجیه کرد. حسابدار باید تا آن جا که ممکن است برای ایجاد تعادل میان این دو ریسک تلاش کند و در هرجا که ممکن است اطلاعاتی را برای ارزیابی مناسب ریسک فراهم نماید.
از دیدگاه این دو دانشمند، محافظه کاری، در بهترین حالت روشی ضعیف برای برخورد با ابهام در ارزشیابی دارایی ها و اندازه گیری سود است، و در بدترین حالت، منجر به داده های حسابداری به طور کامل دستکاری شده می شود. خطر اصلی این است که چون محافظه کاری روشی خام است، اثرات آن ناپایدار است؛ بنابرین دادههایی که به صورت محافظه کارانه گزارش می شود، حتی توسط آگاهترین خوانندگان هم نمیتواند به درستی تفسیر شود. محافظه کاری با هدف افشای همه اطلاعات مربوط و همچنین ثبات رویه در تضاد است. همچنین ممکن است منجر به از بین رفتن قابلیت مقایسه شود؛ چرا که استانداردهای یکنواختی برای کاربرد آن وجود ندارد. بدین ترتیب هندریکسن و ون بردا بر این باورند که محافظه کاری در تئوری حسابداری جایگاهی ندارد. کم نمایی آگاهانه می تواند منجر به تصمیم گیریهای ضعیف شود همان گونه که پیشنمایی منجر به چنین امری می شود.
۲-۲-۲- تبیین های محافظه کاری
علیرغم نظر هندریکسن و ون بردا (۱۹۹۲) پژوهشگران تبیینهایی را درباره گزارشگری مالی محافظهکارانه ارائه نموده اند. همه این تبیینها نشان میدهد که محافظه کاری برای استفاده کنندگان از گزارشهای حسابداری مفید است. در ادامه به تشریح مختصر هریک از این تبیینها پرداخته می شود.
تبیین قراردادی[۳۵]:
استفاده قراردادی از محافظه کاری قدیمیترین کاربرد آن است و پژوهشگران معتقدند که این کاربرد طولانی، پیشرفت و ماهیت حسابداری و گزارشگری مالی معاصر را تحت تأثیر قرار داده و منجر به جانبداری محافظه کارانه شده است. در مقابل، سایر تبیینهای محافظه کاری بر پدیده های جدیدتری متکی هستند (واتز، ۲۰۰۳).
تقاضا برای محافظه کاری در قراردادها از بازدههای نامتقارن[۳۶] بین طرفین قرارداد و عدم تقارن اطلاعاتی[۳۷] بین آن ها ناشی می شود.
دو نوع از قراردادها منجر به حسابداری محافظه کارانه میشوند، این قراردادها عبارتند از:
-
- قراردادهای استقراض[۳۸] ؛
- قراردادهای مزایای جبران خدمات مبتنی بر سود[۳۹] .
الف) قراردادهای استقراض
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- شاملو، سعید.(۱۳۸۸). بهداشت روانی.تهران :رشد.

-
- شفیع آبادی, عبدالله. (۱۳۷۰). فنون تربیت کودک. تهران: چهر.
-
- فتحی آشتیانی، علی؛عسگری، علیرضا. (۱۳۸۱).بررسی تاثیر تمرین های جسمانی بر کاهش اضطراب.مجله روانشناسی.ششم،چهارم،۳۶۵-۳۷۴٫
-
- فرع شیرازی، مصطفی.(۱۳۹۳). بررسی تربیت جنسی در آموزههای فقهی.پایان نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه فردوسی مشهد
-
- فرمهینی فراهانی، محسن .(۱۳۹۰).تربیت در نهج البلاغه.تهران: آییژ.
-
- فرمهینی فراهانی، محسن .(۱۳۸۷).فرهنگ اصطلاحات علوم تربیتی .تهران :اسرار دانش.
-
-
- فرمهینی فراهانی، محسن.(۱۳۸۳).محتوای مناسب برای تربیت جنسی در کتب درسی دوره متوسطه.دوماهنامه علمی _ پژوهشی دانشور رفتار ( دانشگاه شاهد).یازدهم،نهم .۱-۱۴٫


-
- فلاح، طاهره؛ سهرابی، فرامرز؛ زاده محمدی، علی.(۱۳۹۰ ).اثربخشی موسیقی درمانی با تصویر هدایت شده و راهبردهای شناختی بر کاهش میزان اضطراب دانش آموزان.دوفصلنامه علمی_پژوهشی دانشگاه شاهد.سوم،چهارم.۹-۱۶٫
-
- فقیهی، علی نقی؛شکوهی یکتا ؛محسن، پرند، اکرم.(۱۳۸۷).آموزش جنسی به کودکان و نوجوانان از دیدگاه اسلامی و مطالعات روانشناختی.دو فصلنامه علمی – تخصصی تربیت اسلامی.سوم. هفتم.۵۱-۸۰٫
-
- قائمی، علی.(۱۳۷۲).خانواده و مسائل جنسی کودکان .تهران : انجمن اولیاء و مربیان جمهوری اسلامی ایران.
-
- کاپلان، هارولد؛سادوک، بنجامین؛سادوک، ویرجینیا.(۲۰۰۷).خلاصه روانپزشکی علوم رفتاری-روانپزشکی بالینی. (ترجمه فرزین رضایی،۱۳۸۶) تهران :ارجمند.
-
- کرباسی، منیژه؛کیلیان، منوچهر.(۱۳۸۸). مسایل نوجوانان و جوانان. تهران: پیام نور.
-
- کرم رازی، هادی.(۱۳۹۲).بررسی مشکلات روانشناختی نوجوانان پسر در خانواده های تک والد.پایان نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه علامه طباطبایی.
-
- کُری، جرالد.(۲۰۰۵).نظریه ها و کاربست مشاوره و روان درمانی.(ترجمه سیدمحمدی،۱۳۸۹) . تهران : ارسباران.
-
- کرین، ویلیام .سی ،(۱۹۸۵).پیشگامان روانشناسی رشد .(ترجمه فدایی،۱۳۸۷) .تهران :اطلاعات.
-
- کوچتکوف ،و.د. ؛ لاپیک،و.م. روانشناسی و تربیت جنسی. (ترجمه م.تقی زاده ،۱۳۶۴) تهران: بنیاد.
-
- عبدلی، نسرین.(۱۳۸۴).آزمون اضطراب حالت_صفت اسپیلبرگر.تهران:سینا.
-
- عراقی، یحیی؛اصل فتاحی، بهرام؛سیدغلامی، فرزانه.(۱۳۹۰).اثربخشی مشاوره گروهی به شیوه شناختی _رفتاری بر کاهش علائم اضطراب دانش آموزان دوره پیش دانشگاهی شهرستان شبستر.فصلنامه علوم تربیتی.چهارم،پانزدهم.۱۳-۲۴٫
-
- عسگری، علیرضا؛ فتحی آشتیانی، علی.(۱۳۸۱). بررسی تاثیرتمرینهای جسمانی در کاهش اضطراب. مجله مقاله های مجلههای علمی . ششم، چهارم . ۳۶۵ – ۳۷۴٫
-
- عطایی نخعی، آسیه.(۱۳۸۷). بررسی اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر روش شناختی هوشیاری فراگیر با آموزش مهارتهای مطالعه در کاهش اضطراب امتحان و اضطراب پنهان دانشجویان.پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه فردوسی مشهد.
-
- عیسی زادگان، علی؛ دستوری، رامین؛عبدلی سلطان احمدی،جواد.(۱۳۹۱).اثربخشی آموزش راهبردهای برنامه ریزی عصبی زبانی بر خودکارآمدی،اضطراب و انگیزش پیشرفت دانش آموزان پسر مقطع پیش دانشگاهی.مطالعات روانشناختی(دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه الزهرا).هشتم،چهارم.۷۳-۹۴
-
- لطف آبادی، حسین. (۱۳۸۸). روانشناسی رشد (۲) نوجوانی جوانی و بزگسالی .تهران: سمت.
-
- ماسن, پاول و همکاران. (۱۹۸۴). رشد و شخصیت کودک.(ترجمه مهشید یاسایی،۱۳۸۴) تهران: ماد.
-
- متقی فر، غلامرضا.(۱۳۸۰). آموزش جنسی در مدارس. مجله پژوهش های تربیت اسلامی . هشتم .سی و چهارم ،۱۳۱- ۱۶۴
-
- محمدی، حسین.(۱۳۸۵). تبیین مبانی ،اصول وروش های تربیت جنسی با تأکید بر دیدگاه اسلام. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه شاهد.
-
- مداحی، محمدابراهیم؛ مداح، لیلا.(۱۳۹۳).اثربخشی آموزش مهارت مقابله با خلق منفی بر اضطراب و استرس دانش آموزان پسر.مجله روش ها و مدل های روان شناختی.چهارم.شانزدهم،۱-۱۰٫
-
- مرقاتی خویی، عفت السادات؛ ابولقاسمی،ناریا؛تقدیسی ،محمد حسین.(۱۳۹۲).تربیت جنسی کودکان : مطالعه کیفی تبیین دیدگاه های والدین.مجله دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی.یازدهم.دوم.۶۵-۷۴
-
- مرهج، ریتا . والدین باید بدانند . (ترجمه شبانکاری و مطلق ، ۱۳۸۶) ، تهران : فراگفت .
-
- مطهری، مرتضی.(۱۳۷۸).آشنایی با قرآن ۴،تهران : صدرا.
-
- نابدل، یونس.(۱۳۹۱).راهنمای بیماری های روانپزشکی برای خانواده.تهران: ارجمند
-
- ناس، جان بویر.(۱۹۹۴).تاریخ جامع ادیان. (ترجمه علی اصغرحکمت،۱۳۷۲).تهران : اسناد آموزش انقلاب اسلامی.
-
- نریمانی، محمد؛ حسن زاده، شهناز؛ ابوالقاسمی، عباس.(۱۳۹۱). اثربخشی آموزش ایمن سازی روانی بر کاهش استرس، اضطراب و افسردگی دانش آموزان دختر مقطع پیش دانشگاهی.مجله روانشناسی مدرسه.اول،سوم،۱۰۱-۱۱۷٫
-
- نوری، ربابه؛ کلیشادی، رویا؛ ضیاءالدینی، حسن.(۱۳۸۹).بررسی استرس های شایع دانش آموزان شهر تهران.مجله دانشکده پزشکی اصفهان.بیست و هشتم،صدوپنج،۱-۱۲٫
-
- نیک منش، زهرا؛ خسروی، زهره؛ کاظمی، یحیی.(۱۳۸۷).بررسی نقش ساخت و عملکرد خانواده در رفتارهای جنسی نوجوانان.پژوهشنامه مطالعات روانشناسی تربیتی.هشتم.۸۹-۱۱۱٫
-
- هالجین، ریچارد.پی؛ ویتبورن، سوزان کراس.(۲۰۰۳).آسیب شناسی روانی،جلد اول.( ترجمه سیدمحمدی،۱۳۸۶).تهران:نشر روان.
-
- Fentahun, N; Assefa, T; Alemseged, F; & Ambaw, F. (2012). Parents’ perception, students’ and teachers’ attitude towards school sex education. Ethiopian journal of health sciences, ۲۲(۲).
-
- Hallion, L. S; & Ruscio, A. M. (2011). A meta-analysis of the effect of cognitive bias modification on anxiety and depression. Psychological bulletin, ۱۳۷(۶), ۹۴۰٫
-
- Hinkle,D.N.(2010).The change of Personal Constructs from the viewpoint of a theory of construct implication .Personal Construct Theory & Parcitic,7,No1.
-
- Hofmann, S. G; Sawyer, A. T; Witt, A. A; & Oh, D. (2010). The effect of mindfulness-based therapy on anxiety and depression: A meta-analytic review. Journal of consulting and clinical psychology, ۷۸(۲), ۱۶۹٫
-
- Kouyoumjian, S; DeJong, J; Afifi, R; Zurayk, H. (2012). Sexuality education and determinants of perceived sex refusal skills among Lebanese adolescents. International Journal of Infectious Diseases, ۱۶, e334.
-
- Legrand,J.C.(1998).The relationship between selected biographical and anxiety and depression of participants in divorce workshop, texas
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
افسانه های به یادماندنی بسیاری در باره پلیس وکارآگاهان وجود دارد. فیلم ها وسریال های بسیاری درباره کارآگاهان تهیه شده وتحقیقات جنایی یا پی جویی قتل را کاری مهیج و خطرناک جلوه دادهاند که با تیر اندازی و تعقیب وگریز اتومبیل ها ودست وپنجه نرم کردن با مجرمین همراه است. اما آنچه عملاً کارآگاهان انجام میدهند یا تصویری که ازآنان دررسانه های گروهی ترسیم می شودکاملاً متفاوت است. پی جویی قتل کاری خسته کننده وملال آور است اما کارآگاهان با کار فشرده وشبانه روزی خود پرونده های قتل بسیاری را کشف میکنند. آن ها با جمع بندی نتایج حاصله از آزمایشات کالبد شکافی وسایر اطلاعات به دست آمده فرضیه یا فرضیه های را برای پی جویی موفقیت آمیز قتل وشناسایی ودستگیری قاتل در ذهن خود طرح میکنند. بدیهی است که روش های دیگر از قبیل حشره شناسی جنایی،دندان شناسی جنایی،روانشناسی جنایی وغیره نیز در صورت نیاز می تواننددرجهت پیگیری موضوع به مأمورین پلیس مساعدت های فراوانی بنمایند.(پرویزی،۱۳۷۹،ص۷۲).


۲-۶-۱۷- اقدامات اساسی در تحقیقات راجع به پروندهای قتل:
د ربرخی از وقایع مرگ، چگونگی وقوع، مبهم یا غیر طبیعی است وضرورت دارد پیرامون موضوع تحقیقات لازم انجام شود تا با مشخص شدن نحوه وقوع ورفع نکات مبهم، چنانچه جرم، قصور یا سهل انگاری صورت گرفته با تحقیقات لازم وشناسایی دستگیری مجرمین یا افراد مقصر،زمینه استیفای حقوق اولیای دم واجرای احکام قانونی فراهم آید.علیرغم اینکه هر پرونده قتل یا مرگ مشکوک وضعیت وشرایط خاص خود را دارد وبه تبع شرایط مذکور، پیگیری هر موضوع با موضوع دیگر تفاوت هایی خواهد داشت، اما بعضی اقدامات تحقیقی، از ارکان اساسی ومهم تحقیق محسوب می شود که عدم انجام هر یک از آن ها در زمان لازم، ممکن است موجب لطمات وآسیب های جدی بر امور مر بوطه شده وموجب عدم کشف موضوع، تأخیر در کشف یا ابهامات شاخص واساسی در تعیین نحوه وقوع شود.بنابه مراتب فوق فهرست حداقل اقدامات اساسی ونکات قابل توجه در پیگیری پرونده های قتل به شرح زیر اعلام می شود:
۱- اصول کلی:
۱-۱)پیگیری کلیه پرونده های قتل ومرگ مشکوک به جنایت، برابر دستورالعمل های صادره بر عهده یگان های اجرایی آگاهی است. تأکید می شود در مواردی که متهم به قتل در مراحل اول تحقیق یا درصحنه دستگیرشده ومعترف به اتهام منتسبه باشد، ضرورت دارد تحقیقات تکمیلی توسط آگاهی صورت پذیرد تا با جمع آوری مستندات ودلایل از بروز ابهام در مراحل بعدی تحقیق جلوگیری به عمل آید. چنانچه در شهرستانی، بر اساس تصمیمات مراجع قضایی، پرونده های قتل با تأخیر به آگاهی ارسال شود، یا به لحاظ کشف موضوع در مراحل اولیه، موضوع به آگاهی ارجاع نشود ضروری است از سوی فرماندهان مربوطه هماهنگی لازم با روسای دادگستری به عمل آید تا نسبت به رفع این معضل اقدام شود.
۱-۲)حضورمراجع غیر مسئول در صحنه یکی از عوامل تغییر دهنده و آلوده کننده به شمار میآید. لذا صرفاً حضور افراد مسئول شامل مرجع قضایی، پزشک قانونی، کارشناس یا کارشناسان تشخیص هویت و کارشناس آگاهی در صحنه مجاز بوده وباید از حضور سایرین اعم از مراجع رسمی، بستگان وآشنایان قربانی وخبرنگارها در صحنه قتل که ممکن است به روند تحقیقات آسیب برساند، جلوگیری شود. قابل ذکر میداند وظیفه اصلی کارشناس آگاهی کشف جرم است ومصاحبه وخبر ر سانی، دلجویی از بازماندگان، ادای احترام به مسئولینی که در محل حضور مییابند و… برعهده وی نیست.
۱-۳)حضور کارشناس آگاهی در صحنه قتل، الزامی است وکلیه دوایر وشعبات رسیدگی به جرایم قتل باید در تمام ساعات شبانه روز آمادگی اعزام کارشناس به صحنه های قتل را داشته باشند.
۱-۴)حضور عوامل تشخیص هویت به منظوربررسی صحنه واقدامات مقتضی در خصوص جمع آوری وثبت آثار الز امی است و ادارات مربوطه باید آمادگی اعزام اکیپ در تمام ساعات شبانه روز وبه کلیه نقاط حوزه استحفاظی را داشته باشند.
۱-۵)حضور پزشکی قانونی در صحنه جرم، میتواند کمک های مؤثری در روند تحقیقات داشته باشد. چنانچه در استان یا شهرستانی پزشکان قانونی در صحنه قتل حضور نمی یابند، با هماهنگی فرماندهان ومراجع قضایی نسبت به رفع این مشکل اقدام شود.
۱-۶)حفظ صحنه قتل و مراقبت از آن به منظور جلوگیری از هر نوع تغییر ودستکاری بر عهده عوامل کوپ است که به عنوان اولین مأمورین در صحنه حاضر میشوند. چنانچه در صحنه جرم انجام برخی اقدامات متناسب با صحنه ضروری تشخیص داده شود ،اقدام خواهد شد، اما هر نوع جابجایی وتغییر در صحنه باید یاداشت شود.(مصطفایی وبیابانی،۱۳۸۷،ص۱۵۲-۱۵۴).
۲-مراحل پیگیری:
۲-۱)اطلاع از وقوع قتل: اطلاع ممکن است ازطریق تماس تلفنی، مراجعه حضوری، گزارش عوامل گشت یا وصول اطلاعیه باشد.در صورتی که اعلام ازطریق تماس تلفنی بوده،زمان تماس، شماره تماس گیرنده، و در صورتی که فردخودرا معرفی ننموده ،مشخصات استنباطی ازصدا(جنسیت تماس گیرنده،سن تقریبی، لهجه و…)درگزارش مأموردرج شود مراکزمجهز به ضبط تماس های تلفنی، ضبط صدای تماس گیرنده پیشنهاد می شود.
ممکن است اعلام کننده حالت روحی مناسب نداشته وسراسیمه مطالبی را ابراز کرده وبخواهد تماس را قطع کند، اپراتور مستقر در مرکز پلیس باید آموزش های لازم در خصوص کسب اطلاعات مفید از تماس گیرنده را داشته باشد تا در تعیین محل وقوع(نشانی) مشکلی پیش نیاید وموجب تأخیر در حضور مأمورین شود.
چنانچه اعلام وقوع قتلی به صورت کتبی باشد(اطلاعیه در مورد قتلی که قبلاً اتفاق افتاده)حتماً پاکت نامه نیز جهت بهره برداری های بعدی حفظ شود.
در اعلام حضوری، مشخصات هویتی اعلام کننده اخذ واقدامات بعدی صورت گیرد.
۲-۲)حضور در صحنه: کسانی که به عنوان اولین مأمورین در صحنه حضور مییابند، ابتدا وظیفه حفاظت صحنه از آسیب های احتمالی، آلودگی وتغییرات را بر عهده دارند، اما علاوه بر این وظیفه ، ممکن است به لحاظ شرایط موجود در صحنه یا وضعیت های مختلف، لازم شود کارهای دیگری نیز انجام دهند. مانند انتقال مجروح یا مجروحین و..(مصطفایی وبیابانی،۱۳۸۷،ص۱۵۴-۱۵۵).
۲-۶-۱۸- اقدامات تکمیلی پلیس برای شناسایی ودستگیری قاتلین:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۲-۱-۱۴- کنوانسیون عربی مقابله با تروریسم ۱۸۰
۳-۲-۱-۱۵- کنوانسیون سازمان کشورهای آمریکایی راجع به پیشگیری و مجازات اعمال تروریستی ۱۸۰

۳-۲-۱-۱۶- قطعنامۀ ایجاد فرهنگ جهانی امنیت سایبری و تلاشهای ملّی برای حفاظت از زیرساختهای اطلاعاتی حساس ۱۸۱

۳-۲-۱-۱۷- قعنامۀ مبارزه با سوءاستفادۀ جنایتکارانه از فناوری اطلاعات ۱۸۱

۳-۲-۱-۱۸- قطعنامۀ ایجاد فرهنگ جهانی امنیت سایبر و حمایت از زیرساختهای اطلاعاتی حساس ۱۸۲
۳-۲-۱-۱۹- کنوانسیون بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی ۱۸۲
۳-۲-۱-۲۰- قطعنامۀ راجع به حمایت از قربانیان تخلفات فاحش بینالمللی از قواعد بشر بینالمللی و تخلفات جدی از حقوق بشردوستانۀ بینالمللی ۱۸۳

۳-۲-۱-۲۱- نشست هفتم سازمان ملل متحد دربارۀ پیشگیری از جرم و اصلاح مجرمان ۱۸۳

۳-۲-۱-۲۲- نشست هشتم سازمان ملل متحد دربارۀ پیشگیری از جرم و اصلاح مجرمان ۱۸۳
۳-۲-۱-۲۳- نشست دهم سازمان ملل متحد دربارۀ پیشگیری از جرم و اصلاح مجرمان ۱۸۴
۳-۲-۱-۲۴- پیش نویس کنوانسیون سازمان ملل متحد دربارۀ عدالت و پشتیبانی برای بزهدیدگان و قربانیان سوءاستفاده از قدرت ۱۸۴
۳-۲-۲- حمایتهای مدنی ۱۸۶
۳-۲-۲-۱- حمایت مادی ۱۸۶
۳-۲-۲-۱-۱- کنوانسیون پیشگیری از تروریسم شورای اروپا ۱۸۷
۳-۲-۲-۱-۲- کنوانسیون منع حمایت مالی از تروریسم ۱۸۷
۳-۲-۲-۱-۳- توصیه نامۀ کمیتۀ وزیران عضو اتحادیۀ اروپا برای حمایت از قربانیان جرایم ۱۸۸
۳-۲-۲-۱-۴- راهبرد جهانی ضد تروریسم سازمان ملل متحد در سال ۲۰۰۵ ۱۸۸
۳-۲-۲-۱-۵- پیوست اعلامیۀ اصول بنیادین عدالت برای بزهدیدگان و قربانیان سوءاستفاده از قدرت ۱۸۹
۳-۲-۲-۱-۶- پیش نویس کنوانسیون سازمان ملل متحد دربارۀ عدالت و پشتیبانی برای بزهدیدگان و قربانیان سوءاستفاده از قدرت مصوب ۲۰۱۰ ۱۹۰
۳-۲-۲-۱-۷- کنوانسیون اروپایی پرداخت غرامت به بزهدیدگان جرمهای خشونت بار ۱۹۲
۳-۲-۲-۱-۸- قطعنامۀ راجع به حمایت از قربانیان نقض فاحش قوانین بینالملل حقوق بشر و نقض جدی حقوق بینالملل بشر دوستانه ۱۹۲
۳-۲-۳- حمایتهای عاطفی و حیثیتی ۱۹۴
۳-۲-۳-۱- اختلالهای فوبی ۱۹۵
۳-۲-۳-۲- اختلال استرس پس از سانحه ۱۹۶
۳-۲-۳-۳- پیوست اعلامیۀ اصول بنیادین عدالت برای بزهدیدگان و قربانیان سوءاستفاده از قدرت.۱۹۶
۳-۲-۳-۴- قطعنامۀ راجع به حمایت از قربانیان نقضهای فاحش حقوق بینالمللی حقوق بشر و نقض شدید حقوق بشر دوستانۀ بینالمللی ۱۹۸
۳-۲-۳-۵- کنوانسیون اروپایی پرداخت غرامت به بزهدیدگان جرمهای خشونت بار ۱۹۹
۳-۲-۳-۶- اصول بنیادین بهکارگیری برنامه های عدالت ترمیمی در موضوع های جنایی ۱۹۹
۳-۲-۳-۷- کنوانسیون اروپایی پیشگیری از تروریسم ۲۰۰
۳-۱- روشهای حمایت از بزهدیدگان تروریسم سایبری در حقوق کیفری ایران ۱۴۷
۳-۱-۱- حمایت کیفری ۱۴۸
۳-۱-۱-۱- حمایت کیفری ساده ۱۴۹
۳-۱-۱-۱-۱- قانون جرایم رایانهای مصوب ۱۳۸۸ ۱۵۰
۳-۱-۱-۱-۲- قانون تجارت الکترونیکی مصوب ۱۳۸۲ ۱۵۵
۳-۱-۱-۱-۳- قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۰ ۱۵۶
۳-۱-۱-۱-۴- قانون راجع به مجازات اخلالگران در صنایع نفت مصوب ۱۶ مهر ۱۳۳۶ ۱۵۸
۳-۱-۱-۱-۵- قانون مجازات اخلالگران در تأسیسات آب، برق، گاز و مخابرات کشور مصوب ۱۲ دی ماه ۱۳۵۱ ۱۵۹
۳-۱-۱-۱-۶- قانون کیفر بزههای مربوط به راهآهن مصوب ۳۱ فروردین ۱۳۲۰و اصلاحات بعدی. ۱۶۱
۳-۱-۱-۱-۷- لایحۀ مبارزه با تروریسم ۱۶۲
۳-۱-۱-۲ حمایت کیفری ویژه یا افتراقی ۱۶۲
۳-۱-۱-۲-۱- قانون جرایم رایانهای مصوب ۱۳۸۸ ۱۶۳
۳-۱-۱-۲-۲- قانون تجارت الکترونیکی مصوب ۱۳۸۲ ۱۶۴
۳-۱-۱-۲-۳- قانون راجع به مجازات اخلالگران در صنایع نفت مصوب ۱۶ مهر ۱۳۳۶ ۱۶۴
۳-۱-۱-۲-۴- قانون مجازات اخلالگران در تأسیسات آب، برق، گاز و مخابرات کشور مصوب ۱۲ دی ماه ۱۳۵۱ ۱۶۵
۳-۱-۱-۳- حمایت کیفری دنبالهدار ۱۶۵
۳-۱-۱-۳-۱- قانون جرایم رایانهای مصوب ۱۳۸۸ ۱۶۶
۳-۲- روشهای حمایت از بزهدیدگان تروریسم سایبری در اسناد بینالمللی ۱۶۶
۳-۲-۱- حمایت کیفری ۱۶۷
۳-۲-۱-۱- کنوانسیون جرایم سایبر شورای اروپا ۱۶۸
۳-۲-۱-۲- کنوانسیون راجع به جلوگیری از اعمال غیرقانونی علیه امنیت هواپیمایی کشوری ۱۶۹
۳-۲-۱-۳- کنوانسیون جلوگیری از بمب گذاری تروریستی ۱۷۰
۳-۲-۱-۴- کنوانسیون سرکوب حمایت مالی از تروریسم ۱۷۱
۳-۲-۱-۵- کنوانسیون توکیو راجع به جرائم و برخی از اعمال ارتکابی دیگر در هواپیما ۱۷۲
۳-۲-۱-۶- قطعنامۀ شمارۀ ۱۳۷۳ شورای امنیت ۱۷۳
۳-۲-۱-۷- راهبرد جهانی ضد تروریسم سازمان ملل متحد در سال ۲۰۰۵ ۱۷۳
۳-۲-۱-۸- بیانیۀ یازدهمین نشست پیشگیری از جرایم و بسط عدالت کیفری سازمان ملل متحد در سال ۲۰۰۵ ۱۷۴
۳-۲-۱-۹- کنوانسیون اروپایی مقابله با تروریسم ۱۷۴
۳-۲-۱-۱۰- کنوانسیون منطقهای سازمان همکاریهای منطقهای آسیای جنوبی ۱۷۵
۳-۲-۱-۱۱- کنوانسیون سازمان کنفرانس اسلامی در زمینۀ مبارزه با تروریسم بینالمللی ۱۷۶
۳-۲-۱-۱۲- معاهدۀ همکاری میان دولتهای عضو کشورهای مستقل مشترکالمنافع در مبارزه یا تروریسم ۱۷۷
۳-۲-۱-۱۳- کنوانسیون سازمان وحدت آفریقا دربارۀ پیشگیری و مبارزه با تروریسم و پروتکل سال ۲۰۰۴ الحاقی به آن ۱۷۸
۳-۲-۱-۱۴- کنوانسیون عربی مقابله با تروریسم ۱۸۰
۳-۲-۱-۱۵- کنوانسیون سازمان کشورهای آمریکایی راجع به پیشگیری و مجازات اعمال تروریستی ۱۸۰
۳-۲-۱-۱۶- قطعنامۀ ایجاد فرهنگ جهانی امنیت سایبری و تلاشهای ملّی برای حفاظت از زیرساختهای اطلاعاتی حساس ۱۸۱
۳-۲-۱-۱۷- قعنامۀ مبارزه با سوءاستفادۀ جنایتکارانه از فناوری اطلاعات ۱۸۱
۳-۲-۱-۱۸- قطعنامۀ ایجاد فرهنگ جهانی امنیت سایبر و حمایت از زیرساختهای اطلاعاتی حساس ۱۸۲
۳-۲-۱-۱۹- کنوانسیون بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی ۱۸۲
۳-۲-۱-۲۰- قطعنامۀ راجع به حمایت از قربانیان تخلفات فاحش بینالمللی از قواعد بشر بینالمللی و تخلفات جدی از حقوق بشردوستانۀ بینالمللی ۱۸۳
۳-۲-۱-۲۱- نشست هفتم سازمان ملل متحد دربارۀ پیشگیری از جرم و اصلاح مجرمان ۱۸۳
۳-۲-۱-۲۲- نشست هشتم سازمان ملل متحد دربارۀ پیشگیری از جرم و اصلاح مجرمان ۱۸۳
۳-۲-۱-۲۳- نشست دهم سازمان ملل متحد دربارۀ پیشگیری از جرم و اصلاح مجرمان ۱۸۴
۳-۲-۱-۲۴- پیش نویس کنوانسیون سازمان ملل متحد دربارۀ عدالت و پشتیبانی برای بزهدیدگان و قربانیان سوءاستفاده از قدرت ۱۸۴
۳-۲-۲- حمایتهای مدنی ۱۸۶
۳-۲-۲-۱- حمایت مادی ۱۸۶
۳-۲-۲-۱-۱- کنوانسیون پیشگیری از تروریسم شورای اروپا ۱۸۷
۳-۲-۲-۱-۲- کنوانسیون منع حمایت مالی از تروریسم ۱۸۷
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بعد
اجزا
گروه
ارزش پیشنهادی
محصول یا خدمت اصلی
بسته محصول و خدمات
سیستم ارزش
کنشگران

نقش عملکردی هر یک از کنشگران
نقش راهبردی هر یک از کنشگران
پیکر بندی شبکه کسب و کار
منافع و مزایای هر یک از کنشگران
میزان وابستگی کنشگران
ساز و کار هماهنگی و اداره امور
مزیت رقابتی حاصل از منابع و ارتباطات بین سازمانی
طرح بازار
نوع بازار
مشتریان هدف
جایگاه مشتری در زنجیره تامین
محیط فعالیت
پویایی رقابتی
فرصت بازار
گزینه های راهبردی
قوانین ، زمان و سایر عوامل تاثبر گذار
تعامل با مشتری
ارتباط با مشتری
کانال ها
ارتباطی
توزیع
فروش
فرایند ارزش افزاینده
نوع سازمان
استراتژی رقابتی
راهبرد اصلی
مأموریت کسب و کار
چشم انداز
اهداف
مزیت رقابتی در مرزهای شرکت
قابلیت های مبتنی بر منابع /شایستگی های محوری/قابلیت های پویا
فرایندهای کلیدی
فعالیت ها و فرایندهای اصلی
فعالیت ها و فرایند های پشتیبانی
منابع کلیدی
دارایی های کلیدی
قابلیت ها
پیکر بندی
پیکر بندی فعالیت ها
دانش
دانش سازمان
کسب ارزش
عملکرد مالی
سرمایه
هزینه
قیمت گذاری
درآمد
سود آوری
اهرم های مالی و عملکردی
عملکرد غیر مالی
شهرت نام تجاری
سهم بازار
سایر
۲-۳-۲ ) چارچوبهای توصیف مدل کسب وکار
یکی دیگرازحوزه های اختلاف نظر صاحبنظران حوزه مدل کسب وکار ، اجزاء مدل کسب و کار میباشد . صاحبنظران اجزاء متفاوتی را برای مدلهای کسب وکار پیشنهاد می نمایند . از آنجایی که توصیف مدل کسب وکار ماحصل تشریح اجزاء و روابط مابین اجزاء مدل کسب وکار میباشد ، پیشنهاد اجزاء متفاوت ، چارچوبهای متفاوتی را برای توصیف مدل کسب وکار پدید آورده است . تعداد چهارچوبهای توصیف مدل کسب وکار که تاکنون پیشنهاد شده اند ، بسیار زیاد میباشند (عماد زاده،۱۳۹۱،ص ۶) .

چارچوب توسط اُستروالدر و پیگینور در سال۲۰۰۴ میلادی پیشنهاد شده است . از نظر اُستروالدر ، مدل کسب وکار دارای ماهیتی پویا بوده و صرفاً به تبیین مدل منتهی نمی شود ، بلکه پس ازتبیین مدل ارزیابی شده و درگام بعدی اصلاحات ونوآوریها لحاظ میگردد (شاملو ، ۱۳۸۷،ص۳۵) . برای این که مدل مبنایی کسب و کار در این سطح از کلیات باقی نماند ، چهار ستون آن به نُه سنگ بنای مرتبط با هم تحت عنوان ارکان مدل کسب و کار تقسیم شده است . طراحی مدل کسب و کار ، راهبرد را به طرح اولیۀ مدل کسب وکار ترجمه میکند ، سپس منابع مالی مدل را از طریق سرمایه گذاری داخلی و یا خارجی تأمین میکند و درآخر ، آن را پیاده سازی وتبدیل به سازمان کسب وکار واقعی میکند . جدول زیر نه سنگ مدل کسب وکار را نشان میدهد (شاملو ، ۱۳۸۷،ص۳۳) . بلوکهای مدل استرولدر شامل : ۱- محصول: شرکت در چه کسب و کاری فعال است و چه محصولات و پیشنهادهای ارزشی به بازار عرضه میکند . ۲- مشتری: مشتریان هدف شرکت چه کسانی هستند و چگونه روابط محکمی با آن ها بر قرار می شود. ۳- مدیریت زیر ساخت : شرکت چگونه فعالیتهای زیر ساختی یا تدارکاتی را انجام میدهد و چگونه در قالب سازمانی شبکه ای عمل میکند . ۴- جنبههای مالی : مدل در آمدی و ساختار هزینۀ مدل کسب وکارچیست ؟ (ششمین کنفرانس مدیریت دانش، ۱۳۹۲)

اهداف و مقاصد ارزشی شامل دو بخش عمده به نام های مشتریان و شرکا و تشریح منافعی که هر یک از آن ها از مدل کسب و کار به دست می آورند می شود . تعریف اهداف و مقاصد ارزشی به طور خودکار آنچه را که شرکت قرار نیست به مشتری ارائه کند معرفی خواهد کرد. یک مدل کسب و کار همچنین باید اهداف و مقاصد ارشمندی برای شرکای تجاری به همراه داشته باشد . این اهداف بایدبه اندازه کافی قوی و مناسب باشند تا باعث تحریک شرکا به شرکت در فرایند خلق ارزش بشود . عامل ارتباط بین شرکت با مشتریان بر اساس محصولات و خدمات پایه ریزی می شود . این کار باعث اجرایی شدن اهداف ارزشی و خلق سود تضمین شده برای مشتریان می شود . سومین عامل یک مدل کسب وکار معماری خلق ارزش است . شرکت باید تصمیم بگیرد در چه بازاری قصد خدمات رسانی دارد . بازار ها میتوانند بر اساس جغرافیا ، آمار جمعیتی ، ویژگی های فیزیولوژیکی و… تقسیم بندی شوند . تصمیم گیری در مورد حضور و عدم حضور در یک بازار نیز در این بخش صورت میگیرد . معماری ارزش شامل منابعی است که شرکت میتواند به واسطه آن ها طرح ها و فعالیت های خاصی را برنامه ریزی و هماهنگ سازی کند . همچنین نوع معماری میتواند نمایانگر درجه دوام و مقاومت مدل کسب و کار باشد . همچنین تعیین کننده فعالیت هایی است که میتواند با امکانات درونی و یابا برون سپاری انجام شود . مدل درآمدی شامل توصیف روش هایی است که شرکت برای تحصیل درآمد مورد استفاده قرار میدهد . کسب و کار میتواند منابع درآمدی مختلفی داشته باشد . روش درآمدی مختلط باید با دقت گزینش شود و موجب تداوم فروش و حفظ روند رشد شود (سمیع زاده ، ۱۳۹۰، ص۳۴) .
چارچوب توصیف ماسانل در سال۲۰۱۰ میلادی توسط ماسانل و ریکارت پیشنهاد شده است . آن ها با بهره گرفتن از قانون “علت و معلول ” اجزاء مدل کسب و کار یک سازمان را انتخاب های آن سازمان (علت) و پیامدهای آن انتخابها (معلول) پیشنهادکرده اند (عماد زاده،۱۳۹۱،ص ۶) .
بررسی حوزه عملکرد دو چارچوب توصیف استروالدر و ماسانل
دوتعریف متفاوت از مدل کسب وکار ارائه و اجزاء متفاوتی را برای آن پیشنهاد کردهاند . همچنین جایگاه مدل کسب وکار در سازمان و رابطه آن با استراتژی را از دو دیدگاه متفاوت مشاهده میکنند . مقایسه این دو چارچوب توصیف نشان می دهدکه حوزه عملکرد آن ها متفاوت است . حوزه عملکردچارچوب توصیف استروالدرکاملاً در سطح معماری سازمان قرار گرفته است. اما حوزه عملکرد چارچوب توصیف ماسانل از سطح برنامه ریزی شروع می شود و به سطح معماری سازمان ختم میگردد . در واقع انتخابها در سطح برنامه ریزی و پیامدهای انتخابها در سطح معماری سازمان واقع میگردد و چرخه های بالندگی ، لایههای استراتژی و مدل کسب و کار سازمان را به هم ممزوج می نمایند. در دیدگاه ماسانل ، انتخاب مدل کسب وکار مناسب سازمان ، استراتژی ، سازمان میباشد (عماد زاده،۱۳۹۱،ص ۷) .
جدول (۲-۲) نُه سنگ بنای مدل کسب وکار ماخذ استروالدر (۲۰۰۴)
ارکان
سنگ بنای کسب وکار
شرح
محصول
ارزش قابل ارائه
نمای یک لیازمحصولات وخدمات یک شرکت است که برای مشتری دارای ارزش هستند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اما واقعیت این است که در توسعه و بالندگی یک صنعت بایستی همه ارکان های آن صنعت دست به دست هم دهند تا رشد و توسعه مورد نظر تحقق یابد. هر چند این بیان نقش بیمه مرکزی ایران را نفی نمی کند اما بایستی در نظر داشت بیمه مرکزی ایران در سالهای اخیر برنامه ها، طرح ها و اقدامات مؤثری را در راستای عهده داری نقش حاکمیتی و هدایت و نظارت صنعت انجام داده است تا متناسب با چشم انداز ۲۰ ساله کشور، طرح تحول اقتصادی کشور، روند اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی و متعاقب آن فرمان ده ماده ای رئیس جمهوری، طرح تحول صنعت بیمه راطوری آماده و اجرا نماید که صنعت بیمه کشور را به گونه ای توسعه دهد که با سایر ارکان و عوامل و حوزه های اقتصادی و اجتماعی کشور همخوانی داشته باشد. البته شاید بتوان گفت که تا چند سال پیش بیمه مرکزی ایران به عنوان نهاد اصلی متولی صنعت بیمه کشور آن گونه که باید وشاید نقش خود را ایفا ننموده است اما با گامهایی که اخیراً در این نهاد برداشته می شود، امیدآن می رود که درآینده نزدیک شاهدتحولات اساسی درصنعت بیمه باشیم.

- شبکه فروش بیمه (شعب و نمایندگی های بیمه و کارگزاریها):
با توجه به اینکه در حال حاضر مکانیزم اصلی ارائه خدمات مناسب به مشتریان خدمات بیمه ای و نیز توسعه صنعت بیمه از طریق گسترش شبکه فروش این صنعت امکان پذیر است، به نظر میرسد که توسعه این شبکه تا چند سال پیش از کیفیت لازم برخوردار نبوده و عمدتاً با نگاه کمی و بدون لحاظ نمودن اشخاص حقیقی و حقوقی دریافت کننده نمایندگی توسعه یافته است. بر این اساس همان گونه که گفته می شود، شرکتهای بیمه از شبکه های فروش خدمات بیمه ای غیر علمی و سنتی برخوردارند همین وضعیت در نمایندگی ها و کارگزاری های بیمه هم وجود داشته است. بعد از واگذاری نمایندگی به شرکتهای بیمه هم به مسئله آموزش و توسعه آن ها توجه چندانی نشده است. البته اخیراً با تصویب قانونی که به موجب آن اعطای نمایندگی بدون آزمون متمرکز و بر حسب صلاحیت متقاضی و به تشخیص شرکت بیمه و با تأکید بر گذراندن دوره های آموزشی مرتبط انتظار می رود این وضعیت بهبود نسبی پیدا کند.
شبکه نمایندگی شرکتهای بیمه به سبب غلبه دیدگاه سنتی بر آن ها و عدم برخورداری از دانش کافی در زمینه فروش و بازاریابی خدمات بیمه ای، از روش های بازاریابی مناسب و منسجمی برای کار خود استفاده نمی کنند، ارتباط مناسبی با مشتریان خود نمی توانند برقرار کنند، و در برخی موارد به رقابت ناسالم در محدوده نمایندگی های همکار خود می پردازند. یکی دیگر از چالشهای اساسی فضای کسب وکار بیمه درحوزه نمایندگی ها،تنشی است که همواره بین شرکت بیمه و نمایندگی های آن بر سر نرخهای صدور بیمه نامه و کارمزدهای مربوطه وجود دارد. بنا به اظهارات نمایندگیهای شرکتهای بیمه نرخ های موجود ناعادلانه بوده و انگیزاننده برای فعالیتی اثربخش در زمینه فروش خدمات بیمهای نمی باشد و لازم است این مسئله از سوی شورای عالی بیمه مورد بازنگری قرار گیرد و استاندارد معینی برای آن تعریف شود.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تا قبل از دهه ۸۰ ، خدمات بیمه ای در انحصار چهار شرکت دولتی ایران، آسیا، البرز و دانا بوده است. از این زمان به بعد با گسترش فضای فعالیت برای شرکتهای خصوصی، این شرکتها شروع به فعالیت در بازار بیمه کشور نموده اند و فضای رقابت بیمه کشور را وارد عرصه جدیدی کردهاند. با این حال واقعیت این است که امروز با وجود فعالیت ۲۲شرکت خصوصی، همچنان بالغ بر ۷۷ درصد بازار خدمات بیمه در دست چهار شرکت دولتی قرار داشت. مسئله دیگر این است که کلیه شرکتهای بیمه فعال در کشور به صورت شرکتهای بیمه با خدمات عمومی فعالیت دارند و هنوز شرکتی که به صورت تخصصی خدمات بیمه ای مانند خدمات بیمه اختصاصی زندگی ارائه نماید را نداریم. انتظار می رود در آینده نزدیک با افزایش شرکتهای بیمه خصوصی و واگذاری کامل مابقی شرکت های بیمه دولتی ( به جز شرکت بیمه ایران) به بخش غیردولتی و نیز ورود شرکتهای بیمه جدید، علاوه بر اینکه سهم بخش خصوصی افزایش یافته و کیفیت خدمات رسانی در اثر تشدید رقابت بهتر می شود، خدمات به صورت تخصصی از سوی شرکتها ارائه می شود و نیز ارائه خدمات بیمه به صورت الکترونیکی هم افزایش مییابد.
۲-۲-۴- تقسیم بندی انواع بیمه
با توجه به انواع ریسک، قراردادهای بیمه نیز انواع متعددی دارد. ماهیت حقوقی بیمهنامه ها در کلیه موارد یکسان نیست و گهگاه میتوان تفاوتهایی بین آن ها تشخیص داد. انواع بیمهها را میتوان بر اساس دیدگاه های مختلف تقسیم بندی نمود. هریک از این دیدگاه ها جنبه خاصی از خصوصیات و ویژگیهای پوششهای بیمهای را مد نظر قرار می دهند. اما تقسیم بندی بیمه از هر دیدگاهی که صورت گیرد، بایستی به گونه ای باشد که انواع مختلف فعالیتهای بیمهای را در بر بگیرد. هدف از ذکر تقسیم بندیهای مختلف بیمه در اینجا، مقایسه آن ها با یکدیگر و یا برشمردن مزیت یکی بر دیگری نیست، بلکه هدف ارائه شناختی کلی از انواع فعالیتهای بیمهای است از اینرو منظرها و یا دیدگاه هایی که بر اساس آن ها تقسیم بندی های بیمه ایی صورت میگیرد، به طور مختصر ذکر میگردد . طبقه بندی های مورد استفاده در زیر بر مبنای کاربرد بیمه انجام گرفته و در عین حال مبین وجود تفاوتهای حقوقی بین آن ها نیز هست.
الف) بیمههای اجباری (اجتماعی)
بیمههایی است که اجرای آن ها از نظر حفظ منافع عمومی یا مقررات بینالمللی یا مصالح اجتماعی و غیره از طرف قانونگذار اجباری شده است. مانند بیمه های اجتماعی کارگران، بیمه های درمان کارکنان دولت و فرهنگیان، بیمه محصولات پستی بینالمللی و یا بیمههای اجباری شخص ثالث دارندگان وسایل نقلیه موتوری زمینی در مقابل اشخاص ثالث ( موسوم به شخص ثالث).
عمده ترین نوع بیمه های اجباری، بیمه های اجتماعی است که در ایران توسط سازمان تأمین اجتماعی به جامعه عرضه می شود. این نوع بیمه بیشتر در مورد کارگران، حقوق بگیران مشمول قانون کار و طبقات کم درآمد جامعه کاربرد دارد. دولت در جهت حمایت از این اقشار به موجب قانون آن ها را زیر چتر حمایت بیمه های اجتماعی قرار میدهد. ویژگی بیمه های اجتماعی این است که اولا” شخص دیگری ( کارفرما) در پرداخت قسمت اعظم حق بیمه مشارکت دارد و درصد کمتری را بیمه شده می پردازد.
ثانیاً” برخلاف بیمه های بازرگانی که حق بیمه متناسب با ریسک تعیین می شود، در بیمه های اجتماعی حق بیمه درصدی از حقوق یا دستمزد بیمه شده است و ارتباطی با ریسک ندارد.(کریمی، ۱۳۷۹) [۳]
ب ) بیمه های اختیاری
بیمههایی است که اجرای آن ها اختیاری است و درآن بیمه گذار به میل خود و آزادانه به تهیه انواع پوشش های بیمه ای اقدام می کند. این گونه بیمهها طیف وسیعی از انواع بیمه های اموال و منافع و مسئولیتهای مدنی و حوادث شخصی و بیمههای عمر و درمان را در بر میگیرد. در اینگونه بیمه ها ، بیمه گذار و بیمه گر در مقابل هم متعهد هستند ، بیمه گر در مقابل در یافت حق بیمه از بیمه گذار، تامین بیمه ای در اختیار وی قرار میدهد.
بیمه های اختیاری به دو صورت میتوانند باشند: ۱- بیمه های تعاونی ۲- بیمه های بازرگانی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
د – کارکنان وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح و سازمانهای وابسته.
ه – کارکنان مشمول قانون نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران.

و – کارکنان وظیفه از تاریخ شروع خدمت تا پایان آن.
ز – محصلان موضوع قوانین استخدامی نیروهای مسلح مراکز آموزش نظامی و انتظامی در داخل و خارج از کشور و نیز مراکز آموزش وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح.
ح – کسانی که به طور موقت در خدمت نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران هستند و طبق قوانین استخدامی نیروهای مسلح در مدت مذبور از اعضاء نیروهای مسلح محسوب میشوند.»
ضمنا باید این نکته را در نظر داشته باشیم که دولت دارای دو نوع مأمور میباشد. به عبارت دیگر دو نوع مأموریت را به کارکنان خود محول می کند. گروهی از کارکنان دولت به اعمال تصدیگری و گروهی به اعمال حاکمیتی مشغول هستند. اعمال حاکمیتی را دولت از حیث اعمال قدرت عمومی خود ایفاء میکند و قابل واگذاری به شخصی غیر از دولت نمی باشد. مثلا در خصوص تجهیز نیروهای نظامی و انتظامی دولت اعمال حاکمیت میکند و از جهت تقسیم کار و پیشبرد بهتر امور پرسنل نظامی و انتظامی استخدام میکند. این وظیفه را شخص دولت بر عهده دارد و قابل واگذاری نمی باشد.
اعمال تصدی را دولت مانند سایر اشخاص حقیقی و حقوقی انجام میدهد. هدف دولت در این فعالیتها سودآوری برای مجموعه ی خود است. این امور از سوی دولت قابل واگذاری به اشخاص حقیقی و حقوقی بخش خصوصی میباشند. مثلا دولت ارائه ی خدمات مخابراتی را به بخش خصوصی و شرکت های فعال در این زمینه می سپارد.

باید توجه نمود که جرم تمرد در مورد آن دسته از کارکنان دولت که به اعمال حاکمیتی مشغول هستند به وقوع می پیوندد. مثلا در خصوص دادگستری و حل و فصل اختلافات که از جمله وظایف اعمال حاکمیتی است، اگر ارباب رجوعی نسبت به یکی از پرسنل دادگاه یا یکی از قضات حمله یا مقاومت نمود جرم تمرد به وقوع پیوسته است.
بالعکس اگر کارگری در حال آب دادن به گلها و گیاهان کاشته شده در پارک و فضای شهری است، حمله یا مقاومت نسبت به وی باعث رخ دادن جرم تمرد نیست. زیرا این فرد با اینکه در استخدام دولت است و این وظیفه را به نیابت از دولت انجام میدهد، اِعمال تصدیگری میکند و در حیطه ی جرم تمرد قرار نمی گیرد.
در خصوص جرم سرپیچی از اوامر مافوق اشاره کردیم که مرتکب باید از مأموران دولت باشد. در مورد این جرم وظیفه ی حاکمیتی یا تصدیگری اهمیت ندارد و به نظر میرسد، حتی اگر مأمور مرتکب، از کارمندان دولتی شاغل در اعمال تصدیگری باشد هم این جرم رخ خواهد داد. مثلا یکی از سوپوران شهرداری در مقابل دستور رئیس مستقیم خود نافرمانی کند و وظیفه ی محوله را به انجام نرساند. در اینجا با اینکه این وظیفه از جمله وظایف تصدیگری بوده است؛ باز هم جرم سرپیچی از اوامر مافوق رخ داده و رئیس مذکور میتواند این سوپور را به هیأتهای رسیدگی به جرائم اداری معرفی نماید.
ب) مسلح یا غیر مسلح بودن
این مورد به وسیله ی مجرمانه یا آلات و ادوات ارتکاب جرم برمی گردد. اصولا در خصوص هر جرم و همینطور جرائم تمرد و سرپیچی از اوامر مافوق، وسیله ی مجرمانه در ارتکاب جرم تأثیری ندارد. اینکه تأثیر ندارد به معنای عدم استفاده از وسیله در ارتکاب این جرائم نیست.
وسیله ی مجرمانه در ارتکاب این دو جرم میتواند درجاتی از کیفیات مشدّده را در خصوص مجازاتها به همراه داشته باشد. مجازات متمردی که حمله یا مقاومت وی بدون همراه داشتن اسلحه صورت میگیرد، با مجازات متمردی که در حین حمله و مقامت خود اسلحه حمل میکند یکسان نمی باشد. به همین صورت متمردی که از اسلحه ی خود استفاده میکند مجازات سنگین تری در انتظارش است تا متمردی که فقط یک قبضه اسلحه را با خود حمل نموده است.
جرم سرپیچی از اوامر مافوق که یک جرم ذوجنبتین است. به این معنی که هم یک جرم عام و عادی است و هم میتواند به عنوان یک جرم خاص نظامی رخ دهد؛[۱۴] این قضییه استفاده از سلاح صادق است. یعنی اگر مأمور سرپیچی کننده به سلاح مجهز باشد؛ ولو یک سلاح سرد باشد، عملش شدیدتر است. در کل هم در اداره و محیطی که هر یک از این جرائم رخ میدهند؛ علاوه بر مجنی علیه مستقیم آن جرم، همراه داشتن و استفاده از سلاح میتواند رعب انگیز باشد.
ج) در حال انجام وظیفه بودن
«مأموریتی که مأمور در حال انجام آن است باید مستقیم یا غیر مستقیم، علیه مرتکب در حال اجرا شدن باشد. برای مثال چنانچه مأمور دولت برای جلب شخصی به خانه ی وی مراجعه میکند و با حمله و مقاومت همسر مجلوب مواجه میگردد، عمل ارتکابی همسر مجلوب، منطبق با تعریف تمرد نخواهد بود. زیرا مأمور دولت علیه زن مجلوب مأموریتی نداشته است تا حمله یا مقاومت وی تمرد محسوب گردد.»[۱۵]
در واقع این مطلب گویای این حقیقت است که مرتکب جرم تمرد باید در حال مأموریت و انجام وظیفه باشد. زیرا در حالتی که مأمور مذبور در مهد کودک فرزندش یا در سوپرمارکت محله اش با یکی از ارباب رجوع های خود برخورد میکند و وی که از رفتار صبح مأمور در محل کارش عصبانی است درگیری درست میکند مشمول این عنوان مجرمانه نمی شود. چون در خارج از محیط کار و در غیر حالت انجام وظیفه، شخصیت اداری و استخدامی مأمور مطرح نیست و شخصیت اجتماعی وی مورد خطاب قرار گرفته است.
مجنی علیه جرم سرپیچی از اوامر مافوق هم حتما از مأموران دولت است که در رابطه ی کاری، مقام بالادستی و ریاست را احراز نموده است. در جرم سرپیچی از اوامر مافوق هم مرتکب و هم مجنی علیه دارای مأموریت از سوی دولت میباشند. البته در خصوص جرم سرپیچی از اوامر مافوق هم وقوع جرم در حالت انجام وظیفه ی مأمور رخ میدهد. میتوان گفت که در زمان وقوع جرم سرپیچی از اوامر مافوق، هم رئیس و هم مرئوس در حال انجام وظیفه میباشند.
نکته مهم این است که در خصوص انجام وظیفه، نوع وظیفه و دستور در وقوع جرم سرپیچی از اوامر مافوق اهمیت دارد یا نه؟ به عبارت دیگر در صورتی که امر آمر غیر قانونی باشد؛ با توجه به اهمیتی که اطاعت از اوامر مافوق دارد، مأمور زیردست باید از آن پیروی نماید یا اینکه فقط در مواردی که امر آمر قانونی باشد، مأموران موظف به اطاعت هستند؟ یا در مواردی که مجنی علیه جرم تمرد در حال انجام عملی غیرقانونی در رابطه با کار فرد متمرد است؛ آیا اقدام متمرد قانونی جلوه خواهد نمود.
- وظیفه در برابر اوامر قانونی
ماده ی ۵۴ قانون استخدام کشوری مصوب خرداد ۱۳۵۴: «مستخدم مکلف است در حدود قوانین و مقررات، احکام و اوامر رؤسای مافوق خود را در امور اداری اطاعت نماید.»
آنچه در این ماده ذکر شده است اصل و خط کش حرکت میباشد و در مورد آن بحث و مناقشه ای وجود ندارد. مطابق قانون هر مستخدم در ضمن رابطه ی استخدامی خود ملزم به پیروی از اوامر قانونی و مطابق با مقررات رئیس و مافوق خود میباشد. علاوه بر معیار قانونی که اصل میباشد، معیار عقلی هم حکم می کند که در صورتی که امر آمر مطابق قانون و موازین و مقررات باشد مورد اجرا قرار گیرد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
همچنین بالغ یا نابالغ، عاقل یا مجنون، مختار یا مجبور، عالم یا جاهل بودن مرتکب اهمیتی نداشت. اما پس از این مرحله مجازات می بایست بر فرد مجرم مسئول اعمال شود، فردی که در حین ارتکاب جرم بالغ، عاقل، آگاه و مختار باشد، به عبارت دیگر، وجود مسئولیت مادی و موضوعی به منظور اعمال مجازات لازم بود اما کافی نبود. آنچه مکمل مسئولیت مادی و موضوعی برای اعمال مجازات گشت، مسئولیت شخصی و ذهنی بود، افزون بر احراز رابطه علیت و قصد مجرمانه یا خطای جزایی متهم، باید او در حین ارتکاب جرم بالغ، عاقل، آگاه و مختار بوده باشد، بنابرین وجود عنصر ذهنی و روانی شرط لازم برای تحقق مجرمیت شناخته و از ارکان مسئولیت کیفری لازم برای اعمال مجازات است


از آن پس برای اعمال مجازات احراز موارد ذیل لازم دانسته شد و در صورت وجود آن ها مجازات بر متهم قابلاً اعمال گردید:
۱- عملی که متهم انجام داده یا از انجام آن امتناع نموده می بایست از دید قانون جرم به شمار آید.
۲- وجود رابطه علیت میان عمل مجرمانه و متهم یا میان نتیجه مجرمانه و عمل متهم احراز شود.
۳- وجود قصد مجرمانه پیش از ارتکاب عمل یا مقارن آن و همچنین تقارن آن دو احراز شود. در صورت وجود سه شرط مذبور، فرد، مجرم شناخته شود اما برای اعمال مجازات افزون بر سه شرط مذبور، شرط دیگری لازم است.
۱- متهم در حین ارتکاب جرم می بایست بالغ، عاقل، آگاه و مختار باشد.
حال در صورت احرز شرایط مذبور می توان مجازات درنظر گرفته شده در قانون را بر چنین شخصی اعمال کرد، زیرا چنین فردی توانایی پاسخگویی و توانایی پذیرفتن بار تقصیر خود را دارد و این مفهوم مثبت اصل شخصی بودن مسئولیت کیفری است.
مفهوم منفی آن بدین معنا است که هیچ کس در قبال عمل مجرمانه چنین فردی پاسخگو نیست. این فکر و جمله که هر کس مسئول عمل خویش است از قدمتی طولانی برخوردار است و از روزگاران دیرین این قاعده حکم فرما بوده است که هرکس ضرر و خسارتی به دیگری وارد ساخت باید آن را جبران کند و هرکس باید به کیفر اعمال خود رسد.
اما این طرز فکر مسئولیت مدنی و کیفری را مشترک میدانست، زیرا با این طرز فکر فقط به خاصیت نامشروع نتایج ناگوار اعمال ارتکابی توجه می شد و در این نقطه آن دو مشترک بودند.
مسئولیت کیفری هنگامی از مسئولیت مدنی متمایز میگردد که به عنصری به نام اراده توجه می شود و در این نقطه مسئولیت کیفری راه خود را از مسئولیت مدنی جدا میکند و برخلاف آن جنبه شخصی و ذهنی نیز به خود میگیرد. (گارو، ۱۳۴۸، ج ۱، ۴۷۵ و ۴۷۶)
مطابق اصل شخصی بودن مسئولیت کیفری، دادرس پس از احراز شرایط موضوعی و مادی باید در پی احراز شرایط و عناصر شخصی و روانی باشد. بنابرین در مورد هر یک از متهمین اعم از معاون و مباشر و شرکای جرم احراز چنین شرایط و عنصری لازم است و ازاین روست که میگویند مسئولیت کیفری، مسئولیتی کاملاً شخصی است نه موضوعی.
چنین فردی یا سکوت برمی گزیند یا اینکه لب به سخن می گشاید و هنگامی که لب به سخن می گشاید یا به انکار می پردازد یا بدون دفاع به تقصیر خود اعتراف میکند یا اینکه در حین اعتراف عمل خود را توجیه میکند.
بنابرین در حقوق کیفری احراز مجرمیت یک امر موضوعی و مادی سپس یک امر شخصی و روانی است، بدین جهت قانونگذار فرانسوی در اصلاحات اخیر پی بدین نکته برده است و در ماده ۳، ۱۲۱ قانون جزایی جدید که از اول مارس ۱۹۹۴ به اجرا گذاشته شده، بیان میدارد:
«بدون قصد ارتکاب عمل، جنایت یا جنحه محقق نمی شود.» (حسینی، ۱۳۷۸،چ۲، ۵۲)
حال پرسش این است: آیا با احراز چنین مواردی (مجرمیت)می توان مجازات را بر مجرم اعمال نمود؟ پاسخ منفی است و افزون بر احراز مجرمیت، شرایط و ارکان مسئولیت کیفری نیز می بایست احراز شود و پس از احراز چنین شرایط و ارکانی آنگاه نوبت به اعمال مجازات میرسد.
ارکان مسئولیت کیفری سن، عقل، آگاهی و اختیار است.
عدم اعمال مجازات برصغار و مجانین به چه خاطر است؟ به چه دلیل مجازات بر این دو بار نمی گردد؟
آیا عدم اعمال مجازات برآنها به دلیل فقدان یکی از ارکان مسئولیت کیفری است یا این که به دلیل عدم صدق مجرم بر آن ها است؟ پیش از این که به این پرسش پاسخ دهیم نگاهی به قانون مجازات اسلامی می اندازیم.
ماده ۱۴۶ این قانون میگوید: «افراد نابالغ مسئولیت کیفری ندارند» و ماده ۱۵۰ همین قانون میگوید: «جنون در حال ارتکاب جرم به هر درجه که باشد رافع مسئولیت کیفری است.»
اما ماده ۱، ۱۲۲ قانون جزایی فرانسه میگوید:
«کسی که در زمان ارتکاب عمل به یک اختلال روانی یا عصبی موجب زوال قوه تمییز یا از بین رفتن کنترل او بر اعمالش مبتلا بوده است از نظر کیفری مسئول نیست.» (همان ، ۵۲) ماده ۸، ۱۲۲ همین قانون درباره صغار بیان میدارد:
«صغاری که مجرم شناخته میشوند در وضعیت های مشخص شده توسط قانونی خاص، موضوع اقدامات محافظتی مساعدتی، مراقبتی و آموزشی قرار می گیرند.» (حسینی،همان، ۵۴)
بنابرین مجنون از دید قانون مجازات اسلامی میتواند مرتکب جرم شود و در نتیجه می توان او را مجرم دانست، اما نمی توان او را مجازات کرد، چون فاقد مسئولیت کیفری است. در این رابطه قانونگذار مسامحه در لفظ نیز نموده است و جنون در حال ارتکاب جرم را رافع مسئولیت کیفری دانسته است نه مانع. (آزمایش،۱۳۸۰،چ۱-۸۱)
درباره صغار هر دو قانون نظر بر این دارند که آن ها میتوانند مرتکب جرم و مجرم قلمداد شوند، با این تفاوت که قانونگذار ایرانی صغیر را در صورت ارتکاب جرم مبّری از مسئولیت کیفری میداند ولی قانونگذار فرانسوی بدون پیشبینی چنین حکمی صغار مجرم را تحت اقدامات تأمینی و تربیتی قرار میدهد. اینک نوبت آن رسیده است به پرسشی که در سطور پیشین مطرح ساختیم، پاسخ دهیم. پرسش این بود که عدم مجازات صغار و مجانین به چه خاطر است؟ آیا به دلیل فقدان یکی از ارکان مسئولیت کیفری است یا اینکه به دلیل عدم صدق مجرم است؟
علت عدم مجازات مجانین به نظر میرسد عدم صدق مجرم بر آنهاست. زیرا همان طور که گفتیم احراز قصد مجرمانه ضروری است و بدون آن جرم محقق نمی باشد. بنابرین مجانین به دلیل فقدان شعور و درک نمی تواند اراده خودرا در جهت نقض نصوص قانون کیفری سوق دهند.اما این سخن بدان معنا نیست که مجانین نمی توانند انجام امری را اراده کنند. آن ها میتوانند بخواهند که راه بروند، بنشینند، سنگ پرتاب نمایند، مال متعلق به دیگری را بخورند یا تخریب کنند، اما نمیتوانند فعل و انفعال ذهنی خود را به ارتکاب جرم سوق دهند و با قصد مجرمانه ای چنین کاری را انجام دهند و بخواهند که با این کار به دیگری زیان زنند. آن ها اراده دارند ولی اراده آزاد و تحت کنترل ندارند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در انتهای بند(۳) ماده ۱۷ اساسنامه معیار دیگری برای شناسایی عدم توان دولت صلاحیتدار ملی ارائه شده است، به این شرح که منظور از فروپاشی کلی یا قابل ملاحظه نظام قضایی، مطلق نیست، بلکه فروپاشی به نسبت توانایی آن دولت در مورد دستگیری متهم و جمع آوری دلیل وشاهد یا به طور کلی انجام دادرسی در مورد موضوعاتی است که مطرح هستند. بنابرین، یک دولت ممکن است نسبت به موضوع خاصی ناتوان تشخیص داده شود، درحالی که نسبت به موضوعی دیگر این صفت در مورد آن صدق نکرده به این شرح که هر موضوع با توجه به ویژگی و مقتضیات خود باید با توان و وضعیت و امکانات نظام قضایی مربوط سنجیده شود. چون ممکن است نظام قضایی یک دولت بتواند متهم به ارتکاب یک جنایت بینالمللی را دستگیر کند و به شهود دسترسی داشته باشد و دلایل دیگر را به راحتی جمع آوری و دادرسی را سروسامان دهد، درحالی که نسبت به موضوعی دیگر این توان را نداشته باشد. در نتیجه در هر مورد باید به صورت خاص اتخاذ تصمیم شود که دولت ملی توان رسیدگی را دارد یا خیر.


مبحث دوم: قابلیت پذیرش دعوی و منع محاکمه مجدد
نکته مرتبط دیگری که عبارت از منع محاکمه و مجازات مضاعف متهمان است میبایستی اشاره شود. این موضوع به یکی از حقوق اساسی متهمان مربوط میشود که از آن در نظام حقوقی کامن لاتحت عنوان اصل Double jeopardy و نظام حقوقی رومی ژرمنی تحت عنوان قاعده bis in idem Ne یاد میشود. بر اساس این قاعده، هیچکس را نمیتوان برای ارتکاب جرم واحدی دوباره محاکمه و مجازات نمود.
اعمال این قاعده فقط محدود به مرحله مجازات نمیباشد بلکه در سراسر روند دادرسی، یعنی مرحله تعقیب، محکومیت و مجازات، جریان دارد. گاهی گفته میشود که تفاوت دامنه شمول این قاعده در سیستم حقوقی رومی ژرمنی نسبت به کامنلا آن است که در کامنلا فقط محاکمه مجدد در همان سیستم قضایی منع میشود در حالی که در اعمال این قاعده در سیستم حقوق نوشته به معنی منع تعقیب محاکمه
مجدد، چه در آن سیستم و چه در سیستم قضایی دیگر، است.[۱۰۹]
اساسنامه هر دو دیوان کیفری موردی اخیر، یعنی دیوان کیفری بینالمللی برای یوگسلاوی سابق و دیوان کیفری بینالمللی برای رواندا، به ترتیب در مواد ۹ و ۱۰ خود به منع محاکمهی مجدد کسی که در این دو دیوان محاکمه شده است در محاکم ملی کشورها اشاره کردهاند. محاکمهی مجدد کسی که در یک محکمهی داخلی به محاکمه کشیده شده است نیز در دیوانهای کیفری بینالمللی فوقالذکر ممنوع است، مگر آنکه اتهام وارده به وی در محکمه داخلی با دقت و به طور بیطرفانه یا مستقل انجام نشده و مقصود از آن رهایی بخشیدن متهم از مسئولیت کیفری بینالمللی بوده باشد.[۱۱۰]
البته حتی در چنین صورتی نیز هریک از این دو دیوان کیفری بینالمللی باید مجازاتهایی را که متهم قبلاً به موجب حکم یک محکمه داخلی برای همان مورد اتهام تحمل کردهاست در هنگام تعیین مجازات برای وی لحاظ نمایند.
یکی از متهمانی که در مقابل دیوانهای کیفری بینالمللی برای یوگسلاوی سابق به این قاعده استناد کرد تادیچ بود. وی به دلیل مورد تعقیب قرار گرفتن توسط محاکم آلمان قبل از انتقال یافتن به مقر دیوانهای کیفری بینالمللی به صلاحیت دیوان اعتراض کرد. لیکن اعتراض وی به این دلیل که هنوز در آلمان مورد محاکمه واقع نشده است رد و اظهار شد که در صورت محاکمه شدن در دیوان کیفری بینالمللی هیچ محکمه داخلی نمیتواند وی را مورد محاکمه مجدد قرار دهد.[۱۱۱] قاعده منع محاکمه و مجازات مضاعف در اسناد بینالمللی نیز به رسمیت شناخته شده است. بر اساس ماده (۷) ۱۴ «میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی» که دولت ایران نیز با تصویب قوه مقننه در ۱۷/۲/۱۳۵۴ به آن پیوسته است». هیچکس را نمیتوان به خاطر جرمی که وی قبلاً به موجب یک حکم نهایی و بر اساس قوانین و آئین دادرسی یک کشور از ارتکاب آن تبرئه و یا به خاطر آن محکوم شده است مجدداً مورد تعقیب یا مجازات قرار داد. با توجه به اینکه اصول و قواعد حقوق بینالملل و اصول کلی حقوقی مستخرجه از نظامهای حقوقی جهان، به موجب بند (ب) از ماده ۲۱ اساسنامه دادگاه کیفری بینالملل، جزء حقوق قابل اجرا از سوی محکمه تلقی میگردد، علاوه برآن که ماده ۱۷ اساسنامه، همان طور که موضوعاتی را که توسط دولت صلاحیتدار در دست تحقیق یا تعقیب بوده یا قرار عدم پیگرد در مورد آن ها صادر شده است. از سوی دادگاه کیفری بینالملل غیرقابل پذیرش اعلام میکند، ماده ۲۰ اساسنامه نیز طی ۳ بند به عدم جواز محاکمه مجدد متهم در صورتی که قبلاً محاکمه و تبرئه یا محکوم شده باشد اشاره کردهاست. سه بند ماده ۲۰ هر یک به مصداقی از موارد محاکمه مجدد پرداخته و آن را منع کردهاند که با توجه به تفاوتهای آن ها ذیلاً به تفکیک مورد اشاره و بررسی قرار میگیرند. نکتهای که ضروری به نظر میرسد و آن این است که ماده ۲۰ در فصل دوم اساسنامه تحت عنوان “صلاحیت، قابلیت پذیرش دعوی و حقوق قابل اجرا ” آمده است و نه در فصل سوم، تحت عنوان “اصول کلی حقوق جزا” که در آن به موجبات معافیت از مسئولیت کیفری پرداخته شده است. دلیل این امر روشن است. قاعده منع محاکمه و مجازات مجدد متهم باعث معافیت وی از مسئولیت کیفری نمیشود بلکه مانعی برای اعمال صلاحیت از سوی دادگاه کیفری بینالمللی است و بدین دلیل ذکر آن در فصل دوم اساسنامه معقول به نظر میرسد.
اصل اول نورمبرگ در این زمینه مقرر میدارد:[۱۱۲] هرکس که مرتکب جرم شود یا در ارتکاب عملی که به موجب حقوق بینالملل جرم محسوب می شود همکاری نماید، مسئول است ومجازات خواهد شد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
معایب : در کشورهای فاقد بازار کارای سرمایه، ممکن است ارزش سهام حاکی از ارزش واقعی آن باشد

ب) زمانبندی فروش دارایی های ثابت
۲-۲-۲ مفهوم زمانبندی
مدیریت سود اقدام آگاهانهای است که مدیران به منظور کاهش نوسانهای دورهای سود چارچوب اصول و روشهای متداول حسابداری به آن دست میزنند. مدیریت سود هدف مشخصی دارد و آن ایجاد جریان با ثباتی از رشد سود است. به طور کلی، جریان سود هموار را می توان به دو گروه تقسیم کرد که عبارتنداز: مدیریت سود طبیعی و مدیریت سود تعهدی. جریان هموارسازی طبیعی بر فرآیندی دلالت میکند که ایجاد سود به طور ذاتی جریان سود هموار تولید می کند و از اقدامهای مدیریت ناشی نمی شود. هموارسازی تعهدی نتیجه اقدامهای مدیریت است که به دو دسته هموارسازی واقعی و هموارسازی مصنوعی تقسیم می شود.
الف- هموارسازی واقعی سود: نشان دهنده اقدامهای مدیریت برای کنترل و تاثیرگذاری بر رویدادهای اقتصادی است. هموارسازی واقعی بر خلاف هموارسازی مصنوعی بر جریانهای نقدی تأثیر می گذارد. برای مثال، شرکت پروژه های سرمایهای را بر مبنای کوواریانس، مجموعه سود مورد انتظار انتخاب نماید. این تصمیم کنترل واقعی رویدادهای اقتصادی را نشان میدهد که به صورت مستقیم بر سودهای آتی تأثیر میگذارد و بنابرین، از آن به عنوان هموارسازی واقعی نام برده می شود.

ب- مدیریت سود مصنوعی: نشان دهنده دستکاری در حسابها توسط مدیریت به منظور هموار نمودن سود است. این دستکاری نتیجه رویدادهای اقتصادی نبوده، این پژوهش به بررسی مدیریت سود واقعی می پردازد. برای انجام مدیریت سود نیاز به ابزارهای مدیریت سود است. ابزار مدیریت سود وسیله ای است که مدیران در تلاش برای هموار کردن اعداد خاص حسابداری به کار میبرند. مدیران از ابزارهای متعددی برای مدیریت سود استفاده میکنند، ابزارهایی که به وسیله محققان آزمون شدهاند شامل؛ اقلام تعهدی اختیاری، درآمد سود سهام، مخارج تحقیق وتوسعه، اقلام غیرمترقبه، طبقه بندی اقلام حسابداری، فروش دارایی ها، تغییر در روشهای استهلاک و ذخیره زیان وام هستند(نوروش و همکاران، ۱۳۸۴).
اولین تحقیق درباره مدیریت سود از طریق زمانبندی فروش دارایی ها توسط بارتو صورت گرفته است. وی با آزمون فرضیه های مدیریت سود و نسبت بدهی به بررسی این موضوع پرداخت. نتایج تحقیق نشان داد که مدیران با بهره گرفتن از زمانبندی فروش دارایی ها تغییرات موقتی سود را هموار میسازند و محدودیتهای حسابداری در قراردادهای بدهی را کاهش می دهند.(بارتو[۸]، ۲۰۰۳)
بلک و همکاران به آزمون نمونه ای متشکل از شرکتهای انگلیسی، نیوزیلندی و استرالیایی پرداختند. آنها دریافتند شرکتهایی که قادر به تجدید ارزیابی دارایی ها هستند، برای هموار نمودن سود از زمان بندی فروش دارایی ها استفاده میکنند.
در نظام بهای تمام شده تاریخی، در روش متداول ارزش گذاری داراییها، از قیمتهای تاریخی برای اندازه گیری عوامل صورتهای مالی استفاده می شود. قیمتهای تاریخی علیرغم قابلیت اتکا، اشتباه زمانی دارد؛ زیرا سود ناشی از نگهداری دارایی را که مربوط به دوره های قبل است، در دوره جاری شناسایی می نماید. منطور از دوره جاری، دوره فروش دارایی است. که در آن درآمد تحقق مییابد.
بنابرین، دارایی ها بر مبنای بهای تمام شده تاریخی نگهداری میشوند و هنگام فروش به قیمت جاری یا بازار به فروش میرسند و سود یا زیان ناشی از فروش آنها در دوره فروش شناسای میگردد، لذا سود یا زیان ناشی از فروش دارایی ها ابزاری را در اختیار مدیران قرار میدهد تا از طریق زمانبندی فروش دارایی ها روی سود گزارش شده اثر گذارند. یعنی نوسانات در سود شرکت می تواند برتصمیمگیری مدیران در ارتباط با زمانبندی قروش دارایی ها اثر بگذارد.
محتمل به نطر میرسد، هنگامی که سود واقعی شرکت کمتر از سود مورد انتظار مدیران است، مدیران با فروش دارایی های بیشتر سعی میکنند تا سود گزارش شده را به حد مورد انتظار برسانند. یا بر عکس، زمانی که سود واقعی شرکت بالاتر از سود مورد انتظار مدیران است،آنها با فروش دارایی هایی که منجر به ایجاد زیان می شود، به خاطر انگیزه مالیاتی تلاش کنند که سود گزارش شده را به سطح مورد انتظار برسانند(پاتل[۹]، ۲۰۱۲).
از دیدگاه نظری، ضریب P/Eبیانگر آن است که سرمایه گذاران برای هر ریال سود چه مبلغی می خواهند بپردازند؟ به عبارت دیگر، ارزش هر ریال سود چقدر میباشد. به این دلیل به مضرب سهم نیز گفته می شود. با توجه به مطالب ذکر شده این احتمال که مدیریت، برای کاهش نوسانات نسبت P/E و یا هماهنگی نسبت مذبور با نسبت P/E مورد انتظار، سود واقعی شرکت را دستکاری نمایند، وجود دارد. و یکی از روشهای دستکاری سود گزارش شده، زمانبندی فروش دارایی ها میباشد.
ج) مدیریت سود
۲-۲-۳-۱ مفهوم سود
یکی از اقلام مهم صورتهای مالی سود است و معمولا کاربران صورتهای مالی اهمیتی زیادی برا ی آن قائل میباشند. موضوع سود در ادبیات حسابداری از مباحثی است که صاحب نظران دیدگاهای مختلف نسبت به آن دارند. وتعریف جامع و کامل که مورد قبول اکثر صاحب نطران باشد مشکل به نظر میرسد. به طور کلی دو دیدگاه عمده در ارتباط با مفهوم سود وجود دارد. که شامل دو دیدگاه؛ مفهوم سود از دیدگاه اقتصادی، مفهوم سود از دیدگاه حسابداری میباشد.
الف) مفهوم سود از دیدگاه اقتصادی
در این ارتباط تعاریف زیادی توسط صاحب نطران ارائه شده است که برخی ازآنها به شرح زیر است.
– ادام اسمیت اولین اقتصاددانی بود که سود را به عنوان افزایش ثروت تعریف کرد. یعنی به عنوان مبلغی که بدون برگشت از سرمایه میتوان مصرف کرد.
– اقتصاد دیگری به نام جان هیکس از انگلیس بر اساس تعریف اسمیت تشریح کرد که سود عبارت است از مبلغی که شخص طی یک دوره زمانی می تواند مصرف کند، به طوری که ثروت او در پایان دوره، همان ثروت اول دوره باشد.
– لیدان مفهوم سود را تحت عنوان منفعت معرفی می کند و منظورش لذت مداوم از دارایی های سرمایهای در طی زمان است. تفاوت بین منفعت و مصرف مورد انتظار برای دوره های خاص تحت عنوان پسانداز در نظر گرفته شده است.
ب) مفهوم سود از دیدگاه حسابداری
از دیدگاه حسابداری عموما سود بر اساس اصول و قواعدی تعریف می شود که در حسابداری پذیرفته شده است.به طور کلی حسابداران اصول وقواعدشان را بر پایه مفاهیم و مفروضاتی قرار می دهند. که ممکن است با وقایع دنیای واقعی بی ارتباط باشد مانند، اصل تحقق درآمد، اصل تطابق هزینه ها با درآمدها، اصل بهای تمام شده، فرض تعهدی وغیره.
تعاریف مختلفی از سود حسابداری توسط صاحب نظران حسابداری ارائه شده که تعدادی از آنها به شرح ذیل است.
سود خالص عبارت است از مازاد درآمدها نسبت به هزینه ها برای یک دوره حسابداری معین که معرف افزایش خالص در حقوق صاحبان سهام ناشی از فعالیتهای انتفاعی مستمر واحد تجاری و عملیات فرعی، رویدادهای تصادفی و سایر عملیات، رویدادهای و شرایط مؤثر بر واحد تجاری است که طبق اصول پذیرفته شده حسابداری شناسایی و اندازه گیری می شود. در سود حسابداری ار لحاظ عملیاتی به عنوان تفاوت بین درآمدهای تحقق یافته ناشی از معملات طی دوره هزینه های تاریخی مربوطه تعریف می شود(بلکوی[۱۰]، ۱۹۹۸).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تعاریف نظری استرس دامنه وسیعی دارند، اما عموما” نظریهپردازها آن را به صورت ناآرامی میشناسند. برحسب منبع (داخلی یا خارجی) فرایند یا پویاییهای احساس، علایم و نشانههای احساس و مداخله مناسب جهت تخفیف وضعیت استرس را مشخص میسازند. در برخی دیدگاههای نظری استرس به عنوان جنبه رشد شخصیت تلقی میگردد. خصوصاً” وقتی که شخص با وضعیتهای جدید روبرو میشود. استرس در نظریههای مختلف شخصیت و رفتار، همینطور در تعیین بیماری ناشی از تنیدگیهای هیجانی، فیزیولوژیکی و اجتماعی، مفهوم کلیدی است.

کاپلان، استرس طبیعی را احساس بیم و نگرانی منتشر و بسیار ناخوشایند و اغلب مبهم میداند که همراه با یک یا چند احساس جسمی میباشد. مثل احساس خالص شدن سردل، تنگی نفس و قفسه سینه، تپش قلب، تعریق، سردرد، یا میل جبری ناگهانی برای دفع ادرار و نیز بیقراری و میل برای حرکت (پورافکاری، ۱۳۷۹، ۸۹).

پیهرون (۱۹۷۳)، استرس را ناراحتی روانی و بدنی که بر اثر ترس مبهم و احساس ناامنی و تیرهروزی قریبالوقوع در آدمی به وجود میآید، میداند.استرس وضعیت شدید تحریک هیجانی است که نگرانی یا ترس را هم در بر دارد. مثل ترس، فرد احساس میکند که تهدید میشود. برخلاف ترس، فرد اغلب، منبع تهدید را به شکل مبهم یا نه چندان دقیق ادراک میکند.
۲-۶ بهداشت روانی محیط کار و فرسودگی شغلی

از بهداشت روانی تعاریف زیادی شده است. سازمان بهداشت جهانی در تعریف بهداشت روانی یا سلامت فکر اعتقاد دارد : سلامت فکر عبارت است از قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران.تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی و حل تضادها و تمایلات شخصی به طور منطقی،عادلانه و مناسب. تأکید این تعریف سازگاری با دیگران و محیط زندگی آنان است. (ساعتچی، ۱۳۸۱، ۲۲)
کاپلان و بارون میگویند بهداشت روانی حالت خاصی از روان است که سبب بهبود،رشد و کمال شخصیت انسان میگردد و به فرد کمک میکند که با خود و دیگران سازگاری داشته باشد. کاپلان و بارون علاوه بر موضوع سازگاری، به جنبه کیفی رشد و کمال شخصیت و به تعادل رسیدن آن توجه میکنند. مازلو روانشناس معاصر با نگاهی ژرفتر و در ارتباط با کانونیترین عامل اساسی انسان یعنی تأمین نیازها و در نهایت شکوفایی استعدادها معتقد است که سلامت روان شکوفا شدن سرشت انسانی،تحقق یافتن استعدادهای بالقوه و رشد به سمت کمال است. در حقیقت، مازلو بهداشت روانی را حاصل تأمین نیازها و شکوفا شدن استعدادهای ذاتی انسانها میداند. (عباسزادگان، ۱۳۸۸، ۱۰۳)
بهداشت روانی همان سلامت فکر، وجود سطح قابل قبولی از استرس و قدرت سازگاری فرد با محیط و اطرافیان است. چون در مواجهه با چالشها و مشکلات روزمره، ما بر اساس ویژگیهای روانی خود با آن ها برخورد میکنیم، هر چه از سلامت روانی بیشتر برخوردار باشیم به یقین آسیب پذیری ما کمتر خواهد بود. پس همچنان که از جسم خود مراقبت میکنیم، روح خود را نیز باید مقاوم تر کنیم تا زندگی بهتری داشته باشیم. ایجاد فرصت برای شکوفایی استعدادها، تواناییها و کنار آمدن با خود و دیگران یکی از اهداف مهم و اساس بهداشت روانی است.

بهداشت روانی در محیط کار یعنی مقاومت در مقابل پیدایش پریشانیهای روانی و اختلالات رفتاری در کارکنان سازمان و سالم سازی فضای روانی کار به نحوی که هدفهای چندگانه زیر تأمین شود:
۱- هیچ یک از کارکنان سازمان به دلیل عوامل موجود در سازمان گرفتار اختلال روانی نشوند.
۲- هر یک از کارکنان از اینکه در سازمان محل کار خود به فعالیت اشتغال دارند احساس رضایت کنند و علاقه مند به ادامه کار در آن سازمان باشند.
۳- هر یک از کارکنان سازمان نسبت به خود، رؤسا، همکاران خود و به طور کلی نسبت به جهان اطراف خود و خصوصاً” نسبت به جایگاه خود در سازمان احساس مثبتی داشته باشند.
۴- همه کارکنان سازمان قادر به ایجاد روابط مطلوب با محیط کار و عوامل موجود در آن باشند.
۵- ایجاد شرایطی که کارکنان سازمان با اعتقاد قلبی و با صمیمیت برای خود و همکاران خویش احترام قائل باشند.
۶- پرهیز از اعمال روش های مبتنی بر زور و اجبار در محیط کار.
۷- شناسایی استعدادهای بالقوه کارکنان تحت نظارت و سپس فراهم ساختن شرایط لازم برای رشد و شکوفایی این استعداد توسط مدیران سازمان.
۸- شناسایی دلایل واقعی کم کاری، غیبت از کار، بی حوصلگی و بی علاقگی به کار، کم توجهی و بی دقتی کارکنان توسط مدیر و پرهیز از قضاوتهای کورکورانه و مبتنی بر پیش داوری نسبت به اساس رفتار انسان.
۹- آشنا ساختن کارکنان با واقعیتهای محیط کار و حذف آن دسته از معیارها و عوامل سازمانی که از لحاظ اخلاقی، انسانی و فرهنگ سازمانی صحیح تلقی نمی شود. بنابرین مدیران باید تلاش کنند تا محیط کار برای کارکنان اضطراب آور نباشد و کارمندان احساس امنیت و آرامش کنند و با شادی، نشاط، شوق و انگیزه به دور از هر گونه خشم و درگیری بیهوده به وظایف خود عمل نمایند. (ایوبی، ۱۳۸۹، ۱۱۴)
۲-۷ عوامل مؤثر بر فرسودگی شغلی
کارکنان درگیر در کار، معمولاً پر انرژی و فعالند؛ به طور مثبتی با کار خود ارتباط برقرار کرده و سعیشان بر این است که کارشان را به طور اثربخش به انجام برسانند. (کانکو، بورک و فیکسنبوم[۲۱]، ۲۰۰۶، ۳۰).
آن قدر که درگیری عاطفی و ذهنی باعث شود که کارکنان دارای روحیه و جسارت در کار باشند، نبود آن باعث میگردد که کارکنان از نقش خود جدا افتاده، رفتارهای کناره جویانه از خود نشان دهند و در برابر نقش کاریشان موضعی دفاعی به خود بگیرند. (می، گیلسون و هارتر[۲۲]، ۲۰۰۴، ۱۲)
ساکز (۲۰۰۶) معتقد است درگیری عاطفی و ذهنی در کار زمانی ایجاد می شود که افراد شغل هایی را مییابند که به آن ها اجازه بیان هویت های اصلی و ارزش هایشان را میدهد. در این حالت، از گوهر واقعی آن ها استفاده می شود. به نظر وی، درگیری عاطفی و ذهنی در کار به رشد انسانی ارتباط دارد و تحت تأثیر فرایند های رشدی قرار میگیرد. (ساکز، ۲۰۰۶)
درگیری عاطفی و ذهنی در کار ممکن است زمانی ایجاد شود که فعالیت های شغلی و حمایت های محیطی به آرامی چالشی ایجاد کند و با وظایف اساسی رشد فرد همنوا شود. با ایجاد درگیری عاطفی و ذهنی در کار، انسجام و وحدت میان کارکنان و سازمان پدید میآید که به معنای حصول نتایج مطلوب برای هر دو است. مازلاچ و لیتر[۲۳] مفهوم تحلیل رفتگی برای توصیف و سنجش درگیر شدن در کار استفاده میکنند. مفهوم سازی های دیگری نیز در این خصوص وجود دارد که در جدول ذیل، به اختصار توضیح داده شده است. (ساکز، ۲۰۰۶)
جدول ۲-۴ : تعریف و اندازه گیری درگیر شدن از دیدگاه های مختلف
اصطلاح به کار گرفته
تعریف
ابزار سنجش
درگیری شخصی[۲۴]
به استخدام در آوردن و بیان کردن یک فرد خودش را در راستای عملکرد کاری اش است (کان، ۱۹۹۰)
شاخص سه بعدی (فیزیکی، شناختی، عاطفی)
تحلیل رفتگی / درگیری
تحلیل رفتگی سندرومی روان شناختی است که به وسیله فرسودگی عاطفی، بدبینی و احساس عدم شایستگی مشخص میگردد.بر این اساس، تحلیل رفتگی زوال درگیر شدن بوده و این دو وجه مخالف یک دیگرند (مازلاچ و لیتر، ۲۰۰۴، مسلش و لیتر، ۱۹۹۷)
شاخص تحلیل رفتگی مازلاچ[۲۵]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
قانونگذار در کنار قوه مجریه برای مشارکت سایر قوا در تدوین این الگو از عبارت با «همکاری سایر قوا» استفاده کردهاست. نکته دیگر درباره ماده یک برنامه این است که توجه قانونگذار به الگوی توسعه تا آنجاست که آن را منشأ و مبنایی برای سایر برنامه ها تلقی نموده است. عین عبارت ماده یک این قانون در مقدمه سیاستهای کلی ابلاغ شده از سوی رهبری به رئیس جمهور دیده میشود. اما باید دید راهکارهای عملی برنامه پنجم جهت ارتقای سطح فرهنگ جامعه چیست. در تبصره ماده ۲۱۱ قانون برنامه پنجم آمده است: کلیه دستگاه هایی که به نحوی ضابط قوه قضائیه میباشند مکلفند با درخواست قوه قضاییه نسبت به اجرای آموزشهای تخصصی مربوطه زیر نظر قوه قضاییه اقدام نمایند.


ضمناً در بند «د» این ماده برای اصلاح رفتار حقوقی و قضایی مردم نهادینهسازی فرهنگ قانونمداری و نیز پیشگیری از وقوع جرایم و کاهش دعاوی حقوقی و در نهایت گسترش فرهنگ حقوقی و قضایی راهکارهایی ارائه شده که در ادامه به آن میپردازیم. (سرمدی، اصغری،پیشگیری اجتماعی از جرم در قانون برنامه پنجم توسعه، ص۱۴۶)
۲- آموزش همگانی صدا و سیما طبق برنامه مصوب قوه قضایی
تجربه چند سال اخیر در خصوص نقش رسانه در اصلاح رفتار عمومی افراد جامعه، باعث شده است تا قانونگذار با نگرشی خاص بر این مقوله تأکید نماید. از این رو قانونگذار در قسمت ۱ از بند «د» ماده ۲۱۱ برنامه پنجم مقرر کردهاست: «آموزش همگانی طبق برنامه مصوب قوه قضاییه از طریق صدا و سیما» یکی از مواردی که میتواند در افزایش احتمال گرایش کودکان به برخی جرایم مرتبط با مسائل جنسی و منافی عفت مؤثر باشد استفاده از شبکهای ماهوارهای و بیتوجهی به بهداشت روانی کودک در این باره است. به همین دلیل در بند «ب» ماده ۱۰ قانون برنامه پنجم دولت موظف شده است جهت جلوگیری از تهاجم فرهنگی و مقابله با آن و نیز جرایم و ناهنجاریهای رسانهای غرب از طریق گیرندههای ماهوارهای اقدامات لازم را در ارتقای آگاهی، دانش و مهارت همگانی انجام دهد.

ابزار دیگر اینترنت است. امروز اینترنت محدود و منحصر به افراد پژوهشگر و ادارات و سازمانها نیست بلکه بسیاری از خانواده ها حتی در روستاهای دورافتاده نیز در فضای مجازی اینترنت با دورترین نقاط جهان در ارتباطند. اینترنت فوایدی بسیار برای بشر به ارمغان اورده است. ولی استفاده مدیریت نشده آن و وجود وبگاههای غیراخلاقی و هرزهنگاری در آن میتواند زمینهساز بروز نابهنجاری و انحراف از مسیر جامعهپذیری صحیح باشد. لذا بیجهت نیست که بند (الف) ماده ۱۰ قانون برنامه پنجم به تدوین نظام جامع رسانهای اشاره کردهاست.
میتوان پیشنهاد کرد سیاستگذاران جنایی کشور باید با واقعبینی بیشتر در استفاده از شبکه های ماهوارهای با تهیه و تنظیم برنامه های آموزشی، استفاده صحیح و مدیریت شده از ماهواره را به والدین و اولیای مدارس بیاموزند. آموزش به والدین در خصوص کنترل استفاده کودکان از اینترنت و آگاهی دادن به خانواده ها نسبت به عواقب و اثار نامطلوب استفاده های نابجا از آن، از راهکارهای پیشنهادی در این باره است. در این خصوص با توجه به عملیاتی بودن موضوع، نظارت مستمر و فعال پلیس بر مراکز پرخطر و آلوده ضروری است (سرمدی، اصغری، پیشگیری اجتماعی از جرم در قانون برنامه پنجم توسعه، صص ۱۴۸-۱۴۶).
۳- پیشبینی مواد درسی آموزش حقوق شهروندی
در سیاستهای کلی برنامه پنجم توسعه مقوله فرهنگ و تأثیر آن بر پیشگیری از وقوع جرایم مشهود است و در بخش نخست آن به این موضوع پرداخته شده است. در بند ۸ این سیاستها آمده است: تحول در نظام آموزش و پرورش با هدف ارتقای کیفی آن بر اساس نیازها و اولویتهای کشور در سه حوزه دانش و مهارت و تربیت و نیز افزایش سلامت روحی و جسمی دانشآموزان.
بر اساس این بند بنیان های سازگاری و ناسازگاری افراد با ارزش های اجتماعی را باید نخست در چگونگی پرورش فرد در محیط خانواده و سپس در چگونگی پرورش وی در محیط تحصیلی جست. مدرسه پس از محیط خانواده مهمترین نهاد اجتماعی در جامعهپذیری افراد به شمار میرود و کارکردهای آن را دومین گام در پیشگیری پایهای در جامعه باید دانست.
شاید بتوان گفت که ارتکاب بسیاری از جرایم ناشی از آموزههای دوران کودکی است. فردی که از ابتدا شاهد بیقانونی در محیط خانواده و بیاحترامی پدر و مادر نسبت به یکدیگر و بیعدالتی بین دانشآموزان مثلاً فقیر غنی در محیط مدرسه بوده و حقوق اولیه اجتماعی وی رعایت نشده است طبیعی است که در آینده به حقوق دیگران احترام نگذارد و از هر فرصتی برای مقابله با جامعه استفاده کند. همچنین بایسته است که در دوره ابتدایی با توجه به شکلگیری پایه های فکری کودک، مفاهیمی کلی چون عدالت و احترام به قانون آموزش و در مراحل بعدی مفاهیم جزئیتر و گستردهتر تعلیم داده شود(سرمدی، اصغری، پیشگیری اجتماعی از جرم در قانون برنامه پنجم توسعه، صص۱۴۸-۱۴۶).
۴- اختصاص زمان مناسب برای پخش برنامه های حقوقی
در این فرمول دو عامل بسیار مهم وجود دارد: اول اینکه مردم معمولاً در زمانهای خاصی بیشتر از برنامه های صدا و سیما استفاده میکنند. دوم اینکه جذابیت محتوایی برنامه نقش بسیار مهمی در جذب بیننده یا شنونده دارد. تبصره ماده ۲۱۱ قانون برنامه پنجم توسعه چنین میگوید: سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران مکلف است در اجرای بند ۱ و ۲ زمان مناسب را برای پخش برنامه هایی که در این خصوص توسط قوه قضاییه دستگاههایی مربوطه یا آن سازمان تهیه میشود اختصاص دهد.
بنابرین قانونگذار برای جلوگیری از بزهدیدگی های احتمالی ثانویه که ناشی از ناآگاهی بسیاری به مسائل حقوقی است با تصویب تبصره ماده ۲۱۱ ویژگیهای آموزش عمومی رسانهای را به صورت ریز بیان کردهاست.
بایسته است که در تهیه برنامه های حقوقی از نظریات قضات دیوان عالی کشور، استادان به نام دانشگاه و وکلای عالم کانون وکلای دادگستری استفاده شود و حتی هیئتی مرکب از افراد مذکور به طور دائم بر تولید این گونه برنامه ها نظارت داشته باشند و ارشادات لازم را بیان کنند.
بهترین زمان پخش: تبصره ماده ۲۱۱ برنامه پنجم توسعه سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران را مکلف کردهاست، در اجرای آموزش همگانی حقوق زمان مناسبی را به پخش برنامه هایی که قوه قضاییه و دستگاه های مربوط تهیه میکنند اختصاص دهد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
دلایل دیگری که ضرورت انجام تحقیق در زمینه گردشگری ورزشی را آشکار میسازد عبارت است از:

۱)توسعه فرهنگ و توسعه سلامت فردی و اجتماعی.
۲)بازسازی و زیبا سازی مکان های طبیعی و محیط زیست.
۳) رشد سریع گردشگری ورزشی در ابعاد مختلف در ایران و جهان.
۴) وجود جوانان و علاقمندان به ورزش و گردشگری ورزشی در کشور.
۵) نقش گردشگری ورزشی در ایجاد اشتغال دائم و فصلی و کاهش بیکاری.
۶) گسترش مبادلات، ایجاد فرصت های جدید شغلی و بهسازی سلامت روانی.

۷) توسعه زیر ساخت هایی نظیر اماکن ورزشی، هتل ها، رستوران ها، جاده ها و . …
۸) توجه به حفظ آثار و جاذبه های زیست محیطی و تاریخی و ایجاد امکانات ورزشی مناسب.
۹)رونق صنایع وابسته به گردشگری نظیر؛ صنعت هتل داری، صنایع غذایی، صنعت راه و ساختمان و صنایع ورزشی در شهرها .
۱۰) شناخته شدن شهر و کشور میزبان در سطح بینالمللی شد و گسترش توسعه جذب گردشگر در مراحل بعدی (شیخی۱۳۸۱).
دست آخر اینکه احداث تأسیسات و زیر ساخت هاى توریسم ورزشى در کشور به خودى خود باعث ایجاد فضاى شاد و مفرح در کشور و گامى مؤثر در پر کردن اوقات فراغت اقشار مختلف جامعه بالاخص جوانان خواهد بود و در راستاى جلوگیرى از برخى ناهنجاری هاى اجتماعى گام بر مى دارد. و این مهم زمانى اتفاق خواهد افتاد که همه مسئولین و بخش خصوصى با همدلى در کنار یکدیگر در این راه قدم بردارند.
۱-۴- اهداف پژوهش
۱-۴-۱ هدف کلی پژوهش
نقش سازمان ورزش وجوانان و سازمان گردشگری بر توسعه توریسم ورزشی در شهر اصفهان.
۱-۴-۲ اهداف فرعی پژوهش
-
- تعیین نقش مدیریت در توسعه توریسم در شهر اصفهان
-
- تعیین نقش فرهنگ و آداب ورسوم رایج در بین مردم در توسعه توریسم ورزشی در شهر اصفهان.
-
- تعیین نقش اطلاع رسانی و تبلیغات درتوسعه توریسم ورزشی در شهر اصفهان.
-
- تعیین نقش سرمایه گذاری های اقتصادی و زیر ساخت ها درتوسعه توریسم ورزشی در شهر اصفهان .
- تعیین نقش نیروی انسانی مجرب و ماهر درتوسعه توریسم ورزشی در شهر اصفهان.
۱-۵- سوالات پژوهش
-
- نقش مدیریت در توسعه توریسم ورزشی شهر اصفهان چگونه است ؟
-
- نقش فرهنگ و آداب ورسوم رایج در بین مردم شهر اصفهان در توسعه توریسم ورزشی شهر اصفهان چگونه است ؟
-
- نقش اطلاع رسانی و تبلیغات در توسعه توریسم ورزشی شهر اصفهان چگونه است؟
-
- نقش سرمایه گذاری های اقتصادی و زیرساخت ها مرتبط با ارگان های دولتی در توسعه توریسم شهر اصفهان ورزشی چگونه است ؟
- نقش نیروی انسانی ارگان های دولتی مرتبط باتوریسم در شهر اصفهان چگونه است؟
۱-۶-فرضیات تحقیق
ا.بین نقش مدیریت با توسعه توریسم ورزشی شهر اصفهان ارتباط معناداری وجود دارد.
۲٫ بین نقش فرهنگ و آداب و رسوم با توسعه توریسم ورزشی شهر اصفهان ارتباط معناداری وجود دارد.
۳٫ بین نقش اطلاع رسانی و تبلیغات با توسعه توریسم ورزشی شهر اصفهان ارتباط معناداری وجود دارد.
۴٫ بین نقش سرمایه گذاری های اقتصادی و زیرساخت ها با توسعه توریسم ورزشی شهر اصفهان ارتباط معناداری وجود دارد.
۵٫ بین نقش نیروی انسانی با توسعه توریسم ورزشی شهر اصفهان ارتباط معناداری وجود دارد.
۶٫بین ویژگی های فردی(سن ، سابقه کار ، تحصیلات ، جنسیت ) با نگرش درباره توسعه توریسم ورزشی شهر اصفهان ارتباط معناداری وجود دارد.
۱-۷- محدوده ها یا حدود یا قلمرو تحقیق
۱-۷-۱- محدوده ای که محقق تعیین کردهاست.
محدوده زمانی:این تحقیق در سال ۱۳۹۲ صورت گرفته است.
محدوده مکانی:این تحقیق در ارتباط با نفش ارگان ها و نهادهای دولتی شهر اصفهان در مورد توسعه توریسم انجم پذیرفته شده است.
۱-۷-۲- محدودیت هایی که از کنترل محقق خارج بوده است.
میزان تجارب شخصی یا اطلاعات شخصی افراد جامعه آماری در زمینه موضوع پژوهش ومیزان دقت، علاقه و انگیزه افراد در پاسخگویی به سوالات پرسش نامه محدودیت های غیر قابل کنترل راتشکیل میدهند.
۱-۸- تعاریف، اصطلاحات و واژه های فنی تحقیق
ورزش،مفهوم نظری : هر گونه فعالیت ،تجربه وفعالیت شرکت های تجاری در جهت ایجاد تناسب اندام، تفریح، فعالیت قهرمانی با اوقات فراغت (پارکز و دیگران،۱۳۸۲).
مفهوم عملیاتی : در این تحقیق منظور از ورزش همان فعالیتی است که گردشگران به این دلیل (ورزش) به اصفهان سفر میکنند.
گردشگر، مفهوم نظری:ترک موقت محل دائمی زندگی است به قصد دیدار از مکانی دیگر بدون اشتغال به کار یا کسب درآمد از هر نوع و به هر طریق مشروط به آنکه اقامت در محل جدید از یک شبانه روز بیشتر شود(جانستون ورجیتال[۹]،۱۹۹۸).تعریف کنفرانس بینالمللی ترانسپورت و جهانگردی از جهانگرد به این صورت میباشد: جهانگرد کسی است که به منظور تفریح،بازدید از نقاط دیدنی ،معالجه،ورزش و یا زیارت به کشوری غیر از کشوری که در آن اقامت دارد سفر کند مشروط بر اینکه مدت اقامت او از ۲۴ ساعت کمتر و از یک سال بیشتر نباشد(فرزین ،۱۳۸۴).
مفهوم عملیاتی : در این پژوهش منظور از گردشگر کسی است که به هر علتی (تفریح ، گذران اوقات فراغت ، تماشای رویداد ورزشی و …) به اصفهان میآید.
گردشگری ورزشی ،مفهوم نظری:مسافرت به دلایل غیر تجاری برای مشاهده یا شرکت در فعالیت های ورزشی که دور از محل زندگی باشد(گامون و رابینسون[۱۰]،۱۹۹۷).مسافرت با مقاصد غیر تجاری(تفریحی)یا تجاری(غیر تفریحی)برای مشاهده یا شرکت در فعالیت های مختلف ورزشی (دی ناپ و استاندیون،۱۹۹۸).

مفهوم عملیاتی : در این تحقیق منظور مسافرتی است که فردی به دلیل حضور در مسابقات ورزشی (دیدن ،شرکت فعال ) به اصفهان انجام میدهد.
گردشگر ورزشی ،مفهوم نظری:افراد یا گروه هایی که به صورت فعال یا غیر فعال در حین مسافرت یا اقامت در مکانی غیر از مکان زندگی خود به ورزش های تفریحی و رقابتی یا مشاهده آن ها می پردازند(ورزش انگیزه اصلی مسافرت است(گامون و رابینسون،۱۹۹۷).
مفهوم عملیاتی : در این پژوهش منطور همان فردی است که به دلیل دیدن و یا شرکت در رویداد ورزشی به شهر اصفهان سفر میکند.
کارشناس ،مفهوم نظری: به معنای دانای کار، متخصص ، دارای تحصیلات در حد لیسانس و… میباشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- . ن.گ: به بند ۵ ماده ۱۹۸ قانون مجازات اسلامی ، در مورد لزوم علم سارق به تعلق مال مسروق به غیر. ↑

-
- – امام خمینی، تحریر الوسیله، ج۲، ص ۵۱۲ – ۵۱۱ – نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج ۴۲، ص ۴ . ↑
-
- – حسین، شیرازی، سید محمد، کتاب القصاص، قم، دارالقرآن الحکیم، ص ۳۶٫ ↑
-
- – مرعشی، حاج سید محمدحسن، مقاله، فصلنامه حق، دفتر ۶، ص ۱۱۲ . ↑
-
- – همان ص ۱۱۵ . ↑
-
- – عبدالقادر عوده، التشریع جنایی، چاپ بیروت، ج ۲، ص ۸۹-۸۸ ↑
-
- – نجفی، محمدحسن، جواهر؟؟؟ ، ج ۴۱، ص ۳۲ . ↑
-
- – ر: ک: عبدالقادر عوده، همان. ↑
-
- – ماده ۲۰۶ قانون مجازات اسلامی مقرر میدارد: قتل در موارد زیر عمدی است:الف: مواردی که قاتل با انجام کاری قصد کشتن شخص معین یا فرد یا افرادی غیر معین از یک جواهر الکلام را دارد. خواه آن کار نوعاً کشنده باشد خواه نباشد. ولی در عمل سبب قتل شود.ب: مواردی که قاتل عمداً کاری را انجام دهد که نوعاً کشنده باشد. هرچند قصد کشتن شخص را نداشته باشد. ↑
-
- . معرفت، محمد هادی، «مقاله قتل شبه عمد و خطای محض»، فصلنامهی حق، دفتر ۵/۱۳۶۵/۴۳ ↑
-
- . سپهوند، امیر، «جزای اختصاصی(۱)»، درسنامهی نیم سال اول ۷۵-۷۴، دانشگاه امام صادق(ع)،ص۷۶٫ ↑
-
- . صادقی، هادی، «جرایم علیه اشخاص»، نشر میزان، چاپ نهم، بهار ۸۵، ص ۲۱۸ . ↑
-
- – شیخ طوسی، کتاب الخلاف ، ج۳، ص ۱۰۰ ، مسأله ۳۶؛ روح ا… الموسوی الخمینی، تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۵۴، مسأله ۳۳٫ ↑
-
-
- – برای مثال، ر.ک، محمد هادی صادقی، جرایم علیه اشخاص، ص ۲۴۸ . ↑

-
- – در تأیید این نظر، ر.ک. دادنامه ی صادره از شعبه سیزدهم دادگاه عمومی بندر عباس، مذکور در حسین آقایی نیا، جرایم علیه اشخاص، ص ۱۰۷- ۱۰۶ ↑
-
- – شیخ طوسی، کتاب الخلاف، ج ۳، قم: دارالکتاب العلمیه، بی تاص ۱۰۰ ، مسأله ۳۷ . ↑
-
- – البته در این مورد به نظریه شماره ۱۱/۷ ، مورخ ۱۵/۱/۸۱ اداره حقوقی قوه قضائیه توجه کنید. که به موجب آن ، در مجازات مُمسِک … حد است و حد مشمول مقررات آزادی مشروط یا مقررات دیگر، که خالص مجازات های تعزیری یا باز دارند. است، نمی گردد. ↑
-
- – خویی، حاج سید ابوالقاسم، مبانی تکهله المنهاج، ج ۲، ص ۱۱ . ↑
-
- – رک: نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۴۱، ص ۴۲ . ↑
-
- – رک: شیخ حر عاملی، وسایل الشیعه، ج۱۹ ، از ابواب القصاص فی النفس، باب ۱۷ و ۱۸ . ↑
-
- . امام خمینی(ره)، «موازین قضایی»، ج اول، انتشارات شکوری، سال ۱۳۶۵، ص ۲۷۹٫ ↑
-
- . حُر عاملی، سید محمدبن حسن، وسایل الشیعه، الی فحصیل مسائل الشریعه، التراث العربی، ج۱، ص ۳۲٫ ↑
-
- – احمد، ادریس، دیه، ترجمه علی رضا فیض، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، پاییز ۱۳۷۲، ص ۷۵ ↑
-
- . «سرائر»، ص ۳۴۱٫ ↑
-
- . «زراعت، عباس، شرح قانون مجازات اسلامی، بخش قصاص، انتشارات ققنوس، ج ۱، ص ۷۲٫ ↑
-
- . «خویی، سید ابوالقاسم، مبانی تلامه المنهاج، ج۲، دالزهرا،ص ۲۲۲٫ ↑
-
- . زراعت، عباس، شرح قانون مجازات اسلامی، بخش قصاص، انتشارات ققنوس، ج ۱، ص ۳۰۶ . ↑
-
- – قپانچی، حسام، جنایت شخص خواب، فصلنامه دیدگاه های حقوقی، شماره ۴، ص ۷۹٫ ↑
-
- . مرعشی، سید محمد حسن، «قتل عمد، شبیه عمد، خطا محض»، فصلنامه حق، دفتر ششم، تیر و شهریور ۱۳۶۵، ص ۱۰۹٫ ↑
-
- . حسین العاملی، سید محمد جواد، «مفتاح الکرامه»، ج۱۰، ص ۲۲۶٫ ↑
-
- . شهید ثانی، «تحریرالروضه فی شرح المعه»، مترجم سید مهدی رادمرزی، انتشارات طه، چاپ هشتم، ص ۶۵۱٫ ↑
-
- . مرعشی، سید محمد حسن، «مأخذ ذکر شده»، ص ۱۰۹٫ ↑
-
- . رأی شماره ۱۰۹۰/۸۴۸-۱۷/۵/۱۳۱۶٫ ↑
-
- . صادقی، محمد هادی، «جرایم علیه اشخاص»، نشر میزان، چاپ نهم، بهار ۱۳۸۵، ص ۲۲۰٫ ↑
-
- . همان. ↑
-
- . گلدوزیان، دکتر ایرج، «حقوق جزای اختصاصی»، ج اول، ص ۴۸ و ۴۹٫ ↑
-
- . صادقی، محمد هادی، «مأخذ ذکر شده»، ص ۲۰۳٫ ↑
-
- . گلدوزیان، دکتر ایرج، «مأخذ ذکر شده»، ج اول، ص ۴۸٫ ↑
-
- . رأی شماره ۱۸۰۷-۵/۸/۱۳۱۶ شعبه دوم دیوانعالی کشور. ↑
-
- . رأی شماره ۱۷۰۷۰-۱۵/۷/۱۳۱۶ شعبه دوم دیوانعالی کشور. ↑
-
- . معرفت، محمد هادی، «شبه عمد و خطای محض»، فصلنامهی حق، دفتر پنجم، سال ۶۵، ص ۵۴٫ ↑
-
- . مرعشی، سید محمد حسن، «فصلنامه حق»، دفتر پنجم، سال ۶۵، ص ۱۱۵٫ ↑
-
- . امینپور، محمد تقی، «آرای دیوانعالی کشور»، نشر شرکت سهامی چاپ، رأی ۱۰۱۶۱-۱۸۰۰ مورخ ۵/۸/۱۳۱۶ شعبه دوم دیوانعالی کشور، ص ۹۲٫ ↑
-
- . همان منبع، رأی شماره ۱۴۴۱-۲۱/۶/۱۳۱۷، شعبه سوم دیوانعالی کشور، ص ۹۵٫ ↑
-
- . شهری، غلامرضا و ستوده، سروش، «نظریات اداره حقوقی قوه قضائیه در مسائل کیفری»، ج اول، نشر روزنامه رسمی، شماره ۴۲۵۹/۷-۱۷/۱۰/۲۷۰، سال ۱۳۷۵، ص ۳۰۴٫ ↑
-
- . سپهوند، امیر، «حقوق کیفری اختصاصی(۱)، جرایم علیه اشخاص، نشر مجد»، چاپ اول، ص ۸۰-۷۹٫ ↑
-
- . شامبیاتی، هوشنگ، «حقوق کیفری اختصاصی» جلد اول، نشر مجمع علمی و فرهنگی مجد، ۱۳۸۴، ص ۱۸۷ ؛ آزمایش، علی، «جزوه درسی کارشناسی ارشد»، دانشگاه تهران، سال ۱۳۷۱-۱۳۷۰ ↑
-
- . میرمحمد صادقی، حسین، جرایم علیه اشخاص، نشر میزان، ۱۳۸۵، ص۲۰۶٫ ↑
-
- . آقایینیا، دکتر حسین، «جرایم علیه اشخاص»، نشر میزان، چاپ دوم، بهار ۱۳۸۵، ص ۱۴۵٫ ↑
-
- . صادقی، دکتر میرمحمد حسین، «جرایم علیه اشخاص»، نشر میزان، چاپ سوم، زمستان ۱۳۸۷، ص ۳۲۷٫ ↑
-
- . پوربافرانی، حسن، «حقوق جزای اختصاصی، جرایم علیه اشخاص»، دمات جسمانی، نشر جنگل، چاپ اول، ص ۱۱۱-۱۱۰٫ ↑
-
- . سپهوند، امیر، «حقوق کیفری اختصاصی(۱)، جرایم علیه اشخاص»، نشر مجد، چاپ اول، ص ۷۸-۷۷٫ ↑
-
- . شامبیاتی، دکتر هوشنگ، «جرایم علیه اشخاص»، نشر مجد، ج اول، چاپ نهم، ص ۱۸۲٫ ↑
-
- . صادقی، میرمحمد حسین، پیشین، ص ۳۲۶٫ ↑
-
- – میر محمد صادقی، حسین، ماخذ ذکر شده، ص ۲۸۴ ↑
-
- – صادقی، هادی، ماخذ ذکر شده، ص ۱۳۸ ↑
-
- – کلمه کره به ضم و فتح کاف در دو آیه شریفه ذکر گردیده است: « وافغیر دین ا… یبغون وله اسلم من فی السموات والارض طوی و کسرها و الیه ترجعون» آل عمران ۸۳ و در کتب علیهم ؟؟؟ و هو کره لکم … » بقره ۲۱۶ ↑
-
- – خمینی، روح ا… ، بیع، ج۲ ، قم. انتشارات اسماعیلیان، چاپ نهم، ۱۴۱۰ هـ . ق . ص ۶۳ ↑
-
- – طباطبایی، محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲، بیروت، مؤسسه الا علمی المطبوعات، ۱۳۹۲، هـ ق ، ص ۱۶۴ ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
که در اینجا: و
-
-
- محاسبه Bi,t (Si,t): تعداد سرمایه گذارانیکه سهم i را در دوره t به پرتفوی خود اضافه (از پرتفوی خود حذف) میکنند. به طور مثال سهام بانک ملت در دوره یک ماهه فروردین سال ۱۳۹۲ به ترتیب ۱۰۶ خریدار و ۸۴ فروشنده داشته است؛ لذا Bi,t برای سهام وبملت در فروردین ۱۳۹۲ برابر با ۱۰۶ و Si,t برای همین سهم در همین دوره برابر با ۸۴ خواهد بود.


-
- محاسبه Pi,t : نسبت سرمایه گذارانی که سهم i را طی دوره t میخرند. این نسبت از تقسیم Bi,t به Ni,t به دست میآید. Ni,t نیز از جمع Bi,t و Si,t حاصل می شود. به عنوان مثال این نسبت برای سهام بانک ملت در فروردین ۱۳۹۲ برابر با ۵۶/. می شود.
-
- محاسبه Pt : نسبت مورد انتظار تعداد خریدارانی که در شرایط وجود فرضیه خنثی، به دست خواهد آمد. تصمیمات معاملاتی، توسط خالص جریانات مربوط به منابع مالی فرد تحت تاثیر قرار میگیرد. به عنوان مثال، زمانی که مقادیر زیادی منابع مالی به دست آید، سرمایه گذاران تمایل دارند که در بازار بیشتر در طرف خرید قرار گیرند. کسر کردن Pt برای اصلاح چنین رفتارهایتودهای میباشد. Pt برای همه سهام طی یک دوره یک ماهه خاص ثابت است اما در دوره های مختلف تغییر می کند. در این مثال این تحقیق نسبت مورد انتظار Pt، ۵/۰ در نظر گرفته شده است.
- محاسبه عامل تعدیل AFi,t : مقدار مورد انتظار |Pi,t-Pt| است که با بهره گرفتن از توزیع دوجمله ای به دست میآید و با این فرض محاسبه می شود که معاملات از یک توزیع دوجمله ای با نتایج ممکن شکست و موفقیت پیروی کند.
اولین بخش از معیار LSV، یک مقدار مطلق است، و در نتیجه مقدار مورد انتظار با توجه به نوسانات تصادفی ممکن است از صفر فاصله داشته باشد. عامل تعدیل، AFi، این تصادفی بودن را اصلاح می کند. AFi مقدار مورد انتظار میباشد که تحت این فرض که جهت معاملات از یک توزیع دو جملهای با Bi,t و Si,t به عنوان نتایج ممکن پیروی میکند، برآورد می شود. تحت فرضیه صفر معاملات مستقل، احتمال Bi برابر است با Pt. عامل تعدیل، انحرافی که ممکن است در برای سهامی که توسط تعداد کمی سرمایه گذار معامله میشود، اتفاق افتد، را اصلاح می کند.
- یک مثال ساده برای توضیح مدل lsv ، سهم سکرد را در نظر بگیرید فرض می شود:
در فروردین ماه سال ۱۳۸۹ ،۵ صندوق این سهم را خریده اند (به پرتفوی خود اضافه نموده اند) و۱۰ صندوق آن را فروخته اند (از پرتفوی خود حذف نموده اند).
= Pi,t
(داده های در نظر گرفته شده برای خرید و فروش کاملا فرضی است. )
لیست خرید و فروش صندوقهای سرمایه گذاری مشترک برای سهم سکرد ، در سال ۸۹ جمع آوری می نماییم.
طبق جدول زیر معیار HM را برای سال ۸۹ محاسبه می نماییم
جدول۲-۳: مثالی برای محاسبه معیار HM
۱
۲
۳
۴
Pi,t
Pt
|Pi,t-Pt|
AFi,t
۸۹/۰۱
۰٫۵
۰٫۱۶
۰٫۰۵۲
۰۲/۸۹
۰٫۵
۰٫۰۳۴
۰٫۰۱۵
۰۳/۸۹
۰٫۵
۰٫۰۷۱
۰٫۰۳
۰۴/۸۹
۰٫۵
۰٫۲۷
۰٫۰۶
۰۵/۸۹
۰٫۵
۰٫۱
۰٫۰۶
۰۶/۸۹
۰٫۵
۰٫۱۴
۰٫۰۹
۰۷/۸۹
۰٫۵
۰٫۳
۰٫۲۴
۰۸/۸۹
۰٫۵
۰٫۲۲۷
۰٫۰۶
۰۹/۸۹
۰٫۵
۰٫۰۳۳
۰٫۰۱۷
۱۰/۸۹
۰٫۵
۰٫۰۵
۰٫۰۲۷
۱۱/۸۹
۰٫۵
۰٫۲۱۴
۰٫۰۶۱
۱۲/۸۹
۰٫۵
۰٫۱۶
۰٫۱۰۶
در هر ماه برای سهم سکرد یک HM به دست می آوریم.
میزان AFi,t از حاصلضرب ستون ۱ و۳ به دست میآید.
AFi,t=0.898 |Pi,t-Pt|=1.967
HM=1.069 HM=1.967- 0.898
با توجه به فرضیه های زیر نتیجه می گیریم صندوق های سرمایه گذاری مشترک بر روس سهم سکرد رفتار توده¬وار داشته اند.
: HM=0
:HM≠۰
سهام رشدی و سهام ارزشی
اگر دور نمای آینده صندوق نشان دهنده رشدی بیش از رشد متوسط باشد ارزش دفتری کوچکتر از ارزش بازار خواهد بود، در نتیجه B/M سهام ارزشی نسبت به سهام رشدی پایینتر است. با افزایش نسبت B/M نوع سهام از ارزشی به رشدی تغییر مییابد. در تحقیق حاضر ارزش دفتری را بر قیمت بازار حقوق صاحبان سهام صندوق تقسیم میکنیم ، سپس صندوقها را با توجه به نسبت B/M به ترتیب صعودی مرتب میکنیم . صندوقهایی که در ۵۰% اول قرار می گیرند دارای سهام رشدی و صندوقهایی که در ۵۰% دوم قرار می گیرند دارای سهام ارزشی هستند.
ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام
ارزش بازار حقوق صاحبان سهام
فرصت رشد
ارزش بازار هر سهم
تعداد سهام کل صندوق
ارزش تاریخی هر سهم
اندازه صندوقهای (کوچک و بزرگ)
در این تحقیق شاخصی که جهت تعیین اندازه صندوق استفاده می شود، ارزش استاندارد شده بازار حقوق صاحبان سهام صندوقها میباشد. در این تحقیق صندوقها را با توجه به ارزش استاندارد شده بازار حقوق صاحبان سهام صندوقها به ترتیب صعودی مرتب میکنیم. صندوقهایی که در ۵۰% اول قرار می گیرند صندوقهای بزرگ و صندوقهایی که در ۵۰% دوم قرار می گیرند صندوق های کوچک هستند.
ارزش بازار حقوق صاحبان سهام
رونق و رکود بازار: در این تحقیق برای رونق بازار ماههایی در نظر گرفته میشوند که شاخص کل در آخرین روز معاملاتی نسبت به شاخص کل در آخرین روز معاملاتی ماه قبل روند افزایشی داشته است. برای رکود بازار ماههایی در نظر گرفته میشوند که شاخص کل در آخرین روز معاملاتی نسبت به شاخص کل در آخرین روز معاملاتی قبل روند کاهشی داشته است.
رونق / رکود = R
= شاخص کل در آخرین روز معاملاتی
= شاخص کل در آخرین روز معاملاتی قبل
۸-۳ روش تجزیه وتحلیل داده ها
تجزیه و تحلیل به عنوان فرایندی از روش علمی، یکی از پایه های اساسی هر تحقیق است. به طور کلی، تجزیه و تحلیل عبارت از روشی است که از طریق آن کل فرایند تحقیق به سوی یک نتیجه هدایت میشود. برای این منظور از فنون آماری توصیفی و استنباطی استفاده شده است. با بهره گرفتن از این آمار توصیفی شاخصهای آماری اطلاعات گرد آوری شده، محاسبه وبا استفاده از ابزارهای نمودار جدولی و نمودار گرافیکی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. از فنون استنباطی نیز برای آزمون فرضیهها و رسیدن به پاسخ سوالات بر اساس احتمال استفاده شده است.
تجزیه وتحلیل داده های این تحقیق و آزمون فرضیات آن توسط نرم افزار Excel و ۲۲SPSS انجام شده است. به این ترتیب که اطلاعات فراهم شده توسط پایگاه های اطلاعاتی ابتدا در نرم افزار Excel دسته بندی و مرتب سازی شده است و سپس به نرم افزار۲۲ SPSS منتقل گردیده تا آزمون های آماری مورد نظر بر روی آن ها انجام شود.
آزمونهای مورد استفاده در این تحقیق عبارت است از
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۴-۶-۶ محیط تک پنجرهای
همچنین پروژه مدل اطلاعات گمرکی سازمان جهانی گمرک به منظور ایجاد محیط تک پنجرهای در نظر دارد سایر الزامات و مقررات دولتها را در پروژه بگنجاند. با انجام این عمل بازرگانان قادر خواهند بود تا به مبادله اطلاعات تنها با یک نهاد رسمی، ترجیحأ گمرک ،جهت برآوردن الزامات قانونی مربوط به واردات یا صادرات، بپردازند. انجام این کار مستلزم مشارکت سایر مسئولین و نهادهای بین المللی در امور پروژه مدل اطلاعات گمرکی سازمان جهانی گمرک میباشد.

۴- ۷ ابتکارات گمرکات گروه ۷ (هفت کشور صنعتی)
رؤسای دولتها و حکومتهای هفت کشور صنعتی در اجلاس لیون ۱ (۱۹۹۶) و دنور۲ (۱۹۹۷) و وزرای دارایی این کشورها در بیرمنگام ۳ (۱۹۹۸) و سمینار سران در اوکیناوا – کیوشو۴ (۲۰۰۰) توافق کردند که الزامات اطلاعات گمرکی کشورهای گروه هفت را ساده و یک شکل نموده و شکل و قالبی (فرمتی) را که با هدف تسهیل تجارت بین المللی و کاهش هزینه های دولتها و عملیات تجاری و رشد اقتصادی، در ارسال الکترونیکی گزارشات به کار میرود را استاندارد نمایند. کشورهای گروه هفت در خصوص زمانبندی برنامه اجرایی تا سال ۲۰۰۵، در مورد یکسانسازی قالبهای الکترونیکی توافق کردند. برخی از این کشورها مصمم شدند که مدل اولیه را در سال ۲۰۰۱ به اجرا گذارند.
۴-۷-۱ مشارکت تجاری
پروژه مدل اطلاعات گمرکی سازمان جهانی تجارت کمک بسیار مهمی برای تسهیلات تجارت جهانی خواهد بود. از این رو، برای موفقیت این پروژه اهمیت دارد که بخشهای گوناگون تجاری دست اندر کار در تجارت بین المللی مشارکتی فراگیر داشته باشند.

۴-۸ توسعه منابع انسانی
خدمات توسعه منابع انسانی به سازمان جهانی گمرک در انجام مأموریت خود و کسب اهدافش – از طریق هماهنگ کردن کمکهای فنی ارائه شده توسط هیئت مدیرههای گوناگون فرعی– میرساند.
خدمات توسعه منابع انسانی، برنامه های آموزشی و کمکهای فنی کیفی را با هدف بهبود مدیریت منابع انسانی و توسعه ظرفیتهای گمرکات عضو طراحی می کند.[۲۳]
مأموریتهای تحت هدایت سازمان جهانی گمرک ابزار با ارزشی برای بهبود مهارت های کارمندان گمرکات فراهم می کند. این امر گمرکات را قادر میسازد تا از عهده مشکلات عملیاتی و فنی که به هنگام اجرای استراتژی های جدید در پاسخ به چالشهای محیط بین المللی به وجود می آید، برآیند.
مساعدتها عمومأ در غالب هیاتهای تخصصی، دوره های آموزشی، کارگاهها یا حتی سمینارها در سطوح ملی یا منطقهای سازماندهی میشوند.
طرح مأموریتهای سالانه بر اساس نیازهای اعضا و اولویتهایی که شورا تعیین می کند،ترتیب داده می شود.
خدمات توسعه منابع انسانی دوره های تحصیلی را سازمان میدهد که در آن مستخدمین جوان گمرکی تحقیق در یکی از حیطههای مهم گمرکی از جمله فعالیتهای دبیرخانهای، حرفهای و شغلی در گمرکات برای اعضا فراهم کردهاست. این کارگاه های آموزشی در جهت نیازهای خاص گمرکات طراحی شده و فنون خاص خود ارزیابی را برای گمرکات فراهم می کند. در پایان کارگاهها، هریک از شرکتکنندهها «طرح عملی درستکاری ملی» را تهیه میکنند. در حال حاضر امور مرتبط با درستکاری سازمان جهانی گمرک بر توسعه مکانیسمی برای درستکاری گمرکات منطقهای و سیستم نظارتی تمرکز دارد. هدف این اقدامات کمک به گمرکات برای برآوردن مجموعه ای از حداقل معیارهایی که تحت رهنمودهای سازمان جهانی گمرک تعیین شده، میباشد.
همچنین همکاری با بخش خصوصی (اتاق بازرگانی بین المللی) و سایر سازمان های بین المللی همچون سازمان همکاری اقتصاد و توسعه (OECD)[24] و سازمان شفافسازی بین المللی، شیوهای دیگر برای تقویت اقدامات دبیرخانه سازمان در زمینه درستکاری میباشد.
۴-۹ نتیجه گیری
با توجه به آنچه ذکر شد تعیین ارزش در گمرک و بررسی و مقایسه ارزشهای اظهاری با سوابق مثل و مشابه حاکی از آن است که برای انجام این امر مهم باید میعاری جهت مقایسه و سنجش ارزش کالاها وجود داشته باشد. چنانچه اقتصاد تهاتری باشد این موضوع امکان پذیر نمی باشد چرا که این حجم تجارت آن هم با دنیای خارج به شکل تهاتری میسر نمی باشد. البته مبادلات پایاپای یا همان تهاتری در تجارت بین المللی و به خصوص کشورهای همسایه بعضاً رواج دارد اما این به شرطی است که ارزش این معادلات مشخص شود که آنهم نیز مستلزم یک معیار سنجش است این معیار سنجش پول است که در تجارت بین الملل این پول معمولاً ارزیا پول خارجی است که بیشتر از دلار امریکا و یورو اتحادیه اروپا استفاده می شود در همین مبادلات پایاپای یک کشور که از مزیت نسبی تولید یک کالا یا از منابع طبیعی خدادادی بهرهمند است کالا یا محصول تولیدی خود را به یک کشور صادر و معادل ارزش آن کالای موردنیاز خود را وارد می کند. مثلاً ایران به پاکستان گاز صادر نماید و معادل ارزش حجمی از این گاز صادراتی برنج دریافت نماید. که در این مبادلات نقش پول به عنوان یک واحد و معیار سنجش کاملاً مشهود است. بنابرین پول به عنوان واحد سنجش در مبادلات تجاری به شرح یاد شده سرعت میبخشد تعیین ارزش در گمرک را آسان و ترخیص کالا را تسریع می نماید. حال نقشهای دیگران که وسیله مبادله و ذخیره ارزش است هرکدام درجای خود بسیار با اهمیت است.
موضوع دیگری که با اهمیت میباشد وجود چند نوع ارز متفاوت در یک سیستم اقتصادی است متفاوت بدون نرخهای ارز باعث می شود تا عدهای سودجو از این سیاست ارزی نهایت بهره را ببرند مثلاً با ارز ۷۰ ریالی یا همان ارز هفت تومانی معروف کالا وارد نموده و سودهای کلان سرشاری به دست آورند که این موضوع نا کارایی سیاست دولت در زمینه ارزی بوده و ماحصل آن رانت است لذا یکسان سازی نرخ ارز از ابتدای سال ۸۱ گام بسیار مهمی بوده که دولت در این زمینه برداشت چرا که در این رابطه رانت از بین رفته و موضوع مهم دیگری که وجود داشت خروج ارز بوده که واردکنندگان کالا اعم از خصوصی و دولتی با این ارزهای ارزان کالاهای خود را با قیمت بالاتری فاکتور میکردند که با کالاهای مثل و مشابه خود بیش بود ارزش فاحشی داشتند تا از این طریق ارز را از مملکت خارج کنند و حال که نرخ ارز یکسان و آزاد شد هیچگونه دلیلی برای خروج ارز وجود ندارد.
مطلب دیگر اینکه تعرفه ارزشی به تعرفه ثابت و مرکب عادلانهتر است چرا که بر اساس ارزش کالا یعنی آنچه که کالا میارزد محاسبه می شود.و درحال حاضر برای تمام اقلام وارداتی تعرفه ارزشی اعمال می شود و کمتر از ۱% (یک دهم درصد) از تعرفههای مرکب یا ثابت استفاده می شود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
حرکت به سمت خود رهبری یک فرایند است. فرآیندی که رهبران باید به موازات بلوغ زیردستان، سبک رهبری خود را به گونه ای تنظیم کنند کـه آن ها را از حالت «وابستگی» بـه سمت «عـدم وابستگی» و در نهایت «وابستگی متقابل» سوق دهند. (محمدی،۱۳۸۲،۱۲۹)

۲-۱-۷- متغیرهای مؤثر بر احساس توانمندی افراد
بر اساس نظریه شناخت اجتماعی سه دسته عوامل بر ادراک افراد از توانمندیشان تأثیر میگذارد:

ویژگی های فردی و شخصیتی، ویژگیهای گروه کاری و ویژگیهای ساختار اجتماعی واحد کار.
۲-۱-۷-۱- ویژگیهای فردی و شخصیتی
سطح تحصیلات و سنوات خدمت. افراد کـه از سطح تحصیلات بالاتری برخوردارند عموما دارای چشم انداز شغلی بهتر و فرصت های استخدامی بیشتری هستند. به همین دلیل، این افراد در مقایسه با افرادی که دارای سطح تحصیلات پایین تری هستند احساس توانمندی بیشتری میکنند.
از سوی دیگر، اشنایدر پی برد از آنجا که کارکنان با سابقۀ کاری بیشتر به جهت بهره گیری از تجربیات گذشته، بهتر میتوانند خود را با موقعیت های کاری مختلف تطبیق دهند احساس توانمندی بیشتری خواهند نمود ، جنسیت و نژاد. تحقیقات انجام شده حکایت از آن دارند که زنان و اقلیت های نژادی و بومی به دلیل این که احساس بیقدرتی بیشتری میکنند دارای سطح پایین تری از توانمندی هستند (نادری و رجایی پور،۵۰،۱۳۸۶).
۲-۱-۷-۲- ویژگیهای گروه کاری
ادراک افراد از میزان توانمندی خود علاوه بر ویژگی های فردی از ویژگی های گروه نیز تأثیر می پذیرد.پژوهشگرانی چون کانگر، توماس و ولتهووس نشان دادهاند که تصمیم گیری گروهی، تقسیم داوطلبانه مسئولیتها و مشکلات، اهمیت کاری و کار گروهی، اعتماد درون گروهی و ادراک گروه از میزان تأثیرگذاریاش بر مدیران و سایر گروههای سازمان میتواند تأثیر مثبتی بر احساس افراد گروه از توانمندیشان بر جای گذارد.
۲-۱-۷-۳- ویژگی های ساختاری اجتماعی واحد کار
ـ ابهام نقش . ابهام نقش زمانی بوقوع می پیوندد که فرد مطمئن نیست چه انتظاراتی از او در شغلش وجود دارد. این امر باعث سردرگمی فرد در حدود اختیارات، مسئولیت ها، کارهایی که باید انجام دهد و این که در برابر چه کسی باید پاسخگو باشد، خواهد شد . مجموعه این عوامل باعث افزایش عدم اطمینان، ترس و دلهره شده، بر احساس فرد از توانمندی اش تأثیر منفی بر جای خواهد گذاشت (نادری و رجایی پور،۱۳۸۶،۵۱).
ـ حیطه کنترل. حیطۀ کنترل به معنای تعداد افرادی است که تحت سرپرستی مستقیم یک مدیر قرار دارند. حیطه های محدود، کنترل شدیدی را بر زیردستان به وجود می آورد. لالر، دریافت حیطه کنترلی محدود این تصور را در افراد به وجود می آورد که مدیریت سازمان به مهارتها و تواناییهای شان اعتماد ندارد. این امر منجر به کاهش احساس شایستگی افراد شده، وابستگی و انفعال هر چه بیشتر آن ها را در پی خواهد داشت. از سوی دیگر بر اساس مطالعات مارتینکو و گادنر، کنترل غیرمتمرکز با به وجود آوردن فضای آزادی عمل، ظرفیت مسئولیت پذیری افراد را بالا برده و به تقویت احساس مؤثر بودن و توانمندی آن ها کمک خواهد نمود.
ـ حمایت اجتماعی سیاسی. به اعتقاد کانتر، حمایت اجتماعی سیاسی عبارت است از میزان حمایت قوانینی که مؤسسین سازمان از اعضای خود به عمل آورده و اقداماتشان را مورد تأیید قرار میدهند. این حمایت فقط از طریق عضویت در شبکه های سازمانی به دست میآید. شبکه های جتماعی، ساختار اجتماعی یک سازمان هستند که از طریق مجاری ارتبـاطی افراد را برای انجام کارها آماده میسازند. این شبکه ها عمدتاًًَ شامل یک رئیس، همکاران و اعضای گروه کاری هسـتند .

به اعتقاد کروزییر، عضویت در شبکه های اجتماعی، میزان مراودات کارکنان با افراد کلیدی سـازمان را بیشتر نموده و منجر به افزایش احساس افراد از توانمندی خود خواهد گردید.

ـ دسترسی به منابع. از دیدگاه کانتر، دسترسی به منابع بدان معنا است که مدیران باید فعالیت های سازمان را از طریق واحدهای کوچکتر و تیم های پروژهای که دارای بودجه مخصوص به خود هستند به انجام رسانده و منابع لازم را برای حل مشکلات در اختیار آن ها قرار دهند . این منابع میتواند شامل منابع مالی، مواد، ملزومات، مکان و زمان باشد. به باور هومانز، عدم دسترسی بـه منابع نقش عمدهای در ایجاد احساس بیقدرتی و وابستگی کارکنان دارد. از سوی دیگر، دسترسی به منابع باعث افزایش کفایت نفس و کنترل بر رویدادهای محیطی خواهد شد. برخلاف هومانز، فریدر و هافمن عنوان داشتند افراد علیرغم محدودیت دسترسی به منابع میتوانند احساس توانمندی کنند.
ـ دسترسی به اطلاعات. مدت زمان زیادی بود که سازمان ها بر اساس نظریـۀ کلاسیک مـدیریت عمل میکردند. بر اساس این نظریه، مدیران باید کارکنانشان را در تاریکی نگه داشته و فقط آن ها را با اطلاعات بی اهمیت تغذیه کنند. اما امروزه ارتباط بین دسترسی به اطلاعات و توانمند سازی در تحقیقات دانشگاهی و عمل (تجربه) به اثبات رسیده است. به اعتقاد ویک، دسترسی به اطلاعات، فهم افراد از مشکلات پیچیده را افزایش خواهد داد. نوناک نیز بر این باور بود که اطلاعات در اختیار افراد قرار گیرد که منجر به افزایش کارآییشان گردد، نه اطلاعاتی که فقظ سردرگمی آن ها را در پی خواهد داشت (نادری و رجایی پور،۱۳۸۶،۵۲).
۲-۱-۸- پیامد های توانمندسازی
توانمندسازی روانشناختی دارای چهار عامل احساس معنی دار بودن، احساس شایستگی، احساس داشتن حق انتخاب و احساس مؤثر بودن میباشد. هر یک از این عوامل میتوانند دارای پیامدهای نگرشی و رفتاری خاص خود باشند.
۲-۱-۸-۱- پیامدهای نگرشی
پیامدهای نگرشی ناشی از توانمندسازی عبارتند از افزایش رضایت شغلی و کاهش استرس.
– رضایت شغلی. توماس و ولتهووس در تحقیقات خود دریافتند که سطوح بالای احساس معنی دار بودن و احساس شایستگی از طریق ایجاد علاقه در افراد نسبت به وظایفشان باعث افزایش رضایت شغلی خواهد شد. همچنین، احساس داشتن حق انتخاب (آزادی عمل شغلی) به عنوان یک عامل انگیزاننده، همان گونه که هرزبرگ پیشبینی کرده، میتواند افزایش رضایت شغلی را در پی داشته باشد. احساس مؤثر بودن نیز، منجر به افزایش رضایت شغلی خواهد شد. از سوی دیگر، افزایش رضایت شغلی منجر به تعهد سازمانی قویتر در افراد خواهد گردید و از آن جا که افزایش رضایت شغلی در ارتباط مستقیم با کاهش جابجایی کارکنان است ، بنابرین انتظار می رود توانمندسازی منجر به کاهش جابجایی گردد (محمدی،۱۳۸۲،۱۳۰).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۷٫ رتبهبندی دانشجویان

۸٫ ارائه گواهی به دانشجویان برای ادامه تحصیل

۹٫ اعطای مجوز انتخاب درسهای بعدی
۱۰٫ فراهم کردن بازخورد برای اعضای هیئت علمی
۱۱٫ بهبود و بهسازی کیفیت تدریس
۱۲٫ شناسایی نقاط ضعف و قوت دوره آموزشی (به نقل از شریفیان، نصر و عابدی، ۱۳۸۸: ۱۲).
آیزنر (۱۹۹۴) به کارکردهای ارزشیابی در پنج محور از جمله تشخیص مشکلات یادگیری، اصلاح برنامهدرسی، مقایسه برنامه ها با یکدیگر، پیشبینی یا برآورد نیازهای آموزشی و تعیین میزان تحقق اهداف، توجه کرد.
با وجود آنکه ارزشیابی یکی از کارکردهای مهم نظامهای آموزشی است، ضعفهایی در رویههای فعلی ارزشیابی به چشم میخورد. مراکز آموزش عالی و دانشگاهها نیز از این ضعفها مبرا نیستند (شریفیان، نصر و عابدی، ۱۳۸۸: ۱۲و۱۳).
براون، بال و پندلبوری (۱۹۹۷) به نقاط ضعفی اشاره کردهاند، که در ارزشیابی از عملکرد تحصیلی دانشجویان در آموزش عالی وجود دارد. برخی از مهمترین این ضعفها عبارت هستند از:
۱٫ محدودیت زمان دانشجویان برای انجام دادن تکالیف درسی
۲٫ کمبود زمان برای اعضای هیئت علمی برای ارزیابی تکالیف قبل از شروع نیمسال بعدی
۳٫ بازخوردهای نامناسب ارائه شدهبه دانشجویان
۴٫ اختلاف زیاد نمرهگذاری درباره یک درس
۵٫ تفاوتهای زیاد در نمرهگذاریهای افراد همکار در ارزشیابی
۶٫ ملاکهای مبهم و غیر مشخص در ارزشیابی
۷٫ بیاطلاعی دانشجویان از انتظارات علمی که از آن ها وجود دارد.
۸٫ آگاهی نداشتن دانشجویان از تکالیفی که به لحاظ علمی ارزشمند یا فاقد ارزش محسوب میشود
۹٫ تلقی ارزشیابی توسط برخی از بخشها یا دانشکدهها به عنوان یک فعالیت غیر ضروری (به نقل از شریفیان، نصر و عابدی، ۱۳۸۸: ۱۲).
۲-۹- ماهیت و تعاریف خودارزشیابی
اگرچه ارزشیابی دانشجو توسط اساتید ضروری است؛ اما میتوان در کنار این نوع ارزشیابی، از روشهای مکمل، از جمله خود ارزشیابی[۳۷]۱ نیز استفاده کرد (امینخندقی، سپندار، سیفی و جوادی، ۱۳۹۲: ۵۲؛ دلارام، صفدری، اکبری، حسینی و رفیعی ، ۱۳۹۲: ۲۷۳). نظر به اینکه دانشجویان بیش از کلیه دستاندرکاران آموزش در جریان روند آموزش قرار دارند، بنابرین بخوبی میتوانند نسبت به کم و کیف آن نظر دهند (شکورنیا، مطلق، ملایری، جهانمردی و کمیلی، ۱۳۸۴: ۱۰۹). خودارزشیابی میتواند به عنوان شکلی از ارزشیابی درونی تعریف شود که به دانشآموزان اجازه میدهد که کیفیت کار خود را با توجه به امکانات و تواناییهایش بسنجد و فرایندی است که جواب سؤال فوق در آن جستجو میشود: کیفیت کار من چگونه است؟ (برجیک و همکاران؛ به نقل از معتمدی، ۱۳۹۱). مهارت خود ارزشیابی یک ابزار مهم برای دانشآموزان برای تبدیل شدن به یک یادگیرنده مؤثر است (عبدالله و همکاران[۳۸]۲، ۲۰۱۱: ۱۲۲). خود ارزشیابی یکی از مهارتهای مهم است که دانشجویان برای یادگیری مؤثر و حرفهای، و یادگیری مادامالعمر نیاز دارند (دارنلی و مدینگس[۳۹]۱، ۲۰۰۷: ۳۳۴). فرهنگ خودارزشیابی می تواند یادگیرندگانی با تسلط نسبت به کارشان و مشتاق به یادگیری پرورش دهد به گونهای که بتوانند، نظم فکری خود را افزایش دهند (کمپل و همکاران[۴۰]۲، ۱۹۹۸؛ به نقل از امینخندقی، سپندار، سیفی و جوادی، ۱۳۹۲: ۵۳).
توانایی فرد در خود ارزشیابی خود ممکن است یک شایستگی و دستاورد طبیعی و ذاتی باشد، اما خود ارزشیابی یک مهارت است که فرد میتواند آن را یاد بگیرد و در آن توسعه یابد و سرآمد. همینطور ادبیات خود ارزشیابی بیانگر این است که فرایند خود ارزشیابی چیزی نیست که به دانشآموز تحمیل شود، بلکه خود دانشآموز است که تصمیم به اجرا و عمل آن میگیرد (عبدالله و همکاران، ۲۰۱۱: ۱۲۳). مشاوره دادن، انگیزه دانشآموزان، مسئولیتپذیری و خودپنداره از جمله عناصری که میتوانند خود ارزشیابی را تحت تأثیر قرار دهند. (عبدالله و همکاران، ۲۰۱۱: ۱۲۳). بنابرین یکی از شاخصها برای خودارزشیابی، انگیزش دانشآموزان است. و هنگامی که در این مورد صحبت میشود اولین عاملی که به فکر خطور میکند نقش برانگیزانندگی معلم است. کیفیت کار معلم با بسیاری از مهارتهای مرتبط شده به مدیریت کلاس درس بستگی دارد. و این امر با توانایی معلم برای استفاده از زمان و سرعتش در اینکه کار گروهی، وظایف فردی و یا ترکیبی از آن ها را استفاده کند مربوط میباشد. معلم باید دقت داشته باشد و پدیدههای منفی را که در ارتباط خوب خود با دانشآموزان، اصول و قواعد مدرسه و ارتباط با پدر و مادر دانشآموزان به وجود میآید را پیشبینی کند. بنابرین باید اصولی را تنظیم نماید که کار و تدریسش را بهبود بخشد و برای کار خود طرحریزی داشته باشد. وی باید به دانشآموزان اجازه دهد که خالق کار در کلاس باشند و برای معلمان بسیار مهم است که با دانشآموزان تعامل داشته و بر قضایی از کلاس پافشاری داشته باشند که مثبت و جهت داده شده به سمت یادگیری باشد (رستوسکا، ۲۰۱۰؛ به نقل از معتمدی، ۱۳۹۱).
فرایند خودارزشیابی به عنوان نوعی از ارزشیابی، در پی آن است که مشخص کند که یادگیرندگان در دستیابی به ملاکهای مورد نظر خود به موفقیت دست پیدا کردهاند (زارعی، ملکی و سبزیپور، ۱۳۹۱: ۱۳۳). خودارزشیابی میتواند به عنوان مهارتی در نظر گرفته شود که به یادگیرندگان کمک میکند تا نسبت به یادگیریها و بروندادهای خود آگاه شوند، خودارزشیابی میتواند به عنوان جزئی از فرایند زندگی فراگیران تبدیل شود (امینخندقی، سپندار، سیفی و جوادی، ۱۳۹۲: ۵۹). خود ارزشیابی به داشتن اطلاعات خاص در مورد دانشجویان از دیدگاه خود آن ها اشاره دارد و معطوف به بیان تواناییها و ناتواناییها، پیشرفتها، کارآمدیها و ناکارآمدیها در یک دوره آموزشی خاص توسط خود دانشجویان است (بلانسی و مرینو[۴۱]۱، ۱۹۸۹: نقل از آلیشا و دولماسی[۴۲]۲، ۲۰۱۳: ۸۷۴). خود ارزشیابی ابزار مفیدی برای تعیین صلاحیتها است، به ویژه در آموزش و ارزشیابی یادگیرندگان بزرگسال محسوب می شود (معطری و فلاحزاده، ۱۳۸۶: ۷۴).
خودارزشیابی آگاهی خود یادگیرنده از آمادگی برای بروز تواناییهای خود تلقی می شود. در این تعریف، خودارزشیابی شامل شناسایی توانایی ها و نقاط قوت و ضعف یادگیرنده در یادگیری توسط خود او است این امر مستلزم آن است که توجه را از سمت استاد به فراگیر سوق دهیم و به تجربه های یادگیری محوری توجه کنیم که ایجاد تعهدی مقتدرانه را در فراگیر باعث میشود (امینخندقی، سپندار، سیفی و جوادی، ۱۳۹۲: ۵۴). بنابرین منظور از خودارزشیابی یک نظام ارزشیابی است که دانشجویان را وادار میکند تا در تهیه معیارها و ملاکهایی که برای کار خود تدوین میکنند و سپس درباره اینکه تا چه اندازه به معیارها رسیدهاند، قضاوت کنند (نصر، زارع و پاکسرشت، ۱۳۸۸: ۲۱۵).
۲-۱۰- اهمیت خود ارزشیابی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- سیاح، احمد، ترجمه فرهنگ بزرگ جامع نوین (المنجد)، چاپ شانزدهم، انتشارات اسلام، تهران، ۱۳۷۳٫

-
- صفار، محمد جواد، درسهایی از حقوق خانواده، چاپ اول، انتشارات جاودانه جنگل، تهران، ۱۳۹۰٫
-
- صفایی، سید حسین؛ امامی، اسدالله، مختصر حقوق خانواده، چاپ پانزدهم، نشر میزان، تهران، ۱۳۸۷٫
-
- طاهری، حبیبالله، حقوق مدنی خانواده، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه، قم، بیتا.
-
- عاملی، باقر، حقوق خانواده، چاپخانه بیست و پنجم شهریور، تهران، ۱۳۵۰٫
-
- علامه حلی، تبصره المتعلمین فی احکام الدین، ترجمه حاج شیخ ابوالحسن شعرانی، چاپ سوم، انتشارات اسلامیه، تهران ، ۱۳۷۲٫
-
- عمید، حسن، فرهنگ فارسی عمید، چاپ نهم، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۲٫
-
- قائمی، علی، خانواده از دیدگاه امیرالمومنین علیه السلام، سازمان انجمن اولیاء و مربیان، تهران، ۱۳۸۶٫
-
- قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، جلد چهارم، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۶۷٫
-
- کاتوزیان، ناصر، حقوق مدنی خانواده، جلد اول، چاپ هشتم، شرکت سهامی انتشار، تهران، ۱۳۸۸٫
-
- کاتوزیان، ناصر، دوره مقدماتی حقوق خانواده، چاپ ششم، نشر میزان، تهران، ۱۳۸۷٫
-
- کاتوزیان، ناصر، ضمان قهری – مسئولیت مدنی، چاپ دوم، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۶۹٫
-
- کریمی، حسین، موازین قضایی از دیدگاه امام خمینی (ره)، چاپ اول، انتشارات شکور، قم، ۱۳۶۵٫
-
- کشوری، عیسی، کاربرد قواعد فقه در حقوق، چاپ اول، انتشارات غیاث، تهران، ۱۳۷۴٫
-
- لطفی، اسدالله، حقوق خانواده، جلد دوم، چاپ اول، انتشارات خرسندی، تهران، ۱۳۸۹٫
-
- محقق داماد، سید مصطفی، حقوق خانواده(نکاح و انحلال آن)، چاپ سوم، انتشارات وزارت ارشاد اسلامی، تهران، ۱۳۶۸٫
-
- محقق داماد، مصطفی، قواعد فقه، چاپ سیزدهم، انتشارات سمت، تهران، ۱۳۹۲٫
-
- مشایخی، قدرت الله، قاعدههای فقهی، چاپ سوم، انتشارات سمت، تهران، ۱۳۷۸٫
-
- مطهری، مرتضی، نظام حقوق زن در اسلام، چاپ هجدهم، انتشارات صدرا، ۱۳۷۳٫
-
- معاونت آموزش و تحقیقات قوه قضاییه، مجموعه نشستهای قضایی، چاپ اول، قم، ۱۳۸۲٫
-
- معین، محمد، فرهنگ فارسی، چاپ چهارم ، انتشارات ساحل، تهران، ۱۳۸۶٫
-
- موسوی خمینی، روح الله، الرسائل، جلد اول، اسماعیلیان، قم، ۱۳۸۵ ه.ق.
-
- موگوئی، حاجی علی، قاعده عسر و حرج و حق زنان در طلاق، چاپ سوم، انتشارات اطلاعات، تهران، ۱۳۹۳٫
-
- نوری، یحیی، حقوق زن در اسلام و جهان ، چاپ چهارم، مؤسسه مطبوعاتی فراهانی، تهران، ۱۳۴۷٫
- یثربی قمی، علی محمد، حقوق خانواده در قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران، چاپ دوم، انتشارات سمت، تهران، ۱۳۸۸٫
ب- کتب عربی
-
- اراکی، محمد علی، کتاب النکاح، المسائل الواضحه، ج ۲، مسأله ۲۴۳۶، قم، نور نگار، ۱۳۷۷٫
-
- اصفهانی، ابوالقاسم حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، چاپ اول، انتشارات مرتضوی، تهران، ۱۳۶۳٫
-
- خوانساری نجفی، موسی بن محمد، مینه الطالب (تقریرات درس آیت الله نایینی)، جلد دوم، مطبعۀ المرتضویه، نجف، ۱۳۵۷ ه.ق.
- سیستانی، سید علی، منهاج الصالحین، جلد سوم، دارالتعارف للمطبوعات، بیروت، بیتا.
صفیپور، عبد الرحیم بن عبدالکریم؛ منتهی الارب فی لغه العرب؛ جلد اول، کتابخانه سنائی، تهران، ۱۲۹۷ ه.ق.
طریحی، فخر الدین؛ مجمع البحرین؛ جلد دوم، چاپ دوم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۶۷٫
طباطبایی یزدی، محمد کاظم، ملحقات عروه الوثقی، جلد دوم، مکتبه الداوری، قم، بیتا.
علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، جلد پنجم، چاپ دوم، دارالعلم، قم، ۱۳۶۶٫
-
- قمی، میرزا ابوالقاسم، جامع الشتات، انتشارات کیهان، تهران، ۱۳۷۱٫
-
- گلپایگانی، محمد رضا، مجمعالمسائل، جلد دوم، انتشارات دارالکتب العلمیه، قم، ۱۳۵۹٫
-
- مصطفوی، حسن، التحقیق فی الکلمات القرآن الکریم، ج ۷، تهران، مرکز الکتاب للترجمه و النشر، چاپ اول، ۱۴۰۲ ه.ق.
-
- مکارم شیرازی، ناصر، القواعد الفقهیه، جلد اول، چاپ سوم، مدرسه الامام امیرالمؤمنین، قم، ۱۴۱۷ ه.ق.
-
- نجفی، محمد حسن، جواهرالکلام، جلد سی و دوم، چاپ چهارم، مکتبه الاسلامیه، تهران، ۱۳۷۴٫
- نراقی، ملا احمد، عوائدالایام، مکتبه البصیرتی، قم، ۱۴۰۸ ه.ق.
ج- مقالات
-
- ابهری، حمید، موجبات طلاق به درخواست زوجه در حقوق ایران و فقه امامیه، فصلنامه تخصصی فقه و مبانی حقوق اسلامی، شماره هجدهم، ۱۳۸۸٫
-
- اسدی، لیلا سادات، جایگاه عسر و حرج در قانون و رویه، فصلنامه ندای صادق، شماره ۳۵- ۳۴، پاییز ۱۳۸۳٫
-
- افضلی قادری، بررسی قاعده لاضرر و لاحرج در طلاق به درخواست زوجه، فصلنامه شورای فرهنگی و اجتماعی زنان، شماره ۱۰، تهران، زمستان ۱۳۷۹٫
-
- حسینیان، میترا، بررسی اعمال قاعده عسر و حرج در طلاق، مجله حقوقی عدالت آرای، شماره ۲ و ۳، زمستان ۱۳۸۴٫
-
- عبدیان، میثم، مقاله بررسی طلاق بر مبنای عسر و حرج زن، برگرفته از سایت
- محقق داماد، سید مصطفی، تحلیلی درباره شروط ضمن عقد نکاح، فصل نامه حق،شماره دوم، خرداد ۱۳۶۴٫
ه- مطبوعات
-
- روزنامه زن، شماره ۱۴۹، پنجشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۷۷٫
- روزنامه زن، شماره ۱۵۷، یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۷۷٫
Abstract:
The divorce is one of the most important legal issues that contains a major part of family claims. The divorce because of distress and constriction is subject of various acts of parliament and it causes changes in family law.
According to the article 1130 of the civil code that is based on the rule of “negation of distress and constriction”, if the wife proves her distress and constriction, she can apply for divorce without her husband’s permission. When the woman applies for divorce, her distress and constriction must exist now and in the future. There are generic and personal criterions for distinguish wife’s distress.
This dissertation intends to study the laws about distress and constriction of wife in life and give solution for rescuing her from this situation.
The results of this research indicate that the judge distinguish wife’s distress and constriction according to her tolerance and custom. Also, the court accept wife’s request for divorce, if the life is really intolerable for wife. Therefore, we can define examples of wife’s constriction and distress according to custom and her tolerance.
The research is practical and descriptive. In this research, information is collected from various books and articles.
Keywords: divorce, distress, constriction, wife, husband.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل ۲-۱- دیدگاه های روانپویشی افسردگی را به عنوان واکنشی علیه فقدان در نظر میگیرد.

فقدان مهر ومحبت والدین؛ بر اثر شیوه های غلط فرزند پروری یا فقدان والدین
– احساس بی ارزش بودن
– نیاز به تأیید دیگران
– ترس از درماندگی
– واپسراندن خشم به سوی دیگران
– وابستگی و اتّکا شدید به دیگران
در مواجهه با فقدان تازه:
– برگرداندن خشم به سوی خویش
– احساس درماندگی کامل
افسردگی
۲-۳-۳-۲- نظریه شناختی
در این نظریه طرحوارهها بهعنوان واحدهای تشکیلدهنده شناخت، بررسی میشوند، لذا افسردگی نتیجه تحریفهای شناختی افراد است؛ این تحریفها شامل موارد زیر هستند:
نتیجه گیری دلبخواهی: رسیدن به یک نتیجه خاص بدون اینکه مدارک کافی برای آن وجود داشته باشد؛

انتزاع اختصاصی: تمرکز و تأکید بر بخشی از جزئیات و نادیده گرفتن سایر جنبههای مهمتر یک تجربه؛
تعمیم افراطی: رسیدن به نتیجه گیریهایی بر اساس تجارب بسیار اندک و بسیار محدود؛
بزرگنمایی و دست کم گرفتن: بیشتر یا کمتر از حدّ واقع، بهادادن و اهمیّت دادن به یک رویداد خاص؛
شخصیسازی: تمایل به منتسب کردن و ربط دادن رویدادهای خارجی به خود، بدون اساس و پایه کافی؛ مطلقگرایی تفکر: تمایل به قرار دادن تجارب در دو مقوله همه یا هیچ.
تحریفها، طرحوارههای افسردگیزا[۶۲] هستند. الگوهای شناختی باعث میشوند که فرد، داده های درونی و بیرونی را تحت تأثیر تجارب اوّلیه، به گونه ای تغییر یافته درک کند (کاپلان و سادوک، ؛ ۱۳۸۷). رویکرد شناختی افسردگی را نتیجه تفسیر منفی از واقعیّت میداند. «از دیدگاه بک پدیدآیی افسردگی مشروط به ساختها (روانبنههای شناختی) و فرایندهایی (شیوه های تفکر) است، که به ایجاد تغییرات کم و بیش مهمی در واقعیّت منجر میشوند. بررسی روانبنههای شناختی افراد افسرده زمینه های سه گانه شناختی را آشکار میسازد:
-
- دیدگاه منفی نسبت به خود: فرد خود را مملو از عیوب، نارساییها و فاقد ارزش میپندارد و نتیجه میگیرد که رویدادهای منفی فقط به فقدان ارزش شخصی وی نسبت دادنی هستند.
-
- افکار منفی درباره محیط پیرامون: یک چنین افکاری بر اثر تفسیر منفی رویدادهای خنثی و یا مثبت آشکار میشوند و این گرایش را در فرد ایجاد میکنند که در بین امکانات متعدد همواره بدترین احتمال را در نظر بگیرد.
- در دیدگاه منفی نسبت به آینده: کفهی بدبینی میچربد و جایی برای تصور آیندهای بهتر باقی نمیگذارد، چراکه همواره در بین همه امکانات، نامساعدترین آنها را در نظر میگیرد (دادستان، ۱۳۹۱).
۲-۳-۴- نشانگان افسردگی
«عوامل فرهنگی بر شیوه دریافت و بیان نشانه های افسردگی مؤثرند و برای اجتناب از تشخیص اشتباهآمیز باید نسبت به تأثیر خصیصه های مردمشناختی و فرهنگی درباب چگونگی بیان شکایتهای مرتبط با گسترهی افسردگی توجه شود؛ چه در پارهای از فرهنگها، افسردگی به مراتب بیش از آنکه بر اساس غمگینی یا احساس گناهکاری نشان داده شود، در چهارچوب شکایتهای جسمانی نمایان می شود» (دادستان، ۱۳۹۱).
در شکل (۲-۲) نشانه های افسردگی در چهار گروه؛ نشانه های شناختی، هیجانی/ خلقی، جسمانی و انگیزشی نشانداده شده است. این نشانگان طبق جدیدترین ویرایش راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی[۶۳] (DSM) شامل: خلق افسرده در طی روز؛ احساس غمگینی و احساس پوچی، کاهش شدید علایق یا فقدان لذّت در همه یا اغلب فعالیتها، وزن به صورت معنیداری بیشتر از ۵% کاهش یا افزایش داشته است، بیخوابی یا پرخوابی، بیقراری روانی – حرکتی یا کندی روانی ـ حرکتی، احساس خستگی یا از دست دادن انرژی، احساس بیارزشی یا احساس گناهِ مفرط، افت تمرکز و تردید و دو دلی، افکار عودکننده راجع به مرگ، اقدام به خودکشی یا داشتن طرحی خاص برای خودکشی. این علائم در کنار رنج و عذاب شدیدی که برای بیمار به وجود می آورند، در کارکردهای فرد در حوزه های اجتماعی و شغلی نیز اختلال ایجاد میکنند. برای دوره های افسردگی اساسی باید پنج علامت در طول دو هفته گذشته وجود داشته باشد، یکی از نشانهها باید خلقِ افسرده یا کاهش علاقه باشد (DSM-V, 2013). همه علائم فوق و یا برخی از آن ها در اختلالهای زیر وجود دارند:
۱٫ اختلال افسردگی اساسی، دوره منفرد: تجربه اوّلین دوره اختلال افسردگی اساسی.
۲٫ اختلال افسردگی اساسی، عودکننده: تجربه لااقل دوّمین دوره اختلال افسردگی اساسی.
۳٫ اختلال افسردگی دوقطبیI: تجربه دوره عودکننده و مانیا.
۴٫ اختلال دوقطبیII: تجربه حداقل یک دوره افسردگی و هیپومانیا.
۵٫ اختلال دیستایمی (افسردهخویی): تجربه دراز مدت علائم افسردگی.
۶٫ اختلال سیکلوتایمی (خلق ادواری): تجربه دوره های هیپومانیا و دوره های خفیف افسردگی.
۷٫ اختلال افسردگی نامعیّن (NOS): علائم افسردگی با ملاکهای هیچیک از سایر اختلالات خلقی منطبق نیست (کاپلان و سادوک؛ ۱۳۸۷).
نشانه های شناختی
- اختلال حافظه و تمرکز، گمگشتگی
بیماری افسردگی
نشانه های هیجانی / خلقی
نشانه های جسمانی
نشانه های انگیزشی
- بیابتکاری و عدم پیگیری و استمرار در کار
شکل ۲-۲- نشانه های افسردگی. در افسردگی چهار دسته نشانه های هیجانی، شناختی، انگیزشی، و جسمانی مطرح است (اتکینسون و همکاران ؛ ۱۳۸۵)
۲-۳-۵- نظریه های دیدگاه رفتاری:
۲-۳-۵-۱-نظریه افسردگی لوینسون:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۲-۱-۱ ابعاد مسئولیت اجتماعی شرکت
در بیشتر پژوهش ها در زمینه مباحث اخلاقی، به منظور تعیین سطح مسئولیت اجتماعی شرکت ها،ابعاد مختلفی شامل کارکنان ، مشتریان، محیط زیست، بهداشت و سلامت، آموزش و توسعه روستایی و نهادهای موجود در جامعه در نظر گرفته شده است(هوانگ[۹]،۲۰۱۰). برای مسئولیت اجتماعی چهاربعد مشتریان ، کارکنان، محیط زیست و نهادهای موجود در جامعه در نظر گرفته شده است که در نظر گرفته شده است که در پایین توضیح هر کدام امده است.مسئولیت اجتماعی شرکت در ارتباط با مشتریان شامل فعالیت هایی است که یک شرکت انجام میدهد تا رضایت مشتریان را تامین نماید، به طوری که از اصول مربوط به مدیریت کیفیت نیز، می توان به اصل مشتری مداری و اصل بهبود مستمر اشاره کرد.اصل مشتری مداری بیان که شرکت ها به مشتریان خود وابسته هستند و لذا بایستی نیازهای حال و آینده مشتریان را درک نمایند و در جهت فراتر رفتن از انتظارات مشتری تلاش کنند. هدف از بهبود مستمر در جهت فراتر رفتن از انتظارات مشتری تلاش کنند. هدف از بهبود مستمر در یک سیستم مدیریت کیفیت نیز افزایش احتمال دستیابی به رضایت بیشتر مشتریان و سایر طرف های ذینفع میباشد(استاندارد ایزو ۲۶۰۰۰، ۱۳۸۹).دومین بعد مسئولیت اجتماعی، منابع انسانی است که بخش مهمی از اجتماع را تشکیل میدهند و هیچ شرکتی نمی تواند بدون همکاری قلبی کارکنان خود موفق باشد.به طور کلی شرایط کاری بر کیفیت کار کارکنان و همچنین پیشرفت اقتصادی و اجتماعی آن ها اثر میگذارد، چرا که هزینه های اجتماعی و مالی ناشی از بیماری ها، صدمات و مرگ ناشی از شرایط محیط کار، زیادمی باشد و همچنین آلودگی های غیر مترقبه و شدید و دیگر مخاطرات محیط کاری مضر برای کارکنان ممکن است بر جامعه یا محیط نیز پیامدهایی داشته باشد. قبول مسئولیت اجتماعی در قبال فعالیتهای ایمنی و بهداشت، میتواند هزینه ها را کاهش دهد، رفاه و روحیه کارکنان را بهبود بخشد و میزان تولیدات را افزایش دهد(استاندارد ایزو ۲۶۰۰۰، ۱۳۸۹).سومین بعد مسئولیت اجتماعی، مسئولیت پذیری محیطی است که به عنوان یک جنبه مهم مسئولیت اجتماعی شرط لازم برای بقاء و موفقیت بشر میباشد. مسائل محیطی با حقوق بشر، توسعه و مشارکت جامعه، و دیگر موضوع های محوری مسئولیت اجتماعی پیوستگی تنگاتنگی دارند. یک شرکت نمی تواند مسائل و مشکلات محیطی که در آن فعالیت میکند را نادیده بگیرد. شرکتها میتوانند با اقدام برای حفاظت و ترمیم محیط زیست طبیعی مانند کاشت درخت و حفظ محیط مراتع و زمینهای کشاورزی و جنگل ها و اکوسیستم های آن، بسیار مسئولانه تر عمل کنند. شرکتها همچنین میتوانند عملکرد زیست محیطی خود را با جلوگیری از آلودگی ها برای مثال جلوگیری از نشر آلودگی در هوا، ممانعت از تخلیه آلودگی در آب، عدم تولید پسماندهای جامد و مایع، جلوگیری از آلودگی زمین و خاک، عدم استفاده یا دفع مواد شیمایی خطرناک و سمی، و سایر آلودگی های ناشی از فعالیتها، محصولات و خدمات سازمان، بهبود بخشند(استاندارد ایزو۲۶۰۰۰، ۱۳۸۹).چهارمین بعد مسئولیت اجتماعی احساس مسئولیت در مورد نهادهای موجود در جامعه است. امروزه این موضوع پذیرفته شده که شرکت ها با جوامع و همچنین نهادهای که با آن در تعامل هستند، در ارتباط میباشند و تداوم و بقای آن ها به سلامتی، پایداری و موفقیت این نهادها، وابسته میباشند. بنابرین یک شرکت برای رفاه و توسعه نهادهای پیرامون خودش مسئول است.از مسئولیت های واحد تجاری نسبت به اجتماع پرداخت بخشی از سود خود در جهت تسهیلات آموزشی و فرهنگی،بهداشت و سلامت و… میباشد، زیرا آموزش،پایه و اساسی برای هر نوع توسعه اقتصادی و اجتماعی است و فرهنگ،جزء مهمی از اجتماع و هویت اجتماعی است. ارتقای آموزشی و ارتقاء و حفاظت از فرهنگ،تاثیر مثبتی بر توسعه و همبستگی اجتماعی دارد( استاندارد ایزو۲۶۰۰۰، ۱۳۸۹).



۲-۲-۱-۲ مسئولیت اجتماعی و اهمیت انجام آن
در واقع مسئولیت اجتماعی شرکتها، رویکردی متعالی به کسب وکار است که تاثیر اجتماعی یک سازمان بر جامعه چه داخلی و چه خارجی را مد نظر قرار میدهد و هدف اصلی ان گردهم آوردن تمامی بخش ها اعم از دولتی، خصوصی و داوطلبان،جهت همکاری با یکدیگر است تا از یکسو موجب همسویی منافع اقتصادی با محیط زیست و از سوی دیگر، سبب توفیق، رشد وپایداری کسب و کار میگردد لیکن به لحاظ منافع و ارزشی که مسئولیت پذیری اجتماعی برای کسب و کار ایجاد می کند، بهره گیری از آن را ضروری میسازد. هر سازمان وتمام سازمان های روی کره زمین برای خدمت به سیاره زمین و جامعه تعهد دارند. چشم پوشی از این تعهد غفلت از مسئولیت فرد است برای این که دنیایی بهتر بسازد برای افرادی که امروز در آن زندگی میکنند و افرادی که در آینده زندگی خواهند کرد(سیلورمن[۱۰]، ۲۰۰۰). اهمیت مسئولیت اجتماعی روبه رشد است و تاثیر آن روی عملکرد کاری- شهرت و اعتبار شرکت ها، اثبات شده است که ناشی از ملاحظات اخلاقی و توجه به فرآیندهای محیطی است(زعیری[۱۱]، ۲۰۰۰).برای اینکه استاندارد عملکرد سازمانی بالا باشد، اعضای آن باید معتقد باشند که آنچه انجام میدهند، در تحلیل نهایی به اجتماع و جامعهای که در آن فعالیت میکنند، کمک می رساند.(منوریان، ۱۳۷۵).زمانی که افراد با ایفای مسئولیتهای خود برای خدمت به دیگران تلاش میکنند، با تقویت اصول اخلاقی در خدمت ثبات اجتماعی هستند(گل محمدی، ۱۳۸۳).ایجاد احساس مسئولیت اجتماعی در مدیران دولتی، از دیگر شیوه های ایجاد سرمایه اجتماعی است سازمان های دولتی و جامعه با هم در تعاملی پویا قرار دارند و در اثر این رابطه و تعامل است که افراد و اعضای جامعه مایلند تا سازمان در مقابل ان احساس مسئولیتی کند و تنها به فکر سود و نفع سازمانی نباشد.هرگاه شهروندان احساس کنند که مدیریت سازمانها در قبال آنان احساس مسئولیت میکند و به پاسخگویی در مقابل جامعه می اندیشند، تلقی مثبتی از سازمان پیدا میکنند و در پرتو این جو اطمینان و اعتماد، سرمایه اجتماعی ایجاد می شود(الوانی و همکاران، ۱۳۸۰).مسئولیت اجتماعی شیوه تجاری مهمی است، شرکت های برنده این قرن آنهایی خواهند بود که هم خوب کار میکنند، و هم صحیح و با اقداماتشان ثابت میکنند که میتوانند سودآور باشند و ارزش اجتماعی را افزایش دهند(فیورینا[۱۲]،۲۰۰۳).
۲-۲-۱-۳ رویکردهای گوناگون در مورد مسئولیت اجتماعی شرکت ها
-
- تقریبا در این امر که شرکت ها باید از نظر اجتماعی مسئول باشند، اتفاق نظر وجود دارد.البته امکان دارد عنوان شود که این ایده صرفا شکل پذیرفته شده ی بینشی جهانی است که افراد و گرو ه ها باید تاثیر اعمال خود بر سایرین را در نظر گیرند. به طور کلی سه رویکرد در ارتباط با مفهوم مسئولیت اجتماعی شرکت ها وجود دارد که به شرح زیر قابل بیان هستند (خوش طینت، ۱۳۷۳):
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۸- عواملمؤثربرموفقیتفرایندتوسعهمحصولاتجدید
امروزه بیشترسازمان ها ضرورت برخورداری از فرآیند بهینه استفاده از توسعه محصول جدید را بخوبی احساس کردهاند و برای داشتن چنین فرایند موفقی تلاش های زیادی را انجام دادهاند و هزینه های هنگفتی را متقبل شده اند. در این سازمان ها ، افراد متخصص و با تجربه به کارگرفته میشوند، از تکنولوژی های پیشرفته استفاده می شود و در عین حال ممکن است معرفی محصولات جدید آن ها با شکست مواجه شود . مدیران این گونه سازمان ها غالبا نمی توانند علت این شکست ها را درک کنند . تحقیقات درمورد این گونه سازمان ها نشان داده است که مشکل عمده درنحوه مدیریت و اداره فرایند تولید محصول جدید است . آنچه که امروزه در میان عوامل مهم در موفقیت محصولات جدید حائز اهمیت و تاکیدی بیشتراست، نقش مدیریت درفرآیند توسعه محصولات جدید میباشد. زیرا مشکل عمده این گونه سازمان ها ، فقدان مدیریت صحیح و روش های مناسب مدیریتی میباشد. برای پشتیبانی و موفقیت فرایند توسعه محصول جدید دو ابزار مهم وجود دارد که درعمل از هردو می توان استفاده نمود : ابزارهای مدیریتی و ابزارهای طراحی . در چرخه سنتی توسعه محصول، مراحل طراحی و ساخت به طور مجزا مرحله به مرحله انجام می گرفت، درحالی که در رویکردهای نوین ، توسعه محصول با بهره گرفتن از مهندسی همزمان، این دو مرحله باهم صورت میگیرد و بازخورد عیوب گزارش شده از طراحی به سرعت به اصلاح فرایند می انجامد . امروزه ابزارهای طراحی نظیر طراحی با کامپیوتر ، مهندسی به کمک کامپیوتر، ساخت به کمک کامپیوتر و نمونه سازی سریع ، همراه با ابزارهای مدیریتی نظیر مدیریت پروژه ، مدیریت اطلاعات محصول و نیازمندیها بخوبی در این جهت به کار گرفته می شود . همچنین رویکرد های نوین مدیریتی به بهبود فضای فصل مشترک کاری واحدهای R&D و بازاریابی منجر می شود( خمسه، سرافراز و سرافراز، ۱۳۸۶ : ۷).



در توسعه محصول جدید حمایت مدیریت عالی سازمان به عنوان یک عنصر اساسی محسوب می شود، همچنین گماردن شخصی به عنوان مدیر پروژه توسعه محصول جدید به موفقیت پروژه کمک شایانی می کند. از سوی دیگر بایستی این نکته مهم را در نظر داشت که نیازهای بازارها باید فعالیتهای تحقیق وتوسعه را هدایت کنند. از دیگر مواردی که هنگام توسعه محصول جدید بویژه در هنگام طراحی محصول باید مورد توجه قرار گیرد، ارزیابی ملزومات حمایتی محصول است. در طول فرایند توسعه محصول جدید، مدیران و مهندسان R&D دامنه وسیعی از ملزومات تعارض آور از قبیل هزینه، کیفیت، قابلیت ساخت و ویژگی های محصول را در بایستی در نظرگیرند . این عوامل به همراه فاکتورهای دیگری که اغلب شرکت ها از آن ها حمایت میکنند ، سرویس دهی و حمایت محصول را آسان و اقتصادی تر میکنند . حمایت محصول در بسیاری از صنایع ، چه صنایعی با تکنولوژی بالا نظیر رایانه ها و چه صنایعی با تکنولوژی پایین نظیر اسباب و اثاثیه خانگی برای جلب رضایت مشتری ضروری است . شرکت های پیشرو ، اهمیت هر دو نوع عوامل و مهم بودن ارزیابی ملزومات حمایتی در مرحله طراحی را درک میکنند و در طراحی خود از تکنیک هایی که قابلیت حمایتی دارند استفاده میکنند . آن ها با این روش از حمایت مشتری ، مزیت رقابتی و عایدی های مهمی برخوردار میشوند . بدیهی است که کوتاه کردن از توجه به حمایت محصول در مرحله طراحی ، فرصتی از دست رفته محسوب می شود. حمایت مناسب از محصول شامل: راه اندازی، آموزش مشتری و خدمات پس از فروش برای جلب رضایت مشتری در بسیاری از بازارها ضروری است و منبع کسب مزیت رقابتی میباشد (سید حسینی و دیگران، ۱۳۸۴ : ۱۵).

داشتن الگوی مناسب فرآیندی برای سازمانها شرط اساسی و پیش برنده توسعه محصولات جدید به شمار میآید و سرعت و انعطاف پذیری را در فرایند توسعه محصول جدید افزایش خواهد داد . آنچه که هر سازمان باید بیش از هر موضوع دیگری نسبت به آن توجه داشته باشد، یکپارچه سازی میان فرآیندهای توسعه محصول جدید از یکسو و برقراری ارتباط مناسب بین مجموعه فرآیندهای توسعه محصول جدید و دیگر فرایندهای جاری سازمانی از سوی دیگر است. همچنین توجه کافی نسبت به تحلیل محیط رقابتی، انواع روندها شامل روند تکنولوژی در بازار، روند پیشرفت و توسعه رقبای موجود و بالقوه از جمله مسائلی است که هوشمندی سازمان را نسبت به فرصتهای توسعه ای افزایش میدهد و به پیشرو بودن سازمان کمک می نمایدشکل شماره ۶ نشان دهنده خلاصه ای از عوامل مؤثر بر موفقیت فرایند توسعه محصولات جدید میباشد (ابراهیمی، ۱۳۸۷ : ۱۱).
شکل۲-۶- عوامل مؤثر بر موفقیت فرایند توسعه محصولات جدید(ابراهیمی، ۱۳۸۷ :۱۴)
۲-۹- عوامل شکست محصولات جدید
یکی از مهمترین تصمیم گیری های شرکتها وسازمانهای گوناگون،تصمیم گیری در مورد معرفی کالاها یا خدمات جدید است. آگاهی از علل وعوامل موفقیت یا شکست محصولات جدید میتواند راهنمای ارزنده ای برای تصمیم گیری درست در این زمینه باشد.
بنابر مطالعات گوناگونی که در کشورهای مختلف انجام شده است ونیز تحقیقاتی که در صنایع مختلف کشورمان توسط نگارنده به عمل آمده است، بسیاری از محصولات جدید شکست می خورند وهزینه های زیادی برای شرکتها به وجود می آورند
مطالعات وتحقیقات به عمل آمده نشان میدهند که
۳۰ تا ۴۰ درصد محصولات جدید صنعتی شکست می خورند
۴۰ تا ۷۰ درصد محصولات مصرفی موفق نمی شوند
فقط ۱۰ درصد از محصولات جدید پس از سه سال هنوز در بازار حضور دارند
از هر ۷ ایده جدید فقط یک ایده به تولید میرسد
۹۷درصد ایده های جدید به مرحله معرفی به بازار نمی رسند وفقط ۳ درصد از آن ها موفق به ورود به بازار میشوند
یک سوم سود شرکتها از محصولات جدید است
از هر ۱۰۰ پروژه توسعه محصول جدید، تعداد ۶۳ پروژه از بین میروند
از ۳۷ پروژه باقی مانده فقط ۲۵ پروژه از لحاظ بازرگانی موفق میشوند و۱۲ پروژه موفق نمی شوند (اسماعیل پور و جباری، ۱۳۹۰ : ۴).
۲-۹-۱- مهمترین عوامل شکست محصولات جدید
۱-عوامل مربوط به مراحل توسعه محصول جدید
-
- چشمگیر و تازه نبودن ایده اولیه
-
- مرتبط نبودن ایده اولیه با نوع فعالیت ویا محصولات شرکت
-
- ضعیف بودن مطالعات وتحقیقات بازاریابی بویژه در زمینه پیشبینی اندازه بازار وتقاضا
-
- عدم امکان سنجی اقتصادی مناسب و پیشبینی نکردن بعضی از هزینه ها ویا بزرگنمائی بعضی از منافع
-
- متفاوت بودن نمونه اولیه با تولیدات نهائی
-
- اصرار یا عجله و شتاب برای ورود به بازار پیش از بازاریابی آزمایشی وآگاه نشدن از ضعفها و نارسائیها
-
- کم توجهی به بعضی از اصلاحات وتغییرات پیش از ورود به بازار
-
- آماده نبودن ویا کامل نبودن عوامل تولید برای تولید انبوه
۲- عوامل مدیریتی درون سازمانی
-
- تضاد ونگرش وبرخوردهای صاحبان یا مدیران ارشد نسبت به محصولات جدید
-
- عدم حمایت و پشتیبانی لازم وکافی بویژه توسط مدیریت ارشد شرکت
-
- عدم مطالعه وبررسی علل وعوامل موفقیت و شکست محصولات جدید شرکت در گذشته یا محصولات جدید مربوط به سایر شرکتهای ایرانی وخارجی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ وﯾﻠﯽ در اﯾﻦ ﺑﺎره ﻣـﯽ ﮔﻮﯾـﺪ : «ﻓﺮﻫﻨـﮓ ﺳﯿﺴـﺘﻤﯽ اﺳـﺖ از اﻟﮕـﻮ ﻫـﺎی ﻋـﺎدﺗﯽ – ﭘﺎﺳﺦﮔﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻫﻤﺒﺴﺘﻪ و ﻫﻢﭘﺸﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ» (ﻫﻤﺎن ﻣﻨﺒﻊ)

ادوارد ﺗﺎﯾﻠﺮ ﻣﺮدم ﺷﻨﺎس اﻧﮕﻠﯿﺴﯽ، ﻓﺮﻫﻨﮓ و ﺗﻤﺪن را ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﻌﻨﺎ و ﻣﻔﻬﻮم ﺑﻪ ﮐـﺎر ﺑـﺮده اﺳﺖ و ﻓﺮﻫﻨﮓ را ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ای از ﻣﻌﺮﻓﺖ، ﻋﻘﺎﯾـﺪ، اﺧﻼﻗﯿـﺎت، ﻗـﻮاﻧﯿﻦ، آداب و رﺳـﻮم و ﻫﻤـﻪ ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﻫﺎی و ﻋﺎداﺗﯽ داﻧﺴﺘﻪ ﮐﻪ اﻧﺴﺎن ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻋﻀﻮی از ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﯽ ﭘـﺬﯾﺮد (زﯾـﺎری، ۱۹۹۹، ص۴۴)
(۱۹۹۷)ﺻـﻮرت ﮔﺮﻓﺘـﻪ اﺳـﺖ، ﻓﺮﻫﻨـﮓ را ۱۹۸۰) ۲) و اﺳﮑﯿﻦ ۱ در ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﻫﺎﻓﺴﺘﺪﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ای ﻣﺘﻤﺎﯾﺰ، ﺷﺎﻣﻞ ﺳﻄﻮح ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ارزش ﻫﺎی اﺻﻠﯽ، ﻫﻨﺠﺎر ﻫﺎ، ﺑﺎور ﻫﺎ، آرﻣـﺎن ﻫـﺎ ، ر ﻓﺘﺎرﻫﺎ و ﻣﻮارد دﺳﺖ ﺳﺎز ﺑﺸﺮ ﻣﯽداﻧﺪ (ﻫﺎﻓﺴﺘﺪ، ۱۹۸۰و ﺷﺎﯾﻦ، ۱۹۹۷). ﻫـ ـﻢﭼﻨــﯿﻦ ﺷــﺎﯾﻦ (۱۳۸۳، ص ۳۰) در ﺗﻌﺮﯾــﻒ ﻓﺮﻫﻨــﮓ ﻣﯽﮔﻮﯾــﺪ: «ﻓﺮﻫﻨــﮓ اﻟﮕــﻮﯾﯽ ازﻣﻔﺮوﺿﺎت ﻣﺸﺘﺮک اﺳﺖ ﮐﻪ ﮔﺮوه ﻓﺮا ﻣﯽ ﮔﯿـﺮد ﺑـﻪ ﻃـﻮری ﮐـﻪ ﻣﺸـﮑﻼت اﻧﻄﺒـﺎق ﭘـﺬﯾﺮی ﺧﺎرﺟﯽ و ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﯽ داﺧﻠﯽ آن را ﺣﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ و ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﻋﻤﻠﮑﺮد وﺗﺄﺛﯿﺮ ﺧﻮﯾﺶ ﻣﻌﺘﺒﺮ داﻧﺴـﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد و ازاﯾﻦ ﺟﻬﺖ ﺑﻪ ﻣﺜﺎﺑﻪ روش ﺻﺤﯿﺢ ادراک در ﺧﺼـﻮص آن ﻣﺸـﮑﻼت ﺑـﻪ اﻋﻀـﺎی ﺟﺪﯾﺪ ﮔﺮوه آﻣﻮزش ﯾﺎد داده ﻣﯽﺷﻮد» در ﺳﺎزﻣﺎن ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ از آن ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﻫﺎی اﻧﺴﺎﻧﯽ ﯾﺎد ﺷﺪ دارای رﻓﺘﺎرﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴـﺘﻨﺪ ﮐﻪ اﯾﻦ رﻓﺘﺎر ﻫﺎ، رﻓﺘﺎر ﻫﺎی ﻏﺎﻟﺐ در ﺳﺎزﻣﺎن اﺳﺖ و ﺑـﻪ ﻋﻨـﻮان ﻓﺮﻫﻨـﮓ ﺳـﺎزﻣﺎﻧﯽ از آن ﯾـﺎد می شود.
ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ: ﺑﻪ ﻧﺪرت اﻓﺮادی ﭘﯿﺪا ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﮐﻪ ﺳـﺎزﻣﺎﻧﯽ را ﺗﺠﺮﺑـﻪ ﻧﮑـﺮده ﺑﺎﺷـﻨﺪ . ﻣﺪرﺳـﻪ، ﺑﺎﺷـﮕﺎه، ﺗﯿﻢ ﻫﺎی ورزﺷﯽ، اﻧﺠﻤﻦ ﻫﺎی ﺧﯿﺮﯾﻪ و ﻫﻢ ﭼﻨﯿﻦ ﺳﺎزﻣﺎن ﻫﺎی ﺑﺰرگ اداری ازﺟﻤﻠﻪ اﯾﻦ ﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺑﻪ ﻣﻮازات آن ﮐﻪ اﻓﺮاد ﺑﺮای ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ و ﺗﻤﺎس ﺑﻪ ﺳﺎزﻣﺎن ﻫـﺎ وارد ﻣـﯽ ﺷـﻮﻧﺪ ﺑـﺎ آداب ﻟﺒﺎس ﭘﻮﺷﯿﺪن در آن ﺳﺎزﻣﺎن، داﺳﺘﺎن ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﺮدم در ﺑﺎره ﻧﺤﻮه ﮐﺎرﮐﺮدن ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ، ﻗﻮاﻧﯿﻦ و روش ﻫﺎی اداره ﺳﺎزﻣﺎن، رواﺑﻂ ﺳﺎزﻣﺎن، ﻧﺤﻮه ﺗﺸﺮﯾﻔﺎت و ﻣﺮاﺳﻢ، وﻇﺎﯾﻒ، ﺳﯿﺴﺘﻢ ﭘﺮداﺧـﺖ، زﺑﺎن ﺗﺨﺼﺼﯽ آن، ﻃﻨﺰ و ﻟﻄﺎﯾﻒ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ اﻋﻀﺎی داﺧﻠﯽ ﺳﺎزﻣﺎن آن را ﻣﯽﻓﻬﻤﻨـﺪ و ﺑـﺎ ﻧﻈـﺎﯾﺮ آنﻫﺎ آﺷﻨﺎ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ (اﻓﺠﻪ، ۱۳۸۰، ص۲۸۷). ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﯾﮏ ﻣﺘﻐﯿﺮ ﻣﺤﯿﻄﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﯿﺰان ﻣﺘﻔﺎوت ﺑﺮ ﺗﻤﺎم اﻋﻀـﺎی ﺳـﺎزﻣﺎن اﺛﺮ ﻣﯽ ﮔﺬارد و از اﯾﻦ رو درک درﺳﺖ از اﯾﻦ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺑﺮای اداره ﺳـﺎزﻣﺎن و ﮐـﺎر ﻣـﺆﺛﺮ ﺣـﺎﺋﺰ اﻫﻤﯿﺖ اﺳﺖ. اﻋﻀﺎی ﺳﺎزﻣﺎن، ﺑﺮای ﺣﻞ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ اﻧﻄﺒـﺎق ﺑﯿﺮوﻧـﯽ (ﺑـﻪ ﻋﻨـﻮان ﻣﺜـﺎل ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺷﯿﻮه ﺑﺮای ﺣﻀﻮر در ﻋﺮﺻﻪ ﺑﺎزارﻫﺎی ﺟﻬﺎﻧﯽ) و ﯾﮑﭙﺎرﭼﮕﯽ دروﻧﯽ (ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ روش ﺑﺮای ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﯽ و ﺗﻘﻮﯾﺖ ﻓﺮاﯾﻨﺪﻫﺎی درون ﯾﮏ ﺳﺎزﻣﺎن) ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺷﯿﻮه ﺟﻬﺖ ﺣـﻞ ﻣﺴـﺎﺋﻞ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﮑﺘﻮب و ﺣﺘﯽ ﻏﯿﺮ ﻣﮑﺘﻮب ﺳﺎزﻣﺎن ﺧﻮد را ﺑﻪ اﻋﻀﺎی ﺟﺪﯾﺪ آﻣﻮزش ﻣﯽ دﻫﻨﺪ. از اﯾﻦ رو ﺑﺎ ﺑﺮﺧﻮرداری از ﻇﺮﻓﯿﺖ ﻻزم ﺑﺮای ﺗﻐﯿﯿﺮ و ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﺗﻐﯿﯿﺮ اﻋﻤـﺎل اﻓﮑـﺎر و اﺣﺴﺎﺳﺎت ﺑﺨﺶ ﻋﻈﯿﻤﯽ از اﻋﻀﺎی ﺳﺎزﻣﺎن اﻣﮑﺎن ﭘﺬﯾﺮ ﻣﯽ ﮔﺮدد (ﻻﺳﻦ و زﻧـﮓ ﺷـﻦ، ۱۳۸۱، ص۶۲، ). با توجه به ماهیت اثرگذار فرهنگ در موفقیت اجرای مدیریت دانش در سازمان داونپورت (۱۹۹۸) اظهار میکند که سازمان ها باید از تناسب فرهنگ خود با فعالیت های مدیریت دانش اطمینان حاصل کنند.(علوی و لبندر (۲۰۰۱)) نیز در مطالعه ی خود درباره ی استقرارمدیریت دانش در سازمان دریافتند که عوامل موفقیت تسهیم دانش در سازمان به صورت تنگاتنگی با فرهنگ سازمانی در ارتباط است بدون پذیرش فرهنگی، سرمایه گذاری در سایر زیر ساخت ها با فناوری هایی که برای استقرار مدیریت دانش به کار گرفته می شود، اثر بخش نخواهند بود (گالبندز ، ۲۰۰۶).

فرهنگ سازمانی به عنوان ارزش های غالب که به وسیله یک سازمان حمایت می شود توصیف شده است یا فلسفه ای که خط مشی سازمان را به سمت کارکنان و مشتریان هدایت میکند و یا ارزش هایی که به کمک آن ها کارها و امور روزمره سازمان انجام می پذیرد یا پیش فرض ها و باور های بنیادی که بین اعضا سازمان مشترک هستند(الوانی و دانایی فرد، ۱۳۹۲،۳۶۸). مقصود از فرهنگ سازمانی سیستمی از استنباط مشترک است که اعضا نسبت به یک سازمان دارند و همین ویژگی موجب تفکیک دو سازمان از یکدیگر می شود. یک سیستم که اعضای ان دارای استنباط مشترک(از ان) هستند، از مجموعه ای ویژگی های اصلی تشکیل شده است که سازمان به آن ها ارج می نهد و برای آن ها ارزش قائل است. تحقیقاتی که به تازگی انجام شده توانسته است هفت ویژگی اصل را برشمارد که در مجموع فرهنگ سازمانی را تشکیل میدهند. آن ها عبارتند از:
۱٫خلاقیت و خطر پذیری: میزانی که افراد تشویق میشوند تا خلاق، نواور و خطر پذیر گردند.
۲٫توجه به جزئیات: میزانی که انتظار می رود کارکنان بتوانند مسایل را تجربه و تحلیل کنند و به صورتی دقیق به امور بپردازند.
۳٫توجه به نتیجه: میزانی که مدیریت به نتیجه ها یا ره اوردها توجه میکند، نه به روش ها و فرایندهایی که باید برای دستیابی به این نتیجه ها به کار برد.
۴٫توجه به افراد: میزانی که مدیریت به کارکنان اجازه میدهد در تصمیم گیریها مشارکت کنند و میزانی که مدیریت دربارۀ اثرات نتیجه های تصمیم گیری بر افراد توجه میکند.
۵٫تشکیل تیم: میزانی که مدیریت کارها را به گونه ای تنظیم میکند که به وسیله تیم (و نه به وسیله افراد) انجام می شود.
۶٫تحول: میزانی که افراد دارای روح پرخاشگری، تحول یا حتی جسارت هستند (و نه افراد ساده اندیش و احتمالا بی تفاوت).
۷٫ثبات یا پایداری: میزانی که سازمان در فعالیتهای خود به حفظ وضع موجود (ونه رشد) تأکید و توجه میکند. (رابینز، ۱۳۸۹،۳۷۲)
وﯾﮋﮔﯽ ﻫﺎی ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ را ﻧﯿﺰ ﻣﯽﺗﻮان ﺑﺮ ﻃﺒﻖ دﯾﺪﮔﺎهﻫﺎی دﯾﮕﺮی ﻧﯿـﺰ ﻣﻄـﺮح ﻧﻤـﻮد ﮐﻪ وﯾﮋﮔﯽﻫﺎی آن، آن ﻃﻮر ﮐﻪ ﻣﺸﺒﮑﯽ آورده، ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از:
۱ – ﻫﻮﯾﺖ ﻋﻀﻮﯾﺘﯽ: آﯾﺎ ﺷﺨﺺ ﻫﻮﯾﺖ ﺧﻮد را ﺑﯿﺸﺘﺮﺑﻪ ﺷﻐﻠﺶ ﻧﺴـﺒﺖ ﻣـﯽ دﻫـﺪ ﯾـﺎ ﺑـﻪ ﺳﺎزﻣﺎﻧﺶ؟
۲ – ﺗﺄﮐﯿﺪ ﺑﺮ وﻇﺎﯾﻒ ﯾﺎ رﺿﺎﯾﺖ اﻓﺮاد: آﯾﺎ ﺷﺨﺺ ﺗﺼﻤﯿﻤﺎت ﺧـﻮد را ﺑﯿﺸـﺘﺮ ﺑـﻪ وﻇـﺎﯾﻒ ﻣﻌﻄﻮف ﻣﯽﮐﻨﺪ ﯾﺎ ﺑﻪ اﻓﺮاد ﺳﺎزﻣﺎن؟
۳ – ﺗﺄﮐﯿﺪ ﺑﺮ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺧﻮدی اﺳﺖ ﯾﺎ ﺟﻤﻌﯽ: آﯾﺎ ﺷﺨﺺ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﻪ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺧﻮد ﺗﻮﺟﻪ دارد ﯾـﺎ ﺑﻪ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺳﺎزﻣﺎن ؟
۴ – ﮐﻨﺘﺮل زﯾﺎد ﯾﺎ ﮐﻢ در ﺳﺎزﻣﺎن: ﺑﻪ ﭼﻪ ﻣﯿﺰان واﺣﺪﻫـﺎی ﻣﺨﺘﻠـﻒ ﯾـﮏ ﺳـﺎزﻣﺎن ﺗﺤـﺖ ﮐﻨﺘﺮل ﻫﺴﺘﻨﺪ و رﻓﺘﺎر آن ﻫﺎ ﭼﻘﺪر ﺗﺤﺖ ﮐﻨﺘـﺮل و ﻣﺮاﻗﺒـﺖ و آﺋـﯿﻦ ﻧﺎﻣـﻪ ﻫـﺎی اداری ﻫﺴﺘﻨﺪ.
۵- ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﯽ واﺣﺪ ﻫﺎی ﺳﺎزﻣﺎن: ﺑـﻪ ﭼـﻪ ﻣﯿـﺰان واﺣـﺪﻫﺎی ﻣﺨﺘ ﻠـﻒ ﯾـﮏ ﺳـﺎزﻣﺎن ﺑـﻪ ﻣﺄﻣﻮرﯾﺖ و ﻫﺪفﻫﺎی ﺳﺎزﻣﺎن ﺗﻮﺟﻪ دارﻧﺪ.
۶ – رﯾﺴﮏ ﭘﺬﯾﺮی: ﻣﯿﺰان ﮔﺮاﯾﺶ ﮐﺎرﮐﻨﺎن ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﻪ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻦ ﺧﻄﺮ و ﺧﻼﻗﯿﺖ و ﻧﻮآوری ﭼﻘﺪر اﺳﺖ؟
۷ – ﻣﻌﯿﺎر ﻫﺎی ﭘﺎداش: آﯾـﺎ ﭘـﺎداش در ﻣﻘﺎﺑـﻞ ﻋﻤﻠﮑﺮدﻣﻄﻠـﻮب ﭘﺮداﺧـﺖ ﻣـﯽ ﺷـﻮد ﯾـﺎ در ﺑﺮاﺑﺮﻣﻌﯿﺎرﻫﺎﯾﯽ ﻣﺜﻞ ارﺷﺪﯾﺖ، وﻓﺎ داری و… ؟
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
حساس یگانه، مرادی و اسکندر (١٣٨٧) در پژوهشی تجربی با عنوان « بررسی رابطه بین سرمایه گذاران نهادی و ارزش شرکت » با بهره گرفتن از داده های مربوط به ۶١ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به آزمون این ارتباط پرداختند. نتایج این پژوهش نشان میدهد که یک رابطه ی مثبت بین سرمایه گذاران نهادی و ارزش شرکت وجود دارد و این نتیجه مؤید فرضیه ی نظارت کارآمد است و بیان میدارد که سرمایه گذاران نهادی محرک هایی برای بهبود عملکرد دارند و توان تنبیه مدیرانی را دارند که در جهت منافعشان حرکت نمی کنند. با این وجود نتایج پژوهش بیانگر عدم وجود ارتباط معنادار بین تمرکز مالکیت نهادی و ارزش شرکت بوده و فرضیه ی هم گرایی منافع را تأیید نمی کند.


نمازی و کرمانی (١٣٨٧) پژوهشی در رابطه با تأثیر ساختار مالکیت بر عملکرد شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به این نتیجه دست پیدا کردند که رابطه ی معنی دار و منفی بین مالکیت نهادی و عملکرد شرکت، رابطه ای معنی دار و مثبت بین مالکیت شرکتی و عملکرد شرکت وجود دارد. همچنین مالکیت مدیریتی به صورت معنی دار و منفی بر عملکرد تأثیر میگذارد و در مورد مالکیت خارجی اطلاعاتی که بیانگر مالکیت سرمایه گذاران خارجی باشد، مشاهده نگردید. در خصوص مالکیت خصوصی نیز یافته ها نشان میدهد که بهتر است مالکیت عمده در اختیار سرمایه گذاران شرکتی باشد. به طور کلی نتایج حاکی از معنی دار بودن رابطه ی ساختار مالکیت شرکت ها و عملکرد آن ها میباشد.
رئیسی (١٣٨٧) در پایان نامه ی خود با عنوان « رابطه بین کیفیت حاکمیت شرکتی و عملکرد شرکت» هدف خود را، رتبه بندی شرکت ها از نظر حاکمیت شرکتی و بررسی اثر آن بر عملکرد شرکت اعلام می- کند. رتبه ی شرکت های عضو نمونه، با بهره گرفتن از پرسشنامه ای جامع حاوی ٢۵ معیار از معیارهای حاکمیت شرکتی، اندازه گیری شده است. نتایج تحقیق وی نشان داد که هیچ گونه رابطه ی معناداری بین کیفیت حاکمیت شرکتی و عملکرد شرکت وجود ندارد.
مرادزاده فرد، ناظمی اردکانی، غلامی و فرزانی (١٣٨٨) مقاله ای با عنوان «بررسی رابطه بین مالکیت نهادی سهام و مدیریت سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران» تهیه کردند. آن ها در این مقاله معیار مدیریت سود را اقلام تعهدی حسابداری جاری غیرعادی در نظر گرفتند. شواهد تحقیق حاکی از آن است بین سطح مالکیت نهادی سهام و مدیریت اقلام تعهدی رابطه ی منفی معناداری وجود دارد. بنابرین سرمایه گذاران نهادی نقش نظارتی فعالی بر تصمیمات شرکت در مورد مدیریت سود اعمال میکنند. شواهد تحقیق بیانگر آن است که با افزایش درصد مالکیت نهادی سهام، انعطاف پذیری شرکت جهت مدیریت اقلام تعهدی کاهش مییابد و با افزایش سطح تمرکز مالکیت نهادی سهام، میزان مدیریت اقلام تعهدی توسط شرکت کاهش مییابد.
آقایی و چالاکی (١٣٨٨) تحقیقی با عنوان «بررسی رابطه بین ویژگی های حاکمیت شرکتی و مدیریت سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران » انجام دادند. در این تحقیق حاکمیت شرکتی با بهره گرفتن از ویژگی های تمرکز مالکیت، مالکیت نهادی، نفوذ مدیر عامل، دوگانگی وظیفه ی مدیرعامل، اندازه ی هیئت مدیره، استقلال هیئت مدیره، اتکای بر بدهی و مدت زمان تصدی مدیرعامل در هیئت مدیره اندازه گیری می شود و برای اندازه گیری مدیریت سود از اقلام تعهدی غیرعادی استفاده می شود. آن ها در این پژوهش به این نتیجه رسیده اند که مالکیت نهادی و استقلال هیئت مدیره رابطه معنی دار منفی با مدیریت سود دارند و بین تمرکز مالکیت، نفوذ مدیرعامل، دوگانگی وظیفه مدیرعامل، اتکای بر بدهی، اندازه هیئت مدیره و زمان تصدی مدیرعامل در هیئت مدیره با مدیریت سود رابطه معنی داری وجود ندارد.
مهرانی و بهبهانینیا (۱۳۸۹)، در پژوهش خود با عنوان «اقلام تعهدی و بازده آتی سهام با تأکید بر مالکیت سهامداران نهادی و اندازه شرکت» به این نتیجه رسیدند که توانایی اقلام تعهدی برای پیش بینی بازده، مستقل از درصد و تعداد مالکیت سرمایه گذاران نهادی بوده اما با اندازه شرکت رابطه منفی دارد. همچنین، در شرکتهایی که درصد بیشتری از سهامشان در اختیار مالکان نهادی است، حضور سهامداران نهادی سبب سازوکار صحیح قیمت گذاری از دیدگاه ایجاد تمایز از میان اقلام نقدی و تعهدی نشده است. این فرضیه که در شرکت هایی با مالکیت بیشتر سهامداران نهادی به دلیل نظارت بیشتر بر شناسایی اقلام تعهدی، این سهامداران بر اقلام تعهدی که در مقایسه با اقلام نقدی معیار مناسب تری از ارزیابی عملکرد شرکت است، تکیه بیشتری میکنند نیز پذیرفته نشد.
ستایش، قربانی و گل محمدی (۱۳۸۹) تحقیقی در رابطه با تأثیر حاکمیت شرکتی بر هموارسازی سود شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انجام دادند. آن ها در این تحقیق از یک طبقه بندی دو وجهی برای تقسیم شرکت ها به دو گروه هموارساز و غیر هموارساز طبقات مختلف سود استفاده کردند. در این تحقیق شرکت های هموارساز و غیر هموارساز سود بر اساس مدل های سود ناخالص، سود عملیاتی و سود خالص تفکیک شد. نتایج این تحقیق نشان داد که کیفیت حسابرسی بر هموارسازی سود در هر سه سطح مؤثر است. همچنین درصد اعضای غیر موظف هیئت مدیره در هموارسازی سود ناخالص و مالکیت نهادی و مدیریتی در هموارسازی سود عملیاتی و سود خالص عامل مؤثری محسوب می شود. به طور کلی نتایج این تحقیق نشان میدهد که سازوکارهای حاکمیت شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بر هموارسازی سود شرکت ها مؤثر است، هرچند که میزان تأثیر عوامل مختلف سازوکارهای حاکمیت شرکتی در سطح کلیه ی شرکت ها و گروههای صنعت یکسان نیست.
نیکومرام و محمدزاده سالطه (١٣٨٩) تحقیقی با موضوع «رابطه بین حاکمیت شرکتی و مدیریت سود» انجام دادند. در این تحقیق نتایج آزمون تفاوت میانگین نشان داد که ۱- شرکت هایی که دارای حاکمیت شرکتی کافی میباشند، اقلام تعهدی اختیاری کمتری دارند. یعنی در این گونه شرکت ها، مدیریت سود کمتر اتفاق می افتد. ۲- شرکت هایی که دارای حاکمیت شرکتی کافی میباشند، در سطوح یکسان توانایی حاکمیت شرکتی نیز دارای اقلام تعهدی اختیاری کمتری هستند. ۳- شرکت های با حاکمیت شرکتی ضعیف نسبت به شرکت های با حاکمیت قوی لزوماً اقلام تعهدی اختیاری بیشتری ندارند. به طور کلی نتایج بیانگر آن است که کفایت حاکمیت شرکتی ، نسبت به توانایی حاکمیت شرکتی با مدیریت سود ارتباط معنی داری دارد، بدین ترتیب کفایت حاکمیت شرکتی یکی از عوامل تعیین کننده مؤثر بر مدیریت سود است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- ویدیوکنفرانسها[۳۶]
-
- کنفرانس شنیداری یکسویه و دو سویه[۳۷]، در این روشها تعامل از طریق فاکس و یا تلفن امکان پذیر است.
-
- کنفرانسهای کامپیوتری
-
- Audio-graphics (AG)
-
- پست الکترونیک[۳۸]
-
- سیستم کامپیوتری چند رسانه ای از طریق شبکه[۳۹]
-
- تلویزیون کابلی
-
- تلکس و ویدیو تلکس
- اینترنتس (شیشی کی[۴۰]، ۱۹۹۶).
ابزارهای جدید اینترنتی از سویی به گروه های وسیع از مردم امکان میدهد در زمان واقعی در یک تجربه عمومی آموزش، شرکت داشته باشند، و از سوی یادگیرنده منفرد را قادر میسازد بدون محدودیت مکانی با آموزگارش یا یک یادگیرنده وارد تعامل شود. داشتن ارتباط برای نیل به دو هدف ضروری است، هدف نخست توزیع اطلاعات است، که هم شامل توزیع کیتهای بستهبندی می شود و هم انتقال برنامه ها، سخنرانیها به صورت همزمان یا پخش رادیویی تلویزیونی. دومین نقش ارتباط ان است که رکن حیاتی همه نظامهای آموزشی است که بر تعامل بین آموزگاران و یادگیرندگان و در صورت امکان یادگیرندگان مبتنی است. ارتباط یادگیرنده با برخی حمایتها به یکدیگر متصل می شود، و یادگیرندگان یکدیگر را ملاقات میکنند. فناوریهای جدید امکان تشکیل گروههای مجازی را ایجاد کردهاست، در کشورهایی که دسترسی آسان به اینترنت وجود دارد این کار سریعترین و رایجترین رویکرد به اموزش است ( داوود طبایی عقدایی، ۱۳۸۴).


انتخاب رسانه آموزشی مناسب
انتخاب رسانه مقوله باارزشی در برنامه ریزی برای آموزش از راه دور است. و باید برای خودآموزی و بهآموزی از وسایل کمک آموزشی غنیتر و متناسب با ماهیت درسهای مختلف به صورت یک یا چند ابزار آموزشی و به هنگام استفاده کرد. هیچ رسانهای برای تمام هدفها ایدهآل نیست اما هر رسانهای که با دقت و باقدرت تخیل انتخاب شود، می تواند برای بیشتر هدفها مؤثر باشد (فردانش، ۱۳۸۵).
بر این اساس انتخاب مناسب و به هنگام رسانه موضوعی مهم در آموزش از راه دور است. انتخاب رسانه در نظام آموزش از راه دور معمولاً از سه عامل منشأ میگیرد که عبارتند از:
- ویژگیهای خاص رسانه (نوروزی، ۱۳۷۱).
کلاسهای رفع اشکال
-
- -کلاسهای حضوری گروهی : این کلاسها معمولاً در پایان هفته تشکیل می شود. ساعات حضوری برای دروس مختلف متفاوت است ولی برای دروسی که متون خودآموز دارند معمولاً به ازای هر واحد درسی چهار ساعت، کلاس حضوری گروهی تشکیل می شود. در این کلاسها استاد درس به توضیح نکات مبهم درس و پاسخ به پرسشهای دانشجویان می پردازد. کلاسهای دروسی که از متون خودآموز برخوردار نشدهاند، به صورت حضوری برگزار میگردد و بنابرین شیوه کار به کلاسهای سنتی نزدیک می شود.
- -کلاسهای رفع اشکال فردی : این کلاسها در دفتر کار اساتید مرکز تشکیل می شود و دانشجویان می توانند به صورت حضوری یا تلفنی مشکلات درسی خود را مطرح و مرتفع نمایند (خادمی، ۱۳۸۱).
کتابهای خودآموز
در بین رسانههای مورد استفاده در آموزش از راه دور در جهان بویژه در کشورهای درحال توسعه، کتاب نقش محوری و اساسی دارد.
فراگیر توسط کتاب می تواند در هر مکان و هر زمانکه مایل باشد به آموزش خویشتن بپردازد، این کتابها پس از تهیه متن توسط مؤلف و یا ترجمه از متون خارجی توسط مترجم طراحی فنی و طراحی آموزشی میشوند، طراحی فنی توسط گرافیستها صورت میگیرد و مشتمل بر اموری مانند تعیین حروف، رسامی، صفحهآرایی، طراحی روی جلد و تعیین خودآزمایی برای سنجش میزان پیشرفت دانشجویان از مراحل اساسی آن است. با طراحی آموزشی، کتاب میبایست به صورتی درآید که دانشجو بتواند با کمترین مشکل آن را درک کند (خادمی، ۱۳۸۱).
در این زمینه ناظم میگوید، تهیه متن برای آموزش از راه دور نهتنها با نوشتن عادی تفاوت دارد بلکه کار دشواری نیز هست. این متن شباهتی به متون کتابهای درسی ندارد. در کتب درسی هدف ارائه مطلب است، اما آموزش از راه دور نهتنها مطلب را ارائه میدهد بلکه دانشجویان را نیز تعلیم میدهد. در واقع مطالب آموزش از راه دور خود آموزش و خود محتوا است. خودآموزشی به دلیل اینکه علاوه بر ذخیرهسازی و وظایف بازیابی یک کتاب درسی، آموزش نیز میدهد و (خود محتوا) به این معنا که کلیه مفاهیم یادگیری در یک محل ثابت (در اکثر موارد) به دانشجو عرضه می شود و لازم نیست که دانشجو از یک مأخذ به مأخذ دیگری در گردش باشد (خادمی، ۱۳۸۱).
۲-۱-۱۰: ویژگیهای آموزش از راه دور
هزارهی جدیدی که در حال زندگی کردن در آن میباشیم، پذیرای رویکردهای نوین آموزشی با تأکید بر نقش یادگیرنده در فرایند آموزش و یادگیری میباشد. متخصصان آموزشی، آموزش از راه دور را اغلب پیامآور این هزاره جدید میدانند. آموزش از راه دور باید برای ایفای این نقش باید دارای ویژگیهایی باشد که نشانگر داشتن یک نقش یادگیرنده-محوری در قرن ۲۱ است.
هولمبرگ(۱۹۹۵) رابطه اختصاصی یادگیرنده با سازمان پشتیبانیکننده در این نظام را به نوعی تدریس خصوصی و آموزش انفرادی تشبیه نموده است.
رسانههای مکتوب
یادگیرندگان
انواع رسانههای پشتیبانیکننده
سازمان پشتیبانیکننده
* شکل(۲-۱-۳) : رابطه یادگیری و سازمان آموزش دهنده در نظام آموزش از راه دور(هولمبرگ، ۱۹۹۵)
ابراهیمزاده(۱۳۷۷) نیز با طرح این مطلب که یادگیری می تواند بدون تدریس صورت پذیرد و تدریس نیز بدون یادگیری انجام شود، فرایند یاددهی-یادگیری در آموزش از راه دور را ماحصل دو گونه ارتباط (همزمان و غیرهمزمان) و با بهره گیری از دو گونه رسانه میانجی بین عناصر ارتباطی معرفی می کند.
۲-۱-۱۱: تاریخچه آموزش مجازی
۲-۱-۱۱-۱: تاریخچه آموزش مجازی در جهان
در سال ۱۸۰۰ میلادی آموزش از راه دور، آموزش مکاتبه ای تلقی میشد. آموزش مکاتبه ای که با نامهنگاری توسط مدرس یا مؤسسه واجد شرایط اداره میشد و بین استادان و دانشجویان از طریق نامهنگاری ارتباط برقرار میکرد مورد توجه دانشجویان و دانش آموزان بود (قائدی، ۱۳۸۵).
در این دوره پیشگامان آموزش مجازی و از راه دور برای آموزش از بهترین فناوری سازمان خود یعنی سیستم پستی سود میبرند.
در سال ۱۸۳۶ میلادی، دانشگاه هاوایی انگلستان بهعنوان یکی از نخستین آکادمیهای توسعه آموزشهای مجازی شکل گرفت. در ایالت متحده آمریکا در دهه ۱۸۷۰ میلادی گامهای آغازین این راه برداشته شد. در سال ۱۸۷۳ میلادی، اناالیوت تیکور نظام آموزش مکاتبه ای را برای زنان بهنام انجمن پایهگذاری کرد. در سال ۱۸۷۴ دانشگاه ایالتی ایلینویز یک برنامه آموزشی مکاتبه ای را ارائه کرد (طالبزاده و حسینی، ۱۳۸۶).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۳-۴)اشتغال زنان درعهد چهارم (معاصر)

۲-۳-۴-۱)دوره مشروطیت تا پهلوی :
از اقدامات این دوره که زمینه ساز اشتغال تعدادی از زنان بود ، تأسيس دارالمعارف برای تربیت آموزگاران زن بود که معلمان این مدارس از مردان مسن و دانشمند انتخاب می شدند ، فارغ التحصیلان این مراکز به شغل معلمی در مدارس دخترانه مشغول شده و کم کم تعداد مدارس دخترانه افزایش می یافت که خود مقدمه ورود دختران و زنان به عرصه فعالیتهای اقتصادی بود

۲-۳-۴-۲)دوره پهلوی :
الف) دوره رضا شاه: رشد مطبوعات وابسته و تبلیغات آن ها ، زمینه تشکیل انجمن های فرهنگی واجتماعی توسط زنان را فراهم آورد و همچنین مقدمه اشتغال آنان در برخی مشاغل دولتی و غیر آن بود اما حضور آنان در جهت اهداف استعماری و جداکردن آنان از مبادی دینی صورت می گرفت
ب) دوره محمد رضا شاه : زنان در این دوره درعرصه های مختلف اجتماعی و شغلی حضور داشتند اما روی آوردن آنان به الگو های غربی مورد نظر رژیم بود ، عدم پذیرش آموزه های فرهنگی رژیم پهلوی با الگوی مورد تبلیغ آنان برای زنان از یک سو و ارائه الگوی آرمانی از زن مسلمان ایرانی در قالب شخصیت های دینی توسط برخی از اندیشمندان آن دوره زمینههای بازیابی هویت اصیل دینی در بسیاری از زنان را فراهم آورد
۲-۳-۴-۲)دوره انقلاب اسلامی :
در این دوره با آگاهی ازتوانایی ها و ظرفیت های زنان ، عرصه های جدیدی را برای حضور فعال زنان درجامعه و در راه پیشبرد اهداف اسلامی گشودند و زنان را ترغیب به مقدرات اساسی وامور مهم اجتماعی نمودند تا شبهه دورماندن و بر کناری نیمی از آحاد جامعه از فعالیت های اجتماعی را که توسط دشمنان القاء شده بود را برطرف نمایند .(روشن فر ، ۱۳۸۲، ص ۶۱-۶۳)
۲-۴)تاریخچه تأسيس سازمانهای غیر دولتی توسط زنان در ایران
سابقه تأسيس سازمانهای غیر دولتی توسط زنان در ایران نیز به اواخر دوره قاجار و انقلاب مشروطه باز میگردد . بحران های اجتماعی حاصل از تنش های سیاسی و جنگ جهانی اول مانند بیماری های اپیدمیک ، قحطی و بیکاری باعث شد تا زنان به صورت گروهی درصدد رفع مشکلات برآیند و مؤسسات خیریه را تأسيس نمایند . از جمله مشکلات دیگر آن زمان مسئله آموزش و تأسيس مدارس دخترانه بود که زنان مجبور بودند جلسات آموزش و را به صورت مخفیانه در منازل خود برگزار نمایند . در دوران انقلاب مشروطه نیز زنان دارای تشکل مستقل سیاسی و یک تشکل اجتماعی بودند . هرچند نظام بسته و مردسالارانه دوره قاجار و عرف جامعه آن روزگار زمینه پذیرش زنان در جامعه را محدود می نمود ، اما در دوره احمد شاه ، دولت مجبور به تأسيس « اداره معارف نسوان » شد تا به امور آنان رسیدگی نماید.
این روند تا دوره رضا شاه ادامه داشت ، ولی پیشرفت چشمگیری مشاهده نگردید . پس از کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ سازمان های دولتی و غیر دولتی زنان به حالت تعطیل یا نیمه فعال در آمد تا اینکه در دهه ۴۰ «انجمن زنان ایران » تأسيس شد که بهتدریج به «حزب زنان ایران » تغییر شکل داد . اما با توجه به فضای کاملاً بسته سیاسی و کنترل شدید دولتی عملاً این حزب منحل گردید . فقط برخی انجمن های ادبی و خیریه غیر دولتی ، کم و بیش به کار خود ادامه میدادند . در اواخر دهه ۵۰ و با شدت گرفتن مبارزات انقلابی ، زنان نیز دوشادوش مردان در گردهمایی ها و تشکل های مخفی سیاسی و اجتماعی ، سهم در خور توجهی داشته و توانستند انقلاب اسلامی را به سرانجام برسانند . پس از انقلاب در دوران جنگ تحمیلی نیز زنان در قالب گروههای مردمی درعرصه های پشتیبانی و خدمات درمانی و بهداشتی نقش مؤثر را ایفا نمودند که از بارزترین مشخصات این فعالیت ، خود جوش و داوطلبانه بودن آن ها بود . بعد از جنگ تحمیلی در دوران سازندگی بحث سازمانهای غیر دولتی به صورت جدی مطرح گردید ، زیرا احساس می شد که زنان باید نقش پر رنگ تری را در فضای اجتماعی و سازندگی کشور ایفا نمایند . از طرفی پس از جنگ تحمیلی ارتباطات بینالمللی نیز رونق تازه ای یافت که خود باعث می شد تا در محافل جهانی بسترهای تازه ای برای تعامل دول و ملل فراهم گردد ( فرهمند ، ۱۳۸۵، ص ۱۶)
۲-۵)موانع ارتقای زنان به مشاغل مدیریتی
در گذشته فرصتهای مدیریتی برای زنان ، به مشاغل سرپرستی محدود بود . بررسیهای متعدد نشان میدهند که زنان برای به دست آوردن مشاغل مدیریتی باید چالشهای بیشتری را نسبت به مردان متحمل شوند . این چالشها در واقع موانع ارتقای شغلی زنان به پستهای مدیریتی تلقی میشوند که به سه دسته کلی قابل طبقه بندی میباشند : موانع فردی ، موانع سازمانی ، موانع فرهنگی و اجتماعی . در ادمه درباره هر گروه از موانع مذبور شرح مختصری داده می شود
۲-۵-۱)موانع فردی
میان تواناییهای شخصیتی و بیولوژیکی زنان با اشتغال آنان رابطه متقابل وجود دارد .حتی زمانی که زنان به مشاغل مدیریتی ارتقاء مییابند با موانعی از قبیل: بی میلی برای اعزام به مأموریت و مسافرت همراه مردان ، عدم توان مواجهه با تنش و تعارض بین کار و خانواده و غیره مواجه هستند ، همچنین بین وضعیت تأهل زنان و اشتغال آنان رابطه معکوسی وجود دارد ، به طوری که زنان مجرد از آزادی عمل بیشتری برای اشتغال و فعالیت های اقتصادی ، اجتماعی برخوردار میباشند . از دیگر عوامل مهم تعداد فرزندان و تحصیلات عنوان شده است ( الوانی ، ۱۳۸۳ ، ص ۶۵ )
۲-۵-۲)موانع سازمانی
یکی از موانع سازمانی ، وجود تعداد اندکی منشور (راهنما) در سطوح بالای سازمانی برای تربیت مدیران زن است . ریگر و گالیگان (۱۹۸۰) این موضوع را با عبارت ملکه زنبور ، توصیف میکنند ؛ یعنی مربی زن محدود است و تمایلی برای تربیت زنان دیگر وجود ندارد .از طرف دیگر مردان مدیر هم تمایل اندکی برای مربی گری زنان دارند . از سوی دیگر چون زنان در شغلهای معتبر قرار ندارند ، لذا نمی توانند به شبکه ها کاری و فرایندهای غیر رسمی دسترسی پیدا کنند تا بتوانند اطلاعات مورد نیاز را رد و بدل کنند . زنان به علت عدم پذیرش زیر دستان و حمایت نشدن از سوی بالادستان ، احسای انزوا و تنهایی بیشتری نسبت به مردان میکنند . یکی دیگر از موانع سازمانی ، فرهنگ سازمانی مرد سالارانه میباشد که به تبعیت از فرهنگ جامعه و نگرشهای کلیشه ای تصمیم گیرندگان عمل میکند . در نتیجه کلیه سازو کارهای سازمانی و همچنین هنجارها و ارزشها به طرفداری از مردان و علیه زنان طراحی می شود
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مطرح شد. اما این نزو و دزوریلا بودند که در سال ۱۹۸۱ با مقاله دوران ساز خود فرایند حل مسأله را صورت بندی کردند.
مفهوم حل مسأله توسط دزوریلا و نزو(۱۹۸۱؛ نقل از پشتیبان،۱۳۸۶) چنین تعریف شده است: فرایند شناختی- رفتاری خودرهنمون[۱۳۰] است که فرد با بهره گرفتن از آن تلاش میکند راه های مقابله مؤثر یا انطباقی با مشکلات زندگی روزمره را بیابد. بر طبق این دیدگاه، حل مسأله اصولا یک فرایند مقابله هشیار، عقلانی، پرتلاش و هدفمند است که میتواند توان فرد را برای درگیری مؤثر با طیف وسیعی از موقعیت های فشارزا بالا ببرد.نزو و رونان[۱۳۱]، (۱۹۸۸؛ نقل از پشتیبان،۱۳۸۶) حل مسأله را شامل یک رشته پاسخ های رفتاری و اعمال شناختی و عاطفی می دانند که به منظور سازگاری با درگیری های درونی و یا محیطی، به سمت هدف خاصی جهت یافته اند. ریچارد[۱۳۲]و داج (۱۹۸۲؛ نقل از نوید،۱۳۸۷) در همان زمان اظهار کردند که علت بسیاری از شکست های تحصیلی، پرخاشگری، آشفتگی های شدید رفتاری یا عاطفی و انزوای اجتماعی نوجوانان از مقابله ناموفق با مسائل و مشکلات روزمره و عدم توفیق در تعامل مثبت با دیگران ناشی می شود. آموزش مهارت حل مسأله برای کمک به کودکان و نوجوانان به منظور مواجهه مؤثرتر با موقعیت های پرتعارض مورد استفاده قرار گرفته است. از شیوه حل مسأله برای درمان بیماران وابسته، افرادی که مشکلاتی در رابطه با سازگاری دارند و افرادی که دست به خودکشی میزنند، افرادی که دارای مشکلات زناشویی هستند و به طور کلی افراد ی که مشکلات ارتباطی و شناختی دارند و بیماران افسرده استفاده شده است که تقریبا همگی موفقیت آمیز بوده است(بل[۱۳۳] و دزوریلا، ۲۰۰۹).


مؤلفه های حل مسأله:
از نظر دزوریلا و نزو(۱۹۹۰ ؛ نقل از پشتیبان،۱۳۸۶) حل مسأله از دو مؤلفه تشکیل یافته است: جهت گیری به مسأله و مهارت های حل مسأله.
الف) جهت گیری به مسأله:
جهت گیری به مسأله مؤلفه انگیزشی توانایی حل مسأله را تشکیل میدهد. به عبارت دیگر مجموعه پاسخ های شناختی- عاطفی (هیجانی)- رفتاری تعمیم یافته ای است ،که فرد آن را به موقعیت مشکل دار کنونی منتقل میکند. به طور کلی این مؤلفه از تجارب مربوط به حل مسأله در گذشته ناشی می شود. جنبه ی شناختی این مجموعه پاسخ ها، در بر گیرنده ی متغیرهایی مانند ارزیابی مسأله( برای مثال اهمیت دادن به سلامت)، اسنادهای علی و انتظارات کنترل شخصی است. جنبه ی هیجانی بر حالات عاطفی مانند اضطراب، خشم و افسردگی متمرکز است و بخش رفتاری به تمایلات گرایش- اجتناب اشاره میکند(دزوریلا و شیدی، ۱۹۹۲؛ نقل از پشتیبان ،۱۳۸۶).
جهت گیری به مسأله خود به دو مؤلفه تقسیم میگردد: جهت گیری مثبت و جهت گیری منفی.
الف) جهت گیری مثبت به حل مسأله: جهت گیری مثبت، به شیوه های زیر فرایند حل مسأله را تسهیل میکند:
-
- ممانعت از بروز هیجان های منفی مانند افسردگی، اضطراب و خشم که ممکن است مانعی در حل مسأله باشند.
-
- افزایش هیجان های مثبت که در فرایند حل مسأله نقش تسهیل کننده دارند.
-
- بازداری پاسخ های تکانشی
- ایجاد انگیزه برای فرد در جهت حل مشکلات)دزوریلا و نزو،۱۹۹۲ ؛ نقل از پشتیبان،۱۳۸۶).
افرادی که دارای جهت گیری مثبت به مسأله هستند، بدون آن که دچار تنش های شدید روانشاختی شوند، مشکلات روزمره خود را به راحتی حل میکنند. یک چنین جهت گیری باعث استفاده از راهبردهای مقابله ای مؤثر و کارامد می شود(همان منبع).
ب) جهت گیری منفی در برخورد با حل مسأله با عاطفه منفی زیاد و سلامت روانی پایین ارتباط دارد. جهت گیری منفی به مسأله با راهبردهای مقابله ای ناکارآمد و پیامدهای ناخوشایند نیز همراه است و میتواند تمایلات زیر را در بر داشته باشد:

-
- مسأله را تهدیدکننده ی جدی برای سلامت درک کردن.
-
- پاسخ به مسأله با هیجانهای منفی شدید مانند اضطراب و پرخاشگری.
- اجتناب یا کناره گیری از مقابله با مسأله (محمدی و صاحبی، ۱۳۸۰).
بنابرین جهت گیری مسأله به طور نزدیکی با عاطفه مثبت و منفی در ارتباط میباشد. بدین صورت که جهت گیری منفی به مسأله با عاطفه منفی بالا و به تبع آن سلامت روانشناختی پایین مرتبط بوده و از طرف دیگر جهت گیری مثبت به مسأله توانایی فرد را در دور کردن حالات منفی از خود بالا برده و باعث تسهیل حل مسأله و به تبع آن سبب بالا رفتن سلامت روانشناختی می شود. آنچه مسلم است اینکه نوع جهت گیری فرد نسبت به مسأله به طور غیر مستقیم با سلامت روانی فرد در ارتباط است( قلی زاده،۱۳۸۴).
ب)مهارت های حل مسأله:
مؤلفه مهارت های حل مسأله عبارت از فعالیت های اختصاصی هدفمندی است که فرد را قادر میسازد مشکل یا مسأله ای را با موفقیت حل کند. این مؤلفه دارای ۴ مرحله است که برخی از مؤلفان آن ها را مراحل حل مسأله گفته اند. این مراحل عبارتند از:
-
- تعریف و ضابطه بندی مسأله[۱۳۴]
-
- ایجاد راه حل های جانشینی[۱۳۵]
-
- تصمیم گیری[۱۳۶]
- انجام و تصحیح راه حل[۱۳۷] که به معنی توانایی انجام و ارزیابی راه حل ها و پاسخ های مقابله ای به طور مؤثر میباشد.
هر کدام از این فعالیت های هدفمند و ماهرانه، در کشف و ابداع یک پاسخ مقابله ای سازگارانه در برابر موقعیت مسأله آفرین خاص سهم عمده ای را دارند( پشتیبان،۱۳۸۶).
افراد مختلف ممکن است در این مؤلفه های عمده حل مسأله(جهت گیری به مسأله،مهارت های حل مسأله) ، دارای نقاط ضعف و قدرت متفاوتی باشند. بعلاوه ممکن است این مؤلفه ها برای همه مشکلات (برای مثال مشکلات ساده در مقابل مشکلات پیچیده) یا همه پیامدهای سازگارانه( مثلا تنیدگی روان شناختی در مقابل توانمندی رفتاری) از اهمیت یکسانی برخوردار نباشند. برای مثای ممکن است مؤلفه ای از مهارتها برای مقابله با مسأله ای که تقریبا آسان است ، مؤثر و مفید باشد اما در مقابله با مسأله مشکل، کارایی لازم را نداشته باشد (دزوریلا و نزو۱۹۹۰؛ نقل از پشتیبان،۱۳۸۶) .
سبک های حل مسأله:
کسیدی و لانگ (۱۹۹۶) شش سبک برای حل مسأله در نظر می گیرند که عبارتند از: درماندگی یا بی یاوری، مهارگری در حل مسأله، اعتماد به توانایی در حل مسأله، سبک اجتناب، سبک گرایش و سبک خلاقیت.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بازشناسی[۲۱۳]: پایه ای ترین کنش برای تأیید، بازشناسی شخص است. به نظر میرسد بازشناسی ساده و آشکار است و در عین حال هنوز زمانی که ما به دیگران پاسخ نمی دهیم در این سطح اصلی قرار می گیریم. عدم ارسال یک نوشته یا بازدید از یک دوست یک مثال شایع است. همچنین عدم پاسخ دادن به یک پیام تلفنی. اجتناب از تماس چشمی و عدم نزدیک شدن به شخصی که می شناسید در یک میهمانی، یا ارسال یک پیام منفی در خیابان از این دست است. البته این فقدان شناخت ممکن است به سادگی به صورت سهوی اتفاق بیفتد. ممکن است نسبت به یک دوست بی توجه باشید یا فشار کار و مدرسه ممکن است شما را از تماس با او بازدارد. با این حال، اگر اشخاص دیگر این پیام را به عنوان اجتناب از تماس دریافت کنند، پیام تأثیر عدم تأیید را خواهد داشت.


تصدیق[۲۱۴]: تصدیق ایده ها و احساسات دیگران شکل قوی تری از تأیید است. گوش کردن احتمالاً رایج ترین شکل تصدیق است. البته، گوش کردن تصنعی، خم شدن تصنعی، شبه گوش دادن و مانند آن اثری برخلاف تأیید خواهد داشت. شیوه هایی مانند پرسیدن سؤال کردن، تفسیر و ترجمه و انعکاس تأیید فعال تری خواهد بود. جای تعجب نیست، کارمندان به مدیرانی که خواسته های آن ها را به میزان زیادی محدود میکنند، حتی زمانی که مدیر درخواست های آن ها را نمی پذیرند، بها میدهند(آلن[۲۱۵]، ۱۹۹۵). زمانی که دیگران با مشکلاتی مواجه هستند، انعکاس دادن اندیشه ها و احساسات گوینده میتواند روش مفیدی برای حمایت و پشتیبانی باشد.
حمایت[۲۱۶]: با در نظر گرفتن اینکه تصدیق نشان میدهد که شما به ایده های دیگران علاقه مند هستید، حمایت بدین معنی است که شما با آن توافق دارید. دیدن اینکه چرا حمایت نوع قوی تری از پیام های تأیید است بسیار ساده است، زیرا به شکل بالاتری از ارزش دادن ارتباط دارد. مشهودترین شکل حمایت، موافقت است. خوشبختانه، برای اینکه از شخص دیگری حمایت کنید لازم نیست به طور کامل با او موافق باشید، شما کافی است بعضی چیزها را در پیام پیدا کنید که با آن موافق هستید. شما ممکن است به یک دوست بگویید”من می توانم ببینم شما چرا اینقدر عصبانی هستید”، اگر چه شما عصبانیت او را تأیید نکنید. طبیعتاً، ستایش آشکار یکی از اشکال قوی تأیید است و یکی از میتواند به طور شگفت انگیزی اغلب بعد از شما فرصت هایی را برای قدردانی دیگران به کار بگیرد. حمایت غیر کلامی نیز میتواند کیفیت جو ارتباطی را تسهیل نماید. برای مثال، زنان مردانی را که با آن ها موافق بودند را از نظر فیزیکی جذابتر از آنهایی که با آن ها موافق نبوده اند ارزیابی میکردند(بوور[۲۱۷]، ۱۹۹۵). اغراق کردن درباره اهمیت پیام های تأییدی دشوار است. برای مثال، جو ارتباطی بهترین پیشبینی کننده رضایت زناشویی است (برای مثال، وروف[۲۱۸]، دوان[۲۱۹]، اوربوچ[۲۲۰]، و اسیتلی[۲۲۱]، ۱۹۹۹ ). زوجین دارای رضایت زناشویی نسبت ۵:۱ را در عبارتهای مثبت نسبت به عبارتهای منفی دارا بودند، این در حالی است که زوجین ناراضی این نسبت ۱:۱ بوده است (کاناری، امرس- سامر[۲۲۲]، ۱۹۹۷). پیامهای تأییدی مثبت در افراد خانواده هم دارای اهمیت بوده است. برای مثال، احساس رضایت همشیرها با یکدیگر زمانی که پرخاشگرانه رفتار میکنند و یا با افزایش پیام های عدم تأیید همراه می شود به شدت کاهش مییابد (تیون[۲۲۳]، مارتین[۲۲۴] و نوپاور[۲۲۵]، ۱۹۹۸). تأیید در کلاس درس هم دارای اهمیت است، جایی که انگیزش و یادگیری زمانی که معلمان علاقه و توجه وافری به دانش آموزان نشان میدهند، افزایش مییابد (الیس[۲۲۶]، ۲۰۰۴). در مقابل ارتباط تأییدی، پیام هایی که ارزش دیگران را انکار میکنند پاسخ های عدم تأیید[۲۲۷] نامگذاری شده اند. این نشان میدهد که عدم توجه به شخص دیگر یا با ابراز مخالفت با نادیده گرفتن برخی از قسمت های مهم پیام آن شخص همراه میگردد (ونجلیستی[۲۲۸] و کراملی[۲۲۹]، ۱۹۹۸؛ کورتینا[۲۳۰]، ماگلی[۲۳۱]، ویلیامز[۲۳۲]، و لانگ آوت[۲۳۳]، ۲۰۰۱).
عدم توافق، میتواند عدم تأیید باشد مخصوصاً اگر با انکار ایده های شخص دیگر و حمله به شخصیت صحبت کننده همراه باشد. با این حال، عدم توافق مخرب ترین نوع عدم تأیید نیست. ممکن است به حرف های کسی گوش کنید و بگویید “من فکر نمی کنم این ایده خوبی باشه” اما شنیدن حمله به شخصیت فرد، مانند “شما دیوانه اید” بسیار دشوارتر است. وضعیت بسیار بدتر از عدم توافق نادیده گرفتن ایده های دیگران در پاسخ هاست – یا حتی نادیده گرفتن حضور فرد. همه پیام های عدم تأیید عمدی نیست. جدول ۲-۲ تعدادی از راهبردهای سنجیده ای را که برای ایجاد فاصله در یک رابطه ناخوشایند به کار می رود فهرست نموده است.
به آسانی می توانید مشاهده کنید که هر کدام از این راهبردها به طور ذاتی عدم تأیید را در درون خود دارند. هر پیام بعد ارتباطی را به همراه محتوای آن در بر دارد. این بدین معنی است که ، با آگاهی یا بدون آگاهی از این واقعیت، ما پیام های تأیید یا عدم تأیید را زمانی که ارتباط برقرار میکنیم ارسال و یا دریافت میکنیم.
گفتگوهای مهم درباره روابط ممکن است معمول نباشد، اما ما زمانی که با دیگران درباره مسائل روزمره صحبت میکنیم نگرش های خود را نیز انتقال میدهیم. به عبارت دیگر، چیزی که ما در ارتباط بیان میکنیم جو ارتباطی را شکل نمی دهد بلکه چگونگی بیان و عمل ما درباره دیگران تعیین کننده است. نکته مهم این است که پیام های تأیید، مانند هرنوع ارتباط واقعی دیگر، موضوع مهمی برای آگاهی است. پیام دهنده احتمالاً اهمیت یک پیام بالقوه خطرناک که غیر عمدی تلقی میکند را بی اهمیت جلوه میدهد (ونجلیسی، کاپاچ و اسپیتزبرگ[۲۳۴]، ۱۹۹۴). به عبارت دیگر، حتی پیام هایی که قصد بی ارزش کردن شخص را ندارند ممکن است به عنوان پیام های عدم تأیید تفسیر شوند. قصور شما در پاسخ دادن به یک تماس تلفنی یا پاسخ به یک نامه از یک دوست خارج از شهر ممکن است به سادگی نتیجه یک برنامه کاری شلوغ باشد؛ اما اگر فرد دیگر این عدم تماس را به عنوان نشانه ای از عدم ارزش دادن شما به ارتباط تلقی نماید، تأثیر زیادی بر ارتباط خواهد گذاشت.
جدول ۲-۲ راهبردهای ایجاد فاصله
اهبرد
توصیف
اجتناب
طفره رفتن از روبرو شدن با دیگران
فریب
دروغگویی یا گمراه کردن دیگران
تحقیر
رفتار با دیگران به شیوه ای غیر احترام آمیز
جداسازی
عمل هیجانی بدون علاقه در مورد دیگران
تنزل
اعتنا نکردن یا به حداقل رساندن اهمیت آنچه دیگران میگویند
شوخی
جدی نگرفتن دیگران
در نظر نگرفتن شخصیت
رفتار با دیگر اشخاص همانند غریبه ها؛ تعامل با دیگران به یک قاعده خاص تا یک شخص خاص
بی توجهی
عدم توجه به دیگران
بدون حضور ذهن
ظاهر کردن علائم و نشانه هایی کلامی و غیر کلامی که بیانگر حداقل علاقه، صمیمیت و دسترسی پذیری است
تودار بودن
بیش از حد معمول ساکت بودن و بدون برقراری ارتباط
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
به طور کلی (شفیا و سهرابی[۵۱] ،۲۰۰۹) ابعاد و شاخص های سنجش سرمایه انسانی را در قالب نمودار زیر ترسیم کردهاند.

نمودار (۲-۳) . شاخص های سنجش سرمایه انسانی ( شفیعا و سهرابی،۲۰۰۹)
۲-۱۲ تأثیرات سرمایه انسانی
تأثیر سرمایه انسانی عمدتاًً در سه بخش قابل مشاهده است: فرد[۵۲]، سازمان[۵۳] و جامعه[۵۴] . در دیدگاه فردی در بازار کار داخلی، اکثر محققان به احتمال افزایش دستمزد فردی، در نتیجه بهره وری فردی اشاره می نمایند. (سیدورکین[۵۵]، ۲۰۰۷) به علت افزایش بهره وری در سرمایه انسانی، اکثر کارفرمایان برای به حداکثر رساندن منافع سازمانی بهره وری بالای فرد را ترجیح میدهند. علاوه بر این، پویایی فرد باعث افزایش بهره وری در بازار کار داخلی می شود. با افزایش بهره وری در محیط کار، فرد دارای بهره وری بالا به عنوان کارمند احتمال بیشتر برای ارتقاء به سطوح بالاتر در بازارهای داخلی دارد. ( سیچرمن[۵۶] ۱۹۹۱، گالور[۵۷] ۱۹۹۰).

در نهایت از دیدگاه جامعه، سرمایه انسانی تلفیقی از دیدگاه فردی و سازمانی میباشد. بر طبق نظرات( بیچ[۵۸] ،۲۰۰۹)، سرمایه انسانی میتواند آگاهی اجتماعی اجزا تشکیل دهنده اجتماع (جامعه) را افزایش دهد. در نتیجه، پیوند میان سرمایه انسانی و آگاهی اجتماعی بر اساس رابطه درونی نزدیکی شکل میگیرد که نتیجه توسعه سیاسی اقتصادی میباشد ( گراب و لازرسون[۵۹]، ۲۰۰۴).
۲-۱۳ اهمیت سرمایه انسانی
در جهان متلاطم امروزی شرکتهای پیشرو بیش از هر دوره و زمان دیگری به اهمیت و توجه به کارکنان خود پی بردهاند آن ها دریافتند که چگونه میتوان با تأکید بیشتر بر حفظ و توسعه سرمایه انسانی خود در بالاترین نقطه اقتصاد جهانی جای گرفت. سرمایه انسانی کلیدی برای رشد اقتصادی جوامع محسوب میشود و یک سرمایه مهم و ضروری میباشد که سازمان در جهت رشد و توسعه اقتصادی کمک میکند و از این نظر می توان آن را با سرمایه ها و داراییهای فیزیکی سازمان مقایسه کرد. از آنجا که توانایی و مهارت افراد به عملکرد بهتر و بهرهوری سازمان کمک میکند انجام هر گونه هزینه در آموزش و توسعه آن نوعی سرمایهگذاری بلند مدت محسوب میشود که سازمان تا مدتها میتواند از نتایج آن بهره مند شود. دلیل این امر این است که در محیط متغیر و شدیداًً رقابتی امروزی تنها با کمک نیروی انسانی خلاق و نوآور است که میتوان به مزیت رقابتی دست یافت.
در نتیجه سازمانها باید به سازمانهایی پویا و یادگیرنده تبدیل شوند تا کارکنانشان با تواناییهایی که از خود بروز میدهند قابلیت انطباق با تغییرات را در عرصه رقابت داشته باشند. بنابرین توجه به اهمیت سرمایه انسانی نتایجی را به همراه خواهد داشت که عبارتند از:(به نقل ازحسنعلی زاده و سعادت،۱۳۹۰)
– سرمایهگذاری بر روی سرمایه انسانی به عنوان یکی از اجزای اساسی سازمان شناخته می شود . – با سرمایه گذاری بر روی منابع انسانی ، کارکنان دانش و مهارتهای لازم را برای خلق محصولات و خدمات جدید به دست میآورند .
– بر بهرهوری کارکنان در محیط کار تاثیر گذار است.
– باعث توانایی درونی شرکت در کسب مزیت رقابتی میشود .
– سبب بهرهوری در اقتصاد ملی میگردد ( بر بهره وری در اقتصاد ملی تاثیر گذار است).
– سبب رشد اقتصاد ملی می شود.
۲-۱۴ تقسیم بندی سرمایه انسانی
این تقسیم بندی در دو بخش کلی و خاص انجام میپذیرد. ۱- بخش کلی : سرمایه انسانی به دانش ها و مهارتها ی کلی وعمومی اطلاق میشود. نه به دانش ها و مهارتهای خاص که برای انجام یک وظیفه یا فعالیت لازم است. سرمایه انسانی کلی یا عمومی در فرد نهادینه شده است که از طریق فرد میتواند به صنایع مختلف انتقال یابد.
۲– بخش سرمایه انسانی خاص : سرمایه انسانی خاص و ویژه یک وظیفه و یا شرکت معمولاً از طریق تحصیلات ، آموزش و تجربه کاری فراهم میشود که این مهارتها را وظایف سازمان ایجاد میکند مهارتهای ویژه یک وظیفه یا شغل مخصوص به آن وظیفه و شغل هستند و قابل انتقال به صنایع مختلف نیستند در حقیقت شرایط احراز شغل در بخش سرمایه های انسانی نمود پیدا میکند(آلن ،۲۰۰۸؛به نقل از حسنعلی زاده و سعادت ،۱۹۹۳)
۲-۱۵ اهمیت سنجش سرمایه انسانی
درک موضوع واهمیت سرمایه انسانی باعث شده اغلب کشورها تلاشهای بسیار گستردهای برای سنجش مؤثر و کارآمد سرمایه های انسانی انجام دهند تا درک صحیحی از جایگاه و وضعیت فعلی خویش در محیط های بیرونی داشته باشند و نقاط قوت و ضعف درون سازمانی خویش را شناسایی کنند از لحاظ دیگر سنجش سرمایه انسانی منبع بسیار مهمی برای تدوین و اجرای سیاستهای مربوط به منابع انسانی میباشد. پژوهش در سرمایه انسانی ،پیش از گذشته و بسیاری از تجربه های پیشین مورد بازبینی و تجدید نظر قرار گرفته است با احتساب پژوهشهای سرمایه انسانی که اخیراً در کشورهای نظیر استرالیا ، کانادا، چین و فنلاند، نیوزلند، نروژ، انگلستان و ایالت متحده انجام شده است (کریستیان،،۲۰۱۰؛به نقل از حسنعلی زاده و سعادت،۱۳۹۰) .
۲-۱۶ ابعاد سرمایه انسانی
به طور کلی برخی از محققان ۳ نوع مختلف از سرمایه انسانی را به صورت سرمایه انسانی خاص، سرمایه انسانی کلی و سرمایه انسانی واحد تجاری خاص مشخص می نمایند ( گیبونس و والدمن[۶۰]، ۲۰۰۴) علاوه بر این بکر خاطر نشان کرد که سرمایه انسانی به دو نوع خاص و عمومی تقسیم می شود. سرمایه انسانی عمومی به صورت مهارت و دانش کلی که به وظیفه یا شرکت خاصی تعلق ندارد تعریف می شود و معمولاً از طریق تجربیات کاری و تحصیلات حاصل می شود (آلن و همکاران، ۲۰۰۸) سرمایه انسانی عمومی دارای ویژگی قابل انتقال از طریق شغل، واحدهای تجاری و صنعت میباشد ( آلن و همکاران، ۲۰۰۸) بر خلاف سرمایه انسانی عمومی، سرمایه انسانی خاص واحد تجاری/ وظیفه معمولاً از طریق تحصیلات، آموزش و تجربه کاری در یک دانش مخصوص به یک وظیفه یا واحد تجاری خاص به وجود میآید. ( آلن و همکاران، ۲۰۰۸) همان گونه که توسط بکر خاطر نشان شده است، سرمایه انسانی خاص به ندرت قابل انتقال به سایر مشاغل، واحدهای تجاری و صنعت میباشد (بکر، ۱۹۷۶).
شولتز[۶۱]،۱۹۶۲ و بکر[۶۲]دو تن از اقتصاد دانان معاصر هستند که تئوری سرمایه انسانی را از مراحل کلاسیک و ابتدایی خود به حالت پیشرفته و تحلیلی امروزی ارائه نمودند آن ها نشان دادهاند که سرمایه انسانی نه تنها از تراکم و انباشت آموزش بلکه از راه های بیشماری دیگر نیز به وجود میآید لیکن متداول ترین انواع سرمایه گذاری در سرمایه انسانی ،موارد زیر به حساب میآید :
• دبستان،راهنمایی؛دبیرستان،مدارس فنی و حرفه ای وتحصیلات عالی ؛
• آموزش های قبل از مدرسه ؛
• آموزش های بعد از دانشگاه و فارغ التحصیلی ؛
• مهاجرت برای مشاغل ودرامدهای بالاتر ؛
• مراقبت از تندرستی و بهداشت عمومی ؛
• به دست آوردن اطلاعات کافی از عرضه وتقاضای کار وخدمات
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
با این توضیح اجمالی اگرچه استفاده از اثر انگشت و کف دست و پا از فکر و اندیشه ی دنیای غرب است و یا با بهره گرفتن از دانش و تحقیق اروپایی آن را پذیرفته ایم، با این وجود اماکن و ابنیه تاریخی فراوانی در کشور وجود دارد که مؤید این نظریه است که ایرانی خیلی پیش از آنکه هرشل انگلیسی به آثار و علائم ناشی از دست و پای آدمی دست یابد، آن ها را از دید اعتقادات مذهبی و تقدسی که برای آن ها در موارد خاص قائل شده مورد توجه قرار داده و وارد حیات معنوی و صنعتی خود کردهاست. همچنین از نظر ادبی هم برای مثال بدان گونه که حافظ شیرازی ستوده که:


بر زمینی که نشان کف پای تو بود
سالها سجده ی صاحب نظران خواهد بود
و یا در نوشته های دیگر ادیبان به نوعی از این مبحث یاد شده و داخل در ادبیات اجمالی و عرفانی ما بوده و اگر تعلق خاطر و ذوقی باشد بدون تردید منابع و مأخذ دیگری نیز شناخته خواهد شد که میتواند بالاتر از آنچه به سابقه آن اشاره شد رهنمون باشد[۱۲].
فصل سوم: انواع امضا، مهر و اثرانگشت
گفتار اول: انواع امضا
مبحت اول: امضای دیجیتال
گسترش روز افزون تجارت الکترونیکی مستلزم ایجاد اطمینان و اعتماد عمومی نسبت به این نوع از تجارت است و این اطمینان باید از طریق تضمین امنیت و اعتبار تبادل الکترونیکی داده ها صورت گیرد لذا یکی از عواملی که باعث اعتبار قرارداد یا هر سند دیگر می شود صحت انتساب آن به صادر کننده آن سند یا قرارداد است که تا کنون از طریق مهر و یا امضا صورت می گرفته و دلیل معتبری برای تحقق صحت انتساب صادر کننده بوده است. در قراردادهای الکترونیکی نیز اسناد و اطلاعات و داده پیام ها باید به امضای شخص صادر کننده برسد تا بتوان صحت انتساب آن ها را به وی احراز کرد. با توجه به اهمیت امضا در پای اسناد، ارزش اثباتی اسناد قرارداد که به شیوه ی الکترونیک صادر شده اند ایجاب میکند تا ابعاد علمی و ارکان لازم برای تأثیر گذاری یک امضای الکترونیکی به طور دقیق معین شود. بنابرین، اثر مهم امضا در حقوق تجارت الکترونیکی، یعنی متعهد شده به تمام آثار جنبههای سند یا قراردادی است که توسط اشخاص حقیقی یا حقوقی و … امضا شده باشد. به طوری که «اسناد فاقد امضا، فاقد اعتبار حقوقی است.»
در حال حاضر با توجه به فراگیر شدن تجارت الکترونیک، امضای الکترونیکی به عنوان یکی از عوامل دارای آثار حقوقی همسان با امضای دستی است که مورد پذیرش قانونی نظام های حقوقی دنیا از جمله کشور عزیزمان ایران قرار گرفته و جایگاه خود را در ابواب مختلف تثبیت کردهاست[۱۳].
تحولات صورت گرفته در خصوص امضای الکترونیک، تقریباً از ده سال پیش شروع شده است و ایالات متحده در این زمینه پیشگام بوده است. با این وجود، اروپایی ها، به ویژه فرانسه نیز بیکار نبوده اند و پیشرفت ها و ابداعات زیادی را در این موضوع بنام خود به ثبت رسانده اند. از مهمترین قانونگذاری های اتحادیه اروپا، در این خصوص، دستورالعمل ۱۳ دسامبر ۱۹۹۹ میلادی، تحت عنوان «چارچوب مشترک برای امضای الکترونیک» میباشد. در خصوص امضای الکترونیک نیز قانونگذار فرانسوی، قانون شماره ۲۳۰ – ۲۰۰۰ مورخ ۱۳ مارس ۲۰۰۰ را تحت عنوان «تطبیق حقوق ادله با فناوری های اطلاعات و مرتبط با امضای الکترونیک» که مقررات قانون مدنی را در خصوص ادله تغییر داد، بهتصویب رساند.
قانونگذار فرانسه سعی کرد که انتقال دستورالعمل اروپا را حتمی و قطعی کند، اما قانون تصویبی نه امضای الکترونیکی را به طور کلی تعریف کرد و نه اینکه رژیم خاصی را برای آن برقرار نمود. در عوض، از یک طرف امکان نوشتن، ثبت و نگهداری اسناد رسمی را در زمینه الکترونیک، برای مأموران دولتی فراهم نمود و از جانب دیگر و مهمتر آنکه، رژیم دلیل کتبی و نوشته را تغییر داد. قبل از تصویب قانون ۱۹ مارس ۲۰۰۰ فرانسه، از نظر حقوقی، امضا نوشته ای محسوب می شد که آن با دست کسی که خود را متعهد می گرداند، صورت می گرفت.
از نظر مفهوم کلی، امضا علامتی شخصی است که در پای یک نوشته یا یک اثر می گذاریم، برای تأیید و تصدیق اینکه ما به طور حتم، ایجاد کننده و خالق آن هستیم یا اینکه محتوا و مندرجات آن را تصدیق میکنیم. امضا یک پاراف دستی یا یک سند طبیعی است که جزء جدایی ناپذیر زندگی خصوصی و حرفه ای ماست. در یک حالت، ورود و رسیدن به سن بلوغ را معنی میدهد و در حالتی دیگر، حالی از تعهد به فعل است. خط کشیدن به حد اعلای سرعت و یا نصب آن به صورت تشریفاتی (مثل مهر پادشاهان) به نظر، معنی مشخص و شناخته شده ای را از زمانهای بسیار دور توسط تمدن بشری دارد.
امضا دو وظیفه ی اساسی دارد:
-
- تشخیص هویت شخصی که آن را انجام داده است.
- نشان میدهد که امضا کننده، نسبت به مفاد متنی که امضا میکند، رضایت دارد.
مفهوم رضایت چندین نتیجه ی اصولی و اساسی ایجاد میکند.
اولین و مهمترین، اینکه: مفاد موجود را خواندم و فهمیدم. (در مفهوم سردفتری، یعنی ثبت با سند برابر است)
دومین نتیجه آنکه، تعهدات ناشی از مفاد متنی را که امضا کردهاست، به عهده میگیرد.
امضای دستی که ما می شناسیم، خود به خود این دو وظیفه را نشان میدهد. اما آن به طور کامل مطمئن نیست زیرا میتواند دستکاری شود و مسلماًً اگر شکلی بر تقلب وجود داشته باشد، بایستی از کارشناسان و دادگاه ها تقاضای بررسی و رسیدگی گردد. همچنین همه می دانند که یک نوشته، بر زمینه ی کاغذ میتواند تقلید شود و کارشناسان زیادی وجود دارند که میتوانند به کمک ابزار، وسایل و نیز علومی که در اختیار دارند، صحت و سقم نوشته های کاغذی و امضا ها را بررسی و مطالعه کنند. اما در هر حال تا کنون این ابزار، تنها وسایل حمایتی بودند که این امکان را فراهم میکردند تا یک سند حقوقی را ثابت کنیم. اخیراًً شبکه های ارتباطی و اینترنت، موجبات پیشرفت و البته دل مشغولی هایی را فراهم کردهاند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ابتکار عمل ، رعایت حال ، ساختار اولیه ،ملاحظات انسانی
الف) ابتکار عمل: یعنی رهبر در جهت تامین هدف های مورد نظر ، نقش هایی را که خود و زیر دستانشان باید ایفا کنند به نحو احسن تعیین و ارائه کند ، این نقش ها شامل تعیین رفتار هایی است که در جهت سازماندهی کارها ، تعیین روابط سازمانی و هدف ها صورت میگیرد .

ب) رعایت حال : رهبری که در سازمان رعایت حال یا مراعات دیگران را میکند ، می کوشد تا اسباب رفاه زیر دستان را فراهم آورد و رضایتشان را تامین نماید ، رهبری که چنین رفتاری را دارد در حل مسائل به کارکنان و زیر دستان کمک میکند رفتارش دوستانه و صمیمی است و در رفتار خود مساوات را رعایت می کند (قاسمی ،۱۳۸۲: ۲۹۹).
-
- ساختار اولیه : ساختار اولیه به این مطلب اشاره دارد که رهبر تا چه اندازه میخواهد نقش خود و نقش های زیر دستان خود را که در پی رسیدن به هدف هستند ساختارمند کند این اقدام رفتاری که موجب سازمان دادن به کار و روابط کاری و هدفها می شود را نیز در بر میگیرد( افجه، ۱۳۸۸: ۳۸۷).
- ملاحظات انسانی : ملاحظات انسانی به این موضوع اشاره دارد که شخص تا چه حد میخواهد روابط شغلی اش را که مشخصه آن عبارت از اطمینان متقابل ، احترام به عقاید زیر دستان و توجه به احساسات آن هاست حفظ کند این نوع رهبر به آسایش رفاه ، مقام در رضایت خاطر پیروان خود توجه دارد رهبری که ملاحظات انسانی بالایی دارد چنین توصیف می شود به زیر دستانی که مشکلات شخصی دارد کمک میکند ، مهربان است و دستگیر و با همه زیر دستان رفتاری یکسان دارد ( امیر کبیری ، ۱۳۸۵: ۴۸۴).
نتیجه تحقیقات دانشگاه اوهایو موید این است که ، رهبرانی که به هر چهار بعد ابتکار عمل ، رعایت حال ، ساختار اولیه و ملاحظات انسانی توجه کامل داشته باشند عملکرد خوبی خواهند داشت .
۲-۱-۱۲-شبکه مدیریت یا شبکه سبک سنج مدیریت
یکی از نتایجی که از تحقیقات دانشگاه های میشیگان و اوهایو به دست آمد این است که سبک رهبری تک بعدی نیست ، یعنی اینکه توجه کردن به کار و کارکنان میتواند در امر عملکرد عالی سازمان ، سرنوشت ساز یا تعیین کننده باشد . شبکه مدیریت که به وسیله رابرت بلیک و موتن ارائه شد کمک میکند تا بتوان توجه نسبی مدیر به کار یا تولید و به کارکنان یا اعضای سازمان را تعیین کرد که ماهیت دو بعدی رهبری را منعکس میکند
بعد اول: نشان دهنده توجه رهبر به اشخاص است ، این بعد به نه قسمت تقسیم شده است که قسمت نهم در بالا و یکم در پایین قرار گرفته است .
بعد دوم : نشان دهنده توجه به تولید است که هم معنی ساخت دهی یا کارگرایی میباشد . توجه مدیر به تولید با یک شاخص نه قسمتی نشان داده شده است به طوری که قسمت نهم نشان دهنده توجه زیاد به تولید و قسمت یکم نشان دهنده توجه کم به تولید است . رهبری که توجه زیاد به تولید دارد وظیفه مدار است و تأکید آن بر به دست آوردن نتیجه با انجام مأموریت میباشد .
این شبکه بیان کننده پنج سبک رهبری میباشد که به صورت ذیل دسته بندی شده است (قاسمی ،۱۳۸۶: ۱۵۴) :
الف) مدیریت نامحسوس (بی خاصیت) :
در سبک مدیریت (۱-۱) مدیریت نا محسوس میباشد یعنی نه به افراد و نه به تولید هیچ توجهی نمی شود . گاهی این سبک را مدیریت بی قید و بند مینامند ، زیرا مدیر دست از نقش رهبری بر میدارد .
ب) مدیریت باشگاهی :
سبکی از مدیریت را که (۹-۱)نامیده می شود مدیریت باشگاهی می خوانند یعنی به کارکنان توجه بسیار زیادی می شود ولی تولید هیچ اهمیتی ندارد .
ج ) مدیریت استبدادی ( وظیفه مدار ) :
سبک مدیریت (۱-۹) مدیریت استبدادی است که به تولید و کارایی توجه بسیار زیاد می شود ولی به کارکنان هیچ توجهی نمی شود .
د) مدیریت انسانی و سازمانی (میانه رو ) :
سبک مدیریت (۵-۵ ) مدیریت انسانی و سازمانی نامیده می شود که به صورت همزمان به عملکرد سازمان و رضایت شغلی آنان توجه می شود .

ه) مدیریت تیمی :
سبک مدیریت (۹-۹) مدیریتی است که آن را مدیریت تیمی مینامند یعنی به تولید و مدیریت و کارکنان اهمیت زیادی داده می شود این دسته بندی در شکل آورده شده است بلیک و موتن عقیده داشتند وضعیت(۹-۹) موثرترین سبک رهبری است به عبارت دیگر مدیری که توجه زیادی به اشخاص و تولید دارد رهبری اثر بخش خواهد داشت ( قاسمی ، ۱۳۸۶ : ۱۵۴).
۹-۹
مدیریت تیمی
۹-۱
مدیریت باشگاهی
۵-۵
مدیریت میانه رو
۱-۹
مدیریت وظیفه مدار
۱-۱
مدیریت بی خاصیت
نمودار ۲-۱ شبکه مدیریت بلیک و موتن (قاسمی ،۱۳۸۲: ۳۰۰)
۲-۱-۱۳-سبک های رهبری لیکرت
رنسیس لیکرت با بهره گرفتن از تحقیقات اولیه میشیگان به عنوان نقطه شروع تحقیقاتی گسترده انجام داد . او در یافت سرپرستانی که دارای بهترین کارنامه فعالیت هستند بیش از هر چیز به جنبههای انسانی مشکلات زیردستان خود به تلاش برای به وجود آوردن گروه کاری مؤثر با اهداف متعالی توجه دارند . لیکرت در تحقیقات خود دریافت که روش های متداول مدیریت سازمانی را می توان در یک خط زنجیره از سبک یک تا سبک چهار به تصویر کشاند (الوانی، ۱۳۸۰: ۱۴۱).

توضیح روش های چهار گانه اینگونه است: (ردین[۵۵] ،۳۱۴:۱۹۹۷).
الف) سبک اول (اقتدار گرای مستبدانه):
به مدیریتی گفته می شود که به مرئوسین اعتماد و اطمینان ندارد ، زیرا آن ها به ندرت در جنبههای فرایند تصمیم گیری شرکت داده میشوند . بخش اعظم تصمیمات و تعیین هدف های سازمان از بالا گرفته می شود و به سلسله مراتب پایین تر ابلاغ میگردد. مرئوسین به ایجاد ترس و تهدید و مجازات و پاداش های خاص و ارضای احتیاج در سطح فیزیولوژیک و امنیت به کار وادار میشوند (قاسمی، ۱۳۸۲: ۳۱۵).
ب) سبک دوم (اقتدار گرای خیر خواهانه ):
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
متغیر دیگری که در این فصل به آن پرداختیم امیدواری بود. تعریف مهم امیدواری از اسنایدر است. اسنایدر (۲۰۰۲) امیدواری را به عنوان «ظرفیت یا قابلیت ادراکی برای ایجاد مسیرها و روش های مختلف برای رسیدن به اهداف خود و برانگیخته نمودن خود از طریق تفکرات واسطه برای استفاده از این روش ها» برشمردند.


امیدواری دارای دو بعد منابع تفکر و مسیرهای تفکر است. عواملی که با امیدواری رابطه داشتند موارد بسیاری را شامل میشوند و اصولا امیدواری با رضایت از زندگی و شادی و میزان اعتماد به نفس بالاتر و همچنین رابطه منفی با تعلل ورزی و افسردگی وجود داشت. همچنین تحقیقات مختلفی در زمینه امیدواری و رابطه آن با احساس شادی و بهزیستی بالا، احساس امنیت و داشتن اهداف بلند مدت، احساس کنترل بیشتر بر هیجانات و رویداد های زندگی و رابطه منفی با تعلل ورزی و همچنین تجربه روانشناختی خوشایند و سلامت روانی بالا گزارش شد (هاشمی نصرت آباد، بهادری خسرو شاهی، ۱۳۹۰، بدری گرگری، نورزاد قراملکی، ۱۳۹۰، فرهادی، احمدی طهور سلطانی، رمضانی و دیگران ، ۱۳۸۸).
بر اساس دیدگاه واینر (۱۹۸۵) تبیین های رفتاری میتواند بر روی عوامل درونی (آمادگی، هیجان، تصمیم) و یا عوامل بیرونی (مانند رفتار دیگران و محیط) که هم میتوانند قابل کنترل و یا خارج از کنترل فرد و هم چنین دارای حالت پایدار و یا ناپایدار باشند. در پژوهش های متعددی داشتن سبک های اسنادی متفاوت (درونی یا بیرونی) و (قابل کنترل یا غیرقابل کنترل)، با میزان افسردگی در دانش آموزان، راهبردهای مقابله ای، تعلل ورزی یا تأخیر رفتاری، تفاوت جنسیتی، انتظار در مورد عملکرد های آینده و همچنین داشتن رابطه با سلامت روانی و بهزیستی روانی گزارش شد (قاسمی، فتحی آشتیانی و رئیسی، ۱۳۸۷، حدادی کوهسار و اکبری معلم، ۱۳۹۰، احدی، ۱۳۷۴، ۱۳۷۵، کافی، ۱۳۷۵، بدری گرگری و نورزاد قراملکی، ۱۳۹۰).
نوری قاسم آبادی (۱۳۷۲) در بررسی دانشجویان پسر نشان داد که افراد ناموفق به دنبال استرس شکست تحصیلی، افسردگی بیشتری تجربه میکنند و سبک اسناد درونی، کلی و پایدار در رویداد های منفی با افسردگی رابطه دارد. شیرازی (۱۳۷۸) به بررسی شیوه های مقابله با تنش روانی و ارتباط آن با اسنادهای علی و سلامت روان در دانش آموزان تیز هوش و عادی شهر زاهدان پرداخت و رابطه معنی داری بین شیوه های مقابله و منبع کنترل دانش آموزان تیز هوش به دست نیاورد. با این حال، این رابطه در دانش آموزان عادی دیده شد و در انش آموزان تیز هوش و عادی رابطه معنی داری بین شیوه های مقابله و سبک های اسنادی دیده شد.
با توجه به پژوهش های مختلف انجام یافته در زمینه نقش عوامل مختلف در بهزیستی روانشناختی مانند، رابطه امیدواری و بهزیستی روانشناختی (هاشمی نصرت آباد، بهادری، ۱۳۹۰)، رابطه ابعاد امیدواری با تعلل ورزی(بدری و ملک زاده، ۱۳۹۱)، رابطه سبک های اسنادی و سلامت روان (افروز، شارک، ۱۳۸۵)، رابطه سبک دلبستگی با بهزیستی روانشناختی (بهاری و فرکیش، ۱۳۸۸)، رابطه ابعاد بهزیستی روانی و سلامت عمومی (گودرزی، بیانی و محمد کوچکی، ۱۳۸۷) این پژوهش در صدد آن بود که نقش امیدواری و عوامل اسنادی را در بهزیستی روانشناختی دانش آموزان مقطع دبیرستان مورد بررسی قرار دهد.
فصل سوم
طـــــــرح پــــــژوهش
روش تحقیق:
در این فصل نحوه گردآوری داده ها، روش تحقیق به کار رفته در پژوهش و چگونگی انجام آن بررسی می شود. بدین ترتیب که ابتدا جامعه آماری و روش نمونه گیری مورد بررسی قرار میگیرد و سپس روش تحقیق، ابزار اندازه گیری، روش های آماری به کار رفته برای تجزیه و تحلیل اطلاعات گردآوری شده توضیح داده می شود.
جامعه و نمونه آماری :
جامعه آماری این تحقیق کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه شهرستان تبریز در سال تحصیلی ۹۲ ـ ۹۱ میباشد. که تعداد آن ۳۶۳۳۹ نفر میباشد. و از این تعداد ۳۸۰ نفر بر اساس جدول مورگان و کریچ (به نقل از کیامنش، ۱۳۷۳) با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. با بهره گرفتن از قرعه کشی، ناحیه یک تبریز برای انجام پژوهش انتخاب گردید. از این ناحیه ۶ دبیرستان پسرانه انتخاب شد و از هر مدرسه دو کلاس ۳۵ نفره از تمامی رشتههای تحصیلی انتخاب شدند؛ پرسشنامه های مربوطه توسط محقق توزیع و پس از راهنمایی های لازم دانش آموزان به سوال ها پاسخ دادند.
طرح پژوهش:
روش تحقیق از نوع همبستگی است. زیرا ما میخواهیم رابطه بین امید به آینده و سبک های اسنادی با بهزیستی روان شناختی دانش آموزان را بررسی کنیم.
نحوه اجرا:
چهارچوب کاری این پژوهش بدین صورت بود که ابتدا بعد از تصویب طرح پژوهشی ابزارهای مربوطه (مقیاس بهزیستی روانی ریف، مقیاس امیدواری اسنایدر و مقیاس سبک اسنادی واینر) گردآوری شد. سپس هر سه پرسشنامه در مدارس متوسطه شهرستان تبریز اجرا گردیدند. محقق به مدارس مراجعه و در حضور محقق و با راهنمایی های وی پرسشنامهها توسط دانش آموزان تکمیل گردید.
ابزار:
امید به آینده: این مقیاس در سال ۱۹۹۱ توسط اسنایدر و همکاران تهیه شده است. تحلیل عاملی انجام شده بر روی سوالات این ابزار دو مؤلفه ی مسیرهای تفکر (طرح و برنامه برای آینده) و منابع تفکر (باور کنشگری و مؤثر بودن برنامه) را شناسایی نموده است (اسنایدر و همکاران،۱۹۹۱). این مقیاس شامل شش ماده برای اندازه گیری مؤلفه مسیرهای تفکر و شش ماده دیگر برای منابع تفکر میباشد. اسنایدر و همکاران پایایی خرده مقیاس مسیرهای تفکر را با آلفای کرونباخ ۸۰/۰ و پایایی خرده مقیاس تفکر را ۷۰/۰ گزارش نموده اند. پایایی این ابزار با روش تست مجدد با فاصله سه هفته ۸۵/. و با فاصله ی هشت هفته ۷۳/۰ بوده است (اسنایدرو همکاران،۱۹۹۱). بدری و ملک زاده(۱۳۹۰)، در پژوهشی پایایی ابزار برای مسیر های تفکر و منابع تفکر را به ترتیب ۸۳/۰ و ۷۹/۰ گزارش کردند. در پژوهش بعد از اجرا آلفای کرونباخ برای هر دو مؤلفه ۶۶ به دست آمد.
اسنادعلی واینر: در این ابزار دانش آموزان در یک مقیاس درجه بندی لیکرت(۷ درجه ای) به موقعیت های فرضی شکست پاسخ دادند. در این درجه بندی هر چقدر به نمره یک نزدیک میشویم منبع کنترل بیرونی، بعد کنترل پذیری و دارای ثبات محسوب می شود و هر چقدر به نمره ۷ نزدیک میشویم منبع کنترل درونی، کنترل ناپذیر و دارای عدم ثبات میباشد. این پرسشنامه توسط پیندا(۲۰۰۸) ساخته شده است و توسط محقق ترجمه و اصلاح شد. آلفای کرونباخ هر یک از زیر مقیاس ها بر روی دانش آموزان متوسطه شهر تبریز به ترتیب بعد از اجرا برای مکان کنترل ۴۲/. برای منبع کنترل ۶۷/. و برای ثبات ۶۰/. به دست آمد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بدون تردید تمامی سازمان ها اعم از دولتی یا خصوصی، برای حفظ و ایجاد مزیت رقابتی و بقاء در دنیای پرچالش و رقابتی امروز، نیاز به داشتن راهبرد و برنامه استراتژیک دارند. بنابرین داشتن رویکردی و چارچوبی استراتژیک برای هر سازمانی از ضروریات حرکت به سمت اهداف سازمانی میباشد. دفاتر پیشخوان خدمات دولت نیز به عنوان یک تشکیلات سازمانی که عمر اندکی از حیات سازمانی خود را سپری میکند، به منظور تحقق و دستیابی به اهداف و مقاصد مد نظر، از این امر مستثنی نمی باشد. اهمیت این مسئله با عنایت به اهداف، رسالت و وظایف مدنظر آن سازمان پررنگ تر می شود. از جمله کار ویژه ها و اهداف این دفاتر را می توان تجمیع و واگذاری کلیه خدمات قابل واگذاری سازمان های دولتی- چه الکترونیکی و چه غیر الکترونیکی- ، تمرکز زدایی و افزایش بازدهی در سرعت و کیفیت خدمات کشوری، و نیز ایجاد بستری مناسب در جهت عدالت ورزی، کاهش فساد اقتصادی و اداری، سهل المسیر شدن دالان های بروکراتیک در استفادۀ عمومی، انعطاف پذیری سازمانی و رضایت بخشی بدنه اجتماع از دولت تکنوکرات و دولت الکترونیک بیان نمود(کتابچه راهنمای دفاتر پیشخوان). لذا با عنایت به اهمیت موضوع، این تحقیق بر آن است با مطالعه و بررسی وضعیت فعالیت دفاتر پیشخوان خدمات دولت؛ در چارچوب ارائه شده توسط برایسون برای سازمان های عمومی و غیرانتفاعی، با بهره گرفتن از مدل SWOT به شناسایی مسائل استراتژیک- نقاط قوت و ضعف داخلی و فرصت ها و تهدیدهای خارجی- پرداخته؛ و سپس با بهره گیری از مدل BSC و نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل SWOT؛ نقشه استراتژی سازمان را به منظور ارائه چشم اندازی روشن از مسیر حرکت سازمان برای دستیابی به استراتژی های تعیین شده ترسیم نماید.



۱-۳) ضرورت و اهمیت انجام تحقیق
از آنجایی که هیچ سازمانی دارای منابع نامحدود نمی باشد، و فضای حاکم بر سازمانها اعم از خدماتی و تولیدی فضایی کاملا رقابتی است، تدوین استراتژی های صحیح و رقابتی که بتواند سازمان را به اهداف کلان مورد نظر خود رهنمون سازد، از اهمیت خاصی برخوردار است. چرا که صرف منابع محدود بر موضوعات غیر اصلی، جریمه اش شکست در میدان رقابت و واگذاری میدان رقابت به رقیبی است که منابع محدود خود را بر روی موضوعات اصلی متمرکز کردهاست. لذا داشتن استراتژی و برنامه استراتژیک، از ضروریات اصلی برای سازمانهایی است که درصدد هستند بدون تسلیم در برابر دیگر رقبا و موانع موجود، حضوری آگاهانه در عرصه داشته باشند. در این بین، دفاتر خدمات پیشخوان دولت با توجه به کارویژه ها و اهدافی که برای آن ها تعریف شده است، نیازمند مطالعات و بررسی های بیشتری در حوزه برنامه ریزی استراتژیک و مسیر راهبردی، به منظور نیل به اهدافشان میباشند. اهمیت این مسئله با دانستن اینکه تاکنون چنین تحقیقی در این نهاد صورت نپذیرفته است بیشتر نمایان میگردد. بنابرین بررسی عوامل محیطی تاثیرگذار در حوزه فعالیت دفاتر پیشخوان خدمات، شناسایی پتانسیل های موجود، موانع و مشکلات، ارائه راهکارها و استراتژی ها مناسب برای آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است که می بایست مورد توجه مدیران و دست اندرکاران قرار گیرد.
۱-۴) اهداف تحقیق
-
- شناسایی و مطالعه الزامات، مأموریت ها و ارزش ها، و ذینفعان مرتبط با دفاتر خدمات پیشخوان
-
- شناسایی نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصت ها و تهدیدهای پیش رو برای دفاتر پیشخوان خدمات دولت
-
- تجزیه و تحلیل عوامل به منظور شناسایی موضوعات استراتژیک دفاتر پیشخوان
-
- مطالعه و تحلیل عوامل حیاتی، به منظور ایجاد بهبود مستمر فرایندها با هدف ارزش آفرینی و سودآوری برای دفاتر
- انتخاب بهترین استراتژی/ ها و ترسیم نقشه استراتژی
۱-۵) پرسش های تحقیق
پرسش های اصلی :
-
- در حال حاضر راهبردها و برنامه های فعلی مد نظر برای دفاتر پیشخوان چه هستند؟
- استراتژی ها و راهبردهای اساسی جهت دستیابی به اهداف، چشم انداز و مأموریت های دفاتر پیشخوان چه میباشد؟
پرسش های فرعی :
-
- عوامل محیطی خارجی که به عنوان فرصت برای دفاتر پیشخوان وجود دارد کدامند؟
-
- عوامل محیطی خارجی که به عنوان تهدیدها برای دفاتر پیشخوان وجود دارد کدامند؟
-
- عوامل محیطی داخلی که به عنوان نقاط قوت دفاتر پیشخوان وجود دارند کدامند؟
- عوامل محیطی خارجی که به عنوان نقاط ضعف برای دفاتر پیشخوان وجود دارد کدامند؟
۱-۶) روش شناسی تحقیق :
یکی از عوامل موفقیت در هر پژوهشی انتخاب روش های مناسب و ابزارهایی برای گردآوری داده های مورد نیاز تحقیق میباشد. این تحقیق از حیث نتایج پژوهش از نوع کاربردی، و از لحاظ نحوه گردآوری و تحلیل داده ها توصیفی – پیمایشی میباشد.
۱-۷) تعریف مفاهیم و واژگان تحقیق
برنامه ریزی استراتژیک[۱] : برنامه ریزی استراتژیک عبارت است از ((تلاشی نظام مند، به منظور اخذ تصمیمات و انجام فعالیت هایی بنیادی که به شکل دهی ماهیت و چگونگی و چرایی اقدامات سازمان می پردازد)). برنامه ریزی استراتژیک میتواند ارتباطات سازمانی را تسهیل کرده و مشارکت کارکنان را افزایش دهد و ارزش ها و نظرات ناهمگون ایشان را تعدیل کند؛ تصمیم گیری خردمندانه را پرورش داده و عملگرایی و مسئولیت پذیری را ترویج نماید (برایسون، ۱۳۸۸).
استراتژی : استراتژی یک برنامه جامع برای عمل است که جهت گیری های عمده سازمان را معین می کند و رهنمودهایی برای تخصیص منابع در مسیر کسب هدف های بلند مدت سازمانی را ارائه میدهد (سعیدی، ۱۳۹۰).
چشم انداز، مأموریت[۲] : چشم انداز سازمان بیان صریح سرنوشتی است که سازمان باید به سمت آن حرکت کند، به عبارت دیگر چشم انداز آینده ای واقع گرایانه، محقق الوقوع و جذاب برای سازمان است. مأموریت یا رسالت سازمان، هدف اساسی و منحصر بفردی است که آن را از سازمان های مشابه متمایز میسازد و دامنه عملیات آن را بر حسب محصول و بازار تعیین می کند (برایسون، آلستون، ۱۳۹۰).
عوامل حیاتی موفقیت[۳] : مسائلی هستند که سازمان باید آن ها را انجام دهد یا معیارهایی هستند که باید آن ها را برآورده کنیم تا در نظر ذینفعان موفق باشیم.
قابلیت ها / قابلیت های متمایز[۴] : قابلیت ها مجموعه ای از فعالیت ها، توانایی ها یا استراتژی هایی اند که سازمان در آن ها فوق العاده خوب است یا منابعی هستند که میتوانند منجر به عملکرد خوب در مقابل عوامل حیاتی موفقیت شوند.
فصل دوم : ادبیات پژوهش
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت

بنابرین ملاحظات محیط زیستی از مواردی بوده که لازم است اولاً پیمانکاران بین المللی قبل از شروع پروژه های بالادستی نفتی مطالعات جامع میدانی انجام دهند و ریسکهای احتمالی نسبت به محیط زیست و محیط سبز را شناسایی و ارزیابی کنند و طرحهای پیشگیرانه از آلودگیها و آسیبهای زیست محیطی را در پروژه به نحو مطلوب ملاحظه کرده و توافقنامه جامع با سازمانها و یا مراکز ذیربط به ویژه سازمان محیط زیست اخذ کنند از این رو جهت بهینه سازی برنامه های بهداشت، ایمنی و محیط زیست در صنعت نفت سیاستهای پیش بینی شده است که عبارتند از:


الف) استقرار نظام مدیریت بهداشت، ایمنی، محیط زیست در شرکتهای اصلی و فرعی و کنترل صحت انجام اقدامات
ب) حذف زمینه های ایجاد حوادث و اثرات سوء بر افراد و محیط زیست و کاهش احتمالی آنها در مناطق نفتخیز
ج) ارتقاء استاندارد فرآورده های تولید شده هیدروکربوری به سطح استانداردهای جهانی و حذف مواد مضر از فرآورده ها
د) اعمال سیاستهای مصرف بهینه منابع پایه مانند: مدیریت مصرف انرژی، آب، مواد اولیه، کاهش مواد زائد، مهار و کنترل گازهای همراه و تبدیل آن به محصولات با ارزش افزوده بالا و بازیافت در مناطق مذکور.[۱۱۰]
گفتار چهارم: تعدیل قرارداد
گفتار چهارم. مفهوم تعدیل قرارداد
تعدیل در لغت به معنای “برابر کردن چیزی با چیزی” میباشد و یا ” کاستن از شدت و حدت چیزی یا عملی است ” و در اصطلاح تعدیل قرارداد به معنای ” اصلاح پیشین و تغییر در شرایط و اوصاف عوض و معوض است. این تغییر، کاستن یا افزودن در مقدار آن دو را نیز شامل میگردد. این تعدیل یا اصلاح یا متند به توافق طرفین است (تعدیل قراردادی) یا مستند به قانون است (تعدیل قانونی) و یا تعدیل قضایی است به این عبارت که قاضی در صورت عدم وجود نص قانونی بتواند با استنباط از منابع فقهی، مفاد قرارداد بین طرفین را باز بینی و مورد تعدیل قرار دهد.[۱۱۱]
۲-۴-۱٫ تعدیل قرارداد و تبدیل تعهد
تبدیل تعهد یعنی تعهد و قراردادی که در گذشته بوده، ساقط، و تعهدی جدید جایگزین گردد.تبدیل تعهد در یکی از سه گونه خود، به تغییر موضوع قرارداد گفته می شود که در این فرض، با تعدیل قرارداد مورد بحث ما مشابهت مییابد. تبدیل تعهد در مورد موضوع به دو صورت تصور می شود:
اول تبدیل مورد تعهد: مانند آن که کسی به کسی مقداری گندم مقروض باشد و طرفین قرار بگذارند که مدیون به عوض گندم، مبلغی پول مقروض باشد.
دوم تبدیل سبب تعهد: مانند آن که کسی مبلغی از بابت مالالاجاره به مالک بدهکار است و دو طرف توافق کنند که آن مبلغ را مستاجر به عنوان قرض نگه دارد. در این فرض سبب تعهد که در گذشته عقد اجاره بوده متبدل به سببی دیگر، «قرض» گردیده است.
تفاوت بنیادین تبدیل تعهد درقالب موضوعی آن با تعدیل قرارداد در شکل موضوعی اش این است که در تبدیل، موضوع، تغییر جوهری و ذاتی یافته، قرارداد نخستین نابود و تعهدی تازه پیدا می شود. در حالی که تغییرحادث در پی تعدیل، در حریم جوهره و ذات موضوع راه نمییابد.
۲-۴-۲٫ ایفای تعهد با ادای موضوع مغایر (تغییر قهری موضوع تعهد)، و تعدیل قرارداد
گاه بدون تحقق تبدیل تعهد، موضوع قرارداد تغییر یافته و موضوع جدیدی جانشین قبلی میگردد در موارد زیر میتوان نمونه هایی از این تغییر قهری را مشاهده کرد:
۱٫ در عقد بیع، مبیع معین بوده و پیش از تحویل به مشتری، در دست بایع تلف گردد، در این صورت به عقیده جمعی از علما، ضمانت بایع از کالا، منتقل به قیمت واقعی آن شده یا آن که با مطالبه مشتری، قیمت کالا را به جای آن می پردازد.
۲٫ در صورتی که تحویل کالای مثلی متعذر شود، ضمانت شخص مدیون از تحویل مثل، متبدل به تحویل قیمت شده ومی بایست به جای کالا، قیمت آن را بپردازد.
بی شک این موارد را نمی توان مصداق تبدیل تعهد دانست زیرا یکی از عناصر تبدیل تعهد، داشتن نیت تبدیل است.بنابرین بدون نیت تبدیل، تغییر قهری موضوع نمی تواند سبب تبدیل قرارداد شود. اما آیا میتوان این موارد را در محدوده تعدیل قرارداد تفسیر کرد؟
پاسخ این سوال منفی است، زیرا در تغییر قهری موضوع، تحویل موضوع مورد تعهد ناممکن گردیده و به این جهت موضوعی دیگر جانشین آن می شود در حالی که در تعدیل قرارداد دامنه این تغییر تنها به برخی اوصاف و شرایط محدود بوده و امکان تحویل اصل موضوع باقی است. درغیر این صورت، مصداق مسئله تعذر تسلیم گردیده و سر از تغییر قهری موضوع در میآورد.
۲-۴-۲-۱٫ تغییر شرط یا صفت مربوط به موضوع بر اثر تعذر و تعدیل قرارداد
گاه در متن عقد، قیدی همراه موضوع میگردد اما هنگام ایفای تعهد، تحقق آن قید ناممکن می شود. در این موارد (تعذر شرط یا صفت) به عقیده برخی از فقها در موضوع عقد تغییراتی راه یافته، اصل موضوع به همراه مبلغی به عنوان ارش (اگر شرط مفقود مربوط به صفتی از اوصاف موضوع باشد) یا اصل موضوع به همراه مبلغی به عنوان اجرت (اگر شرط مفقود مربوط به انجام دادن کاری در مورد موضوع باشد مانند آن که کسی تحویل صد متر پارچه رنگ شده راتعهد نموده ولی براثر شرایطی رنگآمیزی پارچه ناممکن شده) جانشین موضوع مقید به وصف یا شرط میگردد تفاوت این نوع تغییر با مسئله تعدیل نیز روشن است چرا که در این تغییر، تعذر وصف یا شرط، معتبر بوده و نقش ایفا می کند، درحالی که در مسئله تعدیل، تعذر چنین نقشی ندارد.
عدم اعتبار تعذر در گونه توافقی تعدیل، واضح میباشد چه، در این قسم، اصولا تغییر، قهری نبوده بلکه مستند به تراضی طرفین است. اما در گونه قانونی آن چنین نیست که حکم قانون به ضرورت تغییر، لزوماًً برپایه عدم امکان تحقق وصف یا شرط موردنظر باشد بلکه ممکن است مصالحی دیگر (از جمله برهم خوردن تعادل ارزشی موجود بین عوضین) این امر را ایجاب کند. نتیجه آن که تعذر شرط یا صفت موضوع قرارداد، نمیتواند معادل تعدیل قرارداد قرار گیرد.
۲-۴-۳٫ تعدیل و تکمیل قرارداد
طبق ماده ۲۲۰ قانون مدنی، عقود، نه فقط متعاملین را به اجرای چیزی که در عقد تصریح شده است ملزم می کند بلکه متعاملین به کلیه نتایجی که به موجب عرف و عادت یابه موجب قانون، از عقد حاصل می شود هم ملزم هستند تبیین این نتایج به عهده نظام حقوقی است. این امر (تبیین نتایج عرفی و قانونی عقد) را «تکمیل قرارداد» مینامند. به عنوان مثال ماده ۱۱۳۵ قانون مدنی فرانسه، انصاف را نیز از عوامل تکمیل کننده عقد شمرده است. فرق این مورد با تعدیل بسیار روشن است زیرا تکمیل قرارداد در حقیقت نوعی تفسیرعقد شمرده می شود در حالی که تعدیل، نظری به تفسیر قرارداد نداشته، هدف آن اصلاح و ایجاد تغییر متناسب در عقد است.[۱۱۲]
۲-۴-۴٫ تعدیل قرارداد در صورت حدوث تعذر مالی
۲-۴-۴-۱٫ مفهوم تعذر
الف) مفهوم لغوی تعذر
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
علت این تکلیف آن است که، وقتی فردی دیگری را به عنوان وکیل خود تعیین میکند، عرف جامعه ادامه این رابطه حقوقی میان وکیل و موکل را همواره استصحاب میکند مگر آنکه به طور یقینی برای جامعه، علم حاصل شود که موکل، وکیل خود را عزل نموده است. در واقع مسبب اعتماد عرف جامعه به وجود و ادامه وجود رابطه وکالت، موکل است و برای همین، موکل تکلیف دارد به گونهای قاطع به این اعتماد پایان بخشد. این مبنا در مواردی نظیر مواد ۱۰۵، ۳۹۶ و ۳۹۷ قانون تجارت به نحوی دیگر در مورد اعتماد شخص ثالث بهظاهر عرفی امور پذیرفتهشده است.


۲-۲-۲-۳: دلایل اطلاع وکیل از عزل
قانون مدنی در ماده ۶۷۹ در خصوص اینکه عزل وکیل به چه نحو باید انجام گیرد سکوت نموده اما به دلایل ذیل میتوان نتیجه گرفت مراتب عزل وکیل باید به اطلاع او برسد.
۱ ـ ماده ۳۷ قانون آیین دادرسی مدنی در باب وکالت در دعاوی بیان میدارد: «اگر موکل وکیل را عزل نماید مراتب را باید به (دادگاه و وکیل معزول) اطلاع دهد. عزل وکیل مانع از جریان دادرسی نخواهد بود. اظهار شفاهی عزل وکیل باید در صورتجلسه قید و به امضای موکل برسد.» همان طور که ملاحظه میگردد مراتب عزل وکیل باید هم به دادگاه و هم به وکیل معزول اطلاع داده شود. بنابرین با وحدت ملاک از این ماده میتوان گفت که؛ مراتب عزل وکیل در وکالتنامههای رسمی باید به دفترخانهی تنظیمکننده سند و شخص وکیل ابلاغ شود و بدین ترتیب از ادعای بعدی موکل مبنی بر عزل وکیل خود، به هر شکل اعم از شفاهی یا کتبی (سند عادی) یا تلفنی و… جلوگیری میگردد و این امر باعث حفظ حقوق اشخاص ثالث و حتی شخص وکیل خواهد شد.
۲ ـ سند تنظیمی وکالت رسمی مشمول ماده ۱۲۸۷ قانون مدنی است و از اعتبار حقوقی برخوردار است و تا زمانی که موکل، مراتب عزل وکیل را به دفترخانهی تنظیمکننده سند اطلاع ندهد وکالتنامهی رسمی به قوت خود باقی بوده و دارای اعتبار است.
با تعیین وکیل و قبول او و با تحقق وکالت همه اقدامات و اعمالی که وکیل در موضوع وکالت و در حدود اختیارات تعیینشده انجام میدهد، بهمنزله اقدامات و اعمال موکل است و بنابرین تمام آثار آن، علیه او و علیه دیگران قابل استناد است (ماده ۶۷۴ قانون مدنی) و مطابق مواد ۷۰، ۷۱ و ۷۳ مأمورین دولتی نمیتوانند از اعتبار دادن به اسناد ثبتشده استنکاف نمایند. بدیهی است در صورت اقدام شخص وکیل در اموری که به وی وکالت دادهشده است دارای آثار حقوقی است و چنانچه موکل به استناد سند عادی یا هر طریق ممکن عزل وکیل را ادعا نماید، منوط به اثبات خواهد بود که این امر موجب صرف وقت فراوان و گذر از مسیر پرپیچوخم محاکم خواهد بود.
۳ ـ ماده ۶۷۹ قانون مدنی در مقام عزل وکیل آورده «موکل میتواند هر وقت بخواهد وکیل را عزل کند…» لیکن از طریقه عزل و اینکه به چه طریقی موکل میتواند این عمل را انجام دهد صحبتی به میان نیاورده است و قانون مدنی این موضوع را به سکوت برگزار کردهاست. بههر حال میتوان از ماده ۳ قانون آیین دادرسی مدنی به لحاظ اینکه قانونی برای قضیه مطروحه وجود ندارد اینگونه تفسیر نمود که در مورد خبر اعلام عزل وکیل در وکالتنامههای رسمی باید به دفترخانه وکیل ابلاغ گردد و این امر از عادات و موازین حسن نیت استنباط میشود.
۴ ـ جهل اشخاص ثالث از انقضای نمایندگی در اموری که نماینده قبل از اطلاع از نمایندگی در حدود اختیارات خود انجام داده، معتبر است (مستنبط از ماده ۶۸۰ قانون مدنی و با بهره گرفتن از وحدت ملاک) درجایی که وکیل پیش از رسیدن خبر عزل به او، اعمالی را به نام موکل انجام دهد، قانونگذار خبر عزل را در انحلال وکالت از بین میبرد و در نتیجه وکیل معزول را نماینده محسوب میکند. این حکم در جلوگیری از ضرر کسانی هم که از طریق وکالت، طرف قرارداد واقع میشوند وجود دارد. یعنی هرگاه وکالتنامهای که وکیل ارائه میکند حاوی اختیارات کامل در انجام مورد وکالت باشد و در سند پنهانی موکل، اختیار وکیل را محدود یا مقید به شرایطی کرده باشد و سپس معامله بر مبنای وکالتنامه شکل بگیرد، برای رفع ضرر از طرف معاملهکننده که با حسن نیت به این معامله تن داده است باید سند پنهانی را بیاعتبار و معامله را درباره موکل نافذ دانست. زیرا بر مبنای قاعده مسئولیت مدنی، موکل سبب بروز خسارت بهطرف قرارداد میشود و مقید ساختن و پایبند شدن او به قرارداد مبنای ورود ضرر را از بین میبرد. بر مبنای نظریه سوءاستفاده از حق و اصل ۴۰ قانون اساسی[۱۰۹] نیز میتوان به چنین نتیجهای رسید. برعکس چنانچه اشخاص ثالث از انقضای نمایندگی مستحضر شوند، هیچ گونه ادعایی علیه اصیل نمیتوانند داشته باشند. نتیجتاً اینکه، زمانی که وکالتنامه رسمی در دفترخانه تنظیم میگردد موکل بخواهد وکیل را عزل نماید، باید مراتب به اطلاع شخص وکیل و به اطلاع دفترخانه برسد.
۲-۲-۲-۴: اعمال حقوقی وکیل بعد از عزل
۲-۲-۲-۴-۱: آثار اعمال حقوقی وکیل بعد از عزل
اعمال وکیل بعد از عزل توسط موکل در دو فرض قابلبررسی است. اینکه وکیل معزول به هنگام انجام مورد موکل، به عزل خود آگاه بوده و دیگر اینکه بدون اطلاع از عزل خود و با حسن نیت اقدام به انجام مورد وکالت میکند.
آثار اعمال صورت پذیرفته توسط وی در هر موردبررسی خواهد شد. اینکه آیا اعمال وکیل در هر مورد، چه در صورت آگاه بودن، چه در صورت آگاه نبودن وی از عزل، نافذ است، یا خیر؟
۲-۲-۲-۴-۱-۱: وکیل از عزل آگاه نبوده
اقدامات وکیل در حدود وکالت تا زمانی که عزل وکیل به اطلاع او نرسیده است همچنین ابلاغهایی که از طرف دادگاه به وکیل میشود مؤثر در حق موکل خواهد بود. البته ناگفته نماند در اینجا اعمالی که وکیل طبق ماده ۶۷۴ قانون مدنی در حدود وکالت انجام داده است منظور است. بنابرین اقدامات وکیل در حدود وکالت، تا زمانی که عزل وکیل به اطلاع او نرسیده است نافذ میباشد.
همچنین در ماده ۳۸ قانون آیین دادرسی مدنی به این مورداشاره کردهاست. ماده ۳۸ بیان میدارد تا زمانی که عزل وکیل به اطلاع او نرسیده است اقدامات وی در حدود وکالت، همچنین ابلاغهایی که از طرف دادگاه به وکیل میشود مؤثر در حق موکل خواهد بود، ولی پس از اطلاع دادگاه از عزل وکیل، دیگر او را در امور راجع به دادرسی، وکیل نخواهد شناخت.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲٫ برنامهریزی دقیق و کارشناسی برای انجام اصلاحات اقتصادی؛ اگرچه اصلاحات اقتصادی و دور ماندن از اقتصاد جهانی را میتوان به تعویق انداخت و یا روند آن را آرامتر نمود، اما باید به این نکته توجه داشت که نهایتاً اقتصاد کشور باید قدرت رقابت و حضور در عرصه اقتصاد جهانی را پیدا نماید و با توجه به روندی که کل جهان را طی میکند به دور ماندن از آن نه امکانپذیر است و نه به صلاح اقتصاد کشور. بر این اساس لازم است که برنامهریزی دقیق و مشخصی صورت گیرد تا به تدریج زمینه حضور در اقتصاد جهانی فراهم شود. این برنامهریزی قبل از هر چیز باید قابل اجرا باشد. این برنامهریزی قبل از هر چیز باید قابل اجرا باشد. به عبارت دیگر از آرمانگرایی و بلندپروازی در آن پرهیز گردد.


۳٫ تلاش در جهت بهبود بخشیدن به ساختار تولید؛ مشکل اصلی و اساسی کشور در ورود به عرصه اقتصاد جهانی، نارسایی شدید در ساختار تولیدی کشور است. بر این اساس، برای ورود به عرصه اقتصاد جهانی باید تمامی تلاشها معطوف به بهسازی وضعیت عرضه در کشور باشد. به ویژه آنکه این توجه بیشتر باید بر بخشهای تولیدات صادراتی و تولید کالاهای استراتژیک متمرکز گردد.
۴٫ بیاثر کردن تحریمهای سرمایهگذاری و جذب سرمایه های مورد نیاز؛ بهبود بخشیدن به ساختار تولیدی در کشور بدون جذب سرمایه و تکنولوژی مورد نیاز عملا امکانپذیر نخواهد بود. به علاوه جمهوری اسلامی ایران به شدت از جانب آمریکا تحت فشار قرار دارد و تحریم این کشور مانع سرمایهگذاری جدی و مؤثر در بخشهای مختلف اقتصادی کشور شده است. بر این اساس، لازم است که جمهوری اسلامی ایران آلترناتیوهای دیگری را برای سرمایهگذاری و انتقال تکنولوژی بیابد و آن ها را به کشور جذب نماید. این آلترناتیوها میتوانند اتحادیه اروپا، کشورهای جنوب شرقی آسیا و … باشند.
۵٫ بهبود بخشیدن به شاخصهای اقتصادی؛ اگر طی زمان تعیین شده در برنامهریزی، ورود سرمایه به کشور صورت گیرد و ساختار تولید بهبود یابد، میتوان امیدوار بود که شاخصهایی از قبیل نرخ بیکاری، نرخ تورم، فقر و فاصله طبقاتی نیز بهبود پذیرند؛ شاخصهایی که بهبود آن ها قبل از ورود به عرصه اقتصاد جهانی از دیدگاه امنیتی کاملا لازم و ضروری است و تنها با بهبود یافتن این شاخصها میتوان امید داشت که شوکهای ناشی از ورود به اقتصاد جهانی، موجب به وجود آمدن بحرانهای اقتصادی در جامعه نگردند.
۶٫ تثبیت سیاستهای اقتصادی، به ویژه سیاست های پولی و ارزی
۷٫ تقویت سیاستهای مالی دولت، به ویژه بهبود بخشیدن به سیستم مالیاتی کشور
۸٫ کاهش تدریجی ملاحظات دولت در اقتصاد از طریق اجرای دقیق سیاست خصوصیسازی
۹٫ قطع تدریجی حمایتهای دولت از فعالیتهای اقتصادی، حتی اگر قطع حمایتها موجب ورشکستگی و از میان رفتن صنایع و فعالیتهای ناکارا گردد.
۱۰٫ شناسایی بخشها و فعالیتهای استراتژیک و مستثنی نمودن آن ها از فرایند آزادسازی و خصوصیسازی
۱۱٫ جذب تکنولوژیهای کاربر به منظور کاهش نرخ بیکاری
۱۲٫ ارتباط مداوم و مذاکره با سازمانهای اقتصادی بینالمللی از جمله مسئولان بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول جهت توجیه آن ها نسبت به ضرورت اجرای تدریجی سیاستهای تعدیل اقتصادی
۱۳٫ ایجاد ساختارها و زیرساختهای مورد نیاز جهت ورود به اقتصاد جهانی، از قبیل بازارهای سرمایهداری، سیستم حمل و نقل مناسب، سیستم ارتباطی و اطلاعرسانی و …
۱۴٫ تلاش درجهت ورودنفتبه مذاکرات به عنوانمحصولی کهبخشاعظمصادرات کشورراتشکیل میدهد.
۱۵٫ افزایش ارزش افزوده کالاهای صادراتی از طریق تکمیل حلقههای پسین پروسه تولید
کلیه اهداف مذکور در چارچوب هدف کلی کاهش آسیبپذیری ایران در ارتباط با اقتصاد جهانی و افزایش ضریب امنیتی ایران قرار دارند.
۲-۲۰ نقش سازمان جهانی گمرک
طرح راهبردی سازمان جهانی گمرک در رابطه با سیستم هماهنگ دارای سه هدف اصل است:
۱- تضمین تفسیر و به کارگیری یکسان سیستم هماهنگ
۲- بهبود و به روز کردن سیستم هماهنگ به گونه ای که منعکس کننده تحولات در فن آوری الگوهای تجاری باشد.
۳- گسترش استفاده از سیستم هماهنگ توسط گمرکات و سایر آژانسهای دولتی ، سازمان های بینالمللی و بخش خصوصی.
۲-۲۰-۱ کمیته سیستم هماهنگ
هنوز تقریبأ همه کشورها در حمایت از تولیدات داخلی خود از تعرفه های حمایتی استفاده میکنند، که این امر منجر به اختلافات تعرفهای می شود. هر سال دو بار «کمیته سیستم هماهنگ»[۱۲] سازمان جهانی گمرک، به عنوان داور بینالمللی حل اختلافات مربوط به طبقه بندی کالاها در سیستم هماهنگ انجام وظیفه می کند. کمیته سیستم هماهنگ یک هیئت واحد بینالمللی است که در خصوص طبقه بندی تعرفه ای نظرات معتبر و با ارزش ارائه میدهد.
۲-۲۰-۲ کمیته فرعی بازنگری سیستم هماهنگ
این کمیته مسئول بازنگری سیستماتیک نمانکلاتور سیستم هماهنگ به طور مرتب به منظور کمک به «کمیته سیستم هماهنگ» جهت حصول اطمینان از به روز نگهداشته شدن سیستم هماهنگ برحسب تحولات ایجاد شده در فنآوری و شیوه های تجاری میباشد.
۲-۲۰-۳ کمیته فرعی علمی
این کمیته در فنیترین کارها (بویژه مسائل مربوط به طبقه بندی محصولات شیمیایی) به کمیته سیستم هماهنگ و کمیته فرعی بازنگری سیستم هماهنگ، کمک نماید.
۲-۲۱ نقش گمرک در تسهیل تجارت جهانی
گمرکات در رشد تجارت جهانی و توسعه بازارهای بین المللی نقش حیاتی دارند. رویه های مؤثر و کارای گمرکی می توانند به طور مؤثر در اقتصاد رقابتی ملتها تأثیرگذار باشند. در محیط بشدت رقابتآمیز جهانی، تجارت بین المللی و سرمایه گذاری به مکانهایی که کارآمد، حمایتی و تسهیل کننده هستند، جریان پیدا می کند. در عین حال، از محلهایی که به نظر تجار و صاحبان سرمایه، دیوانسالارانه، پرهزینه و پرخطر هستند، با سرعت تمام میگریزد. فرآیندها و سیستمهای گمرکی نباید به عنوان موانع تجارت جهانی و رشد اقتصادی عمل نمایند و یا چنین تصوری از آن ها ایجاد شود.
نظامهای تولید و توزیع نوین که به امکانات شگرف شیوه های تجارت الکترونیکی مرتبط هستند، ترخیص سریع وقابل پیش بینی کالا از گمرک را بصورت پیششرطی مهم برای کامیابی ملی درآورده است.[۱۳]
۲-۲۲ تعیین ارزش گمرکی کالاها
توافقنامه تعیین ارزش سازمان تجارت جهانی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۱۰-۱۲-۱-۲ انتشار اخبار کذب
یکی از روش های سوء استفاده، انتشار اخبار کذب در بازار با هدف پایین آوردن قیمت و خرید سهام به قیمت های پایین و سپس انتشار اخبار مساعد در بازار، با هدف افزایش قیمت سهام و فروش سهام به قیمتهای بالاتر میباشد. این روش ها معمولاً از سوی مقام های رده بالای دولتی، کارگزارن بورس و مدیران ارشد شرکت ها به کار گرفته میشوند.در این قسمت، عناصر اصلی گروههای خاص، تاحدی مشخص شده است. به طور منطقی، هیچگاه اخبار افراد عادی، نمی تواند چنین موج هایی را در بازار ایجاد نماید. زیرا میزان تاثیر گذاری اطلاعات، به اعتبار منبع منتشر کننده و میزان قدرت آن بستگی دارد. بنابرین در کشور، گروه هایی خاص و اینگونه، به وجود آمده اند که به راحتی میتوانند شیوه معاملات را در بازار، اهرم نموده و به نفع خویش سود کسب نمایند. در این مورد وجود و تدوین قوانین و مقررات، میتواند تا حدی، چنین گروه هایی را متلاشی نموده و یا میزان اعتماد به اطلاعات آن ها را پایین آورد.


۲-۱۰-۱۲-۱-۳ تشکیل ائتلاف
ائتلاف، عبارت است از اتحاد موقت دو یا چند نفر، با هدف مشترک در معامله سهام. هر یک از اعضای ائتلاف، باید مقدار مشخصی سرمایه، به حساب مشترک واریز نماید. مدیر ائتلاف که معمولاً از زمره کارگزاران و معامله گران در بورس اوراق بهادار است؛ در انجام وظیفه محوله دارای تجربه و مهارت است. در بعضی موارد، مدیران ارشد شرکتی که سهام آن ها مشمول ائتلاف گردیده نیز عضو ائتلاف میشوند. این مدیران، چون در به دست آوردن سود شریک اند، با ائتلاف همه نوع همکاری میکنند. آن ها اخبار نا مساعد را تا زمانی که ائتلاف، کلیه سهام خود را در بازار نفروخته، انتشار نمی دهند یا اخبار مساعد دست اول را ابتدا در اختیار ائتلاف قرار میدهند تا آن ها سهام شرکت را جمع آوری کرده و سپس این اخبار را منتشر می کنند.
۲-۱۰-۱۲-۱-۴ ندادن اطلاعات از سوی شرکت ها و استفاده از اطلاعات محرمانه توسط دست اندرکاران شرکت
یکی از مهم ترین منابع اطلاعاتی سرمایه گذاران، صورت های مالی شرکت و سایر اطلاعاتی است که از طرف شرکت منتشر می شود. اگر شرکت، اطلاعات را به موقع در اختیار سرمایه گذاران قرار ندهد آن ها در تصمیم گیری ، دچار اشتباه خواهند شد. نکته مهمتر اینکه، ممکن است وقایعی در شرکت رخ دهد که تاثیر قابل توجهی بر وضعیت مالی و نتایج عملیات شرکت داشته باشد. نخستین افرادی که از این وقایع مطلع میگردند، دست اندرکاران و مدیران شرکت ها میباشند. آن ها با تحلیل پیامدهای وقایع، سهام را ارزیابی و قبل از دیگران، اقدام به خرید و فروش سهام میکنند و از این طریق سودهای کلانی به دست می آورند. در این گونه موارد، سرمایه گذارانی که به اطلاعات، دسترسی ندارند متحمل زیان خواهند شد.
۲-۱۰-۱۲-۱-۵ ارائه اطلاعات نادرست از سوی شرکت ها
بعضی از مدیران شرکت ها سعی دارند که نتیجه اقدامات خود را بهتر از آنچه هست، جلوه دهند. در بعضی از شرکت ها، پاداش مدیران تابعی از افزایش قیمت سهام شرکت است. بنابرین آن ها کوشش خواهند کرد تا سود شرکت را بالاتر نشان دهند و انتشار این اخبار، باعث خواهد شد تا قیمت سهام، افزایش یابد. اگر بعد از انتشار اخبار مشخص گردد که سود واقعی شرکت افزایش نیافته،قیمت سهام کاهش مییابد و عده ای که بر اساس اخبار مساعد، سهامی را خریده اند زیان خواهند دید.
به طور کلی عدم نظارت و حسابرسی های دقیق بر صورت های مالی شرکت ها، باعث به وجود آمدن چنین سوء استفاده هایی خواهد شد که در نهایت، بازار را از حالت کارایی خارج و به سمت عدم کارایی سوق میدهد.در بخش های قبل، مشکل انتشار اطلاعات وجود داشت در حالی که در این بخش، بحث صحت اطلاعات مطرح است. صحت اطلاعات، حاصل نمی گردد مگر به وسیله نظارت دقیق و بدون انعطاف دستگاه های نظارتی و مالیاتی کشور.
۲-۱۰-۱۳ کیفیت افشا، شفافیت و ویژگیهای کیفی صورتهای مالی
افشای داوطلبانه، نبود تقارن اطلاعاتی میان سرمایهگذاران و مدیران شرکتها و همچنین نبود تقارن اطلاعاتی میان گروههای مختلف سرمایهگذاری را از طریق ایجاد توازن میان میزان آگاهی، کاهش میدهد. میزان افشای داوطلبانهای که نبود تقارن اطلاعاتی را کاهش میدهد، وابسته به میزان مفید بودن این اطلاعات است. بر اساس چارچوب نظری گزارشگری مالی، اطلاعاتی مفید هستند که مربوط، اتکاپذیر، مقایسهپذیر، بهموقع و فهمیدنی باشند.
اطلاعاتی مربوط است که بر تصمیمهای اقتصادی استفاده کنندگان در ارزیابی رویدادهای گذشته، حال یا آینده یا تأیید یا تصحیح ارزیابیهای گذشته آن ها مؤثر واقع شود. برای اینکه اطلاعات مفید باشند، باید اتکاپذیر باشند. اطلاعاتی اتکاپذیر است که عاری از اشتباه و تمایلات جانبدارانه بااهمیت باشد و به طور صادقانه معرف آن چیزی باشد که مدعی بیان آن است یا به گونهای معقول انتظار میرود بیان کند. پنهان کردن حقایق بااهمیت میتواند به نادرست بودن اطلاعات بینجامد (مفاهیم نظری گزارشگری مالی ایران، ۱۳۸۹).
از طرفی برای اینکه اطلاعات مفید باشد، باید دارای ویژگی مقایسهپذیری باشد. استفاده کنندگان صورتهای مالی باید بتوانند صورتهای مالی واحد تجاری را طی زمان جهت تشخیص روند تغییرات در وضعیت مالی،عملکرد مالی و انعطافپذیری مالی واحد تجاری مقایسه کنند.
استفاده کنندگان همچنین باید بتوانند صورتهای مالی واحدهای تجاری مختلف را مقایسه کنند تا وضعیت مالی، عملکرد مالی و انعطافپذیری مالی آن ها را نسبت به یکدیگر بسنجند. بدینترتیب ضرورت دارد اثرات معاملات و سایر رویدادهای مشابه در داخل واحد تجاری و در طول زمان، با ثبات رویهاندازهگیری و ارائه شود و بین واحدهای تجاری مختلف نیز هماهنگی رویه در باب اندازهگیری و ارائه موضوعات مشابه رعایت شود.
هرگاه تاخیری نابجا در گزارش اطلاعات رخ دهد، ممکن است اطلاعات خصوصیت مربوط بودن خود را از دست بدهد. بنابرین ضرورت دارد اطلاعات تجاری هرچه زودتر به دست استفاده کنندگان برسد. در عصر تحولات سریع تجاری، افشای بهموقع اطلاعات در کاهش شکاف اطلاعاتی، با ارزش است. همچنین به منظور مفید بودن افشا و افزایش شفافیت، گزارشهای مالی باید به شیوهای قابل فهم ارائه شود. بهعبارتی دیگر، تنها ارائه ارقام مالی کافی نیست، بلکه ارائه توضیحات یا روش های محاسبه نیز ضرورت دارد.
۲-۱۰-۱۴ اهمیت شفافیت و افشای داوطلبانه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱- توجه به شخصیت افراد در سیرتکاملی حقوق جزا
محور حقوق جنایی، انسان میباشد و این انسان در طول تاریخ از دیدگاه های مختلف مقام و موقعیت های خاص یافته است، گاهی معصوم، گاهی خطرناک، زمانی مجبور، زمانی مختار و… خوانده شده است و به جهت همین تغییری که در شان و مرتبت او پدید آمده، مآلاً حقوق جنایی نیز تحولات پذیرفته است.[۳۰]

در این فصل بر آن هستیم که بررسی نماییم حقوق جزا در مسیر تکاملی خود چه توجهی به شخصیت افراد داشته است و در اصل این توجه از نظر کمی و کیفی از چه ویژگی هایی برخوردار بوده و در پی ریزی سیاست کیفری که با توجه به شرایط تاریخی و فرهنگی و اجتماعی هر جامعه تهیه میگردد، چه نقشی داشته است. به همین منظور مکلف هستیم سیر تکوینی ایام گذشته که تحولی از مسئولیت دسته جمعی و مسئولیت انفرادی و از میرغضب ها به زندانبان های فهمیده، دلسوز میباشد را بررسی می نماییم.
۱-۱ مرحله اول: عصر انتقام
بررسی های جامعه شناسی نشان داده که در همه جوامع بشری، حقوق جزا به یک شکل شروع شده است؛ و این شروع به شکل انتقام بوده و فرض وجودی آن را غریزه و طبیعت انسان و نوع اجتماعات بشری معرفی کردهاند که البته خود مرحله انتقام صور گوناگونی به خود گرفته است:
-
- مرحله انتقام جویی شخصی
-
- مرحله انتقام جویی خانوادگی
- مرحله انقام جویی قبیله ای
در هر یک از مراحل سه گانه، کنش و واکنش قابل پیشبینی نبود؛ چه بسا ایراد ضرب یا جرح کوچک به یکی از افراد قبیله، باعث از بین رفتن خون خانواده یا قبیله می شد.[۳۱]
ایرادی که به پایه این تقسیم بندی وارد کردهاند، این است که عمل به انتقام خصوصی همیشه مستلزم وجود مدعی خصوصی است و در این بین مسایل مواردی که جنبه عمومی داشته باشد، بدون ضمانت اجرا می ماند که با توجه به اهمیت این قبیل موارد در حیات جمعی، بعید به نظر میرسد که چنین موضوعی بدون پاسخ مانده باشد.[۳۲]
در مرحله انتقام، به طور کلی عکس العمل ها را نمی توان عنوان مجازات داد. زیرا جنبه وضعی و مشخصی ندارد و به صورت اعمالی بر مبنای قدرت تفوق جویی و سلطه طلبی انجام گرفته است. هدف از ارتکاب عمل نیز اگر برای دفع ضرر نبوده باشد، برای جلب منفعت صرف، صورت می پذیرفته است؛ و حتی در این معنی افراد بی گناه خانواده یا قبیله نیز مورد ستم و تجاوز قرار می گرفتند. به طوری که این امر در قانون حمورابی که مربوط به قرن ۱۸ قبل از میلاد است نیز به چشم میخورد؛ برای مثال ماده ۲۹ قانون حمورابی مقرر داشته است که: «هرگاه معماری برای شخصی خانه ای بنا نماید و در این بنا رعایت استحکام را نکند و بر اثر آن، خانه ویران گردد، در اثر این خرابی صاحب خانه کشته شود، معمار در برابر آن کشته می شود. اما هرگاه بر اثر خرابی پسر صاحب خانه کشته شود، پسر معمار در برابر کشته می شود».[۳۳]

بنابر آنچه گذشت در دوره انتقام، جرم و مجازات از وصف خاصی برخوردار نبوده و مقید به اصولی نبوده اند. شخصیت فرد نیز به طریق اولی مطرح نبوده است تا مورد توجه قرار گیرد. و هدف از انتقام صرفاً تحمیل ضرر و زیان بوده و عمده موارد بدون هیچگونه تناسبی بین عمل و عکس العمل صورت می گرفته است.
۲-۱ مرحله دوم: دخالت دولت ها در امور کیفری
تشکیل اجتماعات بشری، وجود قدرت مرکزی وادارکننده ای به نام دولت را ضروری می ساخت و قدرت دولت برای اجتماعات موکول به انتقال قدرت از افراد به هیئت حاکمه بود. در این روند تکاملی در جهت کاهش خونریزی ها و فجایع، محدودیت و ممنوعیت هایی را به وجود آوردند و بر مبنای قصاص برای هر عملی به عکس العمل مشابهی باید قناعت می شد. در مرحله دخالت قدرت های مرکزی در امور کیفری، تغییرات حاصله نسبت به مرحله انتقام در سه وجه بود: اول، سعی در مشخص نمودن و محدود کردن کیفرها که در این خصوص منزلت و موقعیت افراد نقش تعیین کننده را ایفا می کرد؛ دوم، توجه به علل ارتکاب برای داوری در مورد نوع کیفر؛ سوم، به ازای دخالت قدرت مرکزی در امور کیفری قایل شدن حق دریافت سهمی از میزان خسارت برای دولت بود.[۳۴]
در این مرحله راجع به شخصیت افراد و مسئولیت، خرافه هایی مطرح بود که اقتضای آن توهم ها و خرافه ها رفتار می شد. برای مثال معتقد به حلول جن در بدن مجنون بودند. که برای دفن جن، وی را آزار جسمی میدادند یا توسل به آزمایشاتی از قبیل خوراندن آب گوگرد، رد شدن از میان شعله های آتش برای اثبات بی گناهی یا مجرمیت فرد و نمونه های فراوان دیگری که در تاریخ اجتماعی همه ملل کم و بیش دیده می شد.[۳۵]
نوع کیفر در این مرحله، رابطه تنگاتنگی با پایگاه اجتماعی افراد داشت؛ اگر مجرم فرد آزادی بود، نوع کیفر با شدت بیشتری اعمال می شد. بنابرین در این مرحله، هدف از تعیین کیفر ها تنها تشتی خاطر زیان دیده از عمل بوده است نه اصلاح مجرم و مبارزه با جرم که مستلزم علم به علت ارتکاب بزه شناسایی شخصیت مرتکب جرم است.[۳۶]
۳-۱ مرحله سوم: دوره معاصر (عصر اصلاحات در حقوق جزا)
قرن ۱۸ میلادی که به قرن روشنگری شهرت یافته است، نویسندگان و خطیبان در راه نجات انسان به جان آمده از وحشت و استبداد، سعی بلیغ میکردند و این اعتراضات که در ابتدای امر به صورت فردی مطرح می گردید، به صورت جمعی ادامه پیدا کرد. از جمله نویسندگان معروفی که در مبارزه با وضع موجود زمان خود و روشن کردن افکار عمومی و آماده ساختن محیط برای قبول تحول عمیق در کلیه شئون اجتماعی به ویژه در کیفیت اعمال مجازات ها، سهم بسزایی داشته اند. منتسکیو (Montesquieu)، ژان ژاک روسو، سزار بکاریا (Cesare Beccria) و… بوده اند. منتسکیو در کتاب «روح القوانین» عقاید استبدادی انتقام اجتماعی و مجازات های غیرانسانی را مورد انتقاد قرار داد و با اجرای مجازات علنی بزهکاران به شدت مخالفت کرد. ژان ژاک روسو معتقد بود که آدمی پاک و منزه است، فساد از اجتماع ناشی می شود؛ و این جامعه است که انسان را آلوده ساخته او را به سوی ارتکاب جرم سوق میدهد.[۳۷]
سزار بکاریا عقیده داشت که شدت کیفر در مبارزه با جرم، مؤثر نیست. به اعتقاد او مجازات باید متناسب با خطری باشد که از جانب بزهکار متوجه جامعه است. وی هدف نهایی از مجازات را در درجه اول، حمایت منافع اجتماع و جلوگیری از بدی و شرارت در آینده میدانست. بکاریا نظرات و عقاید خود را در کتابی به نام «رساله جرایم و مجازات ها» در سال ۱۷۶۴ میلادی منتشر کرد.[۳۸]
بنتام (Jermey bentham)، حقوقدان انگلیسی به شدت مجازات ها معتقد بود و مجازات را از لحاظ ارعاب و عبرت مردم، لازم میدانست. امانوئل کانت (Immanuel kant) محقق آلمانی نیز اجرای مجازات را از لحاظ رعایت امر تادیب دیگران ضروری میدانست و از طرفداران عدالت کامل و مطلقه بود.[۳۹]
مبحث چهارم: ابسرواسیون (شناخت شخصیت)
۱- طرز شناسایی شخصیت مرتکبان
مجموعه تحقیقات و بررسی ها و آزمایش هایی که برای شناسایی شخصیت بزهکار به کار می رود ابسرواسیون (Observation) نامیده می شود.
موسسین مکتب تحقیقی آزمایش های پزشکی و روانشناسی و روانپزشکی بزهکاران را ضروری دانسته معتقد بودند که بدون شناسایی شخصیت مرتکب از لحاظ جسمی، روانی، اصلاح و تربیت او امکان پذیر نخواهد بود.[۴۰]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
برنامه آگاهی دادن میتواند معیارهای خاصی برای بهبود به طرق زیر داشته باشد:

-
- تهیه اطلاعات لازم در مورد برنامه های بهبود در بهره وری برای رسیدن به منابع مشترک و کارکنان.

- فراهم کردن کانالها و بحرانهائی برای بازخورد و رفع اشکال.
۳- انتخاب رسانه های متعدد برای انتقال آگاهی و به دست آوردن بازخورد.
۴- اقدام برای تحقیق و تفحص برای تشخیص عکس العمل های اولیه نسبت به برنامه ها و دریافت پیشنهادات.
۲-۲-۱۳- اجرای برنامه های بهبود بهروری
پس از اینکه شرایط مناسب برای اجرای برنامه بهره وری پس از دادن آگاهی لازم به کارکنان به وجود آمد ، شرکت زمینه اجرای برنامه های بهبود را مورد بررسی قرار خواهد داد. در صورتی که امکان داشته باشد بهتر است برنامه را در یک سطح کوچکتر به اجرا در آورد تا مشکلاتی را که ممکن است در عمل بروز کند مشخص شود. مثلا اگر شرکتی تصمیم بگیرد که از فعالیتهای گروه کوچکی نظیر دوایر کنترل کیفیت برای بالا بردن بهره وری استفاده کند ممکن است تعداد اندکی از افراد کار آموزش و تعلیم را برای اداره کردن این دوایر آغاز کنند.
در مراحل اولیه ، نظارت دقیق برای شناسائی و بر طرف کردن بعضی از مشکلات عملی ضرورت دارد. برنامه بهبود در بهره وری باید گام به گام و منظم و با تعیین یک چارچوب زمانی برای هر گام اجرا شود . اگر هدف بالا بردن بهره وری از طریق دوایر کنترل کیفیت باشد اجرای برنامه مستلزم موارد زیر خواهد بود:
- اعلام حمایت مدیران سطوح بالا.
۲- تشکیل یک کمیته هدایت کننده.
۳- آغاز یک برنامه آموزش برای نشان دادن اهمیت دوایر و نیاز به کارکنان .
۴- دعوت از داوطلبان برای تشکیل دوایر.
۵- آموزش اعضا دایره.
۶- تشکیل دوایر.
۷- فراهم کردن فرصتی برای شناخت مدیریت.
۸- معرفی وشناساندن اعضا شرکت کننده به عموم.
۲-۲-۱۴- برنامه های بهره وری
۲-۲-۱۴-۱- تکنولوژی
مکانیزه یا خودکار کردن راهی برای افزایش بهره وری است. امروزه در زمینههای مهندسی ، پزشکی ، ساخت و صنایع خدماتی ، تجهیزات جدیدی را مشاهده میکنیم که کار صدها نفر را انجام میدهند. کامپیوتری کردن اطلاعات بایگانی ، پردازشها و روش های انجام کار ، منشا بهبود قابل توجهی در این راستا میباشند. رایانه ای کردن و استفاده از تحویلداران ماشین خودکار در معاملات بانکی راحتی و آسایش قابل قبولی برای ما به ارمغان آورده است. در اداره های پلیس ، سیستم پیک و روش تشخیص مظنون و سیتم کارگزینی و ادراه مجهز به رایانه ، در بهبود بخشیدن بهره وری بسیار مؤثر است. در بخش خدمات کشوری، رایانه در انجام کارهای راهوار و یکنواخت مفید میباشد. لذا نیروی انسانی کمیاب را برای استفاده در انجام وظایف دیگر آزاد میکند. در یکی از ادرات دولتی ورود رایانه در نظارت بر پروژه ها تفاوت زیادی در بهره وری به وجود آورد. پیش از معرفی رایانه ، پروژه ها توسط یک سیتم کارتی نظارت می شد که هم کند عمل می کرد و هم غیر کارا بود. اعمال این روش جدید منتج به مزایای زیر میگردد:
۱- نظارت دوره ای قبل از مرتب کردن کارها.
-
- دسترسی آسان به اطلاعات .
-
- دسترسی به اطلاعات و استفاده بیش از یکبار از آن ها.
- تهیه خلاصههای ساده تر از پروژه ها و مرور بر آن ها.
۲-۲-۱۴-۲- سهیم شدن در سود حاصل از بهره وری
بهبود در بهره وری نیاز به تلاش تقریبا تک تک افراد کشور دارد. بنابرین عادلانه خواهد بود اگر هر گونه سودی که بهبود در بهره وری به دست میآید بین کسانی که در کسب آن دخیل بوده اند سهیم شوند. تعدادی از افراد و کارکنان و گروه ها و مؤسسات با بهره گرفتن از منابع و تلاش خود برای تولید کالاها و خدمات در سرنوشت یک سازمان تجاری سهیم هستند . این افراد یا گروه ها و مؤسسات را می توان بشرح زیر بر شمرد:
- سهامداران: خوب خود را در سازمان سرمایه گذاری میکنند.
۲- مدیریت: از منافع سازمان حراست میکنند.
-
- کارکنان: تلاش و مهارت خود را در سازمان به کار می گیرند.
-
- مؤسسات مالی نظیر بانکها: وام ودیگر خدمات مالی ارئه میدهند.
-
- دولت: تأسیسات زیر بنایی ایجاد میکند.
-
- مصرف کنندگان: کالاها و خدمات تولید شده توسط سازمان را خریداری میکنند.
- کسانی که زمین ، ماشین آلات و انبار کالا به سازمان اجاره میدهند.
هنگامی که بهره وری افزایش مییابد، اشخاص مذکور چه به دست می آورند:
۱- سهامداران سود بیشتری به دست می آورند.
-
- دولت مالیاتهای زیادتری وصول میکند.
-
- مؤسسات مالی بهره بیشتری بابت وامهای اعطایی خود می گیرند.
-
- مدیران امتیازات ارزنده تری به دست می آورند.
-
- کارکنان حقوق بیشتری می گیرند.
-
- موجران اجاره بیشتری می گیرند.
- مصرف کنندگان محصولات و خدمات با کیفیت بهتر و قیمتهای معقول تری می خرند.
راهبرد بهبود بهره وری منطقی به روشی نظام گرا برای بهبود بهره وری نیاز دارد. روابط بین عناصر سیستم و محیط آن ها را مشخص میسازد ، این راهبرد عملکرد سیستم را مشخص کرده و ضمن آنکه بر تغییر اثر دارد تعادل را حفظ میکند.
هدف بهبود بهره وری همواره باید بر حسب بهبود سازمانی با توجه به درک موفقیت گذشته و جاری قسمتهای اصلی و فرعی سازمان تعیین گردد. برخی از اهداف میتواند وسیع باشد. برای مثال افزایش بهره وری سازمان به مقدار ۸% طی دو سال با تعیین اهداف مشخص برای هر یک واحدهای سازمان.
۲-۲-۱۵- ساختار اساسی افزایش بهره وری
الان لالر چهار مرحله عمومی را برای همه فرآیندهای افزایش بهره وری مطرح می کند:
الف- پذیرش
باید نیاز به تغییر و بهبود در سازمان پذیرفته شود.
ب- تصمیم
پس از قبول ایجاد تغییر باید در مورد آن تصمیم گرفت.
ج- اجاره
باید فرصت انجام تصمیمات وجود داشته باشد.
د- اقدام
اجرای عملی طرحها برای افزایش بهره وری باید هدف نهایی باشد.
۲-۲-۱۶- برنامه های بهبود بهره وری (PIP )
در این قسمت تنها به ذکر دستور العمل هایی برای ارزیابی برنامه هی بهبود بهره وری می پردازیم:
الف- در نظر گرفتن یک چارچوب زمانی برای بهبود در بهره وری ، وسیله کنترل مؤثری است.
ب- یک نظام خوب ساده گزارش دهی برای بازدیدها و تجدید نظر های دوره ای ضروری است. باید گزارش دهی مربوط به اطلاعات ضروری ، اشکال خاصی طراحی شود که مناسب با نیازهای بهبود بهره وری باشد.
ج- باید جلسات منظمی برای تجدیدنظر در پیشرفت برنامه در سطوح واحد ، بخش با اداره تشکیل شود.
د- باید در برنامه ، حوادث و مسائل اجتماعی را در نظر گرفت به طوری که بتوان در جریان پیشرفت برنامه با هر گونه حادثه پیشبینی نشده برخورد کرد و آن را از میان برداشت.
ه- باید در مراحل سرکشی و ارزیابی واقعیتها را در نظر گرفت.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
-
- به صورت تقدیم دادخواست : برابر ماده ۱۶ قانون ثبت و مواد ۸۸،۸۶و۸۹ آئین نامه آن قانون اعتراض باید به صورت دادخواست باشد و هزینه ی دادرسی پرداخت گردد اما برای اینکه حق معترض به ثبت به واسطه ی کو تاه بودن مدت اعتراض ضایع نشود مواد ۸۸و۸۹ و۹۱ آئین نامه مقرر دشته است که اعتراض کتبی به هر نحو که باشد هر چند روی برگه های دادخواست نباشد باید از طرف اداره ی ثبت قبول و در صورتی که داخل در مهلت قانونی باشد به مرجع صلاحیتدار ارسال میگردد بدیهی است که مرجع ذیصلاح (دفتر دادگاه صالح به رسیدگی ) طبق مقررات به خواهان ( معترض بر ثبت ) اخطار رفع نقص خواهد نمود و در صورت رفع نقص در فرجه ی قانونی پرونده به جریان گذاشته خواهد شد.


- به صورت تقدیم گواهی نامه جریان دعوی : در مواردی که بین متقاضی ثبت و کسی که میخواهد بر آن اعتراض کند قبل از انتشار اولین آگهی نوبتی دعوایی در خصوص همان ملک در دادگاه اقامه شده و در جریان باشد نیازی به دادن دادخواست اعتراض نیست و در این موارد، کسی که میخواهد بر ثبت اعتراض کند باید ظرف مدت قانونی (۹۰ روز) گواهی دادگاه مبنی بر جریان پرونده به اداره ی ثبت محل تسلیم نماید این گواهینامه به منزله اعتراض است و نیازی به پرداخت هزینه دادرسی و سایر تشریفات اقامه دعوی ندارد و همان پرونده ی مطروح در دادگاه پرونده اعتراض تلقی خواهد شد.
تبصره – همان طور که از ماده ۱۷قانون ثبت استفاده می شود تسلیم گواهینامه بجای دادخواست اعترض فقط در مواردی پذیرفته و به عنوان اعتراض محسوب می شود که تاریخ اقامه ی دعوی در دادگاه قبل از انتشار اولین آگهی نوبتی باشد و گرنه پذیرفته نخواهد شد و معترض باید دادخواست بدهد.
۲-۱-۱-۲-۲ اقدامات اداره ثبت
اداره ثبت بعد از وصول دادخواست اعتراض یا گواهی نامه ی جریان پرونده در دادگاه، اداره ثبت اولاٌ باید رسید آن را با قید تاریخ به معترض تسلیم نماید ثانیاًً روی برگه اظهار نامه مهری که کلمه اعتراض بر آن نقش شده است بزند و برای هر اعتراض یک مهر زده می شود به طوری که اگر نسبت به درخواست، ثبت ملکی ۵ اعتراض رسیده باشد ۵ بار مهر اعتراض زده می شود.
ثالثاً : اگر اعتراض در مدت قانونی باشد اداره ثبت باید یک نسخه از آن را در پرونده ثبتی بایگانی و بقیه را به دادگاه صلاحیتدار محل بفرستد. توضیحاً اضافه می شود اگر اعتراض در خصوص وقفیت یا ملکیت باشد باید به دادگاه مدنی خاص فرستاده شود.
۲-۱-۱-۲-۳ اعتراض خارج از مدت
اگر اعتراض خارج از مدت قانونی باشد رئیس ثبت نظر خود را مبنی بر خارج بودن از موعد قانونی زیر دادخواست اعتراض یا گواهی نامه جریان دعوی در دادگاه می نویسد و از حاکم محکمه بدوی محل (که فعلاً رئیس دادگاه حقوقی یک و در صورت نبودن او رئیس دادگاه کیفری یک میباشد) دعوت می کند تا برای رسیدگی به مسئله خارج بودن یا داخل بودن اعتراض در مدت در اداره ثبت حاضر شود.
واگر در محل دادگاه بدوی نباشد رئیس ثبت پس از نوشتن نظر خود در زیر دادخواست یا گواهی نامه، آن را به اداره ثبت منطقه ای که در حوزه آن واقع است می فرستد.
نظر رئیس دادگاه چه به تأیید نظر رئیس ثبت باشد چه بر خلاف آن قاطع است یعنی اگر موافق نظر رئیس ثبت باشد پرونده بایگانی می شود و عملیات ثبتی ادامه مییابد ولی اگر اعتراض را داخل در مهلت قانونی بداند دستور ارسال آن ر به دادگاه ذیصلاح میدهد و بعد از صدور حم نهایی مطابق آن عمل می شود. منظور از حکم نهایی با توجه به تبصره ماده ۲۲ قانون ثبت حکمی است که به واسطه ی طی مراحل قانونی و یا انقضا مدت اعتراض و تجدید نظر و فرجام از دعاوی مختومه محسوب شود.
۲-۱-۱-۲-۴ حق اعتراض اشخاص بر حدود
۱- مجاورین: طبق ماده ۲۰ قانون ثبت مجاوری که نسبت به حدود ملک مورد تقاضای ثبت حقی برای خود قائل است میتواند اعتراض بدهد. قید مجاور از این جهت است که غیر مجاور نسبت به حدود مالک ذینفع نیست واز غیر ذینفع نمی توان اعتراضی پذیرفت پس مجاور فقط نسبت به حدی که با آن مجاورت دارد میتواند اعتراض کند نه نسبت به حدودی که با آن ها مجاورت ندارد و ذینفع محسوب نمی شود.
۲) متقاضی ثبت: برابر ذیل ماده ۲۰ قانون ثبت هرگاه تقاضا کننده ثبت در موقع تحدید حدود خود یا نماینده اش حاضر نباشد و ملک با حدود اظهار شده از طرف مجاورین تحدید شده باشد میتواند نسبت به آن حدود اعتراض نماید.
۳) اداره او قاف و متولی و ناظر موقوفات و موقوف علیهم و متصدی امور حبس و محبوس لهم و وصی یا ناظر و یا کسانی که بعد از خروج ملک از حالت ثلث در آن ملک ذیحق میشوند.
۲-۱-۱-۳ اعتراض به ثبت
منظور از اعتراض به ثبت اعتراض بر تقاضای ثبت است این اعتراض از مهمترین اعتراضات ثبتی است.
۲-۱-۱-۳-۱ کسانی که حق اعتراض بر ثبت دارند
هر کس در ملک مورد تقاضای ثبت برای خود حقی قائل باشد ولو آن حق حق ارتفاقی باشد میتواند نسبت به درخواست ثبت اعتراض نماید. خصوصیات و شرایط ویژه ای برای معترض بر ثبت در نظر گرفته نشده است. این امر از عموم ماده ۱۶ قانون ثبت که میگوید: “هر کس نسبت به ملک مورد ثبت اعتراض داشته باشد. … استفاده می شود “.
تبصره برابر مواد ۹۹و۱۰۰ آئین نامه ی قانون ثبت ناظر به ماده ی ۲۷ همان قانون در مورد موقوفاتی که عام المنفعه بوده متولی خاصی نداشته باشد اعتراض به ثبت برای حفظ منافع وقف بر اداره او قاف است.
در مورد حبس عام المنفعه متصدی حبس و در مورد حبس بنفع اشخاص معین متصدی امور حبس و هر یک از محبوس لهم حق اعتراض بر ثبت دارند.
در مورد ثلث باقی وصی یا ناظر ثلث و در مورد ثلث غیر باقی وصی یا ناظر یا کسانی که بعد از خروج ملک از حالت ثلث در آن ذیحق میشوند حق اعتراض به ثبت دارند.
۲-۱-۱-۳-۲ مهلت اعترض بر ثبت
اعتراض بر ثبت باید ظرف ۹۰ روز از تاریخ انتشار اولین آگهی نوبتی مذکور در ماده ۱۱ قانون ثبت بعمل آید. هر گاه قبل از انتشار آن باشد به تصریح ماده ۸۷ آئین نامه قانون ثبت پذیرفته نخواهد شد و هر گاه بعد از انقضا مدت ۹۰ روز باشد به ترتیب مذکور در ماده ۱۶ قانون ثبت عمل می شود[۱۵].
۲-۱-۱-۳-۳ مرجع تقدیم اعتراض
بتصریح مواد ۱۶و۱۷ قانون ثبت و ماده ۸۶ آئیننامه ی قانون ثبت اعتراض باید مستقیماً به اداره یا دایره یا شعبه ثبتی که در آگهی نوبتی معین شده است تسلیم شود و اگر به غیر از مراجع مذکور تقدیم گردد و ظرف مدت ۹۰ روز به اداره ثبت محل نرسد اثر قانونی نخواهد داشت. این ترتیب برای آن است که اداره ثبت از دعاوی راجع به ملک مورد تقاضا ی ثبت مطلع شود و سرعت عمل به وجود آید.
اگر معترض به ثبت ملکی بجای آنکه دادخواست خود را به دستور ماده ۱۶ قانون ثبت به مرجع ثبتی بدهد آن را در داگاه مطرح سازد تکلیف دادگاه چیست ؟
اگر چه به موجب ماده ۱۶ قانون ثبت اعتراض به ثبت باید به اداره ثبت تسلیم گردد و از آن طریق به دادگاه فرستاده شود ولی در صورتی که عرضحال اعتراض در مهلت قانونی مستقیماً به دادگاه تسلیم شود مجوزی برای رد آن وجود ندارد منتهی برای آنکه غرض مقنن در ماده مذکور نقض نشود، دادگاه باید وصول اعتراض را به اداره ثبت اطلاع دهد[۱۶].
۲-۱-۱-۳-۴ نحوه تقدیم اعتراض
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
کلیه این فرآیندها یک شیوه مقابله ای مشخصاً تجربی هستند که ممکن است از مقابله های هیجانی یا اجتناب، سازگارانه تر باشند. همان طور که گفته شد، تیزدل و همکارانش (۱۹۹۹)، از تکنیک های مقابله ای غنی سازی ذهن استفاده کردهاند. هدف استفاده از این راهبردها، جلوگیری از برگشت و عود مجدد افسردگی بوده است. این راهبردها، شامل تمرکز به تنفس، شمردن تنفس ها و واکنش به گفتار به عنوان وقایع است که به نظر میرسد در پیش گیری از برگشت مجدد افسردگی، در افرادی که دارای افسردگی های مکرر میباشند، مؤثر باشد. از طرف دیگر، تحلیل هایی که به وسیله مدل S- REF انجام شده است، نشان میدهد روشی که به واسطه ی آن غنی سازی ذهن انجام می شود، عامل مهمی برای تعیین تأثیر گذاری آن میباشد و مشخص میکند برای چه فردی، چه روشی مؤثر است. این مدل اظهار میدارد در صورتی که مراحل غنی سازی ذهن، طرح های جدیدی را برای کنار آمدن با افکار به وجود آورد مثل فاصله گرفتن، باعث افزایش کنترل انعطاف پذیر بر روی توجه میگردد. نشخوار فکری را قطع میکند و تمایل به توجه مبتنی بر خود را کاهش میدهد. در این میان، یک خطر احتمالی نیز وجود دارد زیرا بعضی از روش ها مثل راهبردهایی که اساس آن ها مراقبه است، میزان توجهی را که بر بدن متمرکز می شود افزایش میدهند و باعث بالا رفتن توجه تمرکز بر خود میگردند این فرایند، توانایی فرد را برای فعال ساختن S- REF بیشتر میکند. بعضی از افراد نسبت به آثار منفی این راهبرد بیشتر حساس هستند. مثلاً افرادی که پردازش S- REF در آن ها به حس های بدنی متمرکز است و نسبت به این حس ها تعبیر و تفسیرهای غلطی میکنند، نمی توانند از این راهبرد سود ببرند، زیرا این فرایند علاوه بر آن که حساسیت آن ها را زیادتر میکند، نمی تواند ارزیابی های فاجعه آمیز و غلط آن ها را اصلاح نماید.


به عنوان نمونه، فرد افسرده ای که علائم رخوت و بی حالی خود را اشتباه به عنوان نشانه ای از عدم توانایی برای مقابله، تعبیر و تفسیر میکند و یا بیمار مضطرب و وحشت زده ای که تپش قلب را به اشتباه، نشانه ی یک حمله قریب الوقوع قلبی می پندارد، ممکن است نسبت به فردی که این حساسیت های شدید را نسبت به بدن خود ندارد، سود کمتری نصیبش گردد. به طور کلی، این مدل پاسخ های متفاوتی به مراحل خود تمرکزی پیشبینی میکند و بیان میدارد که میزان اثرگذاری، بستگی به شدت و طول مدت مشکل نیز دارد. مثلاً مراحل خود – تمرکزی، در فردی که فقط یک دوره از اضطراب یا افسردگی را تجربه کردهاست، ممکن است خطر قدرت بخشیدن به شکل بندی S- REF را زیادتر کند. ولی در افرادی که دارای مشکلات مزمن و یا چندین دوره ی اختلال هستند، احتمال دارد که شکل بندی S- REF سخت تر، و آستانه تحریک بالاتری داشته باشند. در این حالت، روند خود – تمرکزی تقویت نمی شود و این افراد میتوانند شیوه ی فراشناختی خود را به وسیله این تکنیک تقویت کنند.
خلاصه این که، مدل S- REF بر این اعتقاد است که روش های غنی سازی ذهن که بر راهبردهای تمرکز بر موضوعات غیر از خود در رسیدن به کنترل بر توجه تأکید میکنند، فقط ممکن است برای درمان بعضی از اختلال ها مفید باشند. با این وجود، در تحلیلهای موجود، روش های غنی سازی ذهن فقط به عنوان پیش نیاز یا اجزایی نگریسته میشوند که میتوانند دانش خود را اصلاح کنند.
۲-۱-۳-۴- نظریه بروئر
بنیادهای روان شناختی نظریه فراشناخت را می توان در آثار «برونر» یافت. برونر، ذهن انسان را به مثابه یک ماشین فرض می کرد که از دانش موجود برای تعبیر و تفسیر و سازماندهی مجدد اطلاعات نوین و پیشین استفاده میکند. دانش موجود را می توان صورت راهبردی یا محتوایی آموزش داد. برای نمونه، می توان از اطلاعات موجود درباره سیستم گوارش انسان، برای مفهوم سازی کارکرد آنزیم ها استفاده کرد. همچنین، می توان دانش موجود را به مثابه راهبردی برای یادگیری هم آموزش داد (آقازاده و احدیان، ۱۳۷۷).
بروئر[۵۵] (۱۹۹۹) نیز در پاسخ کلی به چگونگی توجه به مطالعه فراشناخت، آن را ناشی از ادامه واکنش به محدودیت های رفتارگرایی در مطالعه فرآیندهای پنهان و درونی ذهنی، عنوان کردهاست.
بنابرین، روان شناسی شناختی که تمام تلاش خود را برای روشن سازی توانمندی های شناختی و استدلالی موجود زنده گذاشته بود از نو مورد توجه خاص قرار گرفت. پیشگامان و پیروان این مکتب فکری، روان شناسانی چون پیاژه و بروئر هستند، بروئر بر این باور بوده است که در درون انسان ابزارها یا کار افزارهایی برای استدلال و اندیشیدن وجود دارد و پیاژه باور داشته است که انسان بر اساس ساختمان ذهنی و طرحواره های مختلف به تفسیر هستی می پردازند. به هر حال، در این حوزه تلاش های عمده ای در یافتن راهبردهای متعدد برای پرورش مهارت های شناختی صورت گرفته است. در کنار فعالیت های مربوط به پرورش مهارت های شناختی تلاش هایی نیز برای بهینه سازی مهارت های شناختی صورت میگیرد. زاییده این مجموعه تلاش ها، چشم اندازی گشوده است که در آن نظریه فراشناخت مورد توجه است (آقازاده و احدیان، ۱۳۷۷).
بیکر و بروان بیان میکنند که دانش فراشناختی معمولاً به عنوان اطلاعات درباره شناخت در نظر گرفته می شود (به نقل از فلاول، ۱۹۸۵). دانش فراشناختی شامل دانش یا باورهایی اصولی در مورد عوامل و یا متغیرهایی است که در تعامل با یکدیگر قرار می گیرند و موضوع، پیامد و اقدامات شناختی را تحت تأثیر قرار میدهند (فلاول، ۱۹۷۹). اسکرا و مشمن اعتقاد دارند که دانش فراشناختی به آنچه فرد در مورد خویش یا به طور کلی در مورد شناخت میداند، اشاره دارد و شامل دانش توصیفی[۵۶]، دانش عملکردی[۵۷]، دانش شرطی[۵۸] می شود (به نقل از پاکدامن ساوجی، ۱۳۷۹).
۲-۱-۴- افکار ناکارآمد
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ب) طبقه بندی مشاغل بر اساس ابزارهای مورد استفاده و مکان
برخی از مشاغل به ابزارهای خاص و یا مکان های خاص نیاز دارند و برخی چنین محدودیتی را دارا نیستند و در هر گونه محیطی می توان به انجام آن مشغول شد. برخی مشاغل نیاز به هوای آزاد دارند و برخی در محیط های بسته قابل انجام هستند .

اما آنچه که در این طبقه بندی ها حائز اهمیت است تناسب است. اینکه نور، فضا، رنگ و سایر عناصر بصری مؤثر بر روحیه کارکنان در هر محیط چگونه باشد مهم است. ممکن است یک طراحی بسیار زیبا و حتی گرانقیمت در یک محیط کاری اثری مخرب داشته باشد. مثلا در یک محیط کاری مبتنی بر فعالیت های فکری که نیاز به آرامش، تفکر و گفت و گو باشد، وجود رنگ گرم و به ویژه قرمز نتایج خوبی نحواهد داشت(حسینی مقدم، ۱۳۸۹ )
۲-۱۲ تاثیر عوامل ارگونومیک بر بهبود فعالیت مشاغل
- شاخص های محیط کار مناسب از نظر فیزیکی
از عوامل فیزیکی که در محیط های کاری وجود دارد می توان به روشنایی، صدا، حرارت، رطوبت، میز کار و .. میباشند که در زیر به بعضی از این عوامل می پردازیم :
بدون شک مهم ترین حس ما بینایی است و با توجه به عملکرد چشم لازمه ی بینایی، نور است و به همین دلیل محاسبه و تعیین روشنایی در محیط کار از اهمیت زیادی برخوردار است. برای تامین روشنایی صحیح ابتدا باید مقدار روشنایی لازم برای محیط کار با کمک محاسبات مهندسی که توسط متخصصین محاسبه شده و فردی که درمحیط به کار اشتغال دارد، باید استاندارد روشنایی و نحوه استفاده صحیح از روشنایی مصنوعی و طبیعی را رعایت کند. خصوصیات یک سیستم روشنایی رضایت بخش شامل موارد زیر است :

-
- نور از نظر توزیع فرکانس مطلوب باشد
-
- درخشندگی سطوح محیط کار به نحوی باشد که سبب چشم زدگی نشود
- سایه مزاحم وجود نداشته باشد
همان گونه که ذکر شد انعکاس نور از لامپ های اشیاء براق و یا پنجره ها سبب ایجاد درخشندگی می شود پس بایستی سعی شود تا روشنایی بر روی میز کار متمرکز شود. زاویه تابش منابع روشنایی بایستی کاملا قابل تنظیم باشد. هم چنین منابع نور باید دارای یک فیلتر باشند تا در صورت نیاز، نور را به صورت پراکنده یا مستقیم داشته باشیم.
سطح میز بایستی به شما اجازه دهد تا وسایل مورد نیاز کاریتان در جلویتان قرار گیرد و در محیط های کاری که از کامپیوتر استفاده می شود بایستی سطح میز به گونه ای باشد تا مانیتور به طور مستقیم در جلوی شما قرار گیرد به زوری که فاصله بین شما و مانیتور کمتر از ۲۰اینچ یا ۵۰ سانتی متر نباشد. بخش هایی مانند کیس را نباید بر روی میز قرار داد فضای محدود میز کار ممکن است باعث شود که کاربرد اجزای کامپیوتر در وضعیت مناسبی نباشد لبه های میز باید با مواد نرم پوشیده شود و هم چنین مدور باشد از یک استراحتگاه مچ بر روی میز باید استفاده شود
از لحاظ ارگونومی صندلی یکی از فاکتور های مهم برای کار با کامپیوتر میباشد، صندلی خوب میتواند حمایت لازم و کافی را برای قسمت های پشت، ساق ها، باسن ها، و حتی دست ها فراهم کند و هم چنین میتواند پوزیشن های غلط، استرس های تماسی و فشار های وارده را کاهش دهد. تکیه گاه، نشیمن گاه، استراحت گاه دست، پایه صندلی از فاکتورهای مهم برای یک صندلی بهره ور و ایمن میباشد. مشخصه یک صندلی خوب و راحت به شرح زیر میباشد :
-
- باید دارای یک پشتی تکیه گاه خوب به منظور فراهم آوردن یک موقعیت مناسب برای نشستن به طوری که بایستی در قسمت عضلات پشت و گردن حداقل فشار را نسبت به کفه صندلی داشته باشیم. که تقریبا با زاویه ۵ درجه قدرت جابه جایی نسبت به وزن خود را داشته باشد و در نتیجه با تکیه بر پشتی احساس راحتی کامل به فرد دست میدهد. زاویه کفه صندلی با پشتی تقریباً ۱۵۰ درجه باشد و ارتفاع آن برای نوع متوسط حدود ۵/۶۴ سانتی متر باشد. تکیه گاه نامناسب باعث حمایت های ضعیف پشت و قرار گیری در پوزیشن های نا مناسب می شود. نا مناسب بودن تکیه گاه میتواند به دلیل اندازه ناکافی آن، جنس آن و نحوه استفاده از آن باشد.
-
- نشیمنگاه آن به گونه ای باشد که در مدت طولانی راحت باشد، از نظر روانی رضایت بخش باشد، برای انجام وظیفه یا فعالیتی که باید صورت پذیرد حالت مناسبی داشته باشد. نشیمنگاه زمانی اهمیت آن بیشتر می شود که استفاده کننده های آن متعدد باشد مثلا استفاده کننده قد کوتاه تر نمی تواند به راحتی به تکیه گاه تکیه دهد و استفاده کننده قد بلندتر نیز قسمت پشت زانوهایش توسط نشیمنگاه حمایت نمی شود. وضعیت های غلط ایجاد شده در این حالت میتواند منجر به خستگی، چرخش محدود، کرخ شدگی و ایجاد مشکل در حقظ حالت طبیعی ستون فقرات شود.
-
- ارتفاع صندلی که بهترین وضعیت ارتفاع کفه صندلی جهت نشستن افرادی که دارای رشد کامل هستند حدود ۴۳ سانتی متر است البته بهتر است صندلی قابل تنظیم در ارتغاع باشد تا به راحتی بتوان ارتفاع مورد نظر برای افراد را به دست آورد همچنین صندلی بایستی دارای ۵ پایه قوی و قرقره های خوب باشد تا به راحتی بتواند بر روی زمین یا فرش حرکت کند. اکثر صندلی ها برای وزن های( ۱۲۵ کیلو ۲۷۵ )پوند طراحی میشوند.
-
- تکیه گاه ساعد استراحتگاه دست که این تکیه گاه حمایت خوبی برای بدن ایجاد کرده و به نشست و برخاست شخص کمک میکند طول آن نبایستی بیش از ۳۵ سانتی متر جلوی پشتی صندلی ادامه داشته باشد و باید ارتفاع آن بین ۲۵-۲۰ سانتی متر باشد، هم چنین عرض آن بایستی در حدود ۱۰ سانتی متر بوده و شکافی به اندازه ۱۰ سانتی متر بین تکیه گاه ساعد و پشتی وجود داشته باشد. استراحتگاه دست باید نرم و روکش دار باشد و هم چنینی به استفاده کننده اجازه بدهد تا به راحتی دست های خود را بر روی آن قرار دهد بدون اینکه فشار اضافی به آن وارد شود.
سر و صدای محیط کار را، مهاجم بسیار موذی و خطرناک به حساب آورده اند. زیرا هر روز تعداد زیادی از سلول های شنوایی را از بین میبرد، صدای بلند هم بر سلامتی افراد تاثیر میگذارد اما اثر همه صداهای بلند یکسان نیست. هرگاه کارگر یا کارمندی احساس کند که افت شنوائی پیدا کردهاست دیگر بسیار دیر شده است زیرا سنگینی گوش و ناشنوائی حاصل از سر و صدا غیر قابل جبران است. خسارت ناشی ازسر و صدا تنها به گوش محدود نمی شود بلکه کل بدن را در بر میگیرد. در محیط کار آلودگی صوتی میتواند امنیت کارمندان و کارگران را به طور جدی به خطر اندازد در این نوع محیط هاست که خسارات مالی و جانی جبران ناپذیری به وجود میآید میزان تاثیر صدا در محیط کار با ماهیت کار رابطه دارد و به طور کلی تاثیر صدا بر کارهای دشوار و پیچیده به مراتب بیش از تاثیر آن بر کارهای ساده است و هم چنینی صدا در انجام کارهایی که جنبه شناختی دارند بیش از وظایف فیزیکی ایجاد مزاحمت میکند
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تغییرات نوروشیمیایی (احتمالا دوپامین) که در جریان هر عمل لذتبخش آزاد میشود ثابت میکند که آن عمل قابلیت آن را دارد که به صورت عادت درآید. در مورد اینترنت هم وضع به همین صورت است. این حالت در مورد کسانی که رفتارهای تکانهای دارند بیشتر است. به نظر میرسد این فعالیتها توان بالقوه ای برای ایجاد سوء مصرف نیز دارند.


دسترسی آسان به خرید و فروش، قماربازی و. .. به کاربران این فرصت را میدهد که زمان بسیار زیادی را بدون مهار و کنترل صرف اینترنت کنند. در نتیجه اگر انسان در مورد این مسأله دخالتی نکند احتمال بروز رفتار تکانه ای به همراه سوء مصرف یا به تنهایی در این زمینهها وجود دارد.
چنانچه در مطالعات مشاهده شده در افراد با این اختلال ۵ ویژگی تکانه ای بودن گزارش شده :
-
- صمیمیت افراطی (Intense Intimacy)
-
- مهار نکردن (Disinhibition)
-
- رعایت نکردن حد ومرزها (Loss of Boundaries)
-
- احساس بی زمانی (Timelessness)
- احساس خارج از کنترل بودن (Feeling out of Control)
در زمینه اختلال کنترل تکانه در رابطه با اینترنت دو نوع نگرش وجود دارد:
نگرش اول حاکی از آن است که اینترنت خود باعث ایجاد الگوی تکانه ای در کاربران میشود. و نگرش دوم بیان میکند، فرد مستعد رفتار تکانه ای است که این گرایش به وسیله اینترنت تشدید میشود. (۵)
دلیل دیگر مخالفت با اعتیاد آور بودن اینترنت این بود که به عقیده برخی همچون (Levy، ۱۹۹۶)، چون اینترنت تکنولوژی بسیار پیشرفته ای است و اغلب در جامعه فواید بسیاری دارد بنابرین نباید به عنوان ” عامل اعتیاد آور” از آن انتقاد کرد. اینترنت تواناییهای بالقوه ای برای تحقیقات، ایجاد شغل و تجارت دارد و دسترسی به کتابخانههای بینالمللی و برنامه ریزی برای جهانگردی را تسهیل میکند.
اگر چه کتابهایی در مورد فواید کاربردی اینترنت از لحاظ روانشناسی در زندگی روزمره نوشته شده، در مقایسه به مسأله ” وابستگی به اینترنت “(Dependency) کمتر پرداخته شده است. (۷)
بنابرین کسانی که اصطلاح اعتیاد را به نوعی وابستگی فیزیولوژیک بین یک شخص و یک محرک که معمولا نوعی مواد است، اطلاق میکند مانند ( Daivis، ۲۰۰۱ ) اصطلاح ” استفاده مرضی از اینترنت ” را مناسبتر از اصطلاحات دیگر یافته اند. (۱۱)
چنانچه در بین معیارهای DSM – IV – TR (2000) هم این اصطلاح در گروه استفاده مرضی یا سوء مصرف مواد طبقه بندی نشده است.
اما گروهی دیگر آن را نوعی ” اعتیاد رفتاری “(Behavioral addiction) میدانند مانند اعتیاد به قماربازی، پرخوری، تماشای اجباری تلویزیون و مانند آن. در اینجا فرد نه به ماده، بلکه به آنچه که در رایانه انجام میدهد یا به احساسی که در هنگام کار با آن به او دست میدهد معتاد میشود. (۳)
به طوری که طبق نتایج تحقیقات طرفداران این دیدگاه تعداد زیادی از معتادان به اینترنت معیارهای اصلی اعتیاد را دارند. این معیارها عبارتند از :
- برجستگی(Salience) :
وقتی مهمترین فعالیت شخصی، عمل خاصی باشد به طوری که بر تفکر، رفتار و اعمال فرد تاثیر بگذارد، این امر رخ میدهد. طبق تحقیقات Fabian و همکاران در سال ۲۰۰۱ ۹۲% معتادان به اینترنت در تحقیق او دنیا را بدون اینترنت خالی و پوچ میدانند و ۷۷% جالب ترین فعالیت روزانه خود را کار با اینترنت بیان کردند.
- تغییر خلق (Mood modification) :
احساس سرخوشی و هیجان ضمن اشتغال به فعالیتی معین به تغییر خود تعبیر میشود. در این حالت ترشح دوپامین از مرکز لذت در مغز افزایش پیدا میکند. طبق تحقیقات Fabian و همکاران در سال ۲۰۰۱، ۹۲% از کسانی که اختلال اعتیاد به اینترنت داشتهاند دارای این ویژگی بودند.
- تحمل (Tolerance) :
در مورد اعتیاد به اینترنت ” تحمل ” پروسه ای است که طی آن معتاد احساس میکند برای داشتن احساس بهتر نیاز به زمان بیشتری برای ماندن در اینترنت دارد. (Griffiths، ۲۰۰۰ ) مانند الکلی هایی که پس از مدتی نیاز به مقدار بیشتری الکل دارند تااحساس بهتری داشته باشند. طبق تحقیقات Youngدر سال ۱۹۹۶معتادان ۸ برابر بیشتر از کاربران عادی از اینترنت استفاده میکنند. طبق تحقیق Green field در سال ۱۹۹۹، تحمل در ۵۸% از معتادان به اینترنت وجود دارد.
- نشانه های کناره گیری (Withdrawal symptoms):
معتادان به اینترنت وقتی به اینترنت وصل نیستند نشانه های ترک را که شامل : عصبی بودن، پرخاشگری، بی قراری میشود، دارند. Seeman و همکاران در سال ۲۰۰۰، Bai و همکاران در سال ۲۰۰۱ ، ۸۲% از معتادان وقتی در حال استفاده از اینترنت هستند، با قطع ان، پرخاشگری میکنند و ۸۱% اگر سرعت اتصال آن ها به اینترنت کم باشد ” عصبی” میشوند. ( Fabian و همکاران، ۲۰۰۱ )
- تعارض (Conflict) :
به علت استفاده از اینترنت، معتادان به اینترنت سطح اضطراب بالایی در روابط خانوادگی، شغلی، زندگی اجتماعی دارند ( Griffiths، ۲۰۰۰ ) در مطالعات Fabian و همکاران گزارش شده ۴۳% معتادان بعد از خارج شدن از اینترنت احساس گناه و افسردگی میکنند و ۷۱% آن ها اگر در حین استفاده از اینترنت کسی مزاحم کارشان شود، تند خو و پرخاشگر میشوند.

- عود(Relaps) :
Hirschman در سال ۱۹۹۲، علت عود را پابرجابودن مشکل عاطفی زمینه ای که به معتاد شدن فرد کمک کرده میداند. Young در سال ۱۹۹۶ بیان میکند، ۴۶% معتادان تلاش ناموفق برای قطع استفاده از اینترنت داشتهاند. Greenfield بیان میکند ۶۸% از معتادان مطالعه او عود داشتهاند.
young در سال ۱۹۹۹ سه معیار دیگر به این معیارها اضافه کرده که شامل :
- پیشرفت (Progression) :
چنانچه در وابستگی به مواد فرد ابتدا از موادی که کمتر اعتیادآور است مانند تنباکو شروع میکند و بعد به داروهای اعتیاد آور مانند کوکائین روی می آورد، معتادان به اینترنت هم ابتدا در قسمتهایی از اینترنت که طبق تحقیقات ریسک اعتیاد آن ها کمتر است مانند انواع سایتها و پروتکل ها و پستهای الکترونیک شروع میکنند و کم کم در قسمتهایی که بیشتر با فعالیتهای شخصی آن ها در ارتباط است مانند گروههای جدید، Multi – user Domains (MUD) و اتاقهای گپ که اعتیاد آورترند به فعالیت بیشتری می پردازند.
- انکار(Denial):
معتادان به اینترنت اغلب به مشکل خود آگاهی ندارند و آن را به عنوان اختلال در نظر نمیگیرند بلکه اغلب با بیان عباراتی چون « کسی به ماشین معتاد نمیشود » یا « آن قسمتی از شغل من است » آن را توجیه میکنند.
- ادامه فعالیت علیرغم نتایج آن (Continued Use Despite Consequences) :
اعتیاد به اینترنت اغلب در روابط شخصی، تحصیلی و شغل افراد، اثر سوء میگذارد اما معتادان علیرغم این مشکلات به رفتار خود ادامه میدهند. (۱۱)
بطو کلی رایج ترین اصطلاح برای این اختلال، “اعتیاد به اینترنت” (Internet Addiction) است که نوعی وابستگی رفتاری به اینترنت ایجاد میکند و با ویژگیهای زیر تعیین میشود:
-
- هزینه روزافزون برای اینترنت و موضوعات مربوط به آن
-
- احساس هیجانی ناخوشایند (مثل اضطراب، افسردگی و مانند آن در زمانی که فرد در تماس با اینترنت نیست).
-
- قابلیت تحمل و عادت کردن به اثرات در اینترنت بودن
- انکار رفتارهای مشکل زا (۳)
علائم و نشانه ها
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ازدواج اولین قدم برای یک پیوند خانوادگی و پرورش نسل بعد به حساب میآید. از این رو به عنوان مهمترین و اصلی ترین عامل ارتباطی میان انسانها معرفی شده است (روزن[۲] و گراندن[۳] و همکاران، ۲۰۰۴، به نقل از نظری، ۱۳۸۵) از نظر برخی محققان ازدواج دارای مؤلفه های است. نیکولز[۴] (۱۹۹۶ به نقل از اولسون و نمکک، ۱۹۹۹)، مؤلفه های ازدواج را این گونه بیان میکنند:


۱- ارتباط: توانایی اشتراک معنایی با یکدیگر است که میتواند به شکل های کلامی و غیرکلامی و یا نمادین باشد. ارتباط ابزاری برای تاثیرگذاری بر رابطه و تقویت آن است. در اینجا این اصطلاح به ساختن یک فضای مشترک؛ به وجود آوردن تعاملات کلامی و برقراری الگوهای مناسب ارتباطی اشاره دارد.
۲- تعهد: به معنی این است که زوجین تا چه حد برای روابط خود ارزش قائل هستند. و برای حفظ و تدام آن انگیزه دارند.
۳- توجه: نوعی دلبستگی عاطفی است که زوجین را در پیوند با یکدیگر نگاه میدارد. این اصطلاح در تجاربی که درمانگران با مراجعان دارند به جای اصطلاح عشق به کار می رود.
وایلنت[۵] ( ۱۹۷۷ به نقل ازدونلان[۶] و همکاران،۲۰۰۵ )، در مورد تاثیر یک ازدواج خوب بیان میکند که یک ازدواج خوب میتواند از لحاظ روانی نیز خاصیت درمانی داشته باشد و به شخص در غلبه کردن بر عوارض ناخوشایدن بودن دوران کودکی کمک کند و بسیاری از مطالعات حاکی از این است که افراد متاهل شادمان تر و سالم تر از افراد مجرد هستند. با وجود خوشایند بودن پیوند ازدواج، داده های آماری حکایت از آن دارد که رضایت زوجین به آسانی در دسترس نمی باشد (ساپینگتون[۷]،۲۰۰۰ ؛ به نقل از شاهی و برواتی،۱۳۸۴).
گورین[۸]، ورف[۹] و رلد[۱۰] ، ۱۹۶۰، گزارش کردند که ۲۴ درصد از تمامی کسانی که برای حل مشکلات روانی خود در پی دریافت کمک های تخصصی هستند، این مشکلات را با کارکرد زناشویی ضعیف مرتبط می دانند. و بلوم[۱۱]، آشر[۱۲] و وایت[۱۳] (۱۹۷۸، به نقل ازدونلان و همکاران،۲۰۰۵)، چنین نتیجه می گیرند که میان ناآرامیهای زناشویی و اختلاف جسمانی و عاطفی، یک رابطه صریح و روشن وجود دارد.
تعریف رضایت زناشویی
محققان درباره تعریف رضایت زناشویی اتفاق نظر ندارند. وینچ[۱۴] (۱۹۷۴)، رضامندی زناشویی را انطباق بین وضعیت موجود و وضعیت مورد انتظار میداند. بر اساس این تعریف زمانی که وضعیت فعلی زندگی زناشویی فرد با آنچه مورد انتظار وی است، همخوانی داشته باشد، رضامندی زناشویی برقرار است و زمانی که انتظارات فرد از زندگی زناشویی با وضعیت فعلی وی منطبق نباشد، عدم رضایتمندی حاصل می شود. از نظر وی جنبه مرکزی زندگی اجتماعی و عاطفی یک شخص، ارتباط با همسر است و عدم رضایتمندی زناشویی میتواند به توانایی زوجین برای برقراری ارتباط رضایتمندانه با فرزندان و همچنین سایر اشخاص خارج از خانواده آسیب برساند.
لئو و کلوهنن[۱۵] ، رضایت زناشویی را پیوندی دوستانه همراه با تفاهم و درک یکدیگر و تعادلی منطقی میان نیازهای مادی و معنوی همسران می دانند. رضایت زناشویی بنیادی ترین ستون سلامت روانی افراد در خانواده است که از عاملهای گوناگونی مانند وضع مالی، سن ازدواج، وضع کاری و… اثر می پذیرد (لئو و کلوهنن،۲۰۰۵).

برخی از صاحب نظران در تعریف رضایت زناشویی آن را تابعی از مراحل چرخه زندگی می دانند. از جمله الیس (۱۹۹۴) می نویسد: طرف مختلفی برای تعریف رضایت زناشویی وجود دارد که یکی از بهترین تعاریف توسط هاوکینز[۱۶] انجام گرفته است. وی رضایت زناشویی را چنین تعریف میکند: احساسات خشنودی، رضایت و لذت تجربه شده توسط زن یا شوهر زمانی که همه جنبههای ازدواج شان را در نظر می گیرند.
از نظر ملازاده (۱۳۸۷)، رضایت یک متغیر نگرشی است بنابرین یک خصوصیت فردی زن و شوهر محسوب می شود. طبق تعریف فوق رضایت زناشویی در واقع نگرش مثبت و لذت بخش است که زن و شوهر از جنبههای مختلف روابط زناشویی دارند.
و در نهایت طبق یکی از جدیدتری تعاریف، رضایت زناشویی یک حالت روحی است که مزایا و هزینه های ادراک شده وی از ازدواج با یک شخص خاص را منعکس میکند. هر چند فرد در ازدواج خود با شریک زندگی اش احساس کند که هزینه های زیادی پرداخت کردهاست، به طور کلی از آن شخص و ازدواج با او رضایت کمتری خواهد داشت. برعکس هر چند فکر کند در ازدواج با شریک زندگی خود مزایای بیشتری به دست آورده است از او و زندگی مشترکشان رضایت بیشتری خواهد داشت.
نظریه های مربوط به رضایتمندی زناشویی
در مورد رضایتمندی زناشویی، محققان این رشته، نظریه های مختلفی دارند که در ادامه به برخی از آن ها اشاره می شود هر کدام از این نظریه ها به ازدواج و زندگی مشترک از یک منظر نگاه میکنند، برخی به دوام ازدواج و اینکه تداوم زندگی مشترک در همسران به چه شکل در میآید؟ برخی به ازدواج به عنوان یک مدل اقتصادی می نگرند که چنانچه پاداش در ازدواج بیشتر از هزینه های آن باشد، رضایت بیشتری در زندگی در هر دوره دستخوش چه تغییراتی میگردد؟ و دسته ای از این نظریه پردازان هم به باورها و عقایدی که زوجین در زندگی مشترک دارند، می پردازند. (ساپینگتون،۲۰۰۰ ؛ ترجمه: شاهی و برواتی،۱۳۸۴).
نظریه های طبقه بندی ازدواج های بادوام
بررسی کوبر[۱۷]، و هاروف[۱۸] ۱۹۹۲، به نقل از دانش، ۱۳۸۵)، در موارد ازدواج های رضایت بخش منجر به توسعه یک طبقه بندی از ازدواج های بادوام شده است و پنج مدل از روابط مشخص گردیده است که به قرار ذیل میباشد:
۱- مدل فقدان و کم تحرکی حیات و زندگی[۱۹]
انطباق و جور شدن به میزان کم که همسران نه تنها در تعارضات بلکه در علایق نیز این چنین هستند. در این مدل هر چند اشتیاق و علاقه سالهای اولیه کم رنگ شده است، اما به نظر نمی رسد که طرفین علاقه مند به ترک رابطه باشند.
۲- مدل خو گرفته با تعارض[۲۰]
این دوره با درگیری و مشاجره زیاد مشخص می شود و طرفین به خوبی این جنگ و جدال را تحمل میکنند هر چند که چنین کاری برای آن ها واقعاً لذت بخش هم نمی باشد.
۳- مدل همخویی منفعلانه[۲۱]
انطباق و سازش راحت و بی دردسر؛ در این مدل زوجین مانند روابط با دیگران به راحتی با یکدیگر جور میشوند.
۴- مدل کلی[۲۲]
ویژگی این مدل همیشه در کنار یکدیگر بودن و داشتن علایق متقابل شدید است.
۵- مدل حیات – زندگی[۲۳]
در این مدل هر چه طرفین تا حد زیادی به یکدیگر وابسته هستند اما یکدیگر را محدود نمی کنند و در مقایسه با مدل کلی به یکدیگر فرصت بیشتری را برای رشد و پیشرفت شخصی میدهند. (دانش، ۱۳۸۵).
نظریه مدل اجتماعی نای[۲۴]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
منش[۱] والدین و رفتار کودکان
شخصیت کودک همیشه به رنگ محیط عاطفی خانواده در میآید. با این که، این حقیقت بدیهی و آشکار است، با این حال چندی بیش نیست که ما به رابطه موجود بین منش والدین و رفتارکودک پی بردهایم. برخی از اعمال والدین واضح و آشکارند که میتوان آن ها و تأثیر آن ها را شناسایی کرد، و برخی دیگر پوشیده و پیچیده هستند که آن ها را فقط میتوان استنباط کرد و درباره تأثیر آن ها قادر نیستیم از فرضیات فراتر رویم.

رفتارها و خصیصههای نامطلوب در رفتار والدینی ریشه دارند که بیش از حد عاطفی و بیش از حد حمایت کنندهاند، اخلاق بچهگانه دارند، و الکلی، اغواکننده ، طردکننده[۲]، و بیش از حد وظیفهشناس[۳] هستند.
والدینی که بیش از حد عاطفی هستند
گرایشهای[۴] خصوصی و رفتاری عمومی- کودکانی را که والدینشان بیش از حد عاطفی هستند، به آسانی میتوان شناخت. آنان همواره ملاحظه میشوند.
از سالهای نخستین زندگی، آموختهاند که باید با صدای بلند صحبت کنند تا کسی صدایشان را بشنود، و باید تند صحبت کنند تا کسی صحبتشان را ناتمام باقی نگذارد. آن ها آشفتگی و جوشش والدینشان را به طور کامل و عیناً منعکس میسازند. هم کودکان و هم والدین، غالباً از احساساتی بودن بیش از حدشان خبر ندارند و نمیدانند که همواره آماده انفجار هستند. وقتی هم که از آن آگاه میشوند، با غرور و تکبر، آن را به خصوصیات نژادیشان یا کلیشهای بودنشان نسبت میدهند:« میدانید، ما جد اندر جد همینطور بودهایم.»
این قبیل اشخاص تا زمانی که با همتاهای فرهنگی خود به سر میبرند و از قلمروی آن خارج نشدهاند، آنچنان مایهی دردسر دیگران نمیشوند. هرجا که پا میگذارند، جاروجنجال براه میاندازند و با بحثهای طولانی خود وقت با ارزش دیگران را به هدر میدهند، این نوع اشخاص هنگام صحبت صدایشان قوی و بلند است، اما هنگام شنیدن گوشهایشان ضعیف میشود. آن ها به نظرشان آدمهای شورانگیز و مجلس گرمکنی هستند، اما از تأثیری ناخوشایند که با اعمال و گفتارشان بر دیگران میگذارند، بیخبرند.
این قبیل والدین شاید از لحاظ روحی مورد آزار دیگران واقع نشوند، اما برای افراد اجتماع آزاردهنده هستند. آن ها نیازمند مقداری کمک تخصصی هستند تا گرایشهای خصوصی و رفتار عمومیشان را تغییر دهند.

والدینی که بیش از حد حمایتکننده هستند
توجه شدید به جزئیات زندگانی کودک- افراط در حمایت از کودک، در اصل، به نگرانی شدید والدین نسبت به اعمال جزئی کودک گفته میشود. از آن لحظه که کودک به دنیا میآید، این والدین شاید نسبت به زندهماندن کودکشان نگران بشوند و این نگرانیشان پایانی نداشتهباشد. آنچه که برای اکثر والدین امری عادی به حساب میآید، از نظر مادری که بیش از حد حمایتکننده است، مسئله مرگ و زندگی به شمار میرود. یک چنین مادری به رانندهای میماند که هنگام راندن ماشین، کاپوت را باز میگذارد تا مراقب موتور آن باشد.
او ممکن است هر روز، چندبار، تنفس کودک را چک کند، مقدار غذای مصرفی او را اندازه بگیرد، وضع معده کودک را امتحان کند و یا نسبت به خواب او نگران شود. اگر کودک سر پا بایستد، او میترسد که بیفتد؛ اگر کودک بدود، او میترسد که زمین بخورد و آسیب ببیند؛ و اگر کودک تب کند، او شکی نخواهد داشت که فرزندش روبهمرگ است.
این نوع پدر و مادر براستی در زندگی دست به تلاشها و فعالیتهای سخت و طاقتفرسا میزند. او از انجام کارهای غیر ضروری برای کودک خود باز نمیماند. آنچه که این پدرویا مادر برای کودک خود انجام میدهد، او نباید خودش آن را انجام دهد، حتی اگر هم مایل و قادر به انجام آن باشد. این نوع مادر کودکش را بیش از حد لباس خواهد پوشاند و بیش از حد به او غذا خواهد داد؛ حتی اگر بتواند، غذا را برای کودکش هضم خواهد کرد.
خلاصه، آنچه را که کودک وظیفه دارد در زندگانیاش انجام دهد، مادر انجام میدهد، که همین سبب میشود نتایج فجیعی ببار آید. کودک رشد میکند، اما بالغ نمیشود. با خودی[۵] عاریتی (قرض گرفته شده از والدین) زندگی میکند و این توانایی را به دست نمیآورد که خویشتنش را رشد و توسعه دهد. وی به صورت بچهای باقی میماند که به مادرش وابسته است. از احساسات وآرزوهایی که دارد بیخبر است، و از مهارتهای اولیه اجتماعی برخوردار نیست. و از آنجا که همیشه مادر تصمیم گیرندهاش بوده است، در فکرکردن روی مسائل زندگانی با اشکال مواجه میشود. او نمیتواند از درون و اطراف خویش، آگاهی زیادی پیدا کند. او بین علت و معلول رابطهای برقرار نمیکند و با توضیحات افسونگر و غیرواقعی راضی میشود. این قبیل کودکان در ناسازگاری همیشه موجود بین وابسته بودن به مادر و آرزویی تیره و تار برای کسب استقلال داخلی،[۶] انرژی زیادید مصرف میکنند. والدینی که بیش از حد از کودکانشان حمایت میکنند، در صورتی که بخواهند آن ها از دیگران بینیاز باشند، باید از کمک تخصصی بهرهمندد شوند.

والدینی که اخلاق بچهگانه دارند
کودکان، حامی و بازیچهی مادر- بعضی از زنان که مادر میشوند قادر نیستند براحتی با کودکانشان رابطهای محکم و پایدار داشتهباشند. آن ها با اینکه ممکن است خوشیهای زودوگذری با کودکشان داشتهباشند و همچون کسی که با یک عروسک بازی میکند، با او بازی کنند، اما قادر نیستند بار مادر بودن را بردوش بکشند.
آن ها خودشان نیاز به مراقبت مادرانه دارند و آن را از کودکانشان طلب میکنند. در این جور خانواده ها که نقشها به قول معروف درهم ریختهاند، این مادرها از کودکشان میخواهند که آن ها را تأمین کند و در خدمت آن ها باشد. کودکان خود را ناچار میبینند که از مادر حمایت کنند، سرگرمش سازند، و برای او دلواپس باشند. و از آنجا که نمیتوانند این خواستهها را برآورده سازند، دائماً احساس ناتوانی و اضطراب میکنند. آن ها بدون درک معنا و مفهوم کودکبودن و با احساس گناه بزرگ میشوند و همیشه هم خود را سرزنش میکنند. مادرانی که از این نوع باشند، نیازمند کمک هستند تا رشد کنند و بالغ شوند.
والدین الکلی
طوفانهای ناگهانی و غیبتهای گاه بگاه- کودک یک پدر و مادر الکلی در معرض طوفانهای ناگهانی غیرقابل درکی قرار میگیرند. کودک میبیند که پدر و یا مادرش به شیوهای وحشتآور و غیرقابل پیشبینی ، رفتار و خلقو خویش را تغییر میدهد. اومیداند که در این جور مواقع، هیچ چیز نمیتواند جای بطری مشروب را برای آن ها بگیرد. کودک فکر میکند کهبییار و یاور است و او را رها کردهاند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
چشم انداز جهان بینی کارآفرین: رهبران فرصت طلب با تأکید بر واپایش بالا و رقابت بیرونی، بر آن هستند که موفقیت و سود بیشتری به دست آورند. تا جایی که با ضربه زدن به دیگران، خواسته هاس خود را انجام دهند. در این نظریه رهبران، در پی به دست آوردن قدرت و مقام بیشتر هستند و اعتقاد آن ها بر این است که این امر ارزش تلاش کردن را دارد و در نهایت منجر به پاداش فراوان و بیش از حد می شود. رهبران فرصت طلب در زمان حال زندگی میکنند، آن ها به پرژه ها یا رسالت های آینده محور توجهی ندارند، بلکه متکی به اموری هستند که در حال حاضر وجود دارد و تلاش میکنند با تحت واپایش در آوردن امور، نتایج دلخواه را به دست آورند. رهبران فرصت طلب تمایلی به انجام فعالیت های گروهی ندارد و گفتگو و مذاکره بین افراد را امر مطلوبی به حساب نمی آورند و مخالف تفویض اختیار به زیر دستان هستند. آن ها تمایلی به مشارکت دادن اعضا در عقاید و نظرات و تصمیم گیری ها ندارند و به جاب هدایت کردن آن ها در راستای مطلوبیت ها سعی میکنند که با زور برنامه ها را به مرحله عمل برسانند. این رهبران، افرادی سیاسی هستند که در شنیدن و گوش دادن عقاید دیگران ناتوان هستند و به منظور به دست آوردن منفعت ، اهداف کوتاه مدت انتخاب میکنند.

۲-۱-۹-۵-۲- جهان بینی تنظیمی
رهبرانی که از جهان بینی تنظیمی بهره می گیرند از طریق نظام قانونی سلسله مراتبی ، واپایش و رعایت قراردادهای قانونی، سازمان خود را هدایت میکنند؛ بنابرین، این نوع رهبری به منظور تحقق اهداف سازمان، بر حفظ وضع موجود، ثبات و پایداری و وفاداری افراد به سازمان تأکید دارد و به رهبری بروکراتیک معروف شده است. رهبران بروکراتیک پیرو قوانین و مقررات هستند و زیر دستان خود را درراستای همین قوانین، مورد حمایت و پشتیبانی قرار میدهد. به عبارت دیگر مطابق با عدالت، همه افراد در زیر چتر قوانین مورد حمایت قرار می گیرند.

چشم انداز رهبران بروکراتیک: رهبران بروکراتیک با تأکید بر واپایش نزدیک و رقابت درونی سعی بر آن دارند که با تأکید بر سلسله مراتب و قوانین و مقررات، بقای سازمان را حفظ کنند. چون هنگامی که نظام های معتبر در معرض خظر قرار می گیرند، ناامنی افزایش مییابد و منجر به قانون شکنی، اختلال، ایجاد ترس و وحشت و تحولات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی میگردد. رهبران بروکراتیک در چشم انداز رهبری تنظیمی با دنیای جهان شمولی روبرو هستند که در آن همه افراد صرف نظر از شان و رتبه، ثروت، طبقه اجتماعی یا خانوادگی، مورد توجه و لطف قرار می گیرندو حق و حقوق افراد مورد احترام است. در این رویکرد نظام زمانی قابل اعتماد و معتبر است، که ناامنی را کاهش دهد. چون سازمانهای معتبر، منظم و مرتب هستند. در این سازمانها برنامه ریزی با دقت صورت میپذیرد. افراد پیرو قوانین اصیل هستند و در منافع و ضررهای سازمان به عنوان یک کل سهیم هستند. در این نظریه کارشناسان و متخصصان به جمع آوری داده ها و پیدا کردن راه حل های مختلف و پیشبینی پیامد هر راه حل میپردازند و برای انجام هر فعالیتی یک سری انتخاب های راهبردی را مطرح میکنند و یکی از آن ها را مطابق با موقعیت گروه انتخاب میکنند.
۲-۱-۹-۵-۳-جهان بینی اجتماعی
جهان بینی اجتماعی به رهبرانی اشاره دارد که با تأکید بر رقابت گروهی، انعطاف پذیری، گفتگو و ارزشهای فرهنگی سازمان خود را هدایت میکنند. بنابرین این نوع رهبری به منظور دستیابی به اهداف سازمان، بر ارزش های مشترک گروه، همکاری گروهی و ارتباطات تأکید دارد. رهبری در این جهان بینی، رهبری مشارکتی نامیده میشود. رهبران مشارکتی، افرادی آرام، صبور و با کمال هستند و به خاطر همکاری و مشارکت خود در قبال نسل آینده سازمان، به خود می بالند. رهبران مشارکتیفرهنگی را به وجود می آورند که در آن گفتگوهای مبتنی بر ارزشهای مشترک، یادگیری های گروهی و مشارکت افراد افزایش مییابد.
چشم انداز رهبران مشارکتی: رهبران مشارکتی با تأکید بر رقابت درونی و انعطاف پذیری، بر آن هستند که ارزش ها و فرهنگ مشترک افراد، روحیه همکاری و مشارکت بین آن ها را تقویت کنند و از این طریق از به خطر افتادن نظام که موجب می شود افراد روحیه خود را از دست داده و بدگمان شوند، جلوگیری کنند. رهبران مشارکتی سعی میکنند که شناخت ضرورت اجتماعات گروهی را که ریشه در ارزش های مشترک دارد و برای افراد نوعی احساس معناداری، هدفمندی و اعتماد را فراهم می آورد، تسهیل کنند. آنان از مطلوبیت های معنادار اساسی صحبت میکنند، آن هم زمانی که رهبران ارزش هایی مثل روراست بودن، خلوص، صمیمیت و تمایل به شرکت در گفتگوهای خالصانه را آشکار میسازند.
در این نطریه بر روی کیفیت زندگی، بیشتر از کمیت به عنوان موفقیت افراد تأکید میکنند. گفتگو جانشین بحث و کشمکش می شود و اعتقاد بر این است که اعتماد، مشارکت و گفتگو که اجزای تشکیل دهنده همکاری و مشارکت هستند. باید بر کشمکش و درگیری چیره شود. در این نظریه آزادی به معنای عضویت در یک گروه است و رها کردن گروه نوعی بی وفایی و ضعیف النفس بودن تلقی می شود. در جهان بینی مشارکتی، گفتگو و محاوره، پیش نیاز رسیدن به توافق و ابزار اولیه و اساسی به منظور ایجاد روابط حسنه بین اعضای جامعه میباشد و برای پرداختن به امور به صورت گروهی و همکاری تأکید می شود.

۲-۱-۹-۵-۴-جهان بینی شبکه ای
رهبرانی که دارای دیدگاه جهان بینی شبکه ای هستند، با بهره گرفتن از فناوری، ابداع، نوآوری و ابتکار عمل، سازمان خود را هدایت میکنند؛ بنابرین این نوع رهبری دستیابی به اهداف سازمان را در گرو همراه بودن با تغییرات، محور قرار دادن دانش، شهرت و اعتبار اعضای سازمان میداند و به رهبری دانش، مشهور گشته است. رهبران دانش، افرادی که پایبند سنت ها و قوانین گذشته هستند را افرادی قلمداد میکنند که قادر به ادامه کار در عصر تحولات، فناوری و اطلاعات نیستند. حال این افراد چه ثروتمند باشند یا فقیر، جهان اولی باشند یا جهان سومی، در هر حال آن ها مخالف فناوری و پیشرفت هستند. از دیدگاه رهبران دانش این افراد از جهانی سازی دست می کشند و در برابر تجربیات اساسی که منجر به ایجاد راهی به سمت دنیایی تازه و نو می شود، مقاومت میکنند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت


میلرو مودیلیانی در سال (۱۹۶۱) بیان داشتند که سود تقسیمی و تصمیم گیری جهت سرمایه گذاری از هم جدا هستند،زیرا شرکتها میتوانندآزادانه سرمایه موردنیازشان رابهدست آورند. با این وجود، در بازار سرمایه ناکارا که در آن شرکتها نمیتواند سرمایه نامحدود هم برای سرمایه گذاری و هم برای سود تقسیمی فراهم کنند، آن ها باید بیشتر به جریان نقدی داخلی ایجاد شده ی تکیه کنند. هنگامی که عدم اطمینان در جریان وجوه نقد ایجادمیشود (به عنوان مثال، شرکتهایی کـه با جـریانهای خـروجی وجـه نقد مواجه میشوند و یا شرکتهایی که نوسانان جریان وجه نقد را تجربه میکنند)، شرکت باید برای کاهش سود تقسیمی، کاهش سرمایه گذاری، تنظیم پول نقد و یا برای دست آوردن تامین مالی خارجی تصمیم بگیرد. بهدنبال بررسیهای میلرومودیلیانی(۱۹۶۱)،تعدادی از مطالعات،شواهد تجربی در مورد نحوه تعامل سود تقسیمیسهام با سرمایه گذاری ارائهداد.

برخیاز این تحقیقاتاز این بحث پشتیبانی میکنند (بهعنوان مثال، فاما، ۱۹۷۴)درحالی که دیگران متناقض ارائه نتایجی هستند که نشان دهد سود با سرمایه گذاری به هم وابستهاند (بهعنوان مثال، دریمیز و کروز، لوتون، ۱۹۶۷؛ودو میان، ۱۹۹). محققان همچنین سود تقسیمی سهام و چارچوب های سرمایه گذاری را به وسیله عوامل دیگر از جمله هزینه سرمایه خارجی (پوگ، ۱۹۶۹)،محدودیتهای مالی (هولت، ۲۰۰۳) و انعطاف پذیری مالی(دانیل، دنیس، ونوین، ۲۰۰۸) گسترش دادند. بسیاری از تحقیقات قبلی بر این فرض ضمنی استوارند که سودهای تقسیمی سهام نسبت به سرمایه گذاری در مرتبهی دوم اهمیت قرار دارند. بااین حال، بررسی برخی از شواهد نشان میدهد که ابتدا شرکتها در خصوص سود تقسیمی سهام (لینتر، ۱۹۵۶) و سپس در مورد رابطه سود تقسیمی و سرمایه گذاری به طور همزمان (براو، گراهام، هاروی، و میخایلی، ۲۰۰۵) تصمیم گیری میکنند. مدیران به کاهش سود تقسیمی سهام تمایل دارند، و حفظ سود سهام نسبت به سرمایه گذاری در حداقل اهمیت است (براو و همکاران، ۲۰۰۵). در این مورد، سود سهام و تصمیم گیری جهت سرمایه گذاری به یکدیگر وابسته هستند، اما سودهای تقسیمی سهام در درجه دوم اهمیت نیستند، که این در تضاد با نتایج تجربی مطالعات قبلی است. در پاسخ به تناقضات فوق با توجه به ارتباط بین سود سهام و سرمایه گذاری، ما این موضوع را با مشاهده رابطه ی سود سهام و تصمیمات سرمایه گذاری تحت شرایط عدم اطمینان جریان وجوه نقد مورد بررسی قرار میدهیم. شرکتهای با عدم اطمینان جریان وجوه نقد به سختی به تأمین مالی خارجی دسترسی دارند و با هزینه سرمایه بالاتر مواجه میشوند زیرا چنین عدم قطعیتی برای به دست آوردن سرمایه، ریسک بالاتری را نشان میدهد. در این مورد، شرکتها با محدودیت تامین مالی بیشتری مواجهند و باید به جریان نقدی داخلی ایجاد شده تکیه کنند که هر دو بر روی سود تقسیمی سهام (شایا و سو، ۲۰۰۹) و سرمایه گذاری (مینتن و شراند، ۱۹۹۹) تاثیر میگذارند. شرایط عدم اطمینان جریان وجه نقد به ما کمک میکند که بهتر بفهمیم وقتی که شرکتها با مشکلات داخلی وخارجی سرمایه مواجه اند چگونه سود سهام تقسیم میکنند و جهت سرمایه گذاری تصمیم گیری میکنند. بر مبنای پیش فرضهای اصلی فرضیه جریان نقد آزاد، شرکتهایی که جریان نقد بالایی دارند، در امر سرمایه گذاری فعالتر هستند (کاتو[۶۳]، ۲۰۰۲، ص ۴۵۵).با توجه به تصمیم گیریهای مربوط به انجام سرمایه گذاریها،میتوان گفت که پیشبینی جریانهای نقدی یک شرکت مبنای مهمی در نمایان ساختن توانایی شرکت در سرمایه گذاریها برای دوره های آینده میباشد(فریگو[۶۴]،۲۰۰۳، ص ۱۱). نرخ رشد درآمد نشان دهنده وضعیت جریان نقد یک شرکت است؛ اما درآمد شرکت لزوماًً برابر با جریان نقدی موجود شرکت برای پرداخت سود و یا سرمایه گذاری نیست (کاتو،۲۰۰۲؛ ۴۵۴).
مدیرانی که جایگاهشان تثبیت میشود، تمایل زیادی به سرمایه گذاری جریان نقد آزاد با هدف افزایش اندازه شرکت دارند، حتی اگر این پروژه ها بازده ی منفی داشته باشند. سهامداران تمایل دارند سود تقسیمی افزایش یابد تا جریانات نقد در دسترس مدیران کاهش یابد. زیرا آن ها معتقدند که تقسیم سود از عملیات تجاری غیر ضروری مدیران جلوگیری میکند (تهرانی و حصارزاده، ۱۳۸۸، ص ۵۱).
برخی از شرکتها تمایل بیشتری به کاهش سود تقسیمی سهام نسبت به شرکتهای دیگر در بازارهای مالی دارند، با توجه به این ساختار سازمانی، تصمیم گیری شرکت ها در بازارهای مالی با توجه به رابطه بین سود سهام و سرمایه گذاری میتواند به طور قابل توجهی متفاوت باشد. نتایج تجربی شواهدی در مورد تفاوت در فرایند تصمیم گیری برای سود سهام، سرمایه گذاری وتامین مالی اعمال شده توسط برخی شرکتها ارائه میکند. برای اولین بار دانیل و همکارانش (۲۰۰۸) از یک روش جهت بررسی اینکه چگونه شرکت ها در شرایط عدم اطمینان جریان نقد، کمبود جریان نقد و نوسانات جریان نقد را اندازه گیری میکنند استفاده کردند. بر خلاف برخی ازشرکتها، برخی دیگر ازشرکتها به هنگام مواجهه با عدم اطمینان جریان نقد سود سهام یا سرمایه گذاری را کاهش نمیدهند. علاوه بر این، حتی با وجود عدم اطمینان جریان نقد، آن ها هنوز هم سطح بالایی از سرمایه گذاری را حفظ میکنند. برای برطرف کردن عدم اطمینان جریان نقدی، آن ها عمدتاًً به افزایش سرمایه از محل تامین مالی خارجی می پردازند و تقریبا تراز نقد را کاهش نمی دهند و یا پول نقد غیر عملیاتی برای پوشش عدم اطمینان جریان نقد را افزایش میدهند (لودینگ، سیفی لی، مینک کینگ لیو ووکسینک ووگ، ۲۰۱۲).
۲-۵ گفتار پنجم: پژوهشهای انجام شده خارجی و داخلی پیرامون پژوهش
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بعد ساختاری مشتمل بر اعضا است که چارچوب و بدنه خانواده را تشکیل داده و الگوهای پیوند میان اعضای خانواده میباشد. از نظر ساختاری ماهیت دوتایی ، زن و شوهر، هر یک از والدین و فرزندان، ارتباط فرزندان مورد توجه قرار میگیرد.

خانواده به عنوان یک نهاد میتواند واجد ساختارهای متفاوتی باشد. هر ساختاری از ابعاد و ویژگیهای ذاتی و عرضی برخوردار است. ویژگیهای ذاتی در واقع ویژگیهای هویتساز هستند. برای تعیین ساختار هر نهاد لازم است که ویژگیهای ذاتی آن نهاد کشف شود. ویژگیهای منعطف و زمانمند نهاد به جنبههای غیرذاتی نهاد برمیگردد. اینکه خانواده ها چگونه هنجارهایی را برای رفتارخود و رفتار قابل قبول اعضای خود به وجود میآوردند در زمرهی مطالعه ساختاری خانواده قرار میگیرد.

ازدواج شرط اساسی تحقق ساختار خانواده است که با توجه به تنوع الگو در گستره زمانها و فرهنگها و نگرشهای ارزشی گوناگون نسبت به هر یک از این الگوها شامل تعاریف متفاوتی است. دو فرد به عنوان عناصر تشکیل دهنده این بنیاد میباید دارای حداقل ویژگیهایی همچون تخالف جنسی، روابط جسمانی، پایایی و قرارداد اجتماعی باشند.
از دیدگاه اسلام نیز، مفهوم خانواده مستلزم مفهوم ازدواج بوده، لذا قیود، شرایط و پیش شرطهای تربیتی اخذ شده در ازدواج به طور غیرمستقیم، مفهوم خانواده را تهدید میکند، هرچند عکس این مطلب کلیت نداشته و نمیتوان ازدواج را مستلزم تشکیل خانواده دانست. صفات اخلاقی مورد نظر برای طرفین که به طور ضمنی در آیات به آن ها اشاره شده است به عنوان بخش مهم ساختار مدنظر میباشد.
به غیر از ساختار ذکر شده از نمونه های دیگری که در آیات بدانها اشاره شده و ذیل این مقوله جای دارند میتوان فرزندخواندگی، فرزندان همسران و چندهمسری را نام برد.
۱-۶-۳٫ بعد کارکردی
کارکرد در لغت به مفهوم عمل و کار و کردار و فعل، رفتار، زحمت، خدمت (فرهنگ معین) و معادل آن واژه function میباشد.
کارکرد گزاره ناظر به بیان اثر و نتیجه مطلوب (مورد انتظار) از فعالیت نظام (یا زیر نظام) که برای تحقق غایت و انجام رسالت هر یک از عوامل و نهادهای تربیتی ضروری باشند. همچنین کارکرد را فعالیت یا کلیت فعالیتهای یک موجود مرکب که نتوان آن را به هیچ یک از اجزا به تنهایی نسبت داد.
بعضی کارکرد را مفهوم عامیدر نظر میگیرند که شامل دو قسم مثبت و منفی میشود اما گروهی دیگر، واژه کارکرد را مترادف با کارکرد مثبت به کار میبرند و در نتیجه آن را مقابل کارکرد منفی قرار میدهند.
در ضمن، مثبت بودن یک کارکرد لزوماً بدین معنی نیست که هم نسبت به جامعه و هم نسبت به فرد مثبت باشد. گاهی یک کارکرد نسبت به جامعه، مثبت و نسبت به فرد، منفی است و بالعکس؛ برای مثال جامعهای ممکن است برای بقای خود به اعضای جدیدی نیاز داشته باشد، ولی یک بارداری اضافه میتواند برای مادر یا خانوادهای خاص، باری تقریبا تحمل ناپذیر باشد، یا فرزند اضافه میتواند دلیل قدرت جنسی مرد محسوب شود، اما جامعه به عنوان یک کل ممکن است دچار اضافه جمعیت باشد.
در این بحث گاه با نگاه توصیفی و تبیینی به بررسی کارکردها یا نتایجی پرداخته خواهد شد که نهاد خانواده در واقعیت عینی برای اعضای خانواده و برای کل نظام اجتماعی به بار میاورد. چنانچه با نگاه هنجاری به بررسی غایات مطلوب زندگی خانوادگی بپردازیم تعبیر اهداف خانواده برای اشاره به این رویکرد به کار میرود. البته از آنجا که اصطلاح کارکردها شامل نتایج مثبت و منفی و نیز آشکار و پنهان است، (ساروخانی، ۱۳۷۰) مصادیق کارکردها و اهداف به طور کامل بر یکدیگر منطبق نیستند زیرا اهداف فقط به غایات مثبت و آشکار اطلاق میشود. از سوی دیگر کارکردها به نتایج تحقق یافته اختصاص دارد درحالی که اهداف ممکن است تحقق خارجی نیابند. لیکن از آنجا که در بحث پیش رو، معنی نخست و مثبت کارکرد مورد نظر میباشد، منظور از بعد کارکردی، اهدافی است که تشکیل و مساعی خانواده در راستای تلاش برای رسیدن به آن هدفهاست. میتوان ادعا نمود که دستیابی به این اهداف باعث ثبات، استحکام، کارایی و رشد مطلوب خانواده میگردد.
۱-۶-۴٫ دلالتهای تربیتی
منظور از دلالتهای تربیتی، اصول تربیتی است که از نتایج بررسی مباحث ساختار و کارکرد به دست میاید. بدین منظور از گزارههای توصیفی و تجویزی به دست آمده در مباحث ساختار و کارکرد و با روش قیاس عملی، اصول یاد شده استنتاج میگردد.
۱-۶-۵٫ آموزههای قرآن
منظور رهنمودها، توصیه ها و دستورات قرآن است که با مراجعه به آیات شریف قرآن، تفاسیر معتبر و روایات صحیح، توسط محقق به صورت مستدل استخراج میگردد.
فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه پژوهش
۲-۱٫ مقدمه
در این فصل دو محور کلی مبانی نظری و پیشینه پژوهش بررسی میگردد. در قسمت مبانی نظری؛ مباحث مرتبط با عنوان تحقیق تحت عنوان معنای خانواده و اقسام آن، چیستی و ماهیت خانواده، چرایی و اهمیت خانواده، خانواده از منظر فیلسوفان، خانواده در اندیشه اسلامی و از منظر برخی اندیشمندان مسلمان، اهم انواع و صور تشکیل خانواده، مکتب کارکردگرایی، سیستم و تفکر سیستمی، تیپهای خانواده، انواع فرزندپروری، تعاریف خانواده در آموزههای دینی، الگوهای جایگزین خانواده، اسناد بالا دستی نظام در ارتباط با خانواده موردنظر قرار گرفته است.
۲-۲٫ معنای خانواده
در بیشتر فرهنگها و کتابهای لغت به تعریف لفظی و لغوی کلمه خانواده توجه شده است که پرداختن به همه آن ها به تفصیل بیش از حد میانجآمد؛ لذا به برخی از آن ها به اجمال اشاره می شود:
۲-۲-۱٫ مفهوم Family
کلمه فامیلی family از لغت یونانی «فامیلیا» و«فامولوس» familia و famulus به معنی مستخدم و برده گرفته شده است. (شوایزر، ۱۹۸۲) از لحاظ تاریخی فامیلی به نوعی اتحاد خانگی اطلاق میشد که افراد آزاد و برده را با هم، شامل بود. در برخی از فرهنگها این مفهوم شامل اموال خانه نیز بود. به این ترتیب در یک اتحاد خانگی به جای پیوند خونی اعضا خانواده تعداد افراد دخیل در امر تولید مهم بود.
در زبان فارسی نیز خانواده معنای خاندان، دودمان، اهل و عیال و خانه و اسباب خانه، خویشان و اهل و عیال، خانه دولت و ثروت، مخصوصا ثروت موروثی قابل حمل دارد.
به نظر میرسد خانواده یا فامیلی بیش از یک واحد مبتنی بر پیوند خونی و صمیمی زن و شوهری بوده است. میتوان گفت آن چه به نام خانواده گسترده شناخته شده، یک واحد اقتصادی تولیدی ـ مصرفی خودکفا بوده و کلیه افرادی که با کمک یکدیگر این واحد اقتصادی را میچرخاندند، از ارباب تا برده و مستخدم جزیی از این واحد خانواده شمار میآمدند. (اعزازی، ۱۳۸۰)
مفاهیم زیر ارتباط نزدیکی با خانواده دارند و گاه به اشتباه در جایگاه مشابه به کار گرفته میشوند:
۲-۲-۲٫ خانوار[۱]
خانوار به یک ساختار فیزیکی[۲] اشاره دارد و معنی آن سر پناهی[۳] برای افراد است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
این دسته از صاحب نظران مباحث خود را تحت عناوینی همچون خود رهبری، مدیریت برخود، مدیریت شخصی و مدیریت بعد داخلی ارائه نموده اند.
-
- خود رهبری مجموعه ای وسیع از استراتژی ها است که بر رفتارها، افکار و احساسات – که ما از طریق آ نها برخود اعمال نفوذ میکنیم – تمرکز میکند. خود رهبری آن چیزی است که فرد انجام میدهد تا خود رهبری کند. خود رهبری نفوذی است که ما برخود اعمال میکنیم تا رفتار و فکر خود را کنترل کنیم و بویژه عملکرد خود را افزایش دهیم.
-
- هر کس در حدی خودرهبری را تمرین میکند اما هر کس یک خود رهبر مؤثر نیست.
-
- خود رهبری مؤثر قابل یادگیری است.
-
- خود رهبری به مدیران و سایر کارکنان – یعنی هرکس که کار میکند – مربوط است.

-
- مدیریت برخود به معنای اعمال کنترل مثبت بر زندگی خویشتن، از طریق مشاهده ی عملکرد خود میباشد. مشاهده ی عملکرد خود به معنای شناسایی تمام رفتارهایی که می توانید انتخاب کنید و آن چه انجام می دهید و انجام کاری که از آن لذت می برید، به منظور ایجاد تعادل و تغییر در سایر ابعاد رفتار خود یعنی احساس، تفکر و پاسخ فیزیولوژیک میباشد.مدیریت برخود به معنای مدیریت ابعاد پنج گانه خود – فیزیکی، شناختی، احساسی، حسی عصبی و هوشیاری – به منظور ایجاد تعادل و تکامل در آن ها میباشد تا از این طریق بتوان به رشد، پیشرفت، موفقیت و رضایت رسید.
-
- مدیریت برخود مستلزم پاسخ به سؤالات زیر میباشد:
-
- توان مندیهای من کدامند؟
-
- روش کار من چگونه است؟
-
- ارزش های من کدام است؟
-
- کمک های من به سازمان چه باید باشد؟
-
- آیا مسئولیت برقراری ارتباط با دیگران را پذیرفته ام؟
-
-
- آیا برای بهره برداری از نیمه ی دوم زندگی کاری خود برنامه ریزی کرده ام؟

-
- مدیریت شخصی مستلزم مهارت های چهار گانه ی زیر میباشد:
-
- خود آگاهی؛
-
- تعیین اهداف و اولویت ها؛
-
- مدیریت زمان؛
- مدیریت استرس.
ممدمد
مدیریت استرس
علامت
مدیریت زمان
تعیین اهداف واولویت ها
خود آگاهی
مشکل
مدل شماره ی ۲-۲: سلسله مراتب مهارت های مدیریت شخصی
مهم ترین و ابتدایی ترین گام در مدیریت شخصی، خود آگاهی میباشد زیرا بر اساس آن به اهداف و اولویت های متوازن دست یافته و در نتیجه در مدیریت زمان و مدیریت استرس هم موفق خواهیم بود؛ لذا خود آگاهی – شناخت خود – کلید حل مسائل میباشد.
-
- مدیریت برخود مربوط است به دانش ما درمورد چگونگی مدیریت خودمان، به منظور حداکثر سازی بهره وری که شامل ارزیابی شخصی از اهداف و مقاصد شغل، اولویت ها در بین وظایف، دانش در مورد بهترین ابزار های تحقق اهداف نهایی و دانش در مورد آن چه در ما ایجاد انگیزه میکند، میباشد. به عنوان مثال، هنگامی که اِستکی پس از ارتقای شغلی، خود را وادار به تفکر نمود، مهارت های خود مدیریتی عالی داشت با وجود این، او کمتر توانست از عهده ی پیچیدگی های دیگران، ساست ها و محیط کاری برآید. دانش در مورد انگیزش شخصی و سایر جنبههای سبک مدیریت فردی یک بخش از بصیرت واقعی است.
-
- مدیریت برخود شامل برنامه ریزی زمان، توجه به تأثیرات اولیه رفتار و خود ارزیابی میباشد.
-
- مدیریت برخود به معنای کسب کنترل بر روی تصمیمات، مشکلات، استرس و زمان میباشد. تصمیم گیری، حل مشکل، مدیریت استرس و زمان همه در ارتباط با تعیین اولویت ها است.
- مدیریت برخود مستلزم یادگیری مداوم، انرژی زیاد، احساس ارزش زیاد، خوب زیستن از لحاظ فیزیکی و جسمی، استقلال زیاد، روابط بالنده و توفیق فزآینده میباشد.(رضایی زاده ، ۱۳۸۵،ص ۵۶-۵۸)
۴-۴-۲-۲رویکرد جامع نگر
برخی اندیشمندان همچون کاوالری، فیرون، کوک، دهرتی و هرن بر تعامل و و ارتباط نزدیک زندگی شخصی با زندگی کاری تأکید داشته و معتقدند که مدیران در هر زمان و هر مکان در حال انجام وظیفه اندک چه سر کار باشند یا در حال بازی یا این که در خانه یا در اداره باشند. تفکر جداسازی زندگی شخصی از زندگی شغلی کارکنان و مدیران از مد خارج شده است، بر اساس این رویکرد، ضروری است که به تمام ابعاد و جنبههای زندگی مدیران در ارتباط با خانواده، دوستان، جامعه، ذهنی، روحی، حالت های خلاق، تناسب اندام، تغذیه و خواب مناسب (کاوالری )؛ مادی، فیزیکی، احساسی، حرفه ای، روحی معنوی و اجتماعی ( دهرتی ) توجه نمود.
بنابرین دیدگاه، بهتر است مدیران به تمام ابعاد و زوایای زندگی شخصی خود از طریق تهیه ی برنامه ی زندگی خود توجه نموده و آن را مدیریت نمایند:
- مدیریت بعد داخلی خود به معنای توجه به بعد ذهنی، معنوی و حالت های اخلاق خویش و همچنین تناسب اندام، خوردن و خوابیدن در حد مناسب به منظور حداکثر سازی رشد، توسعه و موفقیت است.
مواردی که در ادبیات مدیریت در زمینه ی بعد داخلی مدیریت بیان می شود مثل معنویت، روح، خلاقیت، عکس العمل عمیق و توسعه ی بصیرت ما را به رویکرد توجه به مدیر کامل هدایت میکند؛ یعنی مدیر به عنوان یک موجود کامل روحی – روانی مورد توجه قرار میگیرد، نه فقط یک موجود سازمانی. دستیابی به مدیریت درونی مستلزم آگاهی درونی از سه بعد فیزیکی، ذهنی و روحی میباشد.
- خود مدیریتی در کار به معنای مدیریت مسیر شغلی و مدیریت استرس است مدیریت مسیر شغلی، مستلزم بر خویش، ارزش ها و لایق خود را تعیین کنید. لذا برنامه ریزی مسیر شغلی باید در متن کل زندگی شما باشد. برنامه ریزی زندگی عبارت است از استفاده از فرصت ها در مورد این که چه ترکیبی از جنبههای مختلف زندگی بیشتر با ارزش ها و آرزوهای شما متناسب است. برخی بر مسیر شغلی و کار بیشتر از سایر موارد تأکید دارند و برخی دیگر بر خانواده، توسعه ی روحی، فعالیت های تفریحی، زندگی اجتماعی، تعلیم و تربیت و توسعه ی شخصی تأکید دارند و برخی معتقد به ایجاد توازن و تعادل نسبی بین آن ها میباشند.
۳- مدیریت توسعه ی شخصی به معنای برنامه ریزی زندگی و برنامه ریزی مسیر شغلی و نحوه ی تعامل این دو با یکدیگر نامه ریزی زندگی میباشد زیرا برای فهم این که شما در چه نوع شغلی خشنود خواهید بود، باید اولویت های زندگی بر اساس نقشه ی توسعه ی شخصی است. برنامه ریزی زندگی خود مستلزم صحبت یا تفکر در مورد موضوعات هفت گانه ی زیر میباشد:
-
- مادی، شامل پول و دارایی؛
-
- فیزیکی، شامل سلامتی و تناسب؛
-
- احساسی، شامل تفریح و هیجان؛
-
- ذهنی،شامل هوش و یادگیری؛

-
- حرفه ای، شامی مشاغل و مسیرهای شغلی؛
-
- معنوی، شامل ارزش ها و عقاید؛
- اجتماعی، شامل دوستان و خانواده؛
برنامه ریزی مسیر شغلی خود مستلزم پاسخ به سؤالات زیر است:
-
- من چه کسی هستم؟
-
- چه چیزی مرا ترقیب میکند؟
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
محدودیتهای موجود در قوانین ایران مانند ۱) قانون اساسی، ۲) قانون بودجه از یک سو و از سوی دیگر ۳) الزامات و تاکیدات مجلس برای ایجاد شرایط سرمایهگذاری خارجی در کشور، خصوصاًً در بخش نفت و گاز سبب گردیده است تا راههای جذب منابع مالی و انتقال تکنولوژی، به شیوههای خاص از قراردادهای توسعه نفت محدود و معمول گردد. میتوان گفت شاخصترین و رایجترین گونه قرارداد در بخش بالادستی صنعت نفت و گاز ایران که مورد قبول مراجع قانونگذار کشور است، یک نوع قرارداد خرید خدمات پیمانکاری، موسوم به «بایبک یا بیعمتقابل» میباشد که همراه با تامین منابع مالی صورت میگیرد.


قرارداد بایبک زیرگروه قراردادهای خرید خدمت محسوب میگردد. در این نوع قرارداد، شرکت سرمایهگذار خارجی مسئولیت پرداخت کلیه وجوه سرمایهگذاری و همچنین نصب تجهیزات و راهاندازی و انتقال تکنولوژی را برعهده میگیرد و پس از راهاندازی، کلیه پروژه را به کشور میزبان واگذار میکند. بازگشت سرمایه و همچنین سود ناشی از سرمایهگذاری از طریق فروش محصولات به دست میآید که به دلیل گستردگی و بالابودن پتانسیل ایجاد بستر بهرهوری بینالمللی و تنوع شروط و ویژگیهای این قرارداد، بررسی این قرارداد موضوع تحقیق این پایاننامه قرار گرفته است.
ب: سوالات تحقیق
-
- ماهیت حقوقی قرارداد بایبک چیست؟
-
- ویژگیها و جایگاه قرارداد بایبک در قوانین و مقررات چگونه است؟
- تأثیر بایبک در توسعه روابط بینالملل چیست؟
ج: فرضیات تحقیق
-
- ماهیت حقوقی قرارداد بایبک، نوعی قرارداد خرید خدمت محسوب میگردد که در آن شرکت سرمایهگذار خارجی مسئولیت پرداخت کلیه وجوه سرمایهگذاری را به عهده میگیرد.
-
- به نظر میرسد ویژگیهای عقد قراردادهای خدماتی در چارچوب قرارداد بایبک مورد توجه کشور میزبان واقع میشوند. ویژگیهایی مثل: ۱) مالکیت کامل کشور میزبان بر منابع (نفت خام و گاز طبیعی)، ۲)نفی مشارکت خارجی، ۳) حاکمیت قوانین کشور میزبان بر قرارداد بایبک، ۴) حاکمیت قوانین کشور میزبان بر حکمیت و داوری، ۵) حاکمیت قوانین پولی کشور میزبان بر روابط ارزی و…
- بایبک به دلیل روند سودآفرینی که دارد قابلیت جذب سرمایهگذاری خارجی را میسر میکند که این مسئله میتواند در قالب همکاریهای مشترک منطقهای تبلور یابد.
د: سوابق تحقیق
در مورد تحلیل حقوقی قرارداد بایبک در ایران با رویکرد توسعه روابط بینالملل، تحقیق مستقلی انجام نشده است، لیکن در برخی آثار حقوقی، اشاراتی به آن شده است که از جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
آییننامه چگونگی قراردادهای بای بک غیرنفتی مصوب ۰۹/۱۱/۷۹هیات وزیران تعریف داشته است: بای بک یا معاملات دوجانبه به مجموعهای از روشهای معاملاتی اطلاق میشود که به موجب آن سرمایهگذار تعهد میکند تمام یا بخشی از تسهیلات مالی (نقدی و غیرنقدی) را برای تامین کالاها و خدمات مورد نیاز، شامل کالاهای سرمایهای یا واسطهای یا مواد اولیه یا خدمات، جهت ایجاد توسعه، بازسازی و اصلاح واحد تولیدی و خدماتی در اختیار سرمایهپذیر قراردهد و بازپرداخت تسهیلات شامل اصل و هزینه های تبعی آن را از محل صدور کالا و خدمات تولیدی و سرمایهپذیر دریافت کند. این نوع معامله سرمایهگذاری، ترکیبی از کارخانه و عملیات تجاری که بهای معامله نه به ارز خارجی بلکه با تحویل محصولات ساخته شده پرداخت میشود. (شاپیرا، ۱۳۷۱: ۱۴۹-۱۷۰)
ترجمهی بایبک به بیع متقابل این توهم را به وجود میآورد که ماهیت بایبک همان ماهیت عقد بیع را دارد در حالی که در ترجمه بایبک اشتباه صورت گرفته است. بایبک را اصولاً نباید از مفهوم لغوی آن دور کرد. از لحاظ لغوی به معنای «بازخرید» است و معنی حقوقی آن هم از معنی لغوی آن دور نیفتاده است. (صادقی، ۱۳۸۳: ۱۲۶)
ه: اهداف تحقیق
هدف کلی: بررسی و شناسایی ماهیت و ویژگیهای حقوقی قرارداد بایبک جهت شناخت و اصلاح معایب آن.
هدف ویژه : اصلاح ساختارهای قراردادهای بای بک در مبادلات بینالمللی و پیشگیری از زیان و ضرر.

کاربران: مجموعه دستگاههای ذیربط و فعال در عرصه تجارت بینالمللی، مجموعه صنایع تبدیلی و نقل و انتقالات نفت و گاز، مجلس شورای اسلامی و کمیسیون حقوقی و اقتصادی مجلس و… .

و: روش تحقیق
این تحقیق به وسیله مطالعات کتابخانهای و روش تحلیلی- توصیفی با بهره گرفتن از روش فیشبرداری انجام شد. ابتدا به شناسایی منابع معتبر و سپس به مطالعه و فیشبرداری پرداخته، پس از آن مطالب در قالب تحقیق تدوین و پس از بررسی سوالات و فرضیات تحقیق و شرایط حقوقی قرارداد بایبک، تحلیل و با نتیجهگیری اتمام مییابد.
ز: ساختار تحقیق
مطالب این پایاننامه در پنج فصل تدوین گردیده است که فصل اول در مورد کلیات تحقیق، فصل دوم تاریخچه و مفاهیم تحقیق که خود شامل سه مبحث میباشد و مبحث اول در مورد تاریخچه قرارداد بایبک، مبحث دوم مفهومشناسی بایبک، مبحث سوم جایگاه قراردادهای بایبک در قوانین موضوعه بحث میشود. در فصل سوم با عنوان مراحل عملیاتی قرارداد بایبک صحبت میشود که شامل چهار مبحث میباشد و در فصل چهارم در مورد مزایا و معایب بایبک بر روابط بینالملل صحبت شده که شامل چهار مبحث مجزا میباشد و در فصل پنجم نتیجهگیری و پیشنهاداتی ارائه گردیده است.
فصل دوم:
تاریخچه و مفاهیم تحقیق
بای بک یکی از شیوه های تجارت متقابل است که در زبان فارسی آن را خرید بازیافتی و بازخرید نیز ترجمه کردهاند. در معاملات بای بک از یکسو ماشینآلات، تجهیزات تولیدی یا یک کارخانهی کامل از سوی یک عرضهکننده به کشور دیگری صادر میگردد و در مقابل، محصولاتی که به طور مستقیم یا غیرمستقیم به وسیله همین تسهیلات تولید شده بابت تمام یا بخشی از بهاء این تسهیلات، در مدت زمان معینی دریافت میشود.
در این فصل که شامل دو مبحث و پنج گفتار میباشد، به تعریف و تاریخچه قرارداد بایبک و مفهومشناسی آن میپردازیم و همچنین در مبحث دوم چند نمونه از قراردادهای بایبک را توضیح میدهیم.
در قرار داد بایبک که یکی از روشهای است، محصولاتی که به طور مستقیم یا غیر مستقیم به وسیله همین تسهیلات تولید شده بابت تمام یا بخشی از بهاء این تسهیلات، در مدت زمان معینی دریافت میشود. بهعبارت دیگر محصولات مورد تبادل در این شیوه از تجارت متقابل بهنحوی به یکدیگر مربوط هستند.
مبحث اول: تاریخچه قرارداد بایبک
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۵- حضورنیروهای حفاظتی :
حضورفعال وپررنگ نیروهای حفاظتی که بااستفاده از آخرین روشها به رصد و پیگیری فعالیت های اشخاص درفضای سایبرمی پردازند عامل موثردیگری است که می توان از آن به عنوان یکی ازتأثیرگذارترین روش های پیشگیری از بزه دیدگی سایبری یاد نمود در این روش متصدیان امریا به تعبیری پلیس سایبری به برخورد ومقابله با جرایم می پردازند وبا پیگیری وتحت نظرقراردادن اشخاصی که فعالیت های پنهانی دارند ونیز کنترل شناسه اینترنتی آنان درفضای سایبربه رهگیری اقدامات آن ها می پردازندتا ازاعمال مجرمانه ایشان علیه دیگران جلوگیری نمایند.طراحی چترهای حفاظتی وهمچنین ارائه اخطارهای آموزشی به اشخاص وفعالان حوزه سایبر ازمهمترین اقدامات این گروه میباشد،این مورد ازنوع پیشگیری وضعی است.

مبحث سوم) نقش پلیس فتا درمقام کشف جرایم رایانه ای :
افراد درخصوص مسئولیت بررسی و کشف جرائم رایانه ای دچارسردرگمی میشوند چرا که اولاً کشف منبع اصلی این نوع جرائم فوقالعاده مشکل بوده و مستلزم برخورداری از مهارت بالایی در زمینه دانش کامپیوتر میباشد. ثانیاًً اینترنت ازنظرمکانی و زمانی بیحد ومرز بوده و به راحتی نمیتوان گفت که یک جرم رایانه ای از کجا آغاز و در کجا خاتمه یافته است.شایان ذکر است که ارائهکنندگان خدمات اینترنتی (ISP) بیشتر از هر کسانی میتوانند به کشف این جرم کمک کنند تا آنجایی که باید بگوئیم بسیاری از این افراد در آمریکا به عنوان کارشناسان رسمی و عاملان دولتی با مأموران FBI در کشف این نوع جرائم همکاری نزدیک دارند. همزمان با پیشرفته شدن نرمافزار وسختافزار کامپیوتر، بازرسان ویژه تحقیق جرایم رایانه ای نیز باید دانش خود را در زمینه علوم مختلف کامپیوتری بالا ببرند تا بتوانند از پس پرونده های پیچیده رایانه ای برآیند.
گفتار اول)کشف جرایم رایانه ای :
کشف جرائم رایانه ای به معنای لغوی استفاده از یک سری روش های هدفمند از تکنیک ها و دستورالعمل ها برای به دست آوردن وجمع آوری آثار جرم از تجهیزات وسیستم های اطلاعاتی و محاسباتی وانواع دستگاه های ذخیره سازی اطلاعات ورسانه های دیجیتال است ،به گونه ای که بتوان آن ها را دریک قالب منسجم و قابل ارائه ومفهوم در دادگاه جرائم رایانه ای ارائه کرد اما در واقع به فرایند نگهداری ،شناسایی ،استخراج ،تفسیر ومستند سازی آثار و شواهد کامپیوتری که دارای ویژگیهای قانونی یک اثرجرم ازقبیل انجام شدن فرایند های قانونی ، صحت و تمامیّت اثر جرم ،گزارش دهی درست اطلاعات به دست آمده ودرنهایت دریافت رأی نهایی ازیک دادگاه قانونی یایک سیستم قانونی معتبرمی باشندکشف جرائم رایانه ای گفته می شود.درحقیقت کشف جرائم رایانه ای یک علم است که به آن عمل دریافت،پردازش وشناسایی داده ها ازکامپیوترها به روشی است که تمامی آثار به دست آمده دردادگاه جرائم رایانه ای قابل ارائه باشند.

مهمترین نیازهایی که در کشف جرائم رایانه ای می توان مطرح ساخت را به بررسی کردن اکثرمستندات الکترونیکی مهم ،جستجو ودریافت داده ها از کامپیوترها تقسیم بندی کرد ، در این نیازها قطعاً مسئله مهم صحت داده ها میباشد ،درصورتیکه درنگهداری اثرات وفایل های دیجیتال سهل انگاری شود براحتی قابل تخریب واز بین رفتن هستند .در فرایند کشف جرائم رایانه ای برای بازگردانی اثرات جرم معمولاًٌ با بهره گرفتن از روش های خاص فایل های حذف شده ، فایل های رمزنگاری شده و همچنین فایلهای تخریب شده را برای بررسی های بیشتر بازگردانی میکنند.[۳۷]
دربسیاری ازجرایم نیاز به دانستن این مطلب است که آدرس آی پی در چه تاریخ، مکان وچه ساعتی،دراختیارچه کسی بوده که این بسیار به کشف جرم وتشخیص آن کمک میکند زیرا جعل هویت،کارخیلی دشواری نیست و میتوان هویت وآدرس جعلی داد، اماشماره تلفنی که به یک ISP وصل شده و از طریق آن ISP خدمات میدهد را نمیتوان جعل کرد؛ بنابرین برای کشف دقیق جرم به آن اطلاعات نیاز است.
حال به بررسی ۲ پرونده که در آن ها یکی از انواع جرایم رایانه ای به وقوع پیوسته میپردازیم: ۱ – دختر جوانی از افراد ناشناسی که ایمیلی به نام وی ایجاد کرده و در آن او را فاحشه تلفنی معرفی کرده بودند، شکایت کرد. در پی ارسال چند پیام از ایمیل مذکور به ۵ سایت مختلف، دختر جوان از سوی مردان زیادی مورد آزارتلفنی قرارگرفته بود. . دخترجوان با راهنمایی پلیس کلمه عبوری ساخته و به وسیله آن وارد ۵ سایت مذکور شد. بدین ترتیب بازرسان با بهره گرفتن از کلمه عبوری مشابه به صفحات اینترنتی سایتهای مذکور که پیامهای ایمیل مذکور درج شده بود، دسترسی یافتند. پیامها برای ۵ گروه ارسال شده بود که یکی از آن ها یک گروه دولتی بود. تیم بازپرسی دستورات لازم برای ورود به سایت گروه دولتی مذکور و همچنین پیام وارده به سایت آن ها را دریافت کرده تا بدین ترتیب IP (یک سری شماره که با نقطه از هم جدا شده و معرف کامپیوتر و معرف کامپیوتر متصل به اینترنت است) استفاده شده برای ارسال پیام را شناسایی کنند. با کمک سایتهای اینترنتی قابل دسترس دولتی یک ISP (ارائهکنندگان خدمات اینترنتی) معرفی شد. بازرسان از ارائهکنندگان خدمات اینترنتی درخواست کردند تا جزئیات کامپیوتری با آدرس IP در زمان ارسال پیامها را پیدا کنند. . ارائهکنندگان خدمات اینترنتی مذکور نام و آدرس ۲ کافینت را در مومبای به بازرسان پلیس تحویل دادند. تیم بازپرسی فهرست اسامی واردشوندگان به کافینتها را بررسی کرده و متوجه شدند که امضای شاکی نیز در بین آن ها دیده میشود. لذا بازجوئی گستردهای از شاکی به عمل آوردند. در طول یکی از جلسات بازجوئی، شاکی عنوان کرد وی درخواست ازدواج با یکی از همکلاسیهای سابق خود را رد کردهاست. بدین ترتیب همکلاسی وی به عنوان متهم اصلی مطرح شد. بازپرسان با کمک پلیس مومبای مظنون اصلی را دستگیر و موبایل وی را توقیف کردند. پس از بررسی سیمکارت تلفن همراه متهم، مشخص شده که شماره تلفن شاکی که در پیامهای اینترنتی نیز درج شده بود در حافظه تلفن وی ذخیره شده است. صاحبان کافینتها نیز متهم را شناسایی کرده و اذعان داشتند وی یکی از مشتریان دائم آن ها است. .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در مورد معیار دوم نیز می توان گفت که اصولا حقوق جزا به انگیزه مجرم بی توجه است و کمتر به هدف مجرم از ارتکاب جرم توجه میکند و بنابرین تعریف فوق با مبانی کلی حقوق جزا چندان سازگار نیست، حتی اگر معیار فوق را هم بپذیریم باز احراز انگیزه و قصد مجرم کاری بس دشوار است و بسادگی نمی توان تشخیص داد که انگیزه مجرم چه بوده و آیا منافع شخصی را در نظر داشته یا نه؟


بنابرین هیچ یک از دو تعریف فوق راهگشای ما در شناخت جرم سیاسی نیست. لیکن شاید با آمیختن این دو تعریف تا حدودی به امکان تمیز جرم سیاسی دست یابیم و کار را آسانتر کنیم، به این ترتیب کلیه جرائم بر ضدساختار حکومتی را جرم سیاسی می شماریم و در نتیجه جرائمی نظیر تبلیغات بر ضد نظام، تشکیل گروههای غیرقانونی یا عضویت در چنین گروه هایی که با همین عبارت در قوانین آمده است هر چند دارای ابهام هستند و موارد و مصادیق آن ها دقیقا روشن نیست جرم سیاسی محسوب میشوند.
نکته دیگری که باید به آن توجه داشت این است که در هر حال شخصیت مجرم در سیاسی بودن یا نبودن جرم بی تاثیر است یعنی وضعیت مجرم و اینکه او شخصیتی سیاسی است یا نه در سیاسی دانستن جرم مؤثر نیست و آنچه مورد توجه قرار میگیرد خود جرم است نه مجرم.
در گذشته سیاسی بودن یک جرم به این معنا بود که جرم خطرناک و بسیار بزرگ و شایسته کیفری سنگین و حتی به مراتب سنگین تر از جرم عمومی است، جرم سیاسی یک خیانت بزرگ و یک گناه نابخشودنی تصور می شد.
این طرز تلقی ناشی از وضعیت خاص جوامع و شکل نظام سیاسی آن دوره بود. در زمانی که سلطنت یک اصل مقدس شمرده می شد و بیشترین توجه حاکمان به حفظ اقتدار خود بود، برخوردی که با جرائم سیاسی می شد، بسیار شدید بود.
برای مثال در قرن هفدهم یک مجرم سیاسی به جرم سوء قصد به جان هنری هفتم محکوم شد تا شکنجه و سپس اعدام شود، آنگاه اعضای بدنش مثله و سوزانده شود و خاکسترش نیز به باد سپرده شود. خانه ای که در آن به دنیا آمده بود ویران گردد و دیگر بر روی آن عمارتی ساخته نشود؛ پدر و مادرش ظرف ۱۵ روز خاک فرانسه را ترک کنند و عمو و خواهرش و برادرش دیگر حق استفاده از نام خانوادگی او را نداشته باشند؛ همان طور که مشاهده می شود شدت برخورد با مجرم سیاسی به حدی بود که دامن اطرافیان مجرم را نیز می گرفت.
لیکن با گذشت زمان و تحولات فکری و نیز تحولات سیاسی و انقلابات قرون ۱۹ و ۲۰ نوع برخورد با جرم سیاسی نیز دگرگون شد. تحولات سریع این دوران باعث شد شخصی که تا دیروز مجرم سیاسی به شمار میآمد، امروز به یک قهرمان ملی بدل شود، یا کسی که امروز به عنوان حاکم و صاحب قدرت شناخته می شود، فردا به عنوان متهم سیاسی تحت تعقیب قرار گیرد.
این تحولات سبب آشکار شدن و مورد توجه قرار گرفتن این واقعیت شد که جرم سیاسی مفهومی است نسبی و هیچ عملی در حقیقت و ماهیت خود « جرم سیاسی » محسوب نمی شود و این ما هستیم که به عنوان جامعه در شرایطی خاص عملی را جرم سیاسی محسوب میکنیم.
این شرایط دگرگون شونده به اضافه تحولات فکری در زمینه اندیشه سیاسی و رواج نظریه حاکمیت دموکراتیک و دگرگون شدن نسبت قدرت و انسان یا فرد و شیوع اندیشههای انسان دوستانه و توجه به این واقعیت که مجرمان سیاسی قلبا برای تحصیل عدالت دست به اقدام مجرمانه زده اند همه و همه سبب شد تا رویکرد به مفهوم جرم سیاسی و طرز برخورد با آن تغییر کند و جرم سیاسی به عنوان جرمی قابل اغماض و نه چندان خطیر تلقی شده در برخورد با آن به مسامحه و ملایمت توصیه شود، تا جایی که امروز در اکثر نظام های حقوقی دنیا مجرمان سیاسی از امتیازات متعدد برخوردارند و در شرایطی محاکمه و مجازات میشوند که مجرمان عادی از آن محرومند.
از جمله امتیازاتی که سیاسی شمرده شدن مورد اتهام برای متهم به دنبال دارد محاکمه درحضور هیات منصفه است. از آنجا که جرم سیاسی بر ضد نظام حکومتی به وقوع می پیوندد، ممکن است دادگاه ها در برخورد با چنین اتهامی دچار لغزشها یا محذوراتی شوند، چرا که از یک سو دادگاه ها نیز خود بخشی از حکومت و قدرت را تشکیل میدهند و از طرف دیگر ممکن است تحت فشارهای خارجی قرار گیرند که در نتیجه بی طرفیشان نقض گردیده ، جریان رسیدگی از خط انصاف خارج گردد، لیکن حضور هیات منصفه تا حد زیادی این نگرانی را کاهش میدهد ضمن اینکه قضاوت درباره بعضی “موضوعات” منطقا باید بر عهده عموم مردم باشد.
برای مثال بهترین نحوه قضاوت درباره اینکه آیا فلان گفتار یا نوشتار باعث تشویش اذهان عمومی شده یا نه، پرسیدن این مطلب از هیات منصفه به عنوان نمونه و نماینده اذهان عمومی است.
بی طرفی هیات منصفه وقتی مسلم می شود که انتخاب اعضای آن مستقل از هر گونه دخالت و نفوذ دولت یا هیات حاکمه باشد، معمولا ترکیب هیات منصفه شرکت کننده در هر دادگاه از بین شهروندانی که در ابتدای سال برای شرکت در این هیات ثبت نام کردهاند به قید قرعه تعیین می شود و افرادی از اصناف مختلف مردم در آن حضور دارند.
در ایران اعضای هیات منصفه در جرایم مطبوعاتی برای یک مدت محدود به طور ثابت از طرف برخی مقامات دولتی تعیین میشوند و در عمل هم مشاهده می شود که هیات منصفه از افراد کاملا شناخته شده ترکیب یافته که حتی اگر در انتخاب این افراد تعادل بین جناح های فکری یا سیاسی هم رعایت شده باشد، باز هم چنین هیاتی نمی تواند نمایانگر و نمونه کامل و تمام عیار طرز فکر توده مردم باشد.
اما این ایراد اهمیت خود را از دست میدهد، وقتی به این واقعیت توجه کنیم که در سالهای اخیر در دادگاه های رسیدگی به جرائم سیاسی بدون حضور هیات منصفه برگزار شده اند. همه این ها به رغم اصل ۱۶۸ قانون اساسی است که صراحتا علنی بودن و حضور هیات منصفه در دادگاه های رسیدگی به جرائم سیاسی را لازم میداند، حتی این اصل قانون اساسی اختیار رئیس دادگاه را برای برگزاری غیر علنی محاکمه در جرائم عمومی که از اختیارات وی میباشد با وضوح و قاطعیت از بین برده و به علنی بودن محاکمات سیاسی (و مطبوعاتی) حکم داده است. اگرچه مطابق اصل ۱۶۵ قانون اساسی رئیس دادگاه میتواند در صورتی که نظم عمومی یا عفت عمومی اقتضا کند محاکمه را به صورت غیرعلنی برگزار کند اما این فقط در مورد جرائم عمومی صادق است و در مورد جرائم سیاسی چنین امکانی وجود ندارد و محاکمه به هر حال باید به صورت علنی برگزار شود.
علنی بودن محاکمات سیاسی نیز از دیگر امتیازاتی است که قانون برای متهمان سیاسی قائل شده تا بدین ترتیب سلامتی روند محاکمه در نزد افکار عمومی، به داوری گذاشته شودو امکان هر گونه خلاف و اعمال نفوذ به حداقل برسد.
از دیگر امتیازاتی که مجرمان یا متهمان سیاسی از آن برخوردارند « اصل عدم استرداد مجرمان سیاسی » است که مطابق آن در صورتی که متهم یا مجرم سیاسی به کشوری وارد شود، آن کشور از تحویل دادن او به دولت تعقیب کننده خودداری میکند.
دولت فرانسه از سال ۱۸۳۰ هیچگاه مجرمان سیاسی را تحویل نداده و حتی خود نیز تقاضای استرداد مجرمان سیاسی را نکرده است، در ایران نیز قوانین مربوط به استرداد این اصل رعایت شده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-تمایل به بازگشت مالی در عوض دست آوردهای هنری ، به دست آوردن سود احتمالی, به عنوان موضوع محض و مطلق از کسب و کار در نظر گرفته شده[۲۰۵].

۵۳۵/۷ : هیات منصفه تعریف اول را شایسته ومناسب تلقی می کند؛ این عبارات شامل ((بازرگانی ))است ،که ممکن است، به نوبه ی خود شرحی بر «خرید و فروش» یا مبادله کالا یا خدمات و غیره,بخصوص در یک مقیاس بزرگ[۲۰۶] در نظر گرفته شود،چنین برداشتی از شرح و توصیف “تجاری” نشانگر این مطلب میباشد ،که اساسا” معانی کلمه “تجاری” با خرید و فروش[۲۰۷] سروکار داشته و یا با آن مرتبط و به آن متکی است.
ترکیبی از تعریف توسعه یافته ی «تجاری» و شرح و تعریفی از واژه «مقیاس» یک معنااز لحاظ دامنه یا مقدارنسبی،درگیردر فرایند «خرید وفروش »یا مرتبط به آن و تحت شعاع «خرید و فروش» را پشتیبانی می کند؛ تمامی این موارد پیوندی را با بازارهای تجاری ترسیم می نمایند.
۵۳۶/۷همچنین ایالات متحده نیز اظهار می کند، که کلمه مقیاس «تجاری» پیوندی با بازارهای تجاری ترسیم میکند،اگرچه این اضهارات به عناصراول و دوم از تعریف دوم اشاره می کند،اما معنای دوم” به دست آوردن سود احتمالی” را در نظر نمی گیرد ، زیرا موضوع دوم جدای از دو تعریف دیگر میباشد[۲۰۸].
۵۳۷/۷٫ هیات پنل خاطر نشان می کند،تعریف دوم که در برگیرنده ی عباراتی نظیر « تمایل به بازگشت مالی در عوض دست آوردهای هنری»و « محض و مطلق » به کاربردهایی از قبیل «هنرمند تجاری»، «فیلم تجاری» یا «نگارش تجاری» اطلاق میشود؛در واقع به افرادی که بیش از اینکه به ارزش هنری کار بیاندیشند،به بازده مالی گرایش داشته وبه اعمالی که اساساً از طریق آن کسب منفعت مینمایند؛ و فقط ارزش مالی و تجاری آن آثار منهای ارزشهای دیگر مدنظر این افراد میباشد.
۵۳۸/۷: از اینرو هیات پنل تعریف اول پاراگراف ۵۳۴/۷ را مناسب قلمداد می کند؛ اما ترکیبی از تعریف «تجاری»همراه با تعریف «مقیاس» مشکلی را به وجود میآورد،بدین شرح که مقیاس مفهومی کمی است در حالی که تجاری مفهومی کیفی دارد، بدین این معنا که به ماهییت اقدامات خاص و معیینی دلالت دارد،که در واقع برخی از این اقدامات خاص و معین تجاری محسوب شده در حالی که برخی دیگر تجاری محسوب نمیشوند؛هر اقدام به فروش میتواند صرفنظر از ارزش و مقدار آن در این تعریف اولیه تجاری بنظر برسد.
اگر واژه ی «تجاری» را صرفا کیفی قلمداد نماییم،به تمام اقدامات مرتبط و وابسته یا تحت شعاع دادو ستد،ارجاع داده می شود؛ چنین قرایتی واژه “مقیاس”را از متن خارج می کند،اقداماتی دریک مقیاس تجاری به تنهایی و همان فعالیتهای تجاری محسوب میگردند؛وعبارت «دریک مقیاس تجاری» تنها معنای «تجاری» خواهدداد؛ استفاده از چنین تفسیری در تمام اصطلاحات معاهده با شکست مواجه میگردد،و مغایر با قاعده تفسیراثربخش معاهده میباشد[۲۰۹].
۵۳۹/۷در موافقتنامهی تریپس هیچ استفاده ای از کلمه «مقیاس» به غیراز جملات اول و چهارم ماده ۶۱ نشده است؛اگرچه متن موافقتنامهی تریپس نشان میدهد،به کرات ازلغت«تجاری»درکناربسیاری از اسامی دیگر استفاده شده است، با این وجود لغت «تجاری» در هیچ جایی از معاهدهی فوق با کلمه «مقیاس» به کار نرفته است.
دیگراسامی که واژه «تجاری» توامان با آن ها به کار رفته است، به شرح ذیل میباشد: «اجاره تجاری[۲۱۰]، اهداف تجاری[۲۱۱]، بهرهبرداری تجاری[۲۱۲]، شرایط تجاری[۲۱۳]، استفاده غیر تجاری عمومی[۲۱۴]، بهره برداری اولیه تجاری[۲۱۵]، رسوم شرافتمندانه تجاری[۲۱۶]، ارزش تجاری[۲۱۷]، بهره برداری غیر منصفانه تجاری[۲۱۸]، ماهیت غیرتجاری[۲۱۹] و منافع تجاری مشروع[۲۲۰]».
۵۴۰/۷مقررات کنوانسیون پاریس(۱۹۶۷)ترکیبی از ماده۲٫۱ موافقت نامهی تریپس میباشد، که کلمه «تجاری»را در عبارت «تشکیلات تجاری، صنعتی»(به صورت جمع یا مفرد)[۲۲۱] شامل شده و در عبارت «محتوای تجاری یا صنعتی» و «فعالیتهای تجاری یا صنعتی» [۲۲۲] به کار برده شده است.
مقررات کنوانسیون بِرن (۱۹۷۱) ترکیبی از ماده۹٫۱ موافقتنامه تریپس بوده که در برگیرنده عبارت «هر هدف تجاری»[۲۲۳] میباشد؛شروط معاهده ی IPIC[224] ترکیبی از ماده۳۵ موافقتنامهی تریپس بوده که عبارت «بهرهبرداری شده به لحاظ تجاری» و «بهره برداری هایی عادی به لحاظ تجاری» را دربر میگیرد[۲۲۵].
۵۴۱/۷ – متن نشان میدهد که مذاکره کنندگان فعالیتهای خاصی را از قبیل بهره برداری و اجاره برای تعیین شرح افعال تجاری برگزیده اند. همچنین آن ها اسامی گوناگونی را برای کلمه «تجاری» یا «غیر تجاری» برگزیدهاند، همچون «شرایط، ارزش، ماهیت و منافع».

مشابهاًً آن ها موافقند که تعهدات مندرج در جمله اول ماده ۶۱ در خصوص بازار «تجاری» جعلی یا استفاده غیر قانونی از حقوق انحصاری به کار خواهد رفت، که از قبل برنامهریزی شده است.این کُنش شامل تمام فعالیتهای تجاری خواهد بود. علاوه بر این گزارشات ثبت شده از مذاکرات موافقتنامه تریپس نشان میدهد که این فرمولاسیون در حقیقت (به وسیله ایالات متحده) در مراحل اولیه پیشنهاد شده است[۲۲۶].
۵۴۲/۷ -متن نشان میدهد که طرفین مذاکره از لغت «اهداف تجاری» در دو ماده در حوزه محافظت از بخشهای خاص حقوق مالکیت فکری استفاده نموده اند,و اینکه ضمیمه کنوانسیون بِرن (۱۹۷۱)در حال حاضر از این اصطلاح در مقررات منحصر بفرد در جهت محدودیتهای احتمالی در حقوق خاص استفاده می کند. با این وجود، مذاکره کنندگان با اعمال تعهدات مندرج در جمله اول ماده ۶۱ درخصوص موارد جعل علامت تجاری یا سرقت ادبی که با (اهداف تجاری ) صورت گرفته اند، موافق نبودند،چرا که در آن صورت شامل تمام فعالیتهایی که در جهت دست آوردهای مالی و کسب سود میباشد ، نیز خواهد گردید.
۵۴۳/۷- مذاکره کنندگان درمورد ماده ۶۱ برای استفاده از عبارت مجزای «در یک مقیاس تجاری» به توافق رسیدند؛ این نشان میدهد که کلمه «مقیاس» انتخاب سنجیدهای بوده و میبایست بدان ارزش تفسیری مناسبی داد؛«مقیاس» بر میزانی نسبی دلالت دارد و منعکس کننده قصد و نیت مذاکره کنندگان در باب اعمال محدودیتهایی بر تعهدات مندرج در جمله اول ماده ۶۱به اندازه جعل علایم تجاری و سرقت ادبی از آثار حمایت شده دارد، از اینرو، در حالی که کلمه «تجاری» کلمهای کیفی است اگر به تنهایی با این لغات استفاده شود اشتباهاتی را به دنبال خواهد داشت و در متن میبایست مفهومی کمی داشته باشد.
۵۴۴/۷ مروری بر استفاده و کاربردهای کلمه «تجاری» در موافقتنامهی تریپس نشان میدهد این لغت نه تنها فروش را ،بلکه فعالیتهای مختلفی دیگری را نیز به بازار مرتبط می کند؛ همچنین بیانگر این است که فعالیتهای «تجاری» نمیتواند در مقیاسی بزرگتر از دیگر مقیاسها همچون فعالیتهای «غیرتجاری عمومی» تصور شوند،حتی اگر آن مقیاس به طور کلی بزرگتر از مثلا استفاده ی «شخصی» یا استفاده «داخلی» باشد.
ویژگی اختصاصی فعالیتهای تجاری این است که برای کسب سود و منفعت به کار میروند[۲۲۷]. همچنین بازنگری کاربردهای کلمه «تجاری» نشان میدهد که، بر خلاف همه آن ها، در ماده ۶۱ از کلمه «تجاری» برای تخصصی کردن مفهوم مقدار استفاده شده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۱۳-۱-۵٫ تحقیق فن و توماس[۴۱] (۲۰۰۹)
فن و توماس (۲۰۰۸) در تحقیقی به بررسی این موضوع پرداختند که آیا مدیران در راستای هموارسازی سود خالص عملیاتی، هزینه ها را در قالب هزینه های خاص طبقه بندی میکنند یا خیر. آن ها با بهره گرفتن از مدل ارائه شده توسط مک وی (۲۰۰۶) و اعمال تعدیلات پیشنهادی توسط بارو و کریدی (۲۰۰۸) رابطه معکوس و معنی داری میان سود خالص دور از انتظار و اقلام خاص منفی مشاهده کردند.

۲-۱۳-۲٫ پژوهشهای انجام شده در ایران
با توجه به این که در ایران تاکنون مطالعه در ارتباط با مدیریت سود از طریق تغییرطبقه بندی اقلام صورت سود و زیان انجام نشده است از این رو در ادامه خلاصه ااز برخی مطالعات مرتبط با مدیریت سود ارائه می شود:
۲-۱۳-۲-۱٫ تحقیق پورحیدری و همتی (۱۳۸۳)
پورحیدری و همتی در تحقیقی تحت عنوان “بررسی اثر قراردادهای بدهی، هزینه های سیاسی، طرحهای پاداش و مالکیت بر مدیریت سود در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران” به بررسی عوامل مؤثر بر مدیریت سود پرداختهاند. جامعه آماری تحقیق شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و دوره زمانی سالهای ۱۳۷۶ الی ۱۳۸۰ میباشد.نتایج تحقیق نشان میدهد که به طور میانگین بین نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام و دستکاری سود ارتباط مثبت و معناداری وجود ندارد. بررسی ارتباط متغیر اندازه (کل فروش) و دستکاری سود نشان داد که با افزایش اندازه شرکت، مدیریت انگیزه بیشتری جهت افزایش سود درجهت ارائه تصویری بهتر از عملکرد خود به سهامداران و مسئولین دارند. یکی دیگر از متغیرهای مورد استفاده جهت بررسی اثر فشارهای سیاسی در رابطه با مدیریت سود، تعداد کارکنان شرکت بوده است.نتایج حاکی از آن است که شرکتهایی که از تعداد بیشتری کارمند برخوردار میباشند، فشارهای سیاسی وارده بر آن ها نیز بیشتر است. در نتیجه مدیریت اینگونه واحدها، جهت کاهش فشار وارده اقدام به کاهش سود می نمایند. نتیجه آزمون فرضیه های متغیر پاداش و مالکیت حاکی از عدم ارتباط معناداری بین متغیرهای ذکرشده و دستکاری سود بوده است.
۲-۱۳-۲-۲٫ تحقیق حساس یگانه و یزدانیان (۱۳۸۷)
مسئله مورد بررسی در این تحقیق، تأثیر برخی از سازوکارهای حاکمیت شرکتی بر مدیریت سود در ایران است. از جمله اصول حاکمیت شرکتی که در این تحقیق تأثیر آن ها بر کاهش مدیریت سود مورد بررسی قرار گرفته است، عبارت است از مالکیت سرمایه گذاران نهادی، وجود مدیران غیرمؤظف (غیراجرایی) در ترکیب هیئت مدیره، عدم وجود مدیرعامل شرکت به عنوان رئیس یا نایب رئیس هیئت مدیره، و وجود حسابرسان داخلی. در این تحقیق از اقلام تعهدی اختیاری با بهره گرفتن از مدل تعدیل شده جونز به عنوان شاخصی برای تعیین مدیریت سود در شرکتها استفاده گردیده است. بدین منظور اطلاعات ۱۷۷ شرکت طی سالهای ۱۳۸۲ الی ۱۳۸۴ به کار گرفته شده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان میدهد زمانی که درصد مالکیت سرمایه گذاران نهادی در شرکتها بیش از ۴۵% میباشد، مدیریت سود کاهش مییابد. علاوه بر این یافته های پژوهش حاکی از این است که بین وجود مدیران غیرمؤظف در ترکیب هیئت مدیره، عدم وجود مدیرعامل شرکت به عنوان رئیس یا نایب رئیس هیئت مدیره، وجود حسابرسان داخلی در شرکتها در ایران و مدیریت سود، رابطه معناداری وجود ندارد.

۲-۱۳-۲-۳٫ تحقیق بداغی و بزاززاده (۱۳۸۷)
تحقیق بداغی و بزاززاده درخصوص بررسی رابطه بین مدیریت سود و کیفیت افشا میباشد. جامعه آماری تحقیق فوق، شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۴ میباشد. در این تحقیق برای سنجش مدیریت سود، از مدل تعدیل شده جونز و برای سنجش میزان افشا با توجه به استانداردهای حسابداری ایران، قانون تجارت ایران، قانون مالیاتهای مستقیم و مجموعه قوانین و مقررات بازار بورس اوراق بهادار تهران، ۲۳۵ مورد افشای اجباری شناسایی و جمع آوری گردیدند. برای بررسی فرضیه تحقیق از رگرسیون چندگانه استفاده شده که نتایج بررسی حاکی از آن است که بین مدیریت سود و کیفیت افشا رابطه معنی داری مشاهده نشده است.
۲-۱۳-۲-۴٫ تحقیق مرادزاده فرد و همکاران (۱۳۸۸)
مرادزاده فرد و همکارانش در تحقیقی به بررسی رابطه میان مالکیت نهادی و مدیریت سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختهاند. تحقیق برای فراهم آوردن شواهدی درارتباط بانقش سرمایه گذاران نهادی ازاین منظرکه آیامالکیت نهادی سهام بر شیوه مدیریت سودشرکت تأثیردارد، صورت پذیرفته است.در مطالعات پیشین،پیرامون رابطه بین سرمایه گذاران نهادی ومدیریت سود،فرض شده است که شرکتها دارای توانایی یکسانی برای ایجاد اقلام تعهدی غیرعادی به منظورمدیریت سود می باشندوتأثیر عوامل حاکمیت شرکتی درتوانایی مدیران برای مدیریت سود،نادیده گرفته شده است. سرمایه گذاران نهادی،کیفیت حاکمیت شرکتی رادرگزارشگری مالی بهبودمی بخشند. شرکتهای پذیرفته شده دربورس اوراق بهادارتهران،جامعه آماری تحقیق حاضرراتشکیل می دهند.دونوع آزمون مختلف شامل آزمون همبستگی وآزمون رگرسیون مقطعی چندگانه، برای بررسی ارتباط بین مدیریت سود و مالکیت نهادی مورداستفاده قرارگرفته است. به طور کلی نتایج این تحقیق بیانگروجودرابطه منفی معنادار بین سطح مالکیت نهادی وتمرکزآن با مدیریت سودمی باشد.
۲-۱۳-۲-۵٫ تحقیق نوروش و حسینی (۱۳۸۸)
نوروش و حسینی، بااستفاده از داده های تاریخی سالهای ۱۳۸۶-۱۳۸۱ مربوط به ۵۱ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، رابطه بین کیفیت افشای شرکتی (شامل قابلیت اتکاء و به موقع بودن) و مدیریت سود را مورد بررسی قرار دادهاند.فرض اصلی تحقیق آن است که بهبود کیفیت افشای شرکتی با مدیریت سود رابطه منفی دارد. در این تحقیق برای اندازه گیری کیفیت افشا از دو معیار به موقع بودن و قابلیت اتکاء استفاده گردیده و مدیریت سود شرکتها با بهره گرفتن از مدیل تعدیل شده جونز برآورد گردیده است. یافته های این تحقیق نشان میدهد که بین کیفیت افشای شرکتی و مدیریت سود رابطه منفی معنی دار وجود دارد. همچنین یافته های تحقیق حاکی از وجود رابطه منفی معنی دار بین به موقع بودن افشای شرکتی و مدیریت سود میباشد.
۲-۱۳-۲-۶٫ تحقیق احمدپور و همکاران (۱۳۸۸)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بر اساس گونهای دیگر از طبقهبندیها، تحقیقات صورت گرفته در خصوص رفتار شهروندی سازمانی را میتوان بر سه نوع تقسیم نمود. یک سری از تحقیقات بر پیشبینی و آزمون تجربی عوامل ایجاد کننده رفتار شهروندی سازمانی متمرکز بوده اند. در این زمینه عواملی از قبیل رضایت شغلی، تعهد سازمانی، هویت سازمان، عدالت سازمانی، اعتماد، انواع رهبری و رابطه رهبر- پیرو، به عنوان عوامل ایجادکنندهی رفتار شهروندی سازمانی مطرح شدهاند (Podsakoff, Mackenzie, Paine, & Bachrah, 2000).


دیدگاههای صاحبنظران در مفهوم رفتار شهروندی سازمانی
به رغم توجه فزاینده به مفهوم رفتارشهروندی سازمانی، مرور ادبیات حوزه مذکور مبین فقدان اجماع در خصوص ابعاد مفهوم مذکور است. نتایج حاصل از مرور ادبیات مذکور نشان داد که تقریبا سی نوع متفاوت از مفهوم رفتارشهروندی سازمانی از یکدیگر قابل تفکیک بوده و تعاریف متعددی نیز از آن ها به عمل آمده که البته همپوشیهای بسیاری نیز بین آن ها وجود دارد. در ادامه به طور مبسوط به بررسی دیدگاه های صاحبنظران شاخص در خصوص مفهوم رفتار شهروندی سازمانی پرداخته خواهد شد.
دیدگاه چستر بارنارد در رفتار شهروندی سازمانی
در دهه ۱۹۳۰ چستر بارنارد، پدیده رفتار شهروندی سازمانی را تحت عنوان ” رفتارهای فرانقش” مطرح کرد. به اعتقاد وی، تمایلات فردی جهت تلاش فعالانه در راستای دستیابی به اهداف سازمانی ضروری است. بارنارد ( ۱۹۳۸ ) بیان میکند، این تلاشها نه تنها باید در جهت دستیابی به اهداف سازمانی باشند که ضروری است در جهت حفاظت از خود سازمان نیز مؤثر باشند.
بارنارد ( ۱۹۳۸ ) تحقیقاتی را در خصوص تجزیه و تحلیل ماهیت سازمان تحت عنوان “سیستمهای همکاری” انجام داد. وی برخی از سؤال های بنیادی و اساسی نظیر این که؛ چرا سازمانها وجود دارند؟، چه چیز موجودیت آن ها را پا بر جا میدارد؟ و چرا به عاملین قدرت در سازمانها نیاز است را مطرح نمود. وی در مقام پاسخ به اهمیت ساختار و کنترل رسمی به عنوان ویژگی بنیادی سازمانهای امروزی اشاره نمود. اگرچه ساختار و کنترل رسمی، جایگاه والایی در سازمان دارند اما آن ها ماهیت اساسی سیستمهای همکاری را تعریف نمیکنند لذا از نظر بارنارد، سازمانهای غیررسمی، اهمیت فراوانی داشته و به طور روز افزون این گونه سازمانها مشروعیت بیشتری پیدا نمودهاند.
از محتوای فوق، میتوان چنین استنباط کرد که بخشهای مختلفی از ایده بارنارد در خصوص عوامل تعیینکننده رفتار شهروندی سازمانی در قالب ” تمایلات برای همکاری” مطرح شده است. بارنارد اهمیت و برجستگی کمکهای خودجوش افراد را که در ماوراء تعهدات قراردادی و اختیارات قانونی قرار می گیرند را در تبیین مفهوم رفتار شهروندی سازمانی بیش از پیش روشن ساخته است.

دیدگاه کاتز و کاهن در رفتار شهروندی سازمانی
از نظر کاتز و کاهن (۱۹۶۶) رفتار شهروندی سازمانی، اثرات سیستمهای پاداش را تعدیل میکند. مفهوم رفتار شهروندی سازمانی به آمادگی و رغبت افراد جهت کمک به سایرین اختصاص داشته که در ماورای تعهدات قراردادی سازمانی، تفسیر میشوند. شهروند خوب در جامعه مدنی به سادگی قانون را نقض نکرده و البته اطاعت محض نیز نخواهد کرد بلکه تعهدات را ارتقاء داده و احساس شهروند مدنی را در خود پرورش میدهد و لذا احساس میکند که باید، شبیه شهروند مدنی بر پایه حقوق و احترام متقابل رفتار نمایند و با وی نیز همان گونه رفتار شود. به همین شکل کارکنان سازمانی نیز مبتنی بر حقوق و احترام متقابل رفتار نموده و انتظار رفتاری مشابه از سوی سازمان و سایرین را دارند (Katz & Kahn, 1966).
تحقیقاتی که جهت سنجش رفتار شهروندی سازمانی توسط کاتز و کاهن صورت گرفته، روشن ساخت که سطوح پایین رفتارهای خودجوش (همکاری) از میزان حقوق و دستمزد نامعقول متاثر میشوند. به زعم کاتز و کاهن، سازمانهای اثربخش باید سه شکل متمایز از کمکهای مشارکتی را در خود به وجود آورند که آن ها به ترتیب عبارتند از :
-
- سازمانها باید اقدام به جذب افراد زبده از بیرون سیستم نمایند به علاوه به افراد درون سیستم نیز کمک کنند.
-
- به اعضای سازمان جهت نشان دادن قابلیت و تواناییهای عملکردی شغلی بر اساس نظام ترفیعات و هم چنین عواقب تخطی از معیارهای جدید کیفیت، اطمینان و هشدار دهند تا بر این اساس فتارهای خود را شکل داده و عمل نمایند.
- سازمانها باید رفتارهای خوجوش (همکارانه) و نوآورانه را توسعه و پرورش دهند.
از نظر کاتز و کاهن ( ۱۹۶۶ ) عملکردهای ماورای الزامات نقش رسمی جهت موفقیت سازمان ضروری و متعدد بوده و برخی از عمدهترین آن ها شامل؛ فعالیتهای همیاری، همکاری با اعضای پایه، اقدامات حفاظتی، حمایت از نظام خود آموزشی و خود توسعهای و انواعی از کمکهای فوقالعاده میباشند که میتوانند، رفتارهای خودجوش را ارتقاء دهند.
دیدگاه اسمیت در رفتار شهروندی سازمانی
اسمیت و همکاران (۱۹۸۳) معتقدند؛ رفتارهای خودانگیخته میتوانند از استانداردهای سازمانی فراتر رفته و بالاتر از هنجارهایی چون؛ مکانیسمهای پاداش و تنبیه به سازمان و افراد در جهت دستیابی به منافع کمک کنند. به زعم اسمیت، این نوع از رفتارها که در شرح شغل کارکنان تعریف نشدهاند را میتوان، رفتار شهروندی سازمانی نامید. اسمیت در تعریف دیگری (به نقل از نعامی و شکرکن، ۱۳۸۵)، رفتار شهروندی سازمانی را نوعی رفتار تعریف میکند که جزو وظایف رسمی کارکنان محسوب نشده اما برای سازمان مطلوب میباشند، وقتشناسی، کمک به همکاران، داوطلب شدن برای انجام کارها، ارائه پیشنهادهای ابتکاری برای پیشرفت کار و تلف نکردن وقت از جمله مصادیق رفتارهای مذکور میباشند (Smith, Organ, & Near, 1983).
پژوهشهای اولیه در خصوص رفتار شهروندی سازمانی از دو نوع رفتار در حوزه مذکور سخن رانده که به سازمان به عنوان یک کل واحد سود میرسانند. نوع دوستی که کمک به فرد خاص و به طور غیرمستقیم کمک به سازمان میباشد و هم چنین وجدانکاری که انجام دادن کار به شکل درست و مناسب به خاطر سازمان میباشد از جمله رفتارهای مذکور میباشند (Smith et al., 1983).
به زعم اسمیت رفتار شهروندی سازمانی شامل پنج حیطه؛ وظیفهشناسی، ادب و مهربانی، نوع دوستی، مردانگی و خوشخوئی است. به زعم اسمیت و همکاران رفتار شهروندی سازمانی از مجموع حیطههای فوق حاصل می شود:
-
- وجدانکاری: رفتارهایی است که فرد را در انجام وظایف خود در حدی بالاتر از سطح مورد انتظار هدایت میکند( فرد ناهار خود را در طول کار نمیخورد یا جز در موارد ضروری، کار خود را تعطیل نمیکند)
-
- نزاکت: رفتارهای مودبانهای است که از ایجاد مشکل در محیط کار جلوگیری میکند (فرد تلاش میکند تا از ایجاد مشکل برای همکاران خود اجتناب نموده و پیش از بروز مشکل با آنان مشورت کند).
-
- نوع دوستی: نوعی رفتار یاریدهنده است که توسط فرد به منظور کمک به کارکنانی خاص در ارتباط با انجام وظایف و تکالیف سازمانی آنان انجام می شود (به کسانی که کار آن ها سنگین است، کمک میکند یا با میل و رغبت وقت خود را در جهت کمک به کسانی که مشکلات کاری دارند، صرف میکند).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۲-۱-۳- طرحهای عمرانی و مقررات حاکم بر آن
از مهمترین قوانین و مقررات دولت در خصوص طرحهای عمرانی به قرار زیر است.

۲-۲-۱-۳-۱- قوانین مربوط به طرحهای عمرانی
طرحهای عمرانی در بند ۱۰ ماده ۱ قانون برنامه و بودجه چنین تعریف شده است: «طرح عمرانی منظور مجموعه عملیات و خدمات مشخصی است که بر اساس مطالعات توجیه فنی و اقتصادی یا اجتماعی که توسط دستگاه اجرایی انجام می شود طی مدت معین و با اعتبار مشخص، برای تحقق بخشیدن به هدفهای برنامه عمرانی پنج ساله به صورت سرمایه گذاری ثابت، شامل هزینه های غیر ثابت وابسته در دوره مطالعه و اجرا و یا مطالعات اجرا میگردد و تمام یا قسمتی از هزینه های اجرای آن از محل اعتبارات عمرانی تأمین می شود و به سه نوع انتفاعی و غیر انتفاعی و مطالعاتی تقسیم میگردد.»

تبصره های ماده ۷۲ قانون محاسبات عمومی در مورد اعتبارات منظور شده در بودجه کل کشور و روش تأمین بودجه برطبق قوانین و مقررات بیان گردیده و اجرای چنین قراردادی را تابع قانون مذکور میداند، در صورتی که دستگاه های اجرایی ذیربط دارای مقررات قانونی خاص برای اعتبارات مربوط به طرح های مذکور نباشند، بر اساس قوانین و مقررات دولتی قابل مصرف خواهد بود.
شرکتهای دولتی و شرکتها و سازمانهایی که شمول مقررات عمومی بر آن ها مستلزم ذکر نام است، در اجرای طرحهای عمرانی از نظر مقررات مالی و معاملاتی، تابع مفاد قانون محاسبات عمومی و سایر قوانین و مقررات عمومی دولت خواهد بود.
ماده ۲۱ قانون برنامه و بودجه سال ۱۳۵۱ منبع درآمد های دولت را از طریق نفت و مالیاتهای مستقیم و غیر مستقیم فروش کالاها وخدمات و سایر درآمدها میداند، که درآمدهای حاصله را صرف اجرای طرحهای عمرانی می کند.
همچنین ماده۲۳ قانون برنامه و بودجه، سازمان برنامه و بودجه را موظف می کند تا معیارها و استاندارها و همچنین اصول کلی و شرایط عمومی قراردادهای مربوط به طرحهای عمرانی کشور را در قالب آیین نامه ای تهیه نموده پس از تصویب از طریق هیئت وزیران و بر اساس آیین نامه مصوب، دستورالعمل های لازم به دستگاه های اجرایی ابلاغ گردد و این دستگاهها موظف به رعایت آن هستند.
از عمده ترین قوانین و مصوبات دولت در خصوص طرحهای عمرانی به قرار زیر است:
۲-۲-۱-۳-۱-۱- آیین نامه تعیین برنده مناقصه مصوب سال ۱۳۵۴
آیین نامه مذکور در ۱۰ ماده توسط سازمان برنامه و بودجه با عنوان، آیین نامه تعیین برنده مناقصه تهیه و تصویب گردیده است، در ماده ۱۰ آن در مورد طرحهای عمرانی دستگاه های اجرایی را موظف به رعایت این آیین نامه، در موارد وجود مغایرت با آیین نامه های قبلی نموده است.
شرح ماده مذکور در بالا به این شکل است که: «با ابلاغ این آئین نامه کلیه دستورالعملها و آئین نامه ها و تصویب نامه های قبلی(از جمله تصویب نامه شماره ۱۷۱۶۴ مورخ ۲۷/۸/۵۳ در مورد مناقصه های بینالمللی که از محل اعتبارات وام بانک جهانی یا سایر مؤسسات اعتباری بینالمللی به مناقصه گذاشته می شود) و اجازه هایی که به دستگاه های اجرائی در زمینه اجرای طرحهای عمرانی داده شده و مغایر مفاد این آئین نامه میباشد، لغو میگردد». و همچنین در ماده ۲ آیین نامه در خصوص قیمتهای بر آوردی صحبت نموده و این اجازه را داده که قیمت برآوردی در اختیار مناقصه گران قرار گیرد، ماده مذکور بدین قرار است: « مهندس مشاور(یا دستگاه جزایی که خدمات نظیر را انجام میدهد) باید برای هر مناقصه برآورد مقادیر و قیمتهای واحد و برآورد کل هزینه کار و همچنین قیمتهای مصالح پای کار را که به تصویب دستگاه اجرایی یا مقامی که برای این امور مجاز باشد، رسانده باشد و به ضمیمه اسناد مناقصه در اختیار شرکت کنندگان در مناقصه بگذارد».
طریقه ارائه پیشنهاد قیمت نیز در این آیین نامه برای شرکت کنندگان در مناقصه و شرایط پذیرش فرد برنده مناقصه نیز در ماده ۴ و ۵ بیان شده تشریح گردیده است، ماده ۴ آیین نامه: «طریقه تهیه و تسلیم پیشنهاد قیمت از طرف شرکت کنندگان در مناقصه و تعیین قیمتهای واحد به شرح زیر میباشد که باید در اسناد و مدارک مناقصه قید گردد: ۱ – پیشنهاد دهندگان باید برای مجموع کار مورد مناقصه تنها یک مبلغ مجموع پیشنهاد نمایند (نیازی به پیشنهاد قیمت برای اقلام مختلف کار به صورت جداگانه نمی باشد) و مبلغ کل پیشنهاد باید با حروف نوشته شود (در صورتی که پیشنهادی فاقد قیمت با حروف باشد مردود است). ۲- پیشنهادات نباید به صورت درصد تخفیف یا اضافه بر روی برآورد مندرج در اسناد مناقصه تسلیم گردد. ۳- پس از انجام مناقصه و تعیین برنده برای محاسبه قیمتهای واحدقرارداد و پرداخت صورت وضعیت ها به طریق زیر عمل خواهد شد:
۳-۱- در مورد کارهایی که پرداخت به پیمانکار بر اساس قیمتها واحد بها و حجم عملیات انجام شده صورت میگیرد، قیمت کل پیشنهادی برنده مناقصه مندرج در بند الف، با برآورد مصوب هزینه کار که در ماده ۲ این آیین نامه ذکر شده است مقایسه و اختلاف آن به صورت تخفیف ویا اضافه تعیین میگردد. به اعمال این درصد تخفیف اضافه روی کلیه قیمتهای اقلام مندرج در دفترچه قیمتهای منضم به اسناد و مدارک مناقصه قیمتهای واحد قرارداد به دست میآید. عدد تخفیف یا اضافه حداکثر تا دو رقم بعد از ممیز محاسبه می شود و در صورتی که عمل تقسیم به صفر نرسید و رقم سوم بعد از ممیز ۵ و یا کمتر از ۵ باشد، از آن صرفنظر می شود، و چنانچه رقم سوم بعد از ممیز بیش از ۵ باشد، به رقم دوم بعد از ممیز یک واحد اضافه و از رقم سوم بعد از ممیز صرف نظر می شود. ۳-۲- در مواردی که کار موضوع مناقصه یا قسمتی از آن به صورت مبلغ مقطوع واگذار می شود، روش مذکور در بند (۱)این ماده فقط برای برآورد و تنظیم صورت وضعیتهای موقت و تععین قیمت کارهای اضافی یا نقصانی کارهای مقطوع مورد استفاده قرارخواهد گرفت». ماده ۵: « در مورد مناقصه های مربوط به خرید اجناس و لوازم و تجهیزات و ماشین آلات به طور اعم و همچنین کارهایی که بیش از ۷۵ درصد برآورد هزینه آن مربوط به بهای خرید تجهیزات و ماشین آلاتی است که به صورت ساخته شده تهیه و نصب میگردد و همچنین مناقصه های حمل ونقل، تعیین برنده مناقصه بر مبنای حداقل پیشنهادهای رسیده و طبق ضوابط و روش مشروح در ماده ۲۳آئین نامه معاملات دولتی میباشد».
در آیین نامه مورد اشاره در مورد قانون برگزاری مناقصات که بعد از این قانون و در سالهای اخیر به تصویب رسیده و در موارد عدم مغایرت با قانون برگزاری مناقصات هنوز ملاک عمل میباشد، همچنین در مورد روش تعیین برنده در طرحهای عمرانی از طریق برگزاری مناقصات آیین نامه مذکور تعیین تکلیف نموده است.
۲-۲-۱-۳-۱-۲- قانون حداکثر استفاده از توان فنی و مهندسی، تولیدی، صنعتی و اجرایی کشور در اجرای پروژه ها و ایجاد تسهیلات به منظور صدور خدمات
قانون فوق الذکر در تاریخ ۱۲/۱۲/۱۳۷۵ به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. تهیه اولین دستورالعمل اجرایی این قانون دراردیبهشت ماه سال ۱۳۸۱ توسط سازمان مدیریت و برنامهریزی وقت صورت پذیرفت و از آن تاریخ به بعد کلیه ارجاعات کار پروژه های دستگاههای مشمول، در سازمان مذبور و سپس معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور مورد بررسی قرار میگیرد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بنابرین عوامل مؤثری که بر ارزش ویژه ی برند تاثیرگذار است شامل: رهبری شرکت های دانش بنیان، تحلیل و درک بازار، استراتژی های بازاریابی، زیرساخت ها و آمیخته بازاریابی میباشد.

۲-۲-مبانی نظری تحقیق
با توجه به تشریح عوامل مؤثر بر ایجاد ارزش ویژه برند در شرکتهای دانش بنیان، در ادامه مبانی نظری تحقیق ارائه میگردد.

۲-۲-۱-ارزش ویژه برند
با توجه به زیر بنای تخصصی صاحب نظران در طی دوره های زمانی مختلف تعاریف متعددی از برند ارائه شده است. در تعریف کلاسیک، برند به تعیین هویت یک محصول و تمایزیابی از سایر رقبای آن از طریق بهره گیری از عنوان، آرم، طرح و دیگر نمادها و علامت های دیداری اطلاق می شود(خداداد حسینی و رضوانی،۱۳۹۱). برند، نام، واژه، علامت، سمبل و یا ترکیبی از آن هاست که برای شناسایی کالاها و خدمات فروشنده مورد استفاده قرار میگیرد(احمدی، خدامی، تقوی شوازی، ۱۳۸۷) و در بیانی جامع تر، طبق تعریف انجمن بازاریابی آمریکا، برند عبارت است از: «نام، واژه یا علامت، نماد، طرح یا ترکیبی از تمامی این عناصر که به منظور شناسایی کالاها و خدمات یک فروشنده(یا گروهی از فروشندگان) با هدف ایجاد تمایز در عرصه رقابت مورد استفاده قرار میگیرد(کلر، ۱۳۸۹).
یکی از معروف ترین و شاید مهم ترین مفاهیم بازاریابی امروز که برای اولین بار در دهه ۱۹۸۰ شکل گرفت، مفهوم ارزش ویژه برند است(کلر، ۱۳۸۹). اهمیت آن به طوری است که در ۱۵ سال گذشته به یکی از موضوعات اصلی برای فهم اهداف، مکانیسیم ها و حتی تاثیرات بازاریابی بر فضای کسب و کار تبدیل شده است که شاهد این مدعی وجود تعداد زیادی از شرکت های مشاوره همچون اینتر برند[۲۰]، دبلیو پی پی[۲۱]، یانگ اند رابیکام[۲۲]، برند فایننس[۲۳] و ریسرچ اینترنشنال[۲۴] در این حوزه میباشد(کریستدولاید و کرناتونی[۲۵]،۲۰۱۰).
تعاریف مختلفی در خصوص ارزش ویژه برند وجود دارد(کاتلر، ۱۳۸۹؛ کلر، ۱۳۸۹؛ مایو مکی[۲۶]، ۲۰۰۱). اینتربرند(۱۳۹۰) ارزش ویژه برند را مجموعه ای از صفات اختصاصی نام تجاری میداند که گاهی به عنوان سرمایه معروفیت نام برده می شود. دیوآن ایی نپ ارزش ویژه برند را به عنوان درک تمامیت یک برند از جمله کیفیت نسبی محصولات و خدمات، عملکرد مالی، وفادارای مشتری، رضایت و احترام کلی در خصوص برند تعریف میکند و بر اساس گفته ی آکر ارزش ویژه برند، اشاره دارد به مجموعه ای از دارایی های(یا تعهدات) مربوط به برند که به ارزش یک محصول یا خدمت ارائه شده توسط شرکت، افزوده یا از آن میکاهد(کاتلر، ۱۳۸۹).
ارزش ویژه یک برند ناشی از ادراکی است که مصرف کنندگان از آن برند دارند که این ادراک به وسیله بسیاری از عوامل دستخوش تغییر خواهد شد. ارزش ویژه برند را نمی توان بدون در نظر گرفتن منابع آن یعنی عواملی که ایجاد و شکل گیری ارزش ویژه برند در ذهن مصرف کنندگان ﻣﺅثرند، درک کرده و شناخت. ارزش ویژه برند تفاوت قیمت را که یک برند قوی در فروش خود در مقایسه با یک برند متوسط جذب میکند را نشان میدهد. به علاوه، ارزش ویژه برند با پشتیبانی از ارزش مشتریان، به طور غیرمستقیم ارزش شرکت را افزایش میدهد(ایزابل بویل، ۲۰۱۱). ارزش ویژه نام و نشان تجاری مجموعه ای از قابلیت ها و دارایی های ضمیمه یک برند است که ارزش ارائه شده توسط یک محصول، برای شرکت و مشتریان را افزوده و یا از آن کسر میکند(کرباسی ور، طاهری کیا و بندپی، ۱۳۹۰).
تعریف واژه نامه بینالمللی بازاریابی از ارزش ویژه برند: ارزش ها، دارایی ها، سرمایه ها و ادراکات مربوط به یک محصول، خدمت یا ایده که به آن اختصاص مییابد و به وسیله سازنده آن محصول، خدمت یا ایده ترویج داده می شود. ارزش ویژه برند به تعهدات و مسئولیت هایی که با برند مرتبط است، نیز اطلاق می شود(یادین[۲۷]، ۲۰۰۲). تعریف دیدگاه(مصرف کننده) محور، از ارزش ویژه برند: ارزش ویژه برند، وضعیت و قدرت برند و توانایی آن برای برآورده کردن و بالا بردن انتظاراتی است که مصرف کنندگان از این انتظارات برای تعریف گروه محصول ایده آل استفاده میکنند و این امر بیانگر این است که چگونه مصرف کنندگان، گروه محصول را می بینند و چگونه پیشنهادات گروه محصول را مقایسه میکنند و سرانجام این که به خرید این گروه از محصول می پردازند(پاسیکوف[۲۸]، ۲۰۰۶).
تعریف مؤسسه علمی بازاریابی: ارزش ویژه برند، مجموعه ای از تداعی ها و رفتارها در بخش مشتریان برند، اعضای کانال و شرکت مادر میباشند که به برند امکان میدهند میزان بیشتری درآمد داشته باشند یا حاشیه سود بیشتری نسبت به زمانی که بدون برند است، داشته باشند و این امر به برند مزیت قوی، پایا و متمایزی را در مقابل رقبا میدهد(گوردون[۲۹]، ۲۰۰۲).
از دیدگاه مشتری محور، کلر ارزش ویژه برند را به عنوان تاثیرات متمایز تعریف میکند که دانش برند بر پاسخ مشتری به بازاریابی برند دارد. ارزش ویژه برند(مشتری محور) بر اساس میزان ارزش ویژه برند آکر، رهبر آکادمیک در مدیریت برند، آن را به عنوان مجموعه ای از دارایی ها و تعهدات مرتبط با یک برند، نام آن و سمبلی، مفهوم سازی میکند که به ارزشی که توسط محصول یا خدمت برای شرکت یا مشتریان شرکت فراهم شده است، اضافه یا از آن کاسته می شود و نهایتاً این که، ارزش ویژه برند، ارزش افزوده ای است که بر محصولات یا خدمات اعطا میگردد. ارزش ویژه برند، ممکن است از طریق تفکر مشتریان، احساس و عمل در قبال برند نمایان شود، همچنان که در قیمت ها سهم بازار و سودآوری، برند برای شرکت به ارمغان می آورد(کلر، ۲۰۰۶).
با این وجود، ظهور این مفهوم برای متخصصین بازاریابی در برگیرنده جنبههای مثبت و منفی است. جنبه مثبت این است که ارزش ویژه برند، اهمیت برند را در راهبردهای بازاریابی پررنگ ساخته و مورد تأکید قرار میدهد و تمرکز آن بر فعالیت های تحقیقاتی بازار میباشد که در نهایت با پاسخ دادن به خواسته مدیریت ارشد، سازمان را حفظ میکند(کلر،۱۳۸۹؛ اینتربرند،۱۳۹۰). اما جنبه منفی، تعریف این مفهوم به شیوه های گوناگون و با هدف های مختلف میباشد و هنوز هیچ نگرش واحدی در مورد شیوه معرفی، به تصویر کشیدن و سنجش این مفهوم پیچیده و چندوجهی ارائه نشده است(کلر،۱۳۸۹؛ مایو مکی، ۲۰۰۱).
۲-۲-۱-۱-آگاهی برند
به مفهوم قدرت گرههای اطلاعاتی درباره ی یک برند در حافظه ی فرد است. به عبارت ساده تر، به معنای توانایی مصرف کننده برای شناسایی برند در شرایط مختلف است(کلر، ۱۳۸۹) و عموما در ارتباطات بازاریابی برای اندازه گیری اثربخشی استفاده می شود(اینتربرند،۱۳۹۰). بنابرین وظیفه آگاهی برند متمایز کردن برند از جنبه یادآوری/آشنایی است و معمولا با دو شاخص بازشناسی(آیا تاکنون نام برند X را شنیده اید) و یاد آوری بی درنگ(کدام برندهای فرضا خودرو را می توانید نام ببرید) مورد ارزیابی قرار میگیرد(آکر، ۱۳۸۹).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۸۴/۵۰۰/۰
۱۱/۰-۷۹/۲۰۴/۰
۵۱/۶-۱۵/۳۰۵/۰
۰۰۲/۰-۱۶/۲-۰۲/۰
۳۲/۰-۴۳/۱-۰۶/۰
۰۶/۰۹۰/۲۰۵/۰ضریب تعیین تعدیل شده
%۴۰
آماره فیشر (معناداری) ۴۹/۳ (۰۰/۰)
آماره F لیمر(معناداری) ۵۱/۰ (۷۶/۰)
آماره هاسمن (معناداری) ———
دوربین واتسون (D-W) ۱۱/۲
در جدول (۴-۳) نتایج حاصل از برازش مدل رگرسیون چند متغیره ارائه میگردد. آزمون معنادار بودن علاوه برتعیین معناداری ضرایب، جهت اثر آن ضرایب بر متغیر وابسته را نیز تعیین میکند. آماره مربوط به معناداری کل مدل آماره ی F فیشر میباشد. آماره F فیشر برابر با ۴۹/۳ و معنادار میباشد که نشان میدهد مدل در کل معنادار است. آمارهی آزمون دوربین واتسون برای بررسی خـود همبستگی خطاهای مدل استفاده می شود. میزان مطلوب آن برای عدم وجود خود همبستگی ۲ میباشد. اگر مقدار این آماره بین ۱٫۵ تا ۲٫۵ باشد، خود همبستگی در مقادیر خطای مدل رد می شود. با توجه به این که میزان آمارهی دوربین واتسون حاصل برای ۱۱/ ۲ بوده است، وجود خود همبستگی در مقادیر خطای مدل رد می شود. ضریب تعیین تعدیل شده مدل برابر با ۴۰/۰ است و نشان میدهد که متغیرهای مستقل ۴۰% از تغییرات متغیر وابسته را توضیح میدهند.


فرضیه اول: بین مالکیت نهادی و سیاست تقسیم سود رابطه معناداری وجود دارد.
مدل فرضیه اول :
- ضریب متغیر مالکیت نهادی (۱۱/۰-) با مقدار P-value برابر با ۴۰/۰، در سطح اطمینان ۹۵% معنادار است و حاکی از وجود رابطه معکوس و معنادار بین مالکیت نهادی و سیاست تقسیم سود است. بنابرین فرض H1 تأیید میشود و فرضیه اول با عنوان « بین مالکیت نهادی و سیاست تقسیم سود رابطه معناداری وجود دارد.» پذیرفته میشود. بخشی از عملیات شرکتها به روابط نمایندگی بین سهامداران و مدیران مربوط میشود. جدا کردن مالکیت سهام و کنترل مدیریتی بر عملیات شرکت ممکن است به یک تضاد منافع منجر شود و هزینه های نمایندگی از این تضاد منافع بین مدیران و سهامداران به وجود میآید ( مشایخ و اسماعیلی، ۱۳۸۵). در واقع پرداخت درصد قابل توجهی از سود یکی از مکانیزمهای کنترلی سرمایهگذاران جهت تعدیل این تضاد منافع است زیرا توزیع سود سهام مدیریت را وادار میسازد تا برای پرداخت سود به اندازه کافی وجه نقد ایجاد نماید و باعث کاهش جریان وجه نقد مازاد میشود که به دلیل عدم استفاده مدیریت در پروژه های سرمایهگذاری سودآور، هدر میرود (جهانخانی و قربانی، ۱۳۸۴). یکی از مکانیسمهای کنترلی بیرونی مؤثر بر حاکمیت شرکتی که دارای اهمیت فزایندهای بوده، ظهور مالکان نهادی به عنوان مالکین سرمایه میباشد. مالکان نهادی دارای توان بالقوه تأثیرگذاری بر فعالیتهای مدیران به طور مستقیم از طریق مالکیت و به طور غیرمستقیم از طریق مبادله سهام خود میباشد. نتیجه حاصل از آزمون مؤید مطالب مذکور میباشد و نشان میدهد که وجود مالکان نهادی بر سیاست تقسیم سود اثرگذار است.
فرضیه دوم : بین مالکیت فردی و سیاست تقسیم سود رابطه معناداری وجود دارد
مدل فرضیه دوم:
- ضریب متغیر مالکیت فردی (۵۱/۶-) با مقدار P-value برابر با ۰۵/۰، معنادار است و حاکی از وجود رابطه معکوس و معنادار بین مالکیت فردی و سیاست تقسیم سود است. مالکان فردی سهام نسبت با بازگشت سرمایه خویش خوش بین هستند و انتظار دریافت بازده دارند. شرکتها برای راضی نگه داشتن سهامداران و رونق بخشیدن به خرید و فروش سهام تصمیم بر تقسیم سود میگیرند. بنابرین انتظار میرفت که بین درصد مالکیت فردی سهام و سیاست تقسیم سود رابطه معناداری وجود داشته باشد. نتایج حاصل از آزمون فرضیه نشان داد که فرض H0 رد میشود و فرضیه دوم با عنوان « بین مالکیت فردی و سیاست تقسیم سود رابطه معناداری وجود دارد.» پذیرفته میگردد. بدین معنا که با افزایش درصد مالکیت فردی، سود تقسیمی هر سهم کاهش مییابد. شاید علت این کاهش، عدم نفوذ و فشار قانونی از طرف مالکان فردی بر تصمیمگیریهای مدیریت در تقسیم سود باشد.
۴-۵-۲- آزمون فرضیه سوم و چهارم پژوهش
فرضیه سوم و چهارم به شرح زیر تعریف شدهاند :
فرضیه سوم: بین وجه نقد عملیاتی و سیاست تقسیم سود رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه چهارم: بین حساسیت جریانات نقدی و سیاست تقسیم سود رابطه معناداری وجود دارد.
برای آزمون فرضیه دوم پژوهش، مدل (۳-۲) با رویکرد داده های ترکیبی برآورد شده است. به دلیل عدم معناداری آماره F لیمر (۳۸/۰)، مدل (۳-۲) با رویکرد اثرات ثابت برآورد شده و نتایج آن در نگاره (۴-۵) ارائه شده است.
نگاره (۴-۵): نتایج برآورد مدل (۳-۲)
متغیرها
ضریب
آماره تی استیودنت
معناداری
عرض از مبدأ
۹۶/۰
۰۴/۳
۰۰/۰
۰۰۰۶/۰-
۴۵/۱-
۱۴/۰
۱۰/۰
۹۲/۰
۳۵/۰
۰۰۳/۰-
۱۸/۰-
۰۳/۰
۷۵۱۱۶/۲۲
۵۰/۱۰
۰۰/۰
۱۹/۲۴۹
۱۵/۰-
۰۵/۰
ضریب تعیین تعدیل شده
%۵۵
آماره فیشر (معناداری)
۷۹/۲ (۰۰/۰)
آماره F لیمر (معناداری)
۳۸/۰ (۸۵/۰)
آماره هاسمن (معناداری)
—
دوربین واتسون (D-W)
۵۳/۱
** معناداری در سطح %۵
با توجه به این که میزان آمارهی دوربین واتسون حاصل برای ۵۳/۱ بوده است، وجود خود همبستگی در مقادیر خطای مدل رد می شود. ضریب تعیین تعدیل شده مدل برابر با ۵۵% است و نشان میدهد که متغیرهای مستقل حدود ۵۵% از تغییرات متغیر وابسته را توضیح میدهند. آماره F فیشربرابر با ۷۹/۲ و معنادار میباشد که نشان میدهد مدل در کل معنادار است.
فرضیه سوم: بین وجه نقد عملیاتی و سیاست تقسیم سود رابطه معناداری وجود دارد
مدل فرضیه سوم:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نتایج تحقیقات (پینتریچ وشانک،۲۰۱۰) نشان داد، در چهارچوب روابط دانشآموز و معلم مطمئناً احساس توجه، نگرانی، حمایت و احترام به دانشآموز تعامل مثبت میان معلم – دانشآموز با پیامدهای انگیزشی مثبت ارتباط دارد (رجوع شود به کالبریسی، پو،۱۹۹۰؛ میجلی، بیوکنن[۱۱۷]،۱۹۹۳؛ میجلی، فلد لافر، اکلز،۱۹۹۸؛ ناتریلو،۱۹۸۶) (اکلز، میجلی، ویگفیلد، رومن، ۱۹۹۳؛ میجلی،۱۹۸۹).

بروفی وگود (۱۹۸۶) در مرور تحقیقات فرایند – تولید در تدریس، خاطرنشان میکنند که جو هیجانی کلاس (که به وسیله انتقاد معلم و عاطفه منفی معلم و دانشآموز مشخص میشود) میتواند با پیشرفت دانشآموز مرتبط باشد. گرچه آن ها اشاره میکنند که یک جو عاطفی بسیار منفی میتواند تأثیر منفی بر پیشرفت داشته باشد؛ اما یک جو عاطفی گرم لزوم با پیشرفت ارتباط ندارد آن ها اظهار میکنند که جو خنثی همانند جو صمیمی، تنها به عنوان تقویتکننده (حمایتکننده) پیشرفت عمل میکند. درعینحال باید متذکر شد، این مطالعات کلاسی تنها بر پیشرفت دانش آموزان در آزمونهای استاندارد متمرکزشده است سازههای انگیزشی معمولاً بررسی نشدهاند باوجوداین واضح است که تعامل مثبت –معلم دانشآموز در سطح مدرسه میتواند جوی مثبت را برای تمام اعضای جامعه مدرسه ایجاد کند. جو مدرسه به احساس اطمینان و امنیت شخصی دانشآموز و معلم اشاره دارد.

لی وبریک (۱۹۸۹) نشان دادهاند، مدارسی که محیط امن و آرام فراهم میکنند باعث پیشرفت بالاتری، بهویژه برای دانش آموزان اقلیت میشوند. همان گونه که عقل سلیم به ما میگوید وهمان گونه که هرم نیازهای مازلو (۱۹۵۴) پیشنهاد میکند، اگر افراد راجع به بقاوامنیت خود احساس نگرانی کنند، برای آنان رسیدن به سایر اهداف دشوار میشود؛ بهاینترتیب، برای مدارس مهم است که محیطی امن و مطمئن را برای همه دانش آموزان و کارکنان ایجاد کنند.
نتایج تحقیقات اسپالدینگ (۱۹۹۵) نشان داد ،اگر رابطه نباشد، آموزش معنی ندارد. معلمان در همان آغاز کار متوجه میشوند که یکی از اولین و مهمترین مسائل، نحوه برقراری ارتباط بادانش آموزان است. مسلم است که چگونگی کیفیت رابطه معلم و دانشآموز تا حد زیادی روی یادگیری آن ها تأثیر میگذارد.
به نظر صالحیان ،چنانچه معلمان بخواهند در روابط انسانی موفق باشند، باید انواع ارتباط و مهارتهای اساسی ارتباط را مدنظر قرار دهند (صالحیان،۱۳۷۹). به زعم اردبیلی ، روابط انسانی خوب روابطی است که بهسلامت روانی، اجتماعی و ذهنی منجر شود (اردبیلی،۱۳۶۷)
به نظر خین وتاسامی ،در حالی که معلمان میتوانند از مجموعهای از دانش و مهارت در تدریس استفاده کنند، ارتباط خوب بادانش آموزان مربوط به شخصیت و خصوصیات مؤثری است که معلم نیاز به دانستن آن ها دارد (خین و تاسامی ، ۲۰۰۵).
از نظر کازدن ،در واقع جنبههای مؤثر و روابط میان فردی اساسی در کلاس برای یادگیری دانشآموزان از جنبههای فهم ذهنی کماهمیت نیستند (کازدن،۲۰۰۱).
شعاری نژاد بیان میکند ،نداشتن ثبات عاطفی، اضطراب و تشویش خاطر دائمی و ناتوانی در کـنترل اضطراب، از معیارها و مشخصات معلم ضعیف[۱۱۸] محسوب میشوند. ولی شناسایی و پیشبینی این تغییرات خلقی میتواند از شدت این ضعف بکاهد (شعاری نژاد، ۱۳۷۵).
نتایج تحقیقات عصاره نشان داد ،شخصیت معلم، نوع رابطه او (صـمیمی یـا خشک) بادانش آموزان، نگاه عادلانه و بدون تبعیض او به همه دانش آموزان، میدان دادن به مشارکت دانش آمـوزان در کـلاس و یکطرفه یا دوطرفه بودن کلاس، روش تدریس و بهرهگیری از فنهای جذاب و بدیع، تسلط معلم بر موضوع درس، دقت و پیگیری در مورد یادگیری دانـش آموزان، تلاش معلم برای عینی و عملی کردن درس و روشن کردن رابطه آن بازندگی آینده و همچنین داشـتن اطلاعات حاشیهای، رعایت نظم و دقـت و ظـاهر مطلوب و موردپسند، در نگرش دانش آموزان نسبت به درس موردنظر مؤثر است ،کلاسهایی که در آن ها مدیریت ضعیف اعمال میشود مکان مناسبی برای تدریس و یادگیری نیستند. سکوت، آرامش و اطمینان روزافزون در کلاس برای سلامت روانی معلم و دانشآموز ضروری است(عصاره،۱۳۸۹).
به نظر عظیمی (۱۳۸۲) تنبیههایی[۱۱۹] که معلمان بر دانشآموزان روا میدارند ازیکطرف مشکلات عاطفی و اختلالات رفتاری را موجب میگردد و از طرف دیـگر در رابطه معلم-شاگرد آشفتگی ایجاد کرده، امکان بازسازی و ترمیم آن را مـشکل و در مـواقعی دور از دسـترس مـیسازد. در چـنین شرایطی او تـصور مـنفی را که از معلم تنبیه گرا دارد ممکن است به معلمان دیگر، محیط آموزشی و حتی فضای فیزیکی مدرسه تعمیم دهد. معلمان پرخاشگر و هـیجانی کـه از عهده کنترل رفتار خودشان برنمیآیند با تنبیههای شدید و مـکرر آثـار سـوء در سـازگاری شاگردان خـود خـواهند گذاشت و مقاومت آن ها را در یادگیری دروس بر خواهند انگیخت.
ادیب نیا (۱۳۸۳) نشان داد که افزون بر تسلط نداشتن معلمان بر اجرای روش تدریس فعال، عوامل دیگری چون نارضایتی شغلی، مدیریت نامناسب کلاس درس، نبودن تعامل و ارتباط عاطفی بین معلم و دانشآموز از موانع اجرای روش تدریس فعال هستند.
در بررسی تأثیر بدرفتاری معلم[۱۲۰] بر دانشآموزان، نایییان دریافت کـه میان خستگی جسمانی و عاطفی و تعارض در پرهیز از تنبیه شدید و مکرررابطه وجود دارد. معلمانی که خواهان روابطی موفقیت آمیز بادانش آموزان خود هستند، یعنی رابطهای که انگیزش تحصیلی آنان را افزایش دهد، نباید برای آموزش رفتار مناسب، بر تنبیه متکی باشند معلمانی که میتوانند در لحظات بحرانی آرامش خود را حفظ کنند فقط قادر خواهند بود به نحوی با چنین موقعیتهایی کنار آیند که بر روابطشان بادانش آموزان آسیب جدی وارد نشود (ناییینان، ۱۳۷۳).
به نظر علم الهدایی ،احترام متقابل بین معلم شاگرد شرط اصلی حسن رابطههاست. احساس احترام به معلم بسیار مطلوب است ولی وحشت[۱۲۱] از او نه. چاشنی احترام، محبت است و چاشنی وحشت، تنفراست. در احترام جذبه متقابل وجود دارد و در وحشت حالت دفع و گریز. بسیاری از متخصصان علوم تربیتی معتقدند که احترام قائل شدن برای همه فراگیران در کلاس یک اصل است. بهواقع کلاسی که میدان مجادله و کشمکشهای غیراصولی و غیرعلنی بین معلم و دانشآموز باشد، نامطلوبترین محیط را برای یادگیری فراهم میکند (علم الهدایی، ۱۳۸۲).
بیات (۱۳۸۹) بیان میکند، شخصیت معلم، نوع رابطه او (صـمیمی یـا خشک) بادانش آموزان، نگاه عادلانه و بدون تبعیض او به همه دانش آموزان، میدان دادن به مشارکت دانش آمـوزان در کـلاس و یکطرفه یا دوطرفه بودن کلاس، روش تدریس و بهرهگیری از تکنیکهای جذاب و بدیع، تسلط معلم بر موضوع درس، دقت و پیگیری در مورد یادگیری دانـش آموزان، تلاش معلم برای عینی و عملی کردن درس و روشن کردن رابطه آن بازندگی آینده و همچنین داشـتن اطلاعات حاشیهای، رعایت نظم و دقـت و ظـاهر مطلوب و موردپسند، در نگرش دانش آموزان نسبت به درس موردنظر مؤثر است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
یوسفی (۱۳۹۰) در پژوهشی با عنوان اندازه گیری سواد مالی سرمایه گذاران حقیقی بورس اوراق بهادار و بررسی ارتباط سواد مالی سرمایه گذاران با تنوع پرتفوی و تصمیمات سرمایه گذاری آن ها؛ به بررسی سواد مالی سرمایه گذاران پرداخت. جامعه آماری این پژوهش بورس های منطقه ای اوراق بهادار بوده و در این تحقیق از روش نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای برای تعیین حجم نمونه استفاده شده؛ به گونه ای که مراکز استان های کشور به عنوان خوشه در نظر گرفته شدهاند. در نهایت تعداد ۱۶۰ نفر به عنوان حجم نمونه تعیین شدند. نتایج نشان داد که سواد مالی سرمایه گذاران بسیار پایین تر از حد معمول است. همچنین سواد مالی سرمایه گذاران تحت تاثیر متغیرهای دموگرافیک جنسیت و وضعیت اشتغال بوده اما سن، حوزه فعالیت، سطح تحصیلات، رشته تحصیلی و درآمد سرمایه گذار تاثیری بر سواد مالی سرمایه گذاران ندارد. در نهایت آشکار شد که سواد مالی سرمایه گذاران با تنوع پرتفوی آن ها رابطه دارد.


ده مرده (۱۳۹۰) در مطالعه خود به بررسی وضعیت سواد مالی و زیر حوزه های آن در بین کارآفرینان استان سیستان و بلوچستان و همچنین بررسی تاثیر متغیرهای دموگرافیک پرداخته است. نتایج به دست آمده در خصوص بررسی کفایت سواد مالی کارآفرینان حاکی از عدم کفایت امتیاز کلی سواد مالی کارآفرینان و همچنین عدم کفایت امتیاز هر یک از حوزه های سه گانه سواد مالی میباشد. در بحث تاثیر متغیرهای دموگرافیک نیز نتایج نشان داد تمامی متغیرهای دموگرافیک مورد استفاده (به جز سطح تحصیلات و جنسیت) بر سطح سواد مالی جامعه مورد آزمون اثر نداشته است.
باهنر (۱۳۹۱) در پژوهشی رابطه سواد مالی و رفاه مالی معلمین شاغل در شهرستان یزد مورد بررسی قرار داد. ولی ایشان در این مطالعه به بررسی تاثیر ویژگی های جمعیت شناختی معلمین بر سطح سواد مالی و رفاه مالی آنان پرداخت. نتایج به دست آمده حاکی ازعدم کفایت سواد مالی معلمین شاغل شهرستان یزد داشته و نتایج آزمونهای جزئی نیز نشان داد که این مشکل در سطح هر سه حوزه فرعی سواد مالی (کسب درآمد، پس انداز و سرمایه گذاری-خرج و استقراض-بیمه و بازنشستگی) نیز مشهود است. نتایج آزمون ها در مورد تاثیر متغیرهای دموگرافیک بر سواد مالی و رفاه مالی نیز نشان داد تمامی متغیرهای دموگرافیک مورد بررسی در این مطالعه (به غیر از سن و وضعیت تاهل) بر سطح سواد مالی و رفاه مالی مؤثر بوده است.
بابایی زاده و همکاران (۱۳۹۱) به بررسی رابطه رضایت از زندگی، کیفیت زندگی و رفاه مالی با عملکرد آموزشی دانشجویان در بین دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد یزد پرداختند. در این مطالعه پرسشنامهها در بین۳۱۰ نفر از دانشجویان با بهره گرفتن از روش نمونه گیری طبقه ای توزیع و تعداد ۲۹۰ پرسشنامه جمع آوری گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با بهره گرفتن از روش معادلات ساختاری انجام شده و نتایج نشان داد متغیرهای رفاه مالی، کیفیت زندگی و همچنین رضایت از زندگی بر عملکرد آموزشی دانشجویان تاثیری ندارند اما رفاه مالی بر کیفیت زندگی و رضایت از زندگی دانشجویان تاثیر معنادار دارد. همچنین رفاه مالی از طریق متغیرهای میانجی کیفیت زندگی و رضایت از زندگی بر عملکرد آموزشی دانشجویان تاثیر نمی گذارد.
جووگابل[۳۸](۲۰۰۴) مطالعهای با هدف استخراج چارچوبی جهت تعیین میزان رضایت مالی و شناخت مؤلفههای مؤثر بر آن انجام دادند. نمونه مورد مطالعه آن ها شامل ۲۲۰ کارمند اداری و ابزار پژوهش پرسشنامه بود. متغیرهای مستقل پژوهش شامل دانش مالی، عوامل استرسزای مالی، تحمل ریسک مالی، رفتار مالی، توانایی مالی و برخی از متغیرهای جمعیت شناختی و اجتماعی_اقتصادی نظیر سن، تعداد افراد تحت تکفل، سطح درآمد خانوار، جنسیت، وضیت تأهل، نژاد، داشتن خانه و سطح تحصیلات و متغیر وابسته پژوهش سطح رضایت مالی بود که از طریق یک سوال در قالب طیف ۱۰ نقطهای اندازهگیری میشد. در این پژوهش با بهره گرفتن از روش آماری تجزیه و تحلیل مسیر اثرات مستقیم و غیرمستقیم متغیرهای مستقل بر رضایت مالی افراد اندازهگیری و نتایج ذیل حاصل شد:
سطح تحصیلات، دانش مالی، تحمل ریسک مالی، توانایی مالی، رفتارهای مالی و میزان فشار (استرس) مالی دارای اثرات مستقیم بر رضایت مالی بودند. به ویژه سطوح بالای دانش مالی و توانایی مالی با تقویت رفتارهای مالی منجر به سطوح بالای رضایت مالی میشوند. همچنین نتایج پژوهش نشان داد سطح تحمل ریسک مالی و سطوح فشار مالی دارای رابطه منفی با رضایت مالی هستند. در ضمن بین متغیرهای سن، جنس، نژاد، وضعیت تأهل، داشتن خانه، سطح درآمد خانوار و تعداد افراد تحت تکفل با رضایت مالی رابطهای یافت نشد.
چن و ولپ[۳۹] (۲۰۰۵) در پژوهشی به بررسی سطح سواد مالیه شخصی دانشجویان آمریکایی پرداختهاند. نمونه پژوهش آن ها مشتمل بر ۹۲۴ دانشجو بوده است. نتایج پژوهش حکایت از وجود رابطه بین سوادمالی و ویژگیهای جمعیت شناختی (دموگرافیک) دانشجویان و همچنین تأثیر سوادمالی بر نظریه ها و تصمیمگیریهای دانشجویان داشت. بنا به اظهار نظر نویسندگان مقاله، نتایج نشان از نیاز به بهبود وضعیت مالیه شخصی دانشجویان داشت زیرا علیرغم اینکه سوالات پرسشنامه اغلب از مباحث پایهای مطرح شده بود، متوسط امتیاز مالی دانشجویان در حدود ۵۳% بود. میانگین امتیاز دانشجویان در هیچ یک از حوزه های فرعی سوادمالی نظیر دانش عمومی، پسانداز و استقراض، بیمه و سرمایهگذاری بیش از ۶۵% نبود و ضعیفترین حوزه مورد بررسی سرمایهگذاری با میانگین امتیاز ۴۰% بود. دانشجویانی که در رشتههای غیربازرگانی و در کلاسهای پایینتر مشغول به تحصیل بودند، زنان، افراد کمتر از ۳۰ سال و دانشجویانی که تجربه کاری (سابقه اشتغال) کمتری داشتند، دارای امتیاز سوادمالی پایینتر نسبت به سایرین بودند.
همچنین دانشجویانی که سوادمالی کمتری داشتند در اتخاذ تصمیمات خود در حوزه های دانش عمومی، پسانداز و استقراض و سرمایهگذاری بیشتر دچار اشتباه میشدند ولی در تصمیمات بیمهای تفاوتی بین افراد مورد آزمون مشاهده نگردید. به نظر نویسندگان بدون تقویت بنیه مالیه شخصی دانشجویان، آن ها در تصمیمگیریهای خود در دنیای واقعی دچار اشتباه میشوند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۴-۹ پنج تا هشت سالگی
هر چه کودکان بزرگتر میشوند، نقاشیهای آن ها نیز واقعگرایانه تر میشوند. امّا نقاشیهای کودکان در فاصله سنی پنج تا هشت سالگی هنوز شامل عناصری است که کودک بر وجود آن ها آگاهی دارد، حتی اگر به طور طبیعی قابل رویت نباشد. به این لحاظ حاصل کار آن ها نقاشی «شفاف بینی» یا «اشعه ایکس»نامیده می شود. این خصوصیت مربوط به مرحلهای است که لوکه آن را «واقعگریی فکری» نامید ه است.

نقاشی های کودکان در این مرحله ،از نظر مقیاس وجزئیات، بیش از پیش به سمت واقعگرایی بصری حرکت میکند.در این مرحله نقاشی های آن ها از چهره انسان،طرح بچّه قورباغهای را پشت سر میگذارد، و به نشان دادن سروبدن جا از یکدیگر میرسد. جزئیات بیشتری از قبیل دست ها و انگشتان و لباس نیز بیش از پیش تصویر میشوند (مخبر ۱۳۷۰، ۸۶).
۲-۴-۱۰ هشت سالگی تا نوجوانی
کودکان هشت ساله به بالا غالباًسعی در نقاشیهای خود عمق را نشان بدهند. لوکه این مرحله از تکامل را «واقعگرایی بصری» نامیده است. به نظر میرسد همراه با بالا رفتن سن نقاشی های کودکان نیز به سمت افزایش واقعگرایی بصری حرکت می کند. نقاشیهای آزاد بچّههای بزرگتر، یعنی بچّههای سه ساله یا ده ساله، از نظر سبک بهتدریج به سمت الگو های قرار دادی حرکت میکند.در این مرحله چهره های کارتون و چهره های سریالهای کمیک مرتباً نقاشی میشوند. نقاشیها، تنوع وتشخیص کمتری پیدا میکنند.به نظر میرسد که کودکان در این سن غالباً از نقاشی خود ناراضیاند و دیگر رغبتی به انجام این فعالیت ندارند. گفته می شود دلیل این امر آن است که آن ها قادر نیستند نتایج دلخواه خویش را از نقاشیهای به دست آورند. کودکانی که همچنان به نقاشی کشیدن ادامه میدهند.خواه در نتیجه تشویق دیگران باشد و یا خود آموزی، غالباً صورخیالی، شخصیتها و کاریکارتورهای خود را گسترش می دهند و بدین وسیله حد معینی از آزادی را در بیان خویش حفظ میکنند (گاردنر۱۹۸۰، ۷۴).
۲-۴-۱۱ شاخص های هیجانی در مورد نقاشی کودکان
کوپیتس چنین فرض میکرد که نگرانیهای رورمره نیز در نقاشی بیان میشوند. که وی آن را در مقایسه با بازتاب خصوصیات پایدار شخصیتی یا «تصور بدنی» عموماً بازتابی از حالات جاری هیجانی تلقی میکرد. در آزمون کوپیتس، آزمون کننده ،یک ورق کاغذ سفید به اندازه A4،یک مداد، و یک پاک کن به کودک میدهد. آنگاه دستور داده میشوند از نو می خواهم تصویر یک آدم کامل را روی این ورق کاغذ بکشی، این آدم را تو میتوانی هر طور که دلت بخواهد نقاشی بکشی. باز داشت (کوپیتس[۵۵] ۱۹۶۸، ۱۴۴).
کوپیتس رعایت این نکته را ضروری میدانست که کودک ،نقاشی آدم را حتماً در حضور آزمون کننده بکشد و برگزاری آزمون انفرادی را برآزمون گروهی ترجیح میداد .خانم کوپیتس متذکر می شود ،بود یا نبود فلان جز خاص در نقاشی میتواند در یک سن دارای اهمیت بالینی باشد و در اختیار ما گذاشته است که گویا با استناد به آن ها میتوان نقاشیهای انجام شده از پیکره انسان توسط کودکان دارای پریشانی هیجانی را از نقاشی های کودکان عادی باز شناخت (فرامرزی ۱۳۸۷، ۱۴۰).
۲-۴-۱۲ انتخاب موضوع نقاشی بین پسرها و دخترها
مطالعات انجام شده با بهره گرفتن از آزمون نقاشی آدم بارها و بارها نشان داده است که کودکان ترجیح میدهند پیکره های همچنین خودشان را نقاشی کنند. از گردآوری ۲۰۰۰ نقاشی انجام شده از جانوران توسط نوجوانان پی بردند که بیشتر پسرها به کشیدن تصویر مار، ماهی و اسب علاقمندند و بیشتر دختر نیز ترجیح می دهند گربه، خرگوش وسگ نقاشی کنند (فرامرزی ۱۳۸۲، ۲۱۴).
۲-۴-۱۳ اضافه نمودن شخصیت های دیگر
در نقاشی هایی که از افراد خانواده کشیده می شود ممکن است شخصیت دیگر ی اضافه شود که ممکن است یک مرد، یک زن، یک نوزاد وحتی یک حیوان باشد. به کمک این شخصیت اضافه شده، کودک تمایلات و خواسته هایی را که جرئت عملی کردن آن ها را ندارند به صورت تخیلی و تصور عملی میسازد این شخصیت اضافه شده ممکن است حتی به صورت حیوان که جانشین انسان شده واعمال او را انجام می دهند نشان داده شود (صرافان ۱۳۸۷، ۲۲۳).
۲-۴-۱۴ کمبود محبت
گاهی ،کودک به داشتن رابطه عاطفی ارضا کننده با پدر و مادرش موفق نمی شود ونمی تواند یک ارتباط حقیقی با آن ها برقرار سازد.این کمبود به طریق مختلفی ظاهر می شود .یکی از طرق آن ،شامل نشان دادن اعضای خانواده در حال غذا خوردن است که بیانگر احتیاج به ارضای «من نقاشی» است. کمبود محبت هم ممکن است با سایه زدن افراطی در نقاشیها وبه کارگیری زیاد از حد رنگ تیره نشان داده شود. (صرافان، ۱۳۸۷)
۲-۴-۱۵ نقاشی در مقام بازی
خود کودکان نقاشی را نوعی بازی میپندارند مشتاقانه به آن میپردازند و درست همان طور که در بازی افرادی با اسباب بازیها وچیزهای دیگر غرق میشوند در آن نیز عرق میشوند. یکی از نظریه های بازی میگوید انسانها ذاتاً برای فعال شدن در کارها ی گوناگون آمادگی دارند وبازی طریقه ای برای تخلیه انرژی اضافی است (شیلر[۵۶] ۱۸۷۵، ۱۴۴).

۲-۴-۱۶ حسادت
نظریه بازی در صورتی که در مورد نقاشی اعمال شود، معتقد است که کودکان در کارهای هنری خود به تمرین و تکمیل مهارتهایی میپردازند که وقتی به سنین بالا برسند برایشان مفید خواهد بود (فرامرزی ۱۳۸۲، ۲۱۵).
۲-۴-۱۷ بی ارزش کردن اشخاص
وقتی در نقاشی، یکی از اعضای خانواده وجود ندارد میتوان نتیجه گرفت که کودک آگاهانه ویا ناخودآگاه آرزوی نبودن آن شخص را دارد این پدیده بیشتر در مورد خواهران و برادران روی میدهد که بیشتر کودکان نسبت بدانها کینه و حسادت میورزد. شخص که برای کودک ارزش ندارد، همیشه در آخرین لحظه وبا کمترین جزئیات و کوچکتر از همه وخارج از گروه خانواده، در حالتی کاملاً ثابت کشیده می شود. طریق دیگر برای بیارزش کردن یک شخص تصویر او و سپس پاک کردن آن است. پاک کردن تصویر کشیده شده نشانگر کشمکش درونی کودک در مورد شخص مورد نظر است (صرافان ۱۳۸۷، ۱۷۶).
۲-۴-۱۸ کودک و میمون
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در نظر گیدنز بدن جایگاه و هویت شخصی است. شخص با کنترل منظم بدن خود هویت شخصی خود را حفظ می کند. از نظر او رژیمهای غذایی، پوشاک، و هر نوع تغییر در بدن آشکارا وسیلهای برای عرضه نماد خویشتن است و بدن نقطهای برای ساختن خود تعریف شده است. شخص دست به انتخاب میزند اگر فرد خود را متناسب با روایت زندگی نامهاش نداند دچار احساس شرمسازی می شود و میخواهد تأیید دیگران را به دست آورد. پس به نظر میرسد تصور افزایش تأیید دیگران بر گرایش زنان به عمل زیبایی مؤثر است. (گیدنز[۹۴]۷، ۱۳۸۵)


به نظر هومنز افراد در زندگی خود به دنبال مطلوب واقع شدن هستند در هر وضعیتی، رفتاری را از خود بروز می دهند که کمترین ضرر و بیشترین پاداش را داشته باشند. پس به نظر میرسد جذب جنس مخالف بر گرایش زنان به عمل زیبایی مؤثر است. (ادیبی و انصاری، ۱۳۸۳)
درک افراد از خودشان و درک دیگران از آنها ناشی از تأثیر ارزشهای فرهنگی است برای مثال وقتی ارزش در جامعه بر جذابیت فیزیکی قرار گرفت، همان گونه که دیگران به جذابیت نیز اهمیت می دهند فرد نیز تحت تأثیر فرهنگ اجتماع خویش ارزشمندی را در داشتن فیزیک بدنی جذاب خواهد دید. چنانچه بعضی رفتارها یا ویژگیها را کم اهمیت و کم ارزش تلقی کند، افراد متعاقب آن در قضاوت درباره خود و دیگران تحت آن ویژگیها نخواهند بود. (جکسون[۹۵]۱، ۲۰۰۲)
وبلن، پدیده مد را به کمک انگیزشهای اجتماعی رفتار رقابت آمیز تبیین کرد. از نظر او مد مختص طبقه بالای جامعه است که برای کسب درآمد مجبور به کار نیستند. وقتی مد در سطح جامعه توسعه یابد توسط طبقات پایینتر تقلید می شود البته در این میان قشر بالا می کوشد به سرعت معیارها و ارزشهای خود را مارکدار کند تا تفاوت و برتری خود را به دیگران نمایان سازد. پس به نظر میرسد تصاویر مندرج در ژورنالها و مجلات و عمل جراحی توسط هنرپیشه های داخلی و خارجی بر گرایش زنان به عمل زیبایی مؤثر است. (فاضلی، ۱۳۸۲)
از روشهای دیگری که از سوی جوانان برای تغییر در تصویر بدنی استفاده می شود، جراحی زیبایی است که به نظر میرسد در ۵۰ سال اخیر این روش به فراوانی مورد استفاده قرار گرفته است (صفارزاده، ۱۳۷۶). شاید دلیل عمومیت فراگیر استفاده از جراحی زیبایی، وجود چندین عامل باشد که از جمله آن ها، تنوع طلبی، امکان پذیری تغییر در صورت، حداقل نارضایتی، ماندگاری تغییر و تمرکز فزاینده رسانههای جمعی بر تصویر بدنی در سالهای اخیر باشد. در میان همه این عوامل آنچه مورد تأیید همه پژوهشگران در انگیزه تمایل به جراحی زیبایی میباشد نارضایتی از تصویر بدنی است. (پونتی، ۲۰۰۸)
پروزینسکی[۹۶]۲ و ادگرتون[۹۷]۳ بر این باورند که در واقع جراحی زیبایی، جراحی زیبایی تصویر بدنی است و با بهبود بخشیدن به بدن توسط جراحی، بهبود روان شناختی صورت میپذیرد. (سارور، وادن، پرتشوک و ویتاکر، ۱۹۹۸)
در مورد پیش آگهی انجام عمل جراحی در افرادی که بد شکلی مختصری دارند، نشان داده شده است حتی افراد با بد شکلی کوچک نیز از عمل جراحی سود میبرند و پس از عمل جراحی احساس بهتری نسبت به خود دارند؛ ولی تصمیم گیری در مورد انجام جراحی روی افراد با ظاهر بهنجار دشوار است. در این افراد نبود رضایت در مورد ظاهر، پس از عمل جراحی نیز ادامه پیدا خواهد کرد و امکان تقاضای دوباره جراحی وجود دارد. (سارور، وادن، پرتشوک و ویتاکر، ۱۹۹۸)
۲-۳-۳ انواع جراحی پلاستیک
۲-۳-۳-۱ جراحی بینی
ایران از نظر تعداد جراحی زیبایی بینی در دنیا اول است و پس از ایران کشورهای امریکا، انگلستان و فرانسه در ردیفهای بعدی تعداد عملهای جراحی زیبایی بینی قرار دارند. به تغییر شکل بینی با کاهش یا افزایش اندازه، برداشتن برآمدگی، جمع کردن پرههای بینی، تغییر زاویه بین لب بالایی و بینی یا تغییر شکل نوک یا برآمدگی بینی جراحی بینی گفته می شود. رایج ترین نوع جراحی پلاستیک در کشور هم که حدود ۷۰ درصد از جراحیهای پلاستیک را به خود اختصاص میدهد مربوط به بینی است. البته بخش بسیار زیادی از این جراحیها هم مربوط به عمل زیبایی بینی می شود و بسیاری از جراحیهای بینی در کشور تنها جنبه ظاهری و زیبایی دارند نه به خاطر مشکلات تنفسی. بر اساس نظر کارشناسان ۹۵ درصد متقاضیان جراحی بینی را زنان و دختران گروه سنی ۱۴ تا ۴۵ سال تشکیل می دهند و سهم مردان هم پنج درصد است. البته برخی از بررسی های انجام گرفته نشان میدهد درصد بسیار زیادی از افرادی که بینی خود را جراحی میکنند از چهره خود بعد از عمل راضی نیستند و دوباره اقدام به جراحی میکنند و تنها ۱۰ درصد افراد چهره بعد از عمل خود را دوست دارند. هم چنین تعداد بسیار زیاد جراحی بینی و همچنین وجود مؤسسههای غیرقانونی زیبایی باعث شده عوارض این نوع جراحی هم در کشور بالا برود. (روزنامه شرق، ۱۳۸۹)
«دکتر محسن نراقی» عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران و رئیس انجمن تحقیقات راینولوژی و عضو آکادمی جراحان پلاستیک و ترمیمی صورت امریکا گفته به علت افزایش جراحیهای پلاستیک بینی در ایران و افزایش تعداد متقاضیان آن، ما هر روزه با افزایش عوارض این جراحیها هم از نظر عملکردی و هم ظاهری مواجه هستیم. البته یکی از متخصصان روانشناسی معتقد است برخی از افراد به علت ابتلا به وسواس و افسردگی، احسـاس ناخوشایندی از چهره شان دارند که اقدام به جراحی زیبایی میکنند.
دکتر سید سعید صدر روانپزشک استادیار گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی گفته در کشور ما متاسفانه به غیر از تعداد خیلی کمی از جراحان پلاستیک بیـنی که به طور مستقیم با روانپزشکان ارتباط دارند، بقیه جراحان برای انجام این جراحی با روانپزشکان هیچ مشورتی نمیکنند. (روزنامه شرق، ۱۳۸۹)
۲-۳-۳-۲ تزریق بوتاکس
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
گسترش دامنه تعریف خسارت، درخسارات زیست محیطی میتواند عامل مهمی در جهت واداشتن متصدیان فعاایت های صنعتی در جهت رعایت استانداردهای زیست محیطی ونهایتا تن دادن به الزامات محیط زیستی پیشگیرانه باشد.

ایجاد مشوق ها وتنبیهات مالیاتی، میتواند در سالم سازی فعالیت های صنعتی وبالتبع پیشگیری از خسارات و آلودگی های محیط زیستی بسیار مفید باشد.
-
- حمایت های جزایی از محیط زیست: حق داشتن محیط زیست سالم برای اجراء درست مانند هر حق دیگری نیازمند ضمانت اجراست. باید در قوانین بینالمللی راجع به مهار ریزگردها، این نوع از آلودگی ها جرم محسوب شوند وبرای مرتکبین آن مجازات تعیین شود. اگر بپذیریم که اعمال مجازات در پیشگیری از جرائم مثمر ثمر است دلیلی ندارد که منکر تاثیر این مجازات ها در مورد جرائم زیست محیطی شویم.

- دعاوی کیفری: موضوع ذی نفع در دعاوی کیفری زیست محیطی، یکی از مسایل بحث برانگیز نظری و عملی است؛ زیرا جرایم زیست محیطی ماهیتاً دارای وضعیت خاصی هستند که نمی توان آن ها را با دیگر جرایم مقایسه کرد. در واقع در این گونه جرایم، مجنی علیه قربانی خاموشی است که توان اعتراض و دفاع از خود را ندارد. در این شرایط دو فرض متصوراست؛ فرض نخست، هنگامی است که از رهگذر جرم علیه محیط زیست، به اشخاص حقیقی یا حقوقی دیگری خسارت وارد شود؛ در این فرض، به تبع شکایت زیاندیده خصوصی، محیط زیست نیز میتواند مورد حمایت نظام حقوقی قرار گیرد.
فرض دوم هنگامی است که جرم صرفاً علیه محیط زیست ارتکاب مییابد. بی آن که به طور مستقیم زیانی به اشخاص دیگر وارد شود. در این حالت جرم را باید از مصا دیق جرایم علیه منافع عمومی در نظر گرفت. چون معمولا دغدغه های محیط زیستی برای دولت ها از اولویت زیادی برخوردار نیست و در درجه چندم اهمیت قرار دارد، پیشنهاد می شود سازمان های غیر دولتی نیز بتوانند متناسب با موضوع فعالیت واساسنامه خود، حق اقامه دعوی برای حمایت از منافع عمومی علیه اشخاص حقیقی ویا حقوقی در دعاوی مرتبط با ریزگردها داشته باشند.
- توسعه کنوانسیون های مربوط به مقابله با تشکیل وگسترش ریزگردها: کنوانسیون های متعددی راجع به محیط زیست ایجاد شده اند اما راجع به مقابله با بحران ریزگردها کنوانسیون های مفیدی صورت نگرفته است. نیاز است که کنوانسیون های منطقه ای وجهانی برای مقابله با این بحران تشکیل شود. در حال حاضر خلاء یک کنوانسیون منطقه ای مشخص که تعهدات قراردادی را بر کشورهای همسابه بار نماید احساس می شود. بنابرین مهمترین پیشنهاد تدوین یک کنوانسیون منطقه ای برای مقابله و پیشگیری از پدیده گرد و غباراست. چراکه اساساً مشکلات زیست محیطی مرز نمی شناسند. علاوه براین هرچند تعهدات عرفی متعددی را می توان بر کشورها در خصوص همکاری و مقابله با ریزگردها تصور نمود، اما نباید از نقش تعهدات قراردادی در این زمینه نیز غافل بود. تسریع و تسهیل در اجرای تفاهم نامه های امضاء شده میان کشورهای همسایه، ضرورت اتخاذ تدابیر قضایی، قانونی و اجرایی درسطح ملی جهت کنترل این پدیده ازجمله اجرای مناسب سیاستهای ممنوعیت تغییر کاربری اراضی جنگلی و تالابی و رودخانه ای، تدوین پیش نویس طرح اجرایی همکاری چند جانبه میان کشورهای منطقه برای مقابله با ریزگردها از اقدامات دیگری است که می توان انجام داد. کنوانسیون تشکیل شده باید ارتباط مؤثری با فائو داشته باشد. چون ریزگردها تاثیرات بسیار مخربی بر کشاورزی دارند، این ارتباط میتواند درایجاد راهکارهایی برای مقابله طبیعی با گسترش وهمچنین ارائه راهکارهایی برای این کاهش محصولات مؤثر باشد. مثلا تحقیقی که در دانشگاه کشاورزی ومنابع طبیعی رامین راجب ریزگردها صورت گرفته، روشی پیشنهاد شده است که از پسماند های نیشکر استان خوزستان برای مالچ پاشی بیابان ها استفاده می شود.
- اقتضائات نظام مسئولیت وجبران خسارات ناشی از ریزگردها: مسئولیت ناشی از خسارات ریزگردها اقتضائات خاص خود را می طلبد که درذیل به طور خلاصه به آن می پردایم؛
- ایجاد مسئولیت تضامنی بین تولید کنندگان ریزگردها، این مکانیسم میتواند درجبران خسارات زیان دیدگان و ترمیم محیط زیست مفید باشد. چون مسئولیت تضامنی میتواند تضمینات بیشتری برای جبران ضرر وارده فراهم آورد.
- توجه به اصل پرداخت آلوده ساز، توجه به این اصل به عنوان اصل اولیه در جبران خسارات محیط زیستی، بسیار حائز اهمیت است. کشورمنبع آلودگی باید مسئولیت تامین وپرداخت بخشی از هزینه های مقابله خسارات ریزگردها را برعهده بگیرد.
- پذیرش نظام مسئولیت مطلق در خسارات مربوط به ریزگردها، با پذیرش این نوع مسئولیت صرف احراز رابطه سببیتف دولت آلاینده مسئول شناخته می شودونیاز به احراز عنصر تقصیر نیست.
- پذیرش مسئولیت مطلق متصدیان خسارات زیست محیطی این مزیت رادارد که درصورت عدم رعایت نکات ایمنی وپیشگیری های لازم واصول بنیادین تولید، دادگاه ها در تعیین میزان خسارت اغماض کمتری روا می دارند.
- گسترش میزان سقف مسئولیت، هرچقدر بتوان دولت ها را متقاعد کرد که میزان سقف مسئولیت خود در ایجاد ریزگردها وآسیب رساندن به محیط زیست را افزایش دهند،امکان جبران خسارت بیشتری نیز وجود دارد.
- تشکیل صندوق های مالی برای مقابله با خسارات ناشی از ریزگردها، تشکیل این صندوق ها جهت پوشش دادن به میزان خسارت متجاوز از سقف مسئولیت میتواند مؤثر باشد. در زمینه خساراتی که به کشاورزان وارد می شود تشکیل این صندوق ها میتواند بسیار مفید باشد.
- توجه به اصل مسئولیت مشترک اما متفاوت دولت ها میتواند گام مؤثری برای جبران خسارات ناشی از گردوغبارباشد. دولت هایی که سهم بیشتری در تشکیل ریزگردها دارند، باید در هزینه ها وجبران خسارات نیز نقش بیشتری داشته باشند.
- باید مدت زمان مرور زمان در دعاوی راجع به ریزگردها بیشتر شود، این امر میتواند محرک بازدارنده نسبتا خوبی برای دولت ها در جهت توجه بیشتر به محیط زیست ومقابله با ریزگردها باشد.
- حمایت از شرکت های بیمه ای برای پوشش دادن به ریسک فعالیت های خطرناک، این نوع حمایت امکان پرداخت خسارت به قربانیان آلودگی محیط زیست وتا حد امکان اعاده وضعیت محیط زیست به حالت سابق رافراهم می آورد.
- ایجاد شعب حقوقی و کیفری در ارتباط با جرائم مرتبط با ریزگردها در مراجع قضایی.
- توجه به امر آلودگی زدایی، آلودگی زدایی روندی برای اعاده وضع به حالت سابق است. گرچه آثار مخرب ریزگردها بسیار شدید میباشد اما با توجه وتلاش بیشتر می توان تا حدودی از آثار سوء به وجود آمده کم کرد.
و
درآخر
_ با توجه به تاثیر جنگ بر تخریب محیط زیست (مثلا خشک کردن تالاب های عراق توسط صدام درجنگ این کشور با ایران) باید در کنوانسیون های راجع به مقابله با ریزگردها به این امر نیز توجه شود. تا از آسیب بیشتر این قربانی خاموش در مخاصمات مسلحانه جلوگیری شود.
_ میتوان با یک برنامه چند ساله، راههای اصلاح الگوی مصرف آب و افزایش میزان بهرهوری آن در کشاورزی( همان گونه که در سال جاری شاهد اتخاذ این تدابیر از سوی سازمان محیط زیست ایران در مورد دریاچه ارومیه هستیم) را به اجرا گذاشت تا جلوی هر گونه نیاز جدیدی به آب گرفته شود. احداث هر سد تنها به فربه شدن جیب شرکتهای سدسازی کمک میکند و مشکل ریزگردها را هر روز تشدید میکند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
k : تعداد گویههای پرسشنامه
: واریانس هر سوال
: واریانس مجموعه سوالات
جدول۳-۱: مقدارضریب آلفای کرونباخ پرسشنامه ارزیابی عملکرد جانشین پروری
ضریب آلفای کرونباخ
تعداد سوالات
۸۱۰/۰
۳۲
۳-۷- روش تجزیه و تحلیل داده ها
در مدیریت ، تحقیقات اغلب با سؤال و فرضیه شروع میشوند. فنون آمار استنباطی برای پاسخ به سوالات تحقیق، همان فنون تخمین آماری هستند . بسیاری از تحقیقات مدیریتی از مرحله سؤال گذر کرده، به مرحله فرضیه میرسند . فرضیه حدس زیرکانه در خصوص پارامتر جامعه است . فنون آماری مناسب برای بررسی صحت یا سقم فرضیهها ، فنون «آزمون فرض آماری » هستند .


پس از جمع آوری اطلاعات از طریق پرسشنامه و ورود داده های این پرسشنامهها ،جهت تجزیه و تحلیل آن ها از روش های مختلف آماری ، استفاده شده است. روش های آماری مورد استفاده در این تحقیق شامل فنون آمار توصیفی( شامل جداول فراوانی ، مقیاس لیکرت و … ) و فنون آمار استنباطی شامل آزمون تییک طرفه است. نرم افزار مورد استفاده برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز SPSS18 بوده است .
۳-۸- خلاصه و جمع بندی
در این فصل، پس از ارائه مقدماتی درباره پژوهشهای علمی و لزوم انجام آن ها به توضیحاتی در رابطه با نوع پژوهش پیش رو پرداخته شد. سپس جامعه آماری، نمونه گیری و فرمول مورد استفاده بیان گردید. هم چنین روشهای گردآوری اطلاعات مرور شده و بیان گردید که محقق برای پاسخ به سؤالات پژوهش چه روشهایی را برای جمع آوری اطلاعات برگزیده است. هم چنین توضیح کاملی در رابطه با پرسشنامه تدوین شده به عنوان ابزار مهم گردآوری اطلاعات در این پژوهش ارائه گردید . درپایان نیز توضیحاتی در مورد روش تجزیه و تحلیل داده ها ارائه شد .
فصل چهارم
تحلیل داده ها
۴-۱-مقدمه
معمولابررسی وسنجش کل جامعه پژوهش یا عملی ومقرون به صرفه نیست یا غیرممکن است بنابرین پژوهشگردرصدی ازاین جامعه رابه عنوان نمونه انتخاب می کندو مطالعه خود را روی آن انجام داده وبعد نتایج خود را به جامعه تعمیم میدهد. به سخن دیگر، پژوهشگرجامعه را از نمونه استنباط می کند وبه همین دلیل ازآمارههایی استفاده می کند که استنباط جامعه راامکان پذیرسازد. کاربرد نام آماراستنباطی نیزبه همین دلیل است آماره ای استنباطی برای برآورد جامعه وفرضیه آزمایی به کارگرفته می شوندودراین راستابه بررسی روابط بین متغیرها ، تفاوت موجود بین گروها یا آزمودنیهای مورد مطالعه وتاثیرمتغیرمستقل بروابسته می پردازند.
۴-۲-بررسی ویژگیهای جمعیت شناختی
در این قسمت به ارائه آمار توصیفی، نمودارها و جداول ویژگیهای جمعیت شناختی نمونه پرداخته می شود. ارائه آمار توصیفی از آن جهت مهم است که باعث شناخت بهتر از جامعه و ویژگیهای عمومی آن و همچنین تحلیل بهتر ارتباط بین متغیرها میشود. در این تحقیق جنسیت، تحصیلات و وضعیت سابقه کاری عنوان سؤالات عمومی پژوهش در نظر گرفته شدهاند.
۴-۲- آمار توصیفی
۴-۲-۱- جنسیت پاسخگویان
جدول (۴-۱) توزیع فراوانی پاسخگویان به تفکیک جنسیت
جنسیت
فراوانی
درصد
درصد تجمعی
مرد
۶۶
۷/۹۱
۷/۹
زن
۶
۳/۸
۱۰۰
مجموع
۷۲
۱۰۰
در شکل زیر توزیع فراوانی جنسیت پاسخگویان نشان داده شده است.
شکل (۴-۱) نمودارتوزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب جنسیت
با توجه به جدول و نمودار فوق مشاهده می شود، بیشترین فراوانی پاسخگویان ۷/۹۱ درصد متعلق به مردان و کمترین فراوانی۲/۸ درصد را زنان تشکیل میدادند.
۴-۲-۲-مدرک تحصیلی پاسخگویان
جدول(۴-۲) توزیع فراوانی پاسخگویان به تفکیک مدرک تحصیلی
تحصیلات
فراوانی
درصد
درصد تجمعی
دیپلم و کمترازدیپلم
۱۰
۹/۱۳
۹/۱۳
فوق دیپلم
۱۳
۱/۱۸
۹/۳۱
لیسانس
۳۸
۸/۵۲
۷/۸۴
فوق لیسانس و بالاتر
۱۱
۳/۱۵
۱۰۰
مجموع
۷۲
۱۰۰
در شکل زیر توزیع فراوانی تحصیلات پاسخگویان نشان داده شده است.
شکل(۴-۲) توزیع فراوانی پاسخگویان به تفکیک مدرک تحصیلی
با توجه به جدول و نمودار فوق وضعیت توزیع مدرک تحصیلی در پاسخگویان بیشترین فراوانی مربوط به مقطع لیسانس ۸/۵۲ درصد و کمترین میزان ۹/۱۲ درصد متعلق به مقطع دیپلم و کمتر از دیپلم بوده میباشد.
۴-۲-۳- سن پاسخگویان
جدول(۴-۳) توزیع فراوانی پاسخگویان به تفکیک سن
سن
فراوانی
درصد
درصد تجمعی
۲۰الی۲۵
۲
۸/۲
۸/۲
۲۵الی۳۰
۲۲
۶/۳۰
۳/۳۳
۳۰الی۴۵
۴۱
۹/۵۶
۳/۹۰
بالای۴۵سال
۷
۷/۹
۱۰۰
مجموع
۷۲
۱۰۰
در شکل زیر توزیع فراوانی سن پاسخگویان نشان داده شده است.
شکل( ۴-۳) نمودار توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب میزان سن
با توجه به جدول و نمودار فوق وضعیت توزیع سن در پاسخگویان افراد با سابقه کاری بین ۳۰ الی۴۵ سال ۹/۵۶ درصد را تشکیل میدهد.
۴-۲-۴- سابقه کاری پاسخگویان
جدول(۴-۳) توزیع فراوانی پاسخگویان به تفکیک سابقه کاری
سابقه کاری
فراوانی
درصد
درصد تجمعی
کمتراز۵سال
۱۶
۲/۲۲
۲/۲۲
بین ۵الی۱۰سال
۳۰
۷/۴۱
۹/۶۳
بین۱۰الی۱۵سال
۸
۱/۱۱
۷۵
بالای۱۵سال
۱۸
۷/۹
۱۰۰
مجموع
۷۲
۱۰۰
در شکل زیر توزیع فراوانی سابقه کاری پاسخگویان نشان داده شده است.
شکل( ۴-۳) نمودار توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب میزان سابقه کاری
با توجه به جدول و نمودار فوق وضعیت توزیع سابقه کاری در پاسخگویان افراد با سابقه کاری بین ۵ الی۱۰ سال ۷/۴۱ درصد را تشکیل میدهد.
۴-۳- آزمون فرض نرمال بودن متغیرها:
قبل از تعیین نوع آزمون مورد استفاده به خصوص در آزمونهای مقایسه ای لازم است از نرمال بودن متغیرها مطمئن شویم. در صورتی که متغیرها نرمال باشند، استفاده از آزمونهای پارامتری توصیه می شود و در غیر اینصورت استفاده از آزمونهای معادل غیر پارامتری، مدنظر قرار خواهد گرفت. لذا فرض ها به شرح زیر میباشند:
فرض صفر: متغیر تحت بررسی دارای توزیع نرمال است.
فرض مقابل: متغیر تحت بررسی دارای توزیع نرمال نیست.
جدول۴-۴: بررسی توزیع نرمال متغیر های پرسشنامه ( آزمون کلوموگروف اسمیرنوف)
متغیرهای تحقیق
پارامترهای نرمالb
آماره Zکالموگروف اسمیرونف
سطح معناداری
میانگین
انحراف معیار
خط مشی
۹۱۶۷/۲۳
۲۷۴۹۶۸/۳
۲۸۹/۱
۰۷۲/۰
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بررسی کیفیت زندگی بیش از ۲۰ سال است که در مطالعات مرتبط با سرطان صورت میگیرد. اما به مرور به سایر حیطههای بالینی نیز گسترش پیدا کرد، به طوری که امروزه در تصمیمگیریهای درمانی، انتخاب مداخلات مناسب و ارزشیابی اثر بخشی مداخلات به کار میرود (عصار رودی، ۱۳۹۰).

هر چند چالش اصلی بهداشت عمومی در قرن بیستم، افزایش امید به زندگی بود، در قرن بیست و یکم «زندگی با کیفیت بهتر» مهمترین دغدغه در این حوزه است. هدف از زندگی فقط داشتن عمر طولانی و زنده بودن نیست، بلکه نوع و کیفیت زندگی نیز مهم میباشد (جدیدی و همکاران، ۱۳۹۰).
در سالهای اخیر، کیفیت زندگی به عنوان شاخص مهمی برای ارزیابی سلامت فردی، تصمیمگیری و قضاوت در مورد سلامت کلی جامعه و یافتن مشکلات اصلی در ابعاد گوناگون زندگی افراد در پژوهشهای پزشکی مطرح شده است (نوریان و همکاران، ۲۰۰۵).

عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی کاری
ویژگیهای فردی و زمینهای بر کیفیت زندگی تأثیر میگذارند. برای مثال: در بسیاری از ابعاد کیفیت زندگی، از جمله عملکرد جسمی مؤثر است. عوامل دیگر چون وضعیت تأهل. ارتباطات اجتماعی، وضعیت اقتصادی جو سیاسی شرایط و امکانات زندگی، عوامل محیطی و فرهنگی نیز بر کیفیت زندگی افراد تا گذار هستند (علیپور، ۱۳۸۹).
سازمان های عصر حاضر با نگاه راهبردی به صنایع استانی آن را به عنوان دارایی هوشمند و ارزشمند در نظر دارند و بیش از پیش به ارتقاء کیفیت زندگی و رضایت شغلی کارکنان توجه میکنند. در جامعه امروز بهبود زندگی کاری به صورت یکی از مهم ترین اهداف سازمان درآمده و به یک موضوع اجتماعی عمده در سراسر جهان مبدل شده است (جزایری و پرداختچی، ۱۳۸۶).
مفهوم کیفیت زندگی کاری
کیفیت زندگی کاری یکی از متغیرهایی است که اخیراًً به لحاظ اهمیت، مورد توجه بسیاری از مدیران که در صدد ارتقای کیفیت منابع انسانی خود هستند قرار گرفته است. کیفیت زندگی کاری مسألهای پیچیده و مرکب از متغیرهای محیط کاری است و فراورده ارزیابی کلی شخص از شغلش میباشد. گرچه هیچ تعریف رسمی از کیفیت زندگی کاری وجود ندارد اما روانشناسان، صنعت و دانشمندان مدیریت آن را به عنوان سازهای درنظر گرفتهاند که به رفاه[۲۸] کارکنان مربوط میشود و تمرکز آن فراتر از رضایت شغلی است. این سازه اثر مکان کار بر رضایت از کار، رضایت در حیطههای زندگی غیر کاری، رضایت از زندگی کلی[۲۹]، خوشحالی شخصی[۳۰]، و رفاه ذهنی[۳۱] را در بر میگیرد. ادگار و بودین[۳۲] (۲۰۰۳) کیفیت زندگی کاری را مجموعه شرایط واقعی کار در سازمان میدانند و معتقدند کیفیت زندگی کار ینگرش و احساس کارکنان از کار خود را به صورت خاص نشان میدهد و مشتمل بر جنبه وسیعی از محیط کاری است که بر یادگیری و سلامت کارکنان تأثیر میگذارد. کیفیت زندگی کار ی پرستاران تحت تأثر عوامل اجتماعی، اجرایی، مدیریتی و شرایط خاص فرهنگی قرار دارد. و پیشرفت و ارتقا آن انگاره مدیران و کارکنان را به یکسان در برمیگیرد.
ارتقای کیفیت زندگی کاری پرسنل و پزشکان یکی از عوامل مهم جهت اطمینان از پایداری سیستم بهداشتی معرفی شده است. در هر سازمانی کیفیت زندگی کاری بالا برای جذب و حفظ کارکنان اساسی است. از آنجا که زندگی کاری روی احساس فرد درباره مطلوبیت مکان کاری و آنچه در آن است پایهگذاری میشود و مربوط به تجربه جاری فرد در حیطههای کاری است. از این دیدگاه بررسی کیفیت زندگی کاری که احساس فرد سازمانی را بیان میدارد حایز اهمیت فراوانی است زیرا میتواند در کلیه سطوح بر کیفیت مراقبت پرستاری تأثیر گذارد (دهقان میری و دیگران، ۱۳۸۷).
امروزه بهبود کیفیت زندگی به صورت هدف درآمده و مردم خواستار بهبود کیفیت زندگی هستند. از این رو دولتها در برابر جهان روز به روز بیشتر به بهبود کیفیت زندگی مردم توجه دارند (شبان و همکاران، ۱۳۸۳).
محققان معتقدند که بررسی کیفیت زندگی و تلاش در راه اعتلای آن نقش بسزایی در سلامت، زندگی فردی و اجتماعی افراد دارد (دهقان جعفری و حاج باقری، ۱۳۸۵).
کیفیت زندگی
مطابق تعریف سازمان بهداشت جهانی، کیفیت زندگی عبارت است از درک افراد از وضعیت زندگی در قالب فرهنگ و ارزشهای حاکم بر جامعه و در راستای اهداف، استانداردها، انتظارات و علایق فرد. کیفیت زندگی به عنوان شاخص سلامت عمومی و بهداشت فردی تلقی میشود به طور کلی کیفیت زندگی عبارت است از میزان و درجه لذت فرد از امکانات مهم زندگی خود که هدف نهایی آن، این است که افراد را قادر سازد تا زندگی با کیفیت بالا، معنادار و لذت بخشی را تجربه کنند (عصار رودی و همکاران؛ ۱۳۹۰).
اگرچه در بعضی از متون کیفیت زندگی کاری و خشنودی شغلی به عنوان مفاهیمی مترادف در نظر گرفته شدهاند؛ لیکن بسیاری از صاحبنظران علم مدیریت و روانشناسان صنعتی اعتقاد دارند که، کیفیت زندگی کاری و خشنودی شغلی از نظر مفهوم متفاوت هستند (ساعدی و همکاران، ۱۳۸۹).
مفهوم کیفیت زندگی کاری با جنبه مهمی از مسئولیت اجتماعی سرو کار دارد. زیرا آن چه برای افراد در محیط کار حادث میشود ممکن است روی جنبههای زندگی غیر کاری آن ها اثر بگذارد (خانی، علی؛ ۱۳۸۶).
اگر افراد بتوانند صنایع خود را تجهیز کرده و در حفظ سلامت خود به طور فعال مشارکت کنند. ممکن است از انتظارات زندگی خود فراتر رفته و به طور قابل توجهی کیفیت زندگی و سلامت خود را بهبود بخشد (نارویی، ۱۳۸۶).
مفهوم کیفیت زندگی ریشه در خلقت انسان دارد. حدود ۲۵۰۰ سال قبل فیلسوف یونانی به نام آریستوتل در کتاب اخلاق خود زندگی خوب[۳۳] را موهبتی از طرف خدا دانست و معتقد بود که یک زندگی خوب، زمانی به دست میآید که فرد با پرهیزگاری، تقوی و پاکی روح زندگی کند و به نحوی مطلوب با دیگران ارتباط داشته باشد (تئوفایندسن و فانتونی، ۲۰۱۰)[۳۴].
کیفیت زندگی مفهومی است که سلامت وعملکرد، حالات اجتماعی- اقتصادی جنبههای عاطفی و معنوی و خانواده را در بر میگیرد (حبیب زاده و همکاران، ۱۳۸۸).
دانشمندان و نظریه پردازان توسعه سازمانی از دیدگاههای مختلفی به مفهوم «کیفیت زندگی کاری» پرداختهاند که در این بخش به این دیدگاهها پرداخته میشود.
۱- کیفیت زندگی کاری در عکسالعمل کارکنان نسبت به رضایت شغلی و سلامت روحی آنان تبلور مییابد (کامینگز[۳۵]، ۱۳۷۵). نگرش به تعریف کیفیت زندگی کاری و بازتابهای شخصی آن، تجربه کاری و چگونگی بهبود کار در راستای رفع نیاز فرد از اولویت خاصی برخوردار است. در مقوله مشخصه های کیفیت زندگی کاری و در انطباق آن با عکسالعملهای فردی کارکنان، موارد اساسی زیر شایان مطالعه است:
پرداخت کافی و مناسب: با توجه به سایر پرداختهای جبرانی برای حفظ استاندارد زندگی کاری قابل قبول، مخصوصاً در مقایسه با سایر کارها، چه مقدار پرداخت و مزایا کفایت میکند؟
محیط ایمن و سالم: محیط فیزیکی و روحی کار چیست؟ آیا شرایط کاری به طور ناروایی خطرآفرین است؟ چه شرایط روحی و جسمی بر سلامتی، راحتی و فساد اداری کارکنان در حین انجام کارشان مؤثر است؟
گسترش ظرفیتهای انسانی: کارها تا چه حد ساده و تجزیه شدهاند و کنترلها چقدر سخت گیرانه است؟ کار تا چه حد کارکنان را قادر میکند که مهارت و دانش خود را بهبود بخشیده از آن ها استفاده کنند و کاری را انجام دهند که برایشان معنیدار و مهم باشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
همچنین نتیجه داد که رفتارهای نابهنجار در نزد نوجوانان دختر پسر متفاوت است . بنابرین این نتایج آماری تحقیق می توان گفت که طلاق در بروز رفتارهای نابهنجار تاثیر دارد و طلاق والدین در نوع رفتارهای نوجوانان پسر و دختر نیز تاثیر دارد .

- تحقیق در زمینه « بررسی صفات شخصیتی ورزشکاران مرد رشتههای انفرادی و گروهی و مقایسه آن ها با یکدیگر » ( امیر منصوری ۱۳۷۳[۶۹])

اختلاف و تفاوت احتمالی بین صفات شخصیتی ورزشکاران رشتههای انفرادی و گروهی مورد توجه محققان بوده است . در یک تحقیق توصیفی ، تحلیلی ، صفات شخصیتی درونگرایی ، اعتماد به نفس و پرخاشگری ورزشکاران رشتههای انفرادی ( کشتی و دو میدانی ) و گروهی ( بسکتبال و فوتبال ) بررسی و مورد مقایسه قرار گرفتند . این تحقیق بر روی دویست نفر ورزشکاران منتخب رشتههای بستکبال ، فوتبال ، دو میدانی ، کشتی لیک استان خوزستان در سال ۷۱-۷۲ انجام گرفته است . صفات شخصیتی مذکور به وسیله پرسشنامه شخصیتی آیزنگ حاوی چهل و پنج سوال سه گزینه ای بود . اندازه گیری گردید ، تجزیه تحلیل توصیفی واستباطی اطلاعات با بهره گرفتن از برنامه های کامپیوتری (QTRQ),(PCTAB) و همچنین آزمون کای اسکور X2 و آزمون Zانجام گرفته است ، نتایج حاصل به طور خلاصه عبارتند از : اختلاف معنی دا رو صفت شخصیتی درونگرایی بین ورزشکاران رشتههای انفرادی و گروهی با اطمینان (۹۵ درصد ) مشاهده گردد . اختلاف معنی دار در صفت شخصیتی اعتماد به نفس و پرخاشگری بین ورزشکاران رشتههای انفرادی و گروهی با اطمینان ( ۹۵ درصد ) مشاهده نگردید . اختلاف معنی دار در صفت پرخاشگری بین ورزشکاران رشتههای کشتی و دو میدانی با اطمینان (۹۵ درصد ) مشاهده گردید . اختلاف معنی دار در صفات شخصیتی پرخاشگری و اعتماد به نفس بین ورزشکاران رشتههای کشتی و فوتبال مشاهده نگردید . نتایج نشان داد که ورزشکاران رشتههای گروهی نسبت به ورزشکاران رشتههای انفرادی برونگران میباشند . ورزشکاران رشتههای انفرادی نسبت به ورزشکاران رشتههای گروهی دورنگرامی باشند . همچنین نتیجه گرفته شد که اعتماد به نفس و پرخاشگری ورزشکاران درحد بالایی است .
در این تحقیق نشان داده شد که ورزشکاران رشتههای گروهی پرخاشگر تر از ورزشکاران رشتههای انفرادی میباشند ، و با نتایج اطلاعات حاصل می توان گفت به احتمال زیاد نوع ورزش در شکل گیری شخصیت ورزشکاران مؤثر میباشد .
- تحقیق در زمینه « پدید آیی تفاوتهای جنسی در پرخاشگری » ( شمالی[۷۰] مهر ، آبان ۱۳۷۳)
بنابر شواهد به دست آمده از مطالعات پژوهشگران ، پرخاشگری رفتاری است که به قصد آزار دیگران انجام می شود و در جنس مذکر بیش از جنس مونث قابل رویت است .
نکته بحث انگیز در اکثر این تحقیقات این است که کدامیک از عوامل زیستی با محیطی عمدتاً چنین تفاوتی را موجب میگردند . بنابر نتایج به دست آمده از مطالعات طولی پنج کشور ، فراتر از هر گونه زمینه زیستی ، سرشتی ، و یا ژنتیکی که احتمالا تفاوت هایی رویت شده در رفتار پرخاشگرانه جنس مونث و مذکر را موجب میشوند ، نحوه اجتماعی شدن و انتظارات بسیاری از جوامع از دختران و پسران در تفاوت میان واکنشهای پرخاشگرانه ضد اجتماعی آ”نها نقش مهمی را ایفاء میکند ، مکوبی و ژاکلین [۷۱]، اینگونه نتیجه گرفتند که باوجود مشاهده موارد بسیاری مبنی بر یکسان بودن واکنشهای پرخاشگرانه در میان زنان ومردان و بستگی پرخاشگری و یا عدم پرخاشگری به وقوع رویدادهای که موجبات بروز این واکنشها را فراهم میسازند ، آگاهی اشخاص برای نشان دادن واکنشهای پرخاشگرانه در قبال این رویداد ها با توجه به جنسیت آنها متفاوت است . آنان به رغم مطالعات گسترده خود نتوانستند هیچ گونه شواهد قانع کننده ای را مبنی بر آنکه تجارب مختلف طی فرآیندهای اجتماعی شدن بیانگر تفاوت در پرخاشگری است ، به دست آورند .
ژاکلین و وایت [۷۲]به هنگام نقد آثار دیگر پژوهشگران نتیجه گرفتند با وجود یکه جنس مذکر ظاهراً از نظر سرشتی آمادگی بیشتری برای نشان دادن واکنشهای پرخاشگرانه دارد ، تنوع در پرخاشگری که بواسطه عوامل زیست شناختی ایجاد می شود ، نسبتا ناچیز است وبرای درک دلایل پرخاشگری در انسان و یافتن راهی برای کنترل آن عوامل روانی – اجتماعی را باید در نظر گرفت .
هاید –[۷۳] از تمام یافته های مکوبی و ژاکلین به انضمام صد و چهل و سه مورد فعالیت های پژوهشی معاصر ، استفاده کرد ، وی بر اساس پژوهشهای تحلیلی تأکید می ورزد ، با آنکه تفاوت در پرخاشگری میان مردان و زنان از پایایی بالایی برخوردار است . اما حقیقتا این تفاوت چندان زیاد نیست .
مضافا اینکه این تفاوت در آزمایشگاه کمتر از محیط های طبیعی قابل رویت است و با سن همبستگی منفی داشته و در سالهای اخیر به حداقل رسیده است .
تحقیقی که در زمینه اجتناب از پرخاشگری ( یا اضطراب پرخاشگری ) انجام شد نشان داد که تفاوت جنسیتی در جهت عکس پرخاشگری عمل میکند . نمرات متوسط دختران در این زمینه بالاتر وبه لحاظ آماری معنادار است . تحقیقی که در زمینه دو سو گرایی در اجتماع شدن پسران به واسطه تاثیر متفاوت حضور والدین در مراسم مذهبی بر پرخاشگری پسران و دختران نشان داد که : هر چه بیشتر والدی دختران هشت ساله رابه کلیسا میبرند ، ده سال بعد از شدت پرخاشگری آنان کاسته می شود . درمورد پسران چنین ارتباطی دیده نشد ، چون عدم پرخاشگری صفتی است زنانه و چنین تعالیمی به آئین کلیسا مطابقت میکند .
- تحقیق در زمینه « الویتهای نقش جنسیتی و پایائی رفتار پرخاشگرانه » (شمالی ۱۳۷۳)
فرض بر این است که تمایل شخصی به بازیهای دخترانه یا پسرانه از عوامل همانند سازی با نقش جنسیتی آن ها به شمار می رود . بنابر شواهد به دست آمده ، عدم پرخاشگری در مدرسه میان پسرانی مشاهده شده که به بازیهای دخترانه بیشتر تمایل داشتند . ده سال بعد بین انتخاب همسالان برای پرخاشگری و تمایل به بازی و فعالیتهای دخترانه در کلاس سوم ، این همبستگی کاملا بر عکس شد . تمایل پسرانی که به بازیهای و فعالیتهای پسرانه می پرداختند با انتخاب همسالان برای پرخاشگری ، همبستگی مثبت داشت که البته چندان معنا دار نبود .
برای دختران هیچگونه روابط معنا دار آماری وجود نداشت .به هر حال یکی از مهمترین عوامل پیشبینی آسیب های روانی دختران در اوایل نوجوانی ، اولویت دادن آن ها به بازیهای دخترانه [۷۴]است .
تمایل پسران به انتخاب بازیهای دخترانه عامل باز دارنده پرخاشگری در سنین کودکی و آینده محسوب می شود .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در ماده ۲۳۸ قانون مدنی: «هرگاه فعلی در ضمن عقد شرط شود و اجبار ملتزم به انجام آن غیر مقدور ولی انجام آن به وسیله شخص دیگری مقدور باشد، حاکم میتواند به خرج ملتزم موجبات انجام آن فعل را فراهم کند».
ماده ۲۳۹قانون مدنی چنین اشعار میدارد: «هرگاه اجبار مشروط علیه برای انجام فعل مشروط ممکن نباشد و فعل مشروط هم از جمله اعمالی نباشد که دیگری بتواند از جانب او واقع سازد طرف مقابل حق فسخ معامله را خواهد داشت».

با در نظر گرفتن مواد بالا که مربوط به قانون مدنی و حقوق خصوصی است که طرفین معامله روند طولانی را طی می نمایند، اما در حقوق عمومی و راجع به قراردادهای دولتی نیاز به طی این مراحل نیست و دولت میتواند بدون الزام به مراجعه به دادگاه به استناد تخلف یا تقصیر متعهد قرارداد را فسخ نماید.

۳-۲-۱-۲- حق تعلیق قرارداد
تعلیق قرارداد برای مدت محدود و معین در قرارداد های خصوصی، در اثرشرایط فورس ماژور (مثل وقوع جنگ و زلزله و شورشها و انقلابهایی که شدیداًَ مانع اجرای قرارداد گردد) به وجود میآید. اما حق تعلیق قرارداد از طرف دولت، محدود به شرایط فورس ماژور نیست.
گاهی بر اثر تغییر اوضاع و احوال و بروز وقایع و مقتضیات خاص سیاسی، اقتصادی موقعیتی پیش میآید که ارائه کار با شرایط توافق شده و نرخهای تعیین شده عملاً امکان پذیر نمی باشد، مثلاً به علت افزایش دستمزد نیروی انسانی یا تنشهای سیاسی و اعمال تحریمها و مجازاتهای مالیاتی و یا تغییر قوانین داخلی و یا خارجی قیمت تجهیزات مورد نیاز تعهدات قرارداد افزایش چشمگیری پیدا میکند، بنحوی که ادامه قرارداد برای پیمانکار سبب ورشکستگی وی می شود. در قراردادهای بینالمللی چنین موردی پیشبینی و با درج ماده ای تحت عنوان «تورم» یا «تغییر اوضاع و احوال» و یا «سختی»، طرفین توافق میکنند که در چنین وضعیتی قرارداد فسخ و یا مفاد ذیربط با موقعیت پیش آمده تعدیل شود. در قراردادهای داخلی نیز تحت عنوان «تعدیل» و بر اساس ضرائبی که سازمان مدیریت و برنامه ریزی برای افزایش شاخص بها اعلام میکند، این وضعیت پیشبینی شود. تفاوت این وضعیت با فرس ماژور در این است که در شرایط فرس ماژور ادامه کار اصلاً امکان پذیر نیست، اما در تغییر قانون یا تغییر اوضاع و احوال ادامه کار توأم با مشقت و تحمیل بار مالی سنگین و غیر قابل پیشبینی همراه است، اما غیر ممکن نمی باشد. (حسینی،۱۳۹۰،ص۲۰۵)
۳-۲-۱-۳- حق افزایش یا کاهش جزئی میزان قرارداد
حق مذکور در بسیاری از قراردادهای خصوصی نیز ذکر می شود. این موضوع در شرایط عمومی پیمان و غالب نمومنه قراردادهای دولتی نیز ذکر شده است. هرچند عدم اجرای آن مانع اعمال این حق ترجیحی برای دولت نخواهد بود.
یکی دیگر از موارد ترجیح اداره نسبت به پیمانکار در قراردادهای اداری، حق تغییر محدود و یکجانبه مقادیر کار میباشد. این حق در پیمانهای امتیاز خدمات عمومی، به صورت «حق ایجاد خدمت ثانوی» متجلی میگردد و مفهوم آن این است که دستگاه های اداری امتیاز دهنده – شرایط قرارداد هرچه باشد- میتوانند مبادرت به ایجاد خدمت ثانوی کنند مشروط بر آنکه خدمت ارائه شده توسط امتیاز گیرنده ناکافی باشد. در رویه قضایی فرانسه این امر برای اولین بار در سال ۱۹۰۲ به وسیله رأی مشهور «امتیاز گاز» معتبر شناخته شده و به موجب آن، حق ایجاد خدمت ثانوی رقیب یا مکمل برای طرف ادای شناخته شد. (انصاری،۱۳۸۰ ،ص۱۹۵)
۳-۲-۲- قواعد اقتداری
قواعد اقتداری نشأت گرفته از اعمال حاکمیت دولت است. هرچند منشاء چنین حقی، همان برتری منافع عمومی نسبت به منافع خصوصی است، اما در اجرای بعضی طرحهای عمرانی، دولت بدون رضایت مالکین اقدام به تملک املاک و اراضی واقع در طرح میکند. چنین اختیاری را دیگر نمی توان حق ترجیحی نامید، بلکه فقط در پرتو اقتدار حاکمیت قابل توجیه است.
۳-۲-۲-۱- فسخ به علت مقتضیات اداری
پیشتر گفتیم که در صورت تخلف طرف قرارداد، دولت حق فسخ قرارداد را دارد. اما فسخ قرارداد حتی بدون تخلف طرف قرارداد، از قواعد اقتداری دولت محسوب می شود که به لحاظ مقتضیات اداری صورت میگیرد. النهایه، دولت در چنین اقدامی باید خسارت طرف مقابل را جبران کند.
یکی از موارد پایان یافتن قرارداد دولتی فسخ به دلیل مقتضیات اداری میباشد، این فسخ نیز ناشی از تقدم منافع عمومی بر منافع خصوصی و منبعث از فکر حاکمیت دولت در اداره امور عمومی است که به نظر اکثر علمای حقوق اداری، به موجب آن اداره حق دارد حتی در مواردی که پیمانکار مرتکب تخلفی نشده باشد قرارداد را فسخ نماید. موافقان این نظریه استدلال میکنند که نیازی به درج این حق به صورت شرط در قرارداد نیست، زیرا این از اختیارات دولت و از قواعد آمره میباشد. این نوع فسخ صور گوناگون دارد مانند قراردادهای مرتبط با جنگ که با وقوع و پایان آن، مقتضیات اداری عوض می شود و خود وضعیت و حالت جنگی میتواند یکی از مظاهر و مصادیق مقتضیات اداری باشد. (انصاری،۱۳۸۰،ص ۲۳۹)
۳-۲-۲-۲- حق گسترش قلمرو نفوذ قرارداد به غیر متعاقدین
در قرادادهای اداری که یک طرف آن، سازمان دولتی است، تأثیر دادن اثر قرارداد، نسبت به غیر متعاملین، امکان پذیر است. به عنوان مثال، یک وزارتخانه، کاری را به یک مقاطعه ارجاع میکند و در آن شرط میکند که اولاً، کارگر ایرانی استخدام شود، ثانیاًً حق بیمه کارگر پرداخت گردد، ثالثاً وسایل تأمین جان کارگران، در محیط کار، محیا شود. در بسیاری از امور این موارد از قواعد امره محسوب میگردد. (انصاری ،۱۳۸۰،ص۲۹)
۳-۲-۲-۳- حق جانشینی
بعضی مواقع خود دولت ادامه اجرای پروژه را بر عهده میگیرد و هر هزینه ای را که پیمانکار در مرحله اجرای کار نموده باشد به او باز می گرداند. در اینجا قرارداد فسخ نمی شود، بلکه دولت انجام تعهدات طرف مقابل را خود بر عهده میگیرد.
در قانون مدنی، متعهد له نمی تواند به جای متعهد قرار گیرد ولی در قراردادهای اداری، گاه ممکن است سازمان دولتی، کار را تحویل گرفته، و خود جانشین متعهد شود. به عنوان مثال، اتمام کار ساختمانی پل امام حسین (ع) تهران را شهرداری، به صورت امانی گرفت و به جانشینی متعهد، آن را تکمیل نموده و به حساب متعهد، منظور داشت. (انصاری،۱۳۸۰،ص ۲۹)
نتایج و پیشنهادها
دولت از نهادها، سازمانها و مؤسسات مختلفی تشکیل یافته است که در جهت راهبرد اهداف و اداره هرچه بهتر دولت در بدنه آن قرار گرفته اند، یکی از مهمترین وظایف دولت تأمین منافع عموم است که به تنهایی قادر به اجرای مطلوب این مسئولیت نیست، ولزا از اعمال تصدی گری جهت نیل به این اهداف استفاده می کند و با اشخاص مختلف حقوقی مبادرت به انعقاد قرارداد می کند و این بر خلاف اهداف شکل گیری قراردادهای خصوصی است، که در آن فقط نفع شخصی طرف مورد توجه قرار گرفته و تصمیم به انعقاد قرارداد با اشخاص حقوقی می کند.
۱- مؤسسات و نهادهای دولتی که اجرا کننده حق اعمال تصدی دولت هستند بنابر قوانین و مجوزهای مشخص شده میتوانند جهت بهبود کارایی و بهتر تأمین نمودن منافع عمومی با اشخاص حقوقی قرارداد منعقد نمایند که این قراردادها در قالب قرارداد دولتی محسوب می شود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در بیانی دیگر نیز آمده است: این دعوا از جهت کلمه ای اضافی دارای دو معنای عام و خاص است. معنای عام آن شامل هر گونه تغییر در ارکان اساسی دعوا، خواسته و یا علت دعوا است که در حقیقت تحت عنوان تغییرات دعوا شناخته می شود. در معنای اصطلاحی به دعوایی اطلاق می شود که خواهان خواسته جدیدی را با تقدیم دادخواست به دعوای اصلی نظر به ارتباطی که با آن دارد ضمیمه میکند ( امامی و دریایی و کربلائی، ۱۳۹۲).

به نظر میرسد با عنایت به ماده ۹۸ قانون آیین دادرسی که مقرر میدارد :
خواهان میتواند خواسته خود را که در دادخواست تصریح کرده در تمام مراحل دادرسی کم کند ولی افزودن آن یا تغییر نحوه دعوا یا خواسته یا درخواست در صورتی ممکن است که با دعوای طرح شده مربوط بوده و منشا واحدی داشته باشد و تا پایان اولین جلسه آن را به دادگاه اعلام کرده باشد. دعوای اضافی، «اختیاری است که خواهان یک دعوا برای افزودن بر قلمروء دادرسی به شرط وجود عنصر ارتباط یا وحدت منشأ، تا پایان اولین جلسه دادرسی دارا میباشد».

فصل دوم)
مبانی دعوای اضافی
۲-۱- مبحث اول) مفهوم ادعای جدید
در ابتدا باید اشاره نمود که دعوای اضافی همان طور که از عنوان آن مشهود است؛ نوعی ادعا و دعوایی جدید تلقی مشود که در دادگاه مطرح شده است؛ در واقع، منظور این است که این دعوا سابقا در دادگاه طرح نشده است و خواهان در مقابل ادعای خوانده مطرح نکرده است (دعوای تقابل)،[۳] بلکه ادعایی مستقل است که خواهان به هردلیل اعم از این که فراموش کرده باشد همزمان با دعوای اصلی مطرح کند یا به دلایل دیگر، حال آن را به صورت دعوایی مستقل مطرح میکند؛
اختیار مذبور ناشی از ماده ۹۸ قانون آیین دادرسی مدنی است که مقرر میدارد «خواهان میتواند خواسته خود را که در دادخواست تصریح کرده در تمام مراحل دادرسی کم کند ولی افزودن آن یا تغییر نحوه دعوا یا خواسته یا درخواست در صورتی ممکن است که با دعوای طرح شده مربوط بوده و منشا واحدی داشته باشد و تا پایان اولین جلسه آن را به دادگاه اعلام کرده باشد».
مقرره مذبور مصادیقی از دعوای اضافی را تحت عنوان افزودن بر خواسته قبلی، تغییر آن، تغییر نحوه دعوا و … را بیان میدارد که همگی حکایت از اختیار خواهان برای افزودن بر قلمروء و محدوده دادرسی با رعایت سایر شرایط میباشند. عناوین مذبور یک کلیت رابیان می دارند و آن ادعایی جدید است که در دادگاه مطرح شده است. البته ادعای جدیدی که فقط در مرحله بدوی امکان طرح دارد؛ طرح آن در مرحله تجدیدنظر و بالاتر هرگز مسموع نخواهد بود؛ ماده ۳۶۲ قانون آیین دادرسی مقرر میدارد « ادعای جدید در مرحله تجدیدنظر مسموع نیست ولی دلیل جدید مسموع است».
توضیحی که برای فهم بهتر مطلب باید ارائه شود این است که؛ قاعده و رویه این است که دادرسی حقوقی در دو درجه رسیدگی شود. نخستین یا بدوی، پژوهش یا تجدیدنظر.
پس از اینکه در مرحله بدوی یا نخستین به تمام دلائل قانونی و ماهوی طرفین رسیدگی و بر مبنای آن رأی صادر شد، محکوم علیه میتواند درخواست رسیدگی تجدیدنظر کند و مرجع تجدید نظر دوباره دادرسی را از سر میگیرد. در این مرحله اگر مرجع رسیدگی دادگاه ماهوی باشد، نه تنها به تمام دلائل گذشته دوطرف و جهات و مبنای رأی رسیدگی میکند،بلکه به دلائل تازه اصحاب دعوی نیز میرسد و تا جایی که ادعای جدیدی مطرح نکرده اند به همه درخواستهای مشروع آن ها پاسخ میدهد و سرانجام رأی نخستین یا بدوی را استوار میکند و یا با نقض حکم ،دوباره خود حکم صادر میکند. (مواد ۳۳۱ به بعد قانون آیین دادرسی مدنی).
لکن اگر رأی دادگاه راجع به ماهیت دعوی و قاطع آن نباشد، یعنی قرارباشد (حیاتی، ۱۳۸۳). مانند قرار عدم صلاحیت یا رد دعوی و ….، دادگاه تجدیدنظر پس از شکستن قرار، نمی تواند حکم دعوی را بدهد، زیرا در این حالت نمی توان ادعا کرد که به ماهیت دعوی در دو مرحله یا دو درجه رسیدگی شده است. بنابرین قاعده این است که پس از نقض قرار، پرونده برای رسیدگی به ماهیت امر به دادگاه نخستین فرستاده شود. اگر مرجع تجدیدنظر دیوان عالی کشور باشد دلایل و ادعای جدید از طرفین نمی پذیرد، رأی را با قانون تطبیق میکند و اگر از جهت اجرای قانون و رعایت اصول دادرسی اشکالی نبینند آن را تأیید و ابرام خواهد کرد ولی هرگاه از مفاد قوانین و عرف و عادت تجاوز شده باشد یا دادگاه از آن ها تفسیر نادرست کرده باشد، دیوان عالی کشور رأی را نقض و رسیدگی مجدد را به همان دادگاه در مورد قرارها و یا دادگاه دیگر هم عرض با آن ارجاع میکند.
موارد مذکور همگی دلالت بر لزوم فهم دعاوی جدید در دادگاه (اعم از مرحله بدوی و بالاتر)[۴] دارد تا این که بتوان تشخیص داد که چه ادعایی تازه مطرح شده و در چه قالبی؟ آیا در قالب دعوای اضافی مطرح شده است و در این صورت آیا شرایط لازم این دعوا را دارا میباشد؟ بنابرین و در همین راستا مفهوم ادعای جدید را بیان میکنیم تا برای فهمیدن مبانی دعوای اضافی و همچنین تقابل آن با اصول بنیادین دادرسی به عنوان یکی از مهم ترین اهداف تحقیق، کمک شایانی نماید.
یک ادعا در سه حالت میتواند ادعایی جدید تلقی شود که خود منجر به دعوای اضافی گردد. این سه حالت عبارت اند از ۱ـ تغییر سبب دعوا ۲ـ تغییر خواسته یک دعوا ۳ـ تغییر اصحاب دعوا (متین دفتری، ۱۳۸۹).
۲-۱-۱- بند اول) به اعتبار تغییر سبب دعوا:
سبب در لغت به معنای « جهت، طریق، وسیله،دستاویز، پیوند، و علاقه خویش و قرابت آمده است» (عمید، ۱۳۷۴).در اصطلاح حقوقی در تعریف کردن سبب آمده است که وسیله وصول به اثری یا مقصدی است نه علت آن( جعفری لنگرودی، ۱۳۷۸). سبب رابطه حقوقی است که بر مبنای عمل حقوقی (عقود، ایقاع و قراردادها). واقعه حقوقی (اتلاف، تسبیب، غصب و …) یا بر مبنای قانون (ماده ۵۸۹ قانون مدنی در دعوای افراز)[۵] به وجود آمده و بر اساس آن خواهان خود را مستحق مطالبه و یا خوانده خواهان را بی حق میداند.
( شمس، ۱۳۸۶). می توان گفت که اگر سبب یک دعوا عوض شود دعوای اقامه شده یک دعوای جدید خواهد بود. بر همین اساس اگر خواهان دعوی خود را دروهله اول بر مبنای عقد بیع اقامه کند اما بعد مبنای آن را بر اساس ارث قرار دهد. دعوای اقامه شده دعوایی جدید خواهد بود (همان، ۱۳۸۷)
۲-۱-۲- بند دوم) به اعتبار تغییر خواسته.
جریان دادرسی به سوی هدف مشخصی مطرح می شود. خواسته یک دعوا مقصود اصلی خواهان را تشکیل میدهد: مثال خواهان اعلام بطلان ازدواج را تقاضا می کند، مطالبه ضرر و زیانی را می نموده یا خلع ید از ملکی یا رفع تصرف از آن را درخواست میکند و …، (شمس،۱۳۸۷). در هر حال با تغییر خواسته دعوا، دعوای مطرح شده، دعوای جدیدی خواهد بود. منظور از تغییر خواسته، تغییر موضوع دعوا با حفظ منشأ و سبب آن است.( مولودی، ۱۳۸۱).
بنابرین وقتی خواسته اولیه خواهان مطالبه حق ارش بر مبنای خیار عیب باشد ولی در وهله دوم آن را به حق فسخ ناشی از خیار عیب تغییر دهد نسبت به تغییر خواسته خود اقدام کردهاست.
۲-۱-۳- بند سوم) به اعتبار تغییر اصحاب دعوا:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
با توجه به همسویی روابط موضوعی با سازگاری به نظر میرسد که روابط موضوعی در سازگاری افراد نقش مهم و کلیدی دارند. لذا تحقیق حاضر کوشیده است تا به بررسی این متغیرها در دانش آموزان بپردازد، انتظار میرود نتایح این تحقیق بتواند راهنمای عملی برای شناخت روابط موضوعی و سازگاری افراد برای متخصصان این حوزه و ارگان هایی همچون سازمان اصلاح و تربیت، مدیران مدارس و خانه های سلامت و کلیه مراکزی که با خانواده ها مرتبط هستند؛ در جهت آگاه سازی والدین برای حفظ و ارتقا سلامت روان و روابط با کودکانشان فراهم نماید تا با شناحت هرچه بهتر تاثیر روابط موضوعی در سازگاری عاطفی، اجتماعی و آموزشی دانش آموزان فراهم آید.


اهداف پژوهش:
هدف اصلی :
پژوهش حاضر به دنبال تعیین رابطه بین روابط موضوعی و سازگاری عاطفی، اجتماعی و آموزشی میباشد
اهداف فرعی
۱- تعیین رابطه بین خرده مقیاسهای روابط موضوعی با سازگاری عاطفی.
۲- تعیین رابطه بین خرده مقیاسهای روابط موضوعی با سازگاری اجتماعی
۳-تعیین رابطه بین خرده مقیاسهای روابط موضوعی با سازگاری آموزشی
فرضیهها و سوالهای پژوهش:
فرضیههای پژوهش:
-
- بین روابط موضوعی با سازگاری رابطه وجود دارد.
-
- بین خرده مقیاسهای روابط موضوعی با سازگاری عاطفی رابطه وجود دارد.
-
- بین خرده مقیاسهای روابط موضوعی با سازگاری اجتماعی رابطه وجود دارد.
- بین خرده مقیاسهای روابط موضوعی با سازگاری آموزشی رابطه وجود دازد.
سوال های پژوهش:
-
- آیا روابط موضوعی میتواند سازگاری را پیشبینی کند؟
-
- کدام یک از خرده مقیاسهای روابط موضوعی میتواند سازگاری عاطفی را پیشبینی کند؟
-
- کدام یک از خرده مقیاسهای روابط موضوعی میتواند سازگاری اجتماعی را پیشبینی کند؟
- کدام یک از خرده مقیاسهای روابط موضوعی میتواند سازگاری آموزشی را پیشبینی کند؟
معرفی متغیرهای پژوهش:
۱- متغیر پیش بین :روابط موضوعی.
۲ – متغیر ملاک :سازگاری (عاطفی، اجتماعی، آموزشی).
۳ –متغیر مداخله گر: میزان هوش و تسهیلات موجود خانواده.

۴ – متغیر تعدیل: سن، جنس، مقطع سال سوم دبیرستان.
تعاریف مفهومی وعملیاتی متغیرها:
روابط موضوعی[۴]
روابط موضوعی معمولا ًبه معنای روابط شخصی است و «موضوع[۵] »اصطلاحی تخصصی است به معنای «آن چه سوژه[۶] با آن در ارتباط است.» مباحث مرتبط با روابط موضوعی غالباً به روابط اولیه کودک ومادر و چگونگی شکلگیری دنیای درونی کودک و روابط آتی فرد بزرگسال تحت تاثیر این روابط اولیه، معطوفاند( سنت کلر،[۷] ، ۱۹۴۰ ترجمه طهماسب، علی آقایی۱۳۸۶).
روابط موضوعی: در این پژوهش متغیر مستقل میباشد و به وسیله پرسشنامه روابط موضوعی بل ارزیابی میشود و در پژوهشهای بسیاری در حوزهای روابط بین فردی و در تشخیص و پیشبینی آسیب های روانی به کار رفته است(هنس[۸]،۲۰۰۲). پرسشنامه روابط موضوعی بل چهار خرده مقیاس برای سنجش ابعاد مختلف روابط موضوعی(بیگانگی؛ دلیستگیناایمن، خود میان بینی، بیکفایتی اجتماعی)ارائه میکند، نمره بالا در هریک از خرده مقیاسها حاکی از این که فرد در آن بعد از روابط موضوعی دچار نقصانهایی است(بل،۱۹۹۵؛نقل از هنس۲۰۰۲)
بیگانگی [۹]
فقدان اعتماد بنیادین، احساس بیگانگی و مشکل در برقراری صمیمیت (بل، [۱۰]۲۰۰۲)
– تعریف عملیاتی:
کسانی که در مقیاس(ALN) پرسشنامه بل نمره بالا می گیرند غالباً از فقدان اساسی نوعی احساس اعتماد در روابط خود رنج میبرند. آن ها در ارتباطات خود بیثبات و سطحی بوده و مشکلات جدی در برقراری صمیمیت دارند. برای حفاظت از خود در برابر خشم و خصومتی که به دیگران فرافکنی میکنند به تنهایی پناه برده و منزوی میشوند.(بل، ۱۹۹۵؛ نقل از هنسن،۲۰۰۲ )
دلبستگی ناایمن[۱۱]
حساسیت نسبت به طرد شدن، ترس از جدایی و رها شدگی و آسیب پذیری در برابر صدمه دیدن توسط دیگران(بل ۲۰۰۲)
نمره بالا درمقیاس IA)) حساسیت فرد به طرد و آسیب دیدن توسط دیگران را منعکس میسازد فقدان، جدایی و رهاشدگی چه در صورت واقعی و یا خیالی برای این افراد سخت و به دلیل این که روابط آن ها معمولاً با احساس گناه، حسادت و اضطراب همراه است غالباً به الگوهای ناسازگارانه و تمایلات خود آزارگرانه و دیگر آزارگرانه منجر میشود(بل،۱۹۹۵؛ نقل از هنسن، ۲۰۰۲).
خودمیان بینی[۱۲]
شاخصی از همدلی پایین و تمایل به حفاظت از خود در روابط، کنترل و سود جویی از آنان است(بل، ۲۰۰۲).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در بخش احکام نیز وثایق تجاری در نحوه امانت و ضمانت وثیقه گیرنده، تأثیر مرگ متعاملین، چگونگی تحصیل حق از مورد وثیقه و تجزیه ناپذیری وثیقه، با احکام وثایق مدنی تشابهات زیادی دارند که به جهت ذکر آن ها در گفتار پیشین، از تکرار مکرّرات پرهیز می شود و به توضیح حکم اخیر به عنوان یکی از احکام مشابه بسنده می شود؛ در حقوق تجارت نیز برای نمونه تنها اگر در موعد دین، وثیقه گذار بدهی خویش را تماما تأدیه نماید، وثیقه گیرنده مکلّف به استرداد برات مورد وثیقه (با فرض پذیرش توثیق اسناد تجاری)خواهد بود وگرنه پرداخت جزئی از دین، حق بازستاندن سند را به بدهکار (وثیقه گذار)نمی دهد.[۱۷۷] پذیرش توثیق اسناد براتی این مزیت را برای وثیقه گیرنده دارد که در صورتی که وثیقه سپار از تأدیه طلب بستانکارعاجز باشد، وی میتواند در موعد سند براتی، به وصول وجه آن از طریق سایر امضاکنندگان، اقدام و به طلب خود دست یابد و در صورتی که به هر دلیل پرداخت صورت نگیرد با رعایت تشریفات قانون تجارت مانند اعتراض عدم تأدیه، ظرف مهلت مقرر به اقدام قانونی علیه برخی یا تمام امضاءکنندگان بپردازد. در ماده۱۹ قانون متحدالشکل ژنو نیز در حکمی مشابه آمده است «… دارنده در صورت عدم وصول طلب میتواند تمام حقوق مذکور در سند را به اجرا آورده…»


لازم به ذکر است علی رغم آن که در تحلیل حقوقی وثیقه، عقیده بر به رسمیت شناختن قرارداد معین و متمایزی به نام وثیقه در کنار سایر قالب های توثیق، به استناد قوانین و مقررات متعدد بویژه نظام بانکی ایران شدیم، لیکن از آنجا که مقررات لازم درخصوص احکام قرارداد وثیقه تجاری به صورت پراکنده و ناقص تنظیم شده اند، هرجا که در خصوص شرایط و مقررات این قرارداد که کمتر با عنوان مستقل وثیقه شناخته شده اند، با سکوت یا اجمال و ابهام مواجه گردیم، به عقد رهن به عنوان نمونه بارز وثایق عینی که حاوی احکام و مقررات نسبتاً جامع و کاملی است مراجعه می نماییم و به این ترتیب خلأهای پیش رو رفع میگردد.
گفتار دوم- تفاوت های معاملات وثیقه ای مدنی و تجاری
همان گونه که اشاره شد عقد رهن، قدیمی ترین نهاد توثیقی عینی، در نظام حقوقی ایران بشمار می رود که قانونگذار ایرانی با امضای عقد رهن شرعی، عیناً شرایط، احکام و آثار آن را به تبعیت از دیدگاه مشهور فقهاء، در قانون مدنی طی مواد ۷۷۱ تا ۷۹۴ تدوین نموده است و نهادهای توثیقی دیگری که در سایر قوانین، نظیر قوانین تجارت، دریایی و قوانین و مقررات بانکی ولو تحت عنوان کلی رهن، ولی با احکام متفاوت مانند صحت رهن مصادیقی از اموالی نظیر دین که فاقد جنبه عینیت هستند و یا دارایی های آتی که موجود و معیّن نیستند، پیشبینی شده اند، چهره جدیدی از قرارداد وثیقه عینی را مطرح نموده اند که جملگی پس از تصویب قانون مدنی و یا در دهه ها و سال های اخیر به عنوان آخرین اراده قانونگذار با ملاحظه احتیاجات بیش از پیش بازرگانان به معاملات اعتباری و تسهیل روند استقراض از طریق توثیق انواع اموال، اعم از مادی و اعتباری وضع شده اند که مسلماًً با شرایط و احکامی که ما از عقد رهن مدنی می شناسیم تفاوت های جدی دارند. بنابرین منطبق نمودن آن ها با یکدیگر به جهت اشتراک در نامگذاری هر یک با عنوان واحد “رهن” و سعی در توجیه و سازگار نمودن این مقررات پراکنده ی مختلف با یکدیگر به نظر، غیرممکن و یا لااقل غیراصولی باشد؛ بالنتیجه با پذیرش این سخن، استدلال به عدول مقنن از الزامات قانون مدنی و یا منسوخ شدن هرکدام از این مقررات و یا این که یکی مخصّص دیگری باشد، طبعاً منتفی میگردد. فلذا سخن از متمایز بودن آن ها از یکدیگر و مآلاً به رسمیت شناختن هر یک به عنوان نهادی مؤثر در عرصه توثیق گذاری با شرایط و مقررات متفاوت، اصولی تر بنظر میرسد. بنابرین تغییر موضع مقنن نسبت به مقررات عقد رهن، صرفاً نشان از توجه قانونگذار حکیم به تحولات اخیر در عرصه اقتصاد و بازرگانی و نیازمندی های رو به فزونی تجار به تأمین اعتبار جهت پیشبرد اهداف تجاری در سطح داخلی و بینالمللی است که بالطبع وضع مقرراتی متناسب در راستای این تغییر و تحولات در عین حفظ اعتبار مقررات عقد رهن قانون مدنی را ایجاب نموده است. دو تأسیس که در عین اشتراک در مبنا و برخی آثار، تفاوت های بسیار جدی بویژه در حوزه شناسایی نوع و مصادیق اموال قابل توثیق دارند که سبب شده است تا هرکدام کاربردهای ویژه ای داشته باشند؛ به عنوان مثال در روابط اشخاص حقیقی و برای اخذ وام های کوچک مصرفی عموماً تمایل به انعقاد وثیقه مدنی در قالب عقد رهن مدنی بیشتر به چشم میخورد. اما شرکت های کوچک و بزرگ تجاری و به طور کلی در روابط اشخاص حقوقی که طبیعتاً میزان وام های مورد تقاضای آن ها برای پیشبرد اهداف بازرگانی نسبتاً بالاتر از وام های مصرفی میباشد، از یک سو اموال مادی در دسترس آن ها به دلیل لزوم در گردش مستمر بودن دارایی های تجار در چرخه اقتصاد، محدود میباشد و در مقابل درصد اموال غیر مادی آن ها به مراتب بسیار بیشتر و ارزشمندتر از اموال ملموس میباشد و از سوی دیگر اگر در روند اعطای وام، تسهیلاتی در نظر گرفته نشود تجارت و بازار به حالت رکود در میآید، فلذا تمایل به انعقاد قرارداد وثیقه ای غیر تشریفاتی، معمول می شود. بنابرین در حوزه تجارت، عقد رهن مدنی نباید و نمی تواند کاربرد داشته باشد. لیکن رهن بکاررفته در آیین نامه ها و مقررات دیگری غیر از قانون مدنی -که ما معتقد به استعمال اصطلاح عقد وثیقه به جای عقد رهن می باشیم- احتیاجات بازرگانان را با سهولت بیشتری مرتفع می کند. با توضیحاتی که گذشت در گفتار حاضر درصدد مقایسه تفاوت های وثیقه عینی در حقوق تجارت با وثایق عینی در حقوق مدنی خواهیم شد. بدین منظور تفاوت ها را در سه بخش شرایط، احکام و آثار بررسی می نماییم.
بند اول- شرایط
شـرایـطـى در مورد وثیقه گذار، وثیقه گیرنده، مورد وثیقه و امری که در برابرش وثیقه گذاری مى شود، وجود دارد که در این نوشتار به بررسی تفاوت های وثایق تجاری و مدنی در حوزه شرایط خواهیم پرداخت. لازم به تذکر است عمده تفاوت ها، به مورد وثیقه و تعهدی که در برابرش وثیقه گذاشته می شود مربوط می شود که به جهت آن که پژوهش حاضر عمدتاًً حول بررسی این تفاوت های بنیادی می چرخد، به صورت تفصیلی به تبیین آن ها خواهیم پرداخت.
۱-مورد وثیقه در عقود توثیقی مدنی و تجاری:
همان گونه که بارها اشاره شد در پژوهش حاضر، هرگاه از وثیقه سخن به میان میآید منصرف به وثایق عینی است که طلبکار بر روی مالی از اموال بدهکار به عنوان مورد وثیقه، حقوقی تحصیل می کند. حال درصدد بررسی این مسئله خواهیم بود که به جهت عینی بودن چنین وثایقی در حقوق مدنی و تجارت، عینیت مورد وثیقه نیز ضرورت دارد و یا عینی بودن چنین وثایقی صرفا برای تقابل آن در برابر وثایق شخصی است که ممکن است حسب مورد عینیت مورد وثیقه ضرورت داشته باشد و یا خیر.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بند دوم: بررسی ماده دو کنوانسیون: «طفلی که در سرزمین دولت طرف کنوانسیون بر اثر ازدواج قانونی متولد شده باشد و مادر طفل تابعیت دولت طرف کنوانسیون را داشته باشد از تابعیت دولت طرف معاهده برخوردار خواهد شد، مشروط بر این که طفل مذکور در صورت عدم اجرای این قانون بی تابعیت شود.»

این ماده از کنوانسیون کاهش موارد بی تابعیتی به این دلیل قرار داده شده است که اکثر کشورهای دنیا در قانون خود در خصوص تابعیت، اعطای تابعیت خود را از طریق پدر می دانند. و روش خون به این صورت است که در یک کشور اجرا می شود.
وقتی کودکی به دنیا میآید، آن کودک تابعیت پدر خود را میگیرد و در بعضی از مواقع هم ممکن است که به دلایلی زن تنها باشد و در آن زمان است که اگر طفلی بدنیا آید بدون تابعیت خواهد شد و شرطی که در آخر ماده آورده شده است به این دلیل است که چنانچه کودک از طرف پدر تابعیت را بگیرد دیگر از طریق مادر تابعیت نگیرد که این امر سبب به وجود آمدن تابعیت مضاعف میگردد.
بند سوم: ماده سه کنوانسیون: «یک کودک سرراهی پیدا شده در خاک یک کشور متعاهد، متولد شده از والدین دارای تابعیت آن کشور تلقی میگردد مگر آنکه خلافش ثابت شود.»
در این کنوانسیون سعی شده است که تمام مواردی را که سبب بی تابعیتی از ابتدای تولد می شود را بررسی کند و راهکارهای آن را نیز در نظر بگیرد.در این ماده اصل را بر این قرار داده است که هر کودکی که در یک کشور عضو کنوانسیون بدنیا میآید از پدر و مادر با تابعیت همان کشور بدنیا آمده است[۳۱] البته این مورد در جایی که پدر و مادر طفل معلوم نباشند صدق میکند و به عنوان یک اماره در نظر گرفته می شود و اگر غیر از این بود ممکن بود سبب بی تابعیتی کودکانی شود که پدر و مادر نامعلوم در این کشورها پیدا میشوند.
لازم به ذکر است که اکثر کشورهایی که قوانین تابعیتی آن ها را مرور کرده ام این مورد را در قانون خود گنجانده اند و این نشان دهنده پیشرفت و ترقی کشورها در بروز کردن قوانین خود میباشد و اینکه کشورها دغدغه هایی را در مورد جلوگیری از بی تابعیتی دارند.
بند چهارم: ماده ۴ کنوانسیون: «کودکی که در کشتی یا هواپیما بدنیا میآید تابعیت آن وابسته به کشوری است که آن هواپیما یا کشتی متعلق به آن کشور است» (کشور صاحب پرچم)
حتی در این کنوانسیون به تولد یک نوزاد در کشتی و هواپیما هم توجه شده است و از آنجایی که طبق قواعد حقوق بین الملل کشتی و هواپیمای یک کشور جزو خاک آن کشور محسوب می شود و لذا اگر کودکی در کشتی و هواپیمایی که متعلق به کشوری باشد که خود را به کنوانسیون ملحق کردهاست، مثل این است که در خاک آن کشور متولد شده است و البته موضوعی که بین کلمات این ماده پنهان مانده است این است که این کودک در صورتی تابعیت این کشور عضو ار به دست خواهد آورد که قانون تابعیت این کشور این اجازه را در صورتی که این کودک در خاک کشور عضو بدنیا میآمد را میداد.به عنوان مثال اگر کودکی از پدر و مادر آندورایی در هواپیمایی که متعلق به جزایر فارو میباشد[۳۲] بدنیا بیاید، از آنجا که هر دو کشور سیستم خون را برای اعطای تابعیت خود در نظر گرفته اند، پس کودک متولد شده درست است که در کشتی یا هواپیمای کشور جزایر فارو بدنیا آمده است ولی از آنجا که کشور جزایر فارو به سیستم خاک اعتقادی ندارد پس کودک تابعیت آندورایی بر طبق سیستم خون از پدر و مادر خود میگیرد و این مورد تنها در مورد کشوری است که سیستم خاک را اجرا میکند، زیرا کشتی و هواپیما جزء خاک یک کشور محسوب میگردند.

و مثال صحیح که تابعیت در هواپیما منتقل میگردد در این مورد است که اگر یک طفل ایرانی در هواپیمای ایرانی بدنیا بیاید در حالی که هواپیما در خاک کشور دیگری باشد هر چند در خاک کشور دیگری بدنیا آمده است و باید طبق قوانین آن کشور تابعیتش مشخص شود ولی تابعیت ایرانی بدوی منتقل خواهد شد و این امر به دلیل وجود این قانون میباشد که هواپیما و کشتی جزو خاک یک کشور محسوب میشوند[۳۳] و در اینجا چون هواپیما ایرانی بوده است اهمیتی ندارد که در مرزهای برزیل بوده است و کودک تابعیت ایرانی خواهد داشت.
بند پنجم: ماده پنج کنوانسیون: «دولتهای متعاهد به این کنوانسیون تابعیت خود را به شخصی که در قلمرو متعاهد متولد نشده ولی بدون تابعیت است و در صورتی که تابعیت یکی از والدین شخص مورد نظر به هنگام تولد وی از آن کشور مذکور بوده اعطاء میکنند و حتی در شرایطی که تابعیت والدین مذکور متعلق به کشور مذبور نیست باز تحت شرایطی که در ذیل ماده ۴ آمده است تابعیت کشور مورد نظر به وی اعطاء میگردد.»
در نهایت کنوانسیون این ماده را در تکمیل مواد دیگر آورده است تا اگر تحت شرایطی در هیچ صورتی کودک نتواند تابعیت مؤثر چه از طریق خاک و چه از طریق خون یا به صورت اکتسابی به دست آورد، کنوانسیون این راه را قرار داده است تا از بی تابعیتی همچنین کودکی از حین تولد جلوگیری کند.
توضیح این ماده به این صورت است که چنانچه کودکی در کشوری که عضو کنوانسیون نیست بدنیا بیاید و بدون تابعیت بماند، چنانچه یکی از والدین کودک در هنگام تولد کودک، تابعیت یکی از کشورهای عضو کنوانسیون را داشته باشد کودک تابعیت والدین خود را میگیرد.
این ماده هم میتواند دلیل مناسبی جهت کاهش موارد بی تابعیتی باشد و در مواقعیکه کودک در آن کشور عضو هم متولد نشده است را هم پوشش میدهد. در بسیاری از کشورها این نقص وجود دراد که کودک فقط تابعیت خود را از پدر میگیرد و مادر نقشی در انتقال تابعیت ندارد، در اینگونه موارد باز هم این ماده از کنوانسیون است که میگوید اگر مادر هم تابعیت کشور کنوانسیون را داشته باشد برای انتقال تابعیت کفایت میکند. و نکته دیگری که در خصوص این ماده وجود دراد این است که این مورد در جایی صدق میکند که کودک بدون تابعیت باشد و چنانچه کودک در هنگام تولد دارای تابعیت مؤثر باشد دیگر نیازی به این ماده نمی باشد.
بخش سوم: بررسی مواد شش گانه کنوانسیون
علاوه بر موارد فوق مسئله دیگری که در این کنوانسیون بر آن تأکید گردیده بحث ترک تابعیت است به نحوی که این ترک تابعیت نمی بایست سبب بروز بی تابعیتی برای افراد گروه و در موارد ۶ و ۷ به این موضوع پرداخته است و دولتهای طرف کنوانسیون متعهد گردیده اند که تنها زمانی بحث تابعیت اتباع خود را بپذیرند که تبعه شان تابعیت کشور دیگری را تحصیل نموده باشد و یا از کسب آن اطمینان داشته باشد[۳۴] و ماده ۸ و ۹ این کنوانسیون سعی نموده اند تا بند ۲ ماده ۱۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر را مورد تأکید مجدد قرار میدهد.
بند اول: ماده پانزده اعلامیه جهانی حقوق بشر: «هیچ کس را نباید خود سرانه از تابعیت خویش، یا از حق تغییر تابعیت محروم کرد.»
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۵-۳-پرسش نامه سرسختی
جهت سنجیدن سرسختی در پژوهش حاضر از پرسشنامه سرسختی روانشناختی که به وسیله تحلیل عوامل توسط کیامرثی و نجاریان (۱۳۷۶) در یک نمونه ۵۲۳ نفری از دانشجویان دانشگاه پیام نور ساخته شد، استفاده گردید. که یک مقیاس خود گزارشی مداد – کاغذی است که دارای ۲۷ آیتم میباشد. و زیر مقیاس ندارد و شیوه نمره گذاری این پرسش نامه ۲۷ ماده ای به این صورت است که آزمودنی ها به یکی از چهار گزینه هرگز، بندریت، گاهی اوقات و در اغلب اوقات پاسخ داده و بر اساس مقادیر ، ۱ ، ۲ ، ۳ نمره گذاری می شود ، به جز ماده های ۶ ، ۷ ، ۱۰ ، ۱۳ ، ۱۷ ، ۲۱ که دارای باز عامل منفی هستند و به شیوه معکوس نمره گذاری میشوند . حداکثر نمره در این پرسش نامه، نشان دهنده سرسختش روانشناختی بالا در فرد است. برای سنجش پایایی پرسشنامه های پژوهش حاضر از روش باز آزمایی استفاده شد، ضرایب پایایی و روایی آزمون سرسختش روانشناختی ۸۴ /۰ توسط کیامرثی و نجاریان (۱۳۸۶) به دست آمد و در پژوهش حاضر با کمک آلفای کرونباخ اعتبار و روایی پرسش نامه ۸۹/۰ به دست آمد.


۳-۶-روش اجرا
بعد از انتخاب نمونه و هماهنگی با اساتید دانشگاه شروع به اجرای آزمونها به این طریق شد که،بعد از ارائه توضیحات کلی در مورد هدف آزمون و اهمیت انجام چنین پژوهشی، پرسشنامه بین دانشجویان توزیع شد. در ۹ کلاس ابتدا پرسشنامه کمال گرایی و سپس پرسشنامه رضایت زناشویی اجرا شد و سپس پرسش نامه سرسختی اجرا شد. در صورت خواستن توضیح در مورد سؤالها به آن ها توضیحاتی داده میشد. بدون ایجاد محدودیت زمانی و ایجاد اضطراب در آزمودنی به آن ها وقت کافی داده شد.
۳-۷-روش های آماری تحلیل داده ها
به منظور تجزیه و تحلیل داده ها هم از شاخص های آمارتوصیفی شامل فراوانی، میانگین و انحراف معیار استفاده خواهد شد و شاخص آمار استنباطی شامل: رگرسیون، همبستگی و تحلیل مسیر استفاده خواهد شد.
فصل چهارم
تجزیه و تحلیل دادها
در این فصل به تحلیل کمی داده ها از زاویه توصیفی و استنباطی پرداخته میشود. ابتدا میانگین، انحراف معیار متغیرهای پژوهش مورد بررسی قرار میگیرد. سپس با بهره گرفتن از آزمون تحلیل مسیر و تحلیل رگرسیون به شیوه همزمان، به بررسی فرضیه های پژوهش پرداخته می شود.
الف) یافته های توصیفی
در این بخش یافته های توصیفی پژوهش، شامل میانگین، انحراف معیار متغیرها بر حسب جنسیت آمده است که نتایج در جداول زیر نشان داده شده است:
جدول ۴-۱ میانگین و انحراف معیار متغیرهای پژوهش
جنسیت
میانگین
انحراف معیار
تعداد N
کمالگرایی مثبت
مرد
۸۱٫۶۵
۸٫۳۴
۱۷۳
زن
۸۰٫۹۸
۸٫۲۲
۱۷۳
کمالگرایی منفی
مرد
۵۳٫۴۴
۶٫۹۸
۱۷۳
زن
۵۴٫۵۲
۶٫۸۷
۱۷۳
سرسختی
مرد
۷۶٫۱۱
۸٫۶۵
۱۷۳
زن
۷۳٫۲۳
۸٫۴۱
۱۷۳
رضایت زناشویی
مرد
۹۳٫۴۵
۹٫۴۳
۱۷۳
زن
۹۰٫۳۴
۸٫۶۵
۱۷۳
جدول ۴-۱- میانگین و انحراف معیار متغیرهای کمال
-
- Grossarth, R & Eysenck ↑
-
- Walan ↑
-
- Friedman & Booth ↑
-
- Gordon & Dimmock ↑
-
- Argyle & Lu ↑
-
- Rice & Dellwo ↑
-
- Danielle & Dana ↑
-
- Diener, Emmons, Larsen & Griffin ↑
-
- -Kobasa ↑
-
- Spiner ↑
-
- Adler ↑
-
- Hornay ↑
-
- Belit ↑
-
- Hassel ↑
-
- Terry-short LA, Owens ↑
-
- Denollet ↑
-
- Saboonchi F, Lundh ↑
-
- Feroid ↑
-
- Perlz ↑
-
- Marital Satisfaction ↑
-
- Arrindell, W. A,Heesink,J.Seij.J.A ↑
-
- Henry ↑
-
- Johnson ↑
-
- Myers ↑
-
- Olson ↑
-
- Schoen ↑
-
- Garsia ↑
-
- Veenhoven ↑
-
- Elise ↑
-
- Aron Beck ↑
-
- Minochin ↑
-
- Vitaker ↑
-
- Boun ↑
-
- Snyder ↑
-
- Day, Hanson, Maltby, Proctor & Wood ↑
-
- Shorey ↑
-
- Kobasa ↑
-
- Kobasa, Maddi & Zola ↑
-
- Maddi ↑
-
- Lemaci ↑
-
- Enright ↑
-
- Medi & Pokti ↑
-
- Feid man & Rozen man ↑
-
- .Danovan & Halpern ↑
-
- .Dinner , Emmons & Locas ↑
-
- .Austin, saklofske & Egan ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اصول حاکمیت شرکتی به این شرح است (همان منبع) :

اصل اول – ایجاد زیر بنای لازم برای اجرای کارآمد اصول حاکمیت شرکتی

(تأمین مبنایی برای چارچوب مؤثر حاکمیت شرکتی):
اصول حاکمیت شرکتی باید در راستای افزایش شفافیت و کارایی بازارها اجرا شود.
همچنین باید با قوانین داخلی سازگار باشد و مسئولیت های قانون گذار، مدیران و دستگاه های اجرایی نیز از یکدیگر تفکیک شوند.
اصل دوم – حقوق سهامداران عمده و جزء (حقوق سهامداران و کارکردهای اصلی مالکیتی) :
اصول حاکمیت شرکتی باید از حقوق تمامی سهامداران، حکایت کند. برای دستیابی به این هدف توجه به یک سری نکات ضروری است:
حقوق اولیه سهامدار عبارت است از وجود نظام ثابت مالکیت، امکان نقل و انتقال سهام، دریافت اطلاعات دوره ای شرکت سرمایه پذیر، امکان اظهارنظر و حق رأی در مجامع عمومی، امکان انتخاب و تغییر اعضای هیئت مدیره و سهیم بودن در شرکت.
سهامداران حق دارند به طور کامل از اطلاعات و تصمیماتی که تأثیر بنیادی در شرایط و سودآوری شرکت دارند، مطلع شوند. این اطلاعات در بر گیرنده اطلاعات در اساسنامه شرکت، افزایش سرمایه و معاملات سهام و تغییرات اساسی در دارائیهای شرکت است که میتواند در فروش و سودآوری شرکت مؤثر باشد.
سهامداران باید امکان شرکت و رأی دادن در مجامع عمومی را داشته باشند که در این رابطه باید زمان و مکان و دستورات جلسه مجامع پیش از مجمع به اطلاع سهامداران برسد، به سهامداران باید فرصت سؤال از هیئت مدیره در رابطه با گزارش حسابرس و عملکرد هیئت مدیره داده شود، تصمیم گیری در مورد پاداش و حق حضور هیئت مدیره باید به تصویب اکثریت سهامداران برسد و حق رأی سهامداران به صورت حضوری یا واگذاری حق رأی باید محفوظ باشد.
اصل سوم – رفتار یکسان با سهامداران:
حاکمیت شرکتی باید به نحوی باشد که با تمامی سهامدارن نظیر سهامدارن جزء و خارجی مانند سهامداران عمده برخورد شود. همچنین تمامی سهامداران میتوانند در صورت تجاوز به حقوق آن ها نسبت به جبران خسارت خود اقدام کنند. در این ارتباط معاملات بر اساس اطلاعات نهایی و معاملات شخصی که میتواند حقوق سهامداران دیگر را تضییع کند، ممنوع است. همچنین معاملات با اشخاص و شرکت های وابسته باید افشا شود
اصل چهارم – نقش کارمندان در حاکمیت شرکتی (نقش ذی نفعان در حاکمیت شرکتی):
اصول حاکمیت شرکتی باید حقوق قانونی کارمندان و ذی نفعان را بر اساس قراردادهای متقابل به رسمیت بشناسد و همکاری پویا بین شرکت و کارمندان را به منظور ایجاد ثروت، شغل و بهبود وضع مالی شرکت ترویج کند. در این ارتباط کارمندان باید بتوانند به عملکرد غیر قانونی هیئت مدیره اعتراض کنند و این موضوع نباید موقعیت آن ها را تهدید کند.
اصل پنجم – شفافیت در اجرای اطلاعات (افشای شفافیت):
شرکت ها باید اطلاعات مالی و عملکرد هیئت مدیره را به صورت دوره ای در اختیار سهامداران قرار دهند. این افشای اطلاعات باید در بر گیرنده صورت های مالی، فعالیت شرکت و تغییرات ترکیب سهامداران باشد. این اطلاعات باید بر اساس استانداردهای حسابداری و مالی تهیه شود. همچنین حسابرسی سالیانه باید توسط حسابرس مستقل تهیه و در اختیار سهامداران و ذی نفعان قرار داده شود. حسابرسان مستقل باید توسط سهامداران انتخاب شوند.
اصل ششم – مسئولیت های هیئت مدیره:
اصول حاکمیت شرکتی باید نحوه مدیریت شرکت، نظارت بر فعالیت اعضاء و مسئولیت پذیری اعضای هیئت مدیره را تبیین کند. هیئت مدیره باید تمام تلاش خود را در راستای تعالی شرکت انجام دهد. تصمیم های آن ها نیز باید به گونه ای باشد که حقوق همه سهامداران حفظ شود. همچنین هیئت مدیره باید راهبردهای شرکت ها را مدنظر داشته و نسبت به بازبینی آن ها اقدام نماید. این اصول برنامه های آتی ریسک پذیری، تهیه بودجه سنواتی، ساز و کارهای نظارتی و نحوه اداره سرمایه های شرکت را در بر میگیرد. همچنین پس از ابلاغ اعضای هیئت مدیره و ابلاغ حکم باید اطلاعات مربوط به اعضا، به طور کامل افشا شود و این افراد باید به منظور انجام مسئولیت های خود، به اطلاعات میان دوره ای و دقیق دسترسی داشته باشند.
-
-
- شاخص های نظام حاکمیت شرکتی
الف) استقلال اعضای هیئت مدیره
هیئت مدیره، نمایشگر نقطه اوج سیستم کنترل و بازیگر دو وظیفه اساسی نظارت و تصویب آئین نامه ها و حق امضاء میباشد. رمز موفقیت یک شرکت، در گرو هدایت مطلوب آن است، به گونه ای که می توان ادعا کرد که راز جاودانگی شرکت های معروف و خوشنام، در برخورداری آن ها از یک هیئت مدیره مؤثر و کارآ نهفته است.
وظیفه نظارت و کنترل مدیریت شرکت برای دستیابی به حقوق مسلم و منفعت صاحبان سهام نیز بر عهده هیئت مدیره است (فاما و جنسن، ۱۹۸۳).
ب) نقش مدیران غیرموظف (غیر اجرایی) در حاکمیت شرکتی
اندازه گیری و تعریف عملیاتی میزان استقلال اعضای هیئت مدیره کار پیچیده ای میباشد، اما در بسیاری از تحقیقات حسابداری تا به حال برای کمّی سازی این شاخص از نسبت مدیران غیرموظف به کل اعضای هیئت مدیره استفاده شده است (بیزلی و سالتیرو[۶۱]، ۲۰۰۱؛ آجینکیا و همکاران[۶۲]، ۲۰۰۵).
در اکثر تحقیقات اخیر در مورد حاکمیت هیئت مدیره عمداً فرض اساسی بر این بوده است که حضور اعضای غیر موظف در ترکیب هیئت مدیره احتمال سوء استفاده و تقلب را کاهش میدهد (بیزلی، ۱۹۹۶؛ کلین[۶۳]، ۲۰۰۲).
همچنین استرلند[۶۴] (۲۰۰۴)، در تحقیق خود نشان داد که اعضای هیئت مدیره نقش مهمی در نظارت بر تصمیمات مرتبط با سطوح شفافیت و افشا اختیاری در شرکت ها ایفا میکنند. در واقع وی نشان داد، حضور اعضای غیرموظف در هیئت مدیره باعث بهبود شفافیت اطلاعاتی و سطح افشا شده و در نهایت این امر باعث ایفای مطلوب مسئولیت پاسخگوئی شرکت در قبال عموم می شود.
ترکیب هیئت مدیره یکی از مهمترین ساز و کارهای حاکمیت شرکتی به شمار می رود. ترکیب هیئت مدیره، ترکیب تیم مدیریت عالی سازمان است. در شرکت هایی که در آن ها مالکیت از کنترل تفکیک شده است، مسئولیت تعریف خط مشی های سازمان به طور مؤثر به مدیریت سپرده می شود، روابط با ذی نفعان مهم ممکن است از طریق به عضویت درآوردن نماینده آن ها در هیئت مدیره به عنوان عضو غیرموظف درونی شود. اعضای هیئت مدیره ممکن است نماینده گروههای متفاوتی باشند (به طور مثال خانواده های مؤسس، دارندگان بلوک های بزرگ یا سرمایه گذاران نهادی).همچنین ممکن است مالکان به طور اختیاری تصمیم به گماشتن اعضای دارای پیوند با گروههای ذی نفع (شامل جامعه مالی یا مؤسسات تحقیقاتی) که به اعتقاد آن ها برای رشد و بقای شرکت بااهمیت هستند، بگیرند (تامسن[۶۵]، ۲۰۰۴).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- موسیقی
موسیقی نزد دانشمندان اسلامی به عنوان یک علم، هنر و یک فن به حساب میآید گرچه عیاشان و تبهکاران هر عصر و زمانی از این هنر سوء استفاده میکردند و متأسفانه سوءاستفاده همین بی خردان و بی هنران باعث می شد که دانشمندان اسلامی علم خود را در فن موسیقی کتمان کنند و مطالبی هم که اظهار میکردند خیلی جزئی و محدود باشد(حسین زاده،۱۳۸۳).

موسیقی از هنرهائیست که دو پهلوست از یک طرف مثبت و سازنده و از جهت دیگر منفی و مخرب میباشد. در صورت استفاده درست تأثیرات مثبتی بر روح و روان آدمی میگذارد تأثیراتی از قبیل افزایش قدرت ادراک، محاسبه، تسکین و تحذیر روح مریض برای عمل جراحی روی بدن مریض، افزایش حرکات بدنی معلولان و غیره دارد. احکام شرعی در مورد موسیقی و هر آهنگ دیگر بستگی به نوع تأثیر آن از حیث مثبت یا منفی در مستمعین دارد و مشکل عمده در بیان احکام شرعی آهنگها در تشخیص آثار آن بر مستمعین است و احکام اسلام[۱۱] در مورد آهنگها مربوط به نحوه استفاده مردم از این آهنگها میباشد به عبارت دیگر اگر موسیقی به نحو صحیح و با اصول علمی و اخلاقی مورد استفاده قرار گیرد همیشه مفید و تأثیرات مثبت خواهد داشت اما اگر به صورت فله ای بر مبنای هوس بازی و جهت تهییج و ترویج شهوانی مورد استفاده قرار گیرد به حکم عقل، علم و شرع مقبوح و مذموم است(حسین زاده،۱۳۸۳،ص۲۷۶). پس موسیقی به عنوان یکی از هنرهای مورد علاقه مردم در صورت استفاده درست ازنظر اسلام نیز مورد تأیید میباشد و می توان از تأثیرات سازنده آن که بدانها اشاره گردید بهره گرفت.

برخی نکات قابل توجه در زیبایی شناسی
زیبایی حقیقتی غیر قابل انکار است اما زیبایی شناسی مصون از خطا نیست به همین سبب هر چیزی که به نظر زیبا تلقی می شود نمی توان زیبا نامید لذا برای تشخیص زیبایی های واقعی از زیبایی های کاذب در این جا نکاتی ارائه میگردد(حسین زاده،۱۳۸۳).
- زیبایی ظاهری و قباحت باطنی: برخی چیزها ظاهر و باطن متفاوتی دارند چه بسا چیزهایی که ظاهری زیبا داشته اما اندرون قبیح دارند و برعکس. حضرت علی (ع) در نامه خود به سلمان می فرماید« ریا به مانند مار است که ظاهری خوشایند، زیبا و نرم دارد و باطنش سم کشنده است پس هر آنچه که از امور دنیوی تو را به شگفت آورد از آن اعراض کن(نهج البلاغه، نامه۶۸).
خداوند در سوره انعام آیه ۱۳۷ می فرماید « این چنین شیاطین به عدۀ کثیری از مشرکین کشتن فرزندانشان را زیبا جلوه میدادند».
-
- زیبایی نسبی است. زیبایی امر مطلق نیست و وقتی راجع به زیبایی از افراد سوال بپرسیم پاسخ ها یکسان نخواهد بود و برای علم زیبایی نمی توان قواعد عمومی وضع کرد که شامل تمام زیبایی ها گردد زیرا اولاً خود زیبایی ها نسبت به یکدیگر متفاوت هستند ثانیاًً برخی چیزها در واقع زیبا نیستند بلکه با توجه به جهات دیگر زیبا هستند مثلاً یک نقاشی کودکانه و ابتدایی زیبا نیست اما با توجه به سطح توان کودکان زیبا تلقی میگردد و ثالثا فرهنگ و عادات و رسوم در این قضاوتها دقیقا مؤثر هستند.
-
- کجروی در زیبایی شناسی: برخی اوقات اصل با بدل، حقیقت با مجاز و زیبا با نازیبا اشتباه میشوند مثل آنکه کسی آهنگی بنوازد و زیبا نباشد اما خود آن را زیبا پندارد. این اشتباه از سوی افرادی که بدون تفکر دقیق و خردورزی به تشخیص زیبایی ها روی می آورند بیشتر دیده می شود.
-
- تنوع طلبی یا زیبا خواهی: اگر بپذیریم که تنوع و تجدد جزئی از زیبایی هستند شاید بتوان گفت که تنوع باعث ارضاء حس زیبایی گردد اما این ارضا زودگذر و موقتی است. مثلاً فردی که از دکوراسیون منزل خسته می شود آن را تغییر میدهد و آن دکور جدید را زیبا می پندارد اما بعد از مدتی از آن هم خسته می شود و برایش زیبایی ندارد و دکورهای جدید متنوع هستند نه زیبا.
-
- ابزار زیبایی شناسی. یکی از مسائل قابل توجه، ابزار شناخت زیبایی است این ابزار با چیزهایی ماند ذوق، سلیقه، لطافت روح و غیره تعبیر شده است. اما هر چه باشد یک نیروی درونی در انسان است که بدان وسیله انسان به زیبایی پی میبرد و این نیرو تحت تأثیر عواملی مانند محیط، شغل، اعتقاد، رسم قبیلگی و غیره قرار میگیرد فردی که با انواع رذایل انس گرفته و روی به لذائذ مبتذل آورده از زیبایی های واقعی بیزار است.
- تأثیر عشق بر زیبایی شناسی: عشق آن نیروی درونی است که عاشق را مسحور و معشوق میکند به طوری که گاهی قدرت و توان تفکر را از او میگیرد و تمام زشتیهای معشوق را در نظر عاشق زیبا جلوه میکند برای همین عاشق نوعاً در مورد معشوق نمی تواند صحیح قضاوت نماید. البته به غیر از عشق، کینه و بغض هم همین اثر را دارد و اگر آدمی به چیزی و کسی با دیده عداوت و دشمنی بنگرد از دیدن محسنات وی نابینا شده و چه بسا زیبایی ها را زشت تصور نماید.
هنر به چشم عداوت بزرگتر عیب است گل است سعدی و در چشم دشمنان خار است
جمع بندی حوزه زیبایی شناسی
زیبایی شناسی حوزه ای است که به بررسی زیبایی ها اعم از زیبایی های طبیعی و زیبایی های هنری می پردازد صاحبنظران مختلف در تعریف زیبایی و ملاک های زیبایی دیدگاه های متفاوتی داشته اند به طوری که هنر و زیبایی از منظر فیلسوفان در ۵دیدگاه بازنمایی(قطب برون ذات)، فرانمایی(قطب درون ذات)، ترکیبی از بازنمایی و فرانمایی، دیدگاه فرمالیسم یا شکل گرایی و تعریف چند ساحتی برای هنر دسته بندی میگردد. در خصوص انواع زیبایی ها نیز هر کدام از فیلسوفان و اندیشمندان دیدگاه های متفاوتی داشته که بدانها اشاره شد و عمدتاًً زیبایی های محسوس و زیبایی های معقول یا معنوی در این دسته بندی ها وجود داشت که زیبایی های معقول و معنوی در بین دیدگاه های اندیشمندان اسلامی نمود بیشتری داشت.
زیبایی شناسی و هنر علیرغم مرتبط بودن تفاوت هایی با هم دارند. زیبایی شناسی حوزه ای گسترده تر از هنر بوده که علاوه بر زیبایی های هنر، زیبایی های طبیعی را مورد کاوش قرار میدهد و هنر نیز علاوه بر زیبایی شناسی مقوله های دیگری نظیر تاریخ هنر،نقد هنر، تولید هنری و غیره را در برمی گیرد این تفکیک در نظر برخی فیلسوفان نمود بیشتری داشت برای مثال افلاطون بین زیبایی و هنر فاصله می انداخت اما ارسطو این فاصله را از بین میبرد و بیشتر راجع به موضوع هنر بحث نموده است.
در اسلام هنر به عنوان یکی از راه های ترویج فرهنگ دین همواره مورد توجه بوده و میباشد و از انواع هنرها از قبیل شعر، قصه، طراحی و غیره جهت انتقال پیام دین استفاده شده است از بین این اشکال هنری، موسیقی به خاطر دو پهلو بودن(در خدمت تلطیف روح و یا در خدمت شهوت رانی) و سوء استفاده های احتمالی، کمتر مورد توجه بوده و اظهارنظرهای جزئی از سوی اندیشمندان مسلمان در مورد آن ارائه شده است.
هنر و زیبایی شناسی در برنامه درسی
تربیت و زیبایی شناسی و هنر
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
قلمرو وظایف و اختیارات شهرداری ها به قدری گسترده میباشد که از بدو تولد تا زمان وفات شهروندان نقش بسزایی داشته از مهمترین وظایف شهرداری ها در ماده ۵۵ قانون شهرداری مصوب ۱۱/۴/۱۳۳۴می باشد که در۲۸ بند وظایف شهرداری ها را تبیین نموده است.

مبحث اول: کلیات
گفتار اول : مفاهیم
بند اول : شهر
به آبادی بزرگی گفته می شود که در آن خیابانها، کوچهها، خانه ها، دکانها و نفوس بسیار باشد. این تعریف لغوی است و جامع و مانع نیست.
از دیدگاه جامعهشناسی، شهر منطقه جغرافیایی است که دارای جمعیت مشخصی بوده و تراکم جمعیت در آن وجود داشته و افراد در آن به امور غیرکشاورزی اشتغال داشته باشند و چنین منطقهایی عمدتاًً دارای شهرداری میباشد این تعریف با ماده ۴ قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری مصوب ۱۵/۴/۱۳۶۲مطابقت ندارد به موجب این ماده شهر دارای چهار خصیصه مهم و اساسی است:
الف) از نظر موقعیت جغرافیایی در محدوده بخش واقع شده است (از به هم پیوستن چندین روستا و شهر بخش تشکیل میشود.)
ب) اکثریت سکنه شهر به امور تجارت، صنعت، کشاورزی و خدمات اشتغال دارند از این جمعیت ممکن است شغل ساکنین آن کشاورزی هم باشد .
ج) شهر کانون جذب حوزه پیرامون خود بوده و براین اساس نوعی مرکزیت سیاسی و اجتماعی نسبت به مناطق پیرامون خود دارد .

د) حداقل جمعیت شهر ده هزار نفر میباشد این ملاک مطلق نیست و ممکن است بدون رعایت نصاب جمعیتی فوق شهر تشکیل گردد. از آنجایی که در مفاهیم شهرداری نیاز به تعریف برخی از اصطلاحات مرتبط با شهرداری میباشد بر این اساس به تعریف آن خواهیم پرداخت.
بند دوم: شهروند
در دانشنامه سیاسی شهروند فردی است در رابطه با یک دولت که از سویی برخوردار از حقوق سیاسی و مدنی است و از سوی دیگر در برابر دولت تکلیفهایی به عهده دارد این رابطه را شهروندی گویند. چگونگی رابطه شهروندی را قانون اساسی و قوانین مدنی کشور معین میکند.
بند سوم: شهرداری
شهرداری سازمانی عمومی و غیر دولتی است که دارای استقلال و شخصیت حقوقی بوده و تحت نظر شورای شهر که منتخب مردم است و نظارت دولت از طریق وزارت کشور و سازمان شهرداریها برای انجام وظایفی که در قانون شهرداری آمده تأسيس شده است[۱]. از دیدگاه حقوقی شهرداری تشکیلاتی است که ممکنه یک شهر با بهره گرفتن از حقوق طبیعی خود و اختیاری که قانون به آن ها اعطاء نموده است .
جهت اداره کردن تأسیسات عمومی، وضع و اجرای نظامات شهری و تامین نیازمندیهای مشترک محلی به وجود آید.
بند چهارم : آتش نشانی
عمده ترین خدمات زیر ساختی که مدیریت خدمات شهری در شهرهاارائه میدهند خدمات ایمنی یا همان آتش نشانی میباشد.
ایمنی و مقابله با حوادث و خطرات در شهرها مانند زلزله، آتش سوزی از مهمترین مأموریتهای سازمان آتش نشانی است که تقدم آن نسبت به سایر مدیریت های خدمات شهری نشان میدهد. نجات انسانهای گرفتار و در زمان بروز حوادث و خطر از جمله مسائلی است که نقش کلیدی ایمنی را در زندگی شهری بیان میکند.
بند پنجم : فضای سبز
فضای سبز شهری عبارت است از عرصههای مشجر و دارای پوشش گیاه در محدوده وحریم شهرها که دارای مالکیت عمومی، دولتی و خصوصی باشند۲.
بند ششم : پسماند
به مواد جامد، مایع و گاز(غیر از فاضلاب )گفته میشود که به طور مستقیم یا غیر مستقیم حاصل از فعالیت انسان بوده از نظر تولید کننده زائد تلقی میشود.۲
بند هفتم : گورستان
دوری جستن از پیکری روح انسان موجب زایش فضایی است به نام گورستان که بسیاری آن را تنها به عنوان خوابگاه مردگان میشناسند و نام دیگر آن آرامستان یا فضای آرامش بخشی که نامی برای معرفی حال و هوای روحانی فضا میباشد.
گفتار دوم: جایگاه حقوقی شورای شهر
اصل یکصدم قانون اساسی در تعریف شورا این چنین آن را تعریف میکند.
برای پیشبرد سریع برنامه های اجتماعی، اقتصادی، عمرانی، بهداشتی، فرهنگی، آموزشی و سایر امور رفاهی از طریق همکاری مردم با توجه به مقتضیات محلی اداره امور هر روستا بخشی، شهر، شهرستان یا استان با نظارت شورائی به نام شورای ده، بخش، شهر، شهرستان یا استان صورت میگیرد که اعضای آن را مردم همان محل انتخاب میکنند.
در واقع تأکید قانون اساسی در اصول هفتم و یکصدم تا یکصد و ششم آن بر شوراها به عنوان ارکان مشارکت مردم در جامعه اسلامی بروز واقعی آرمان انقلاب اسلامی در بعد سیاسی و اجتماعی است.
پیشینه تاریخی شوراها در ایران
بحث شوراها در ایران از حیث تاریخی به قبل از انقلاب اسلامی بر میگردد در اصول ۹۰ تا ۹۳ قانون اساسی مشروطیت، موضوع شوراهای محلی و انجمنهای ایالتی و ولایتی مطرح است که در تاریخ ما نتیجهای نمیدهد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در قانون اساسی شورا به شکل گستردهای مطرح می شود و روند مشارکت مردمی در ابعاد سیاسی اجتماعی و فرهنگی … را بعد از پیروزی انقلاب اسلامی می توان به دو دوره تقسیم کرد.
دوره اول : از پیروزی انقلاب اسلامی تا پایان جنگ تحمیلی
دوره دوم : از پایان جنگ تاکنون
گفتارسوم: محدوده و حریم شهر
آنچه حد و مرز داشته باشد و بتوان آن را تعریف نمود محدوده نامیده می شود. تعیین محدوده صرفاً اقدام فنی و شهرسازی نیست، از بعد امنیتی و حقوقی نیز منشاء اثر است تعیین محدودهای شهری برای شهرداریها اهمیت مضاعفی دارد ، وظایف و تکالیف این مؤسسات به محدود های قانونی و حریم شهر محدود میشود[۲].
بنداول: محدوده شهر
محدوده شهر عبارت است از حد کالبدی موجود شهر و توسعه آتی در دوره طرح جامع و تا تهیه طرح مذکور در طرح های شهر که ضوابط و مقررات شهرسازی در آن لازم الاجراء میباشد[۳].
با توجه به این تعریف، پیشبینی محدوده ای بنام محدوده خدماتی بیمعنا است زیرا محدوده خدماتی محدوده ای است که تمامی عملیات عمرانی و خدماتی شهرداریها در داخل آن انجام می پذیرد[۴]. بر این اساس شهرداریها مکلفند، در تمامی محدوده شهر، خدمات رسانی نمایند.
بند دوم: حریم شهر
حریم از حرمت به معنی منع است زیرا تعرض دیگران به حق صاحب حریم ممنوع است به موجب ماده ۱۳۶ قانون مدنی حریم مقداری از اراضی اطراف ملک و قنات و نهر و امثال آن است که برای کمال انتفاع از آن ضرورت دارد[۵].
بر این اساس حریم شهر عبارت است از قسمتی از اراضی بلافاصل پیرامون محدوده شهر که نظارت و کنترل شهرداری در آن ضرورت دارد و از مرز تقسیمات کشوری شهرستان و بخش مربوط تجاوز ننماید.
مرجع تعیین کننده حریم شهر شورای عالی شهرسازی میباشد.
چون شوراهای شهرسازی عالی ترین مرجع سیاست گذاری و تعیین ضوابط شهرسازی است فلذا نظریه این مرجع برتر است.
گفتار چهارم: طرح های شهرداری و اقسام آن
شهر برای دوام و بقاء خود نیازمند هدایت است. طراحی شهری روش منطقی هدایت شهر است این هدایت گری با آزادی مطلق شهروندان و مدیران شهری همسو نیست.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- ماده ۱۲۹۲ – در مقابل اسناد رسمی یا اسنادی که اعتبار اسناد رسمی را دارد انکار و تردید مسموع نیست و طرف میتواند ادعای جعلیت به اسناد مذبور کند یا ثابت نمایدکه اسناد مذبور به جهتی از جهات قانونی از اعتبار افتاده است. ↑

-
- ماده ۱۱ ق.ت.ا. سابقه الکترونیکی مطمئن عبارت از (داده پیام)ی است که با رعایت شرایط یک سیستم اطلاعاتی مطمئن ذخیره شده و به هنگام لزوم در دسترس و قابل درک است. ↑
-
- گفتاری در باب ضرورت انجام تصدیق امضاء الکترونیکی در دفاتر اسناد رسمی؛ بررسی اجمالی قانون تجارت الکترونیکی ایران، عباسی داکانی، خسرو، مجله کانون، سال چهل و هفتم، دوره دوم، آبان و آذر ۱۳۸۳، شماره ۵۳، صفحه ۱۵ ↑
-
- Certification Service provider ↑
-
- Art2.e. “Certification service provider” means a person that issues certificates and may provide other services related to electronic signatures;” ↑
-
- Baumer David & Poindexter Julius, Cyber law and E-commerce, Boston, McGraw Hill, first edition, USA,2002, p.81. ↑
-
- Lamy droit de l’informatique et des reseaux , ed. lamy, p.1674,no. 2976,2002 . p 1794 ↑
-
- کی نیا، محمد، امضای الکترونیکی منطبق با حقوق فرانسه، نشر میزان، سال ۱۳۸۸، صص ۲۷- ۲۸ ↑
-
-
- فرامرزی، دنیا، بیع بینالمللی کالا از طریق اینترنت، پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد، استاد راهنما تقی زاده انصاری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، سال تحصیلی ۸۱-۸۲ ، ص ۸۷ ↑

-
- منظور از کلید، عدد بسیار بزرگی است که در نتیجه اعمال مجموعه ای از فرمول های ریاضی بر اعداد اول تولید میشوند. با وجود این تفاوت این دو کلید از نظر ریاضی با هم مرتبطند. ↑
-
- Public Key Infrastructure (PKI) ↑
-
- ماهیت و جایگاه مرکز گواهی ریشه در تراکنش های الکترونیکی، بختیاروند، مصطفی، مجلس و راهبرد، تابستان ۱۳۸۶، شماره ۵۵، صفحه ۲۰۱ ↑
-
- ماده ۳۲ – آئیننامه و ضوابط نظام تأسیس و شرح وظایف این دفاتر توسط سازمانمدیریت و برنامهریزی کشور و وزارتخانههای بازرگانی، ارتباطات و فناوری اطلاعات،امور اقتصادی و دارایی و دادگستری تهیه و به تصویب هیئت وزیران خواهد رسید. ↑
-
- بررسی اجمالی آیین نامه اجرایی ماده ۳۲ قانون تجارت الکترونیکی مصوب ۲۱/۰۶/۱۳۸۶، عباسی داکانی، خسرو، مجله کانون، مرداد و شهریور ۱۳۹۰، صفحه ۱۲۸-۱۲۹ ↑
-
- National PKI Commission ↑
-
- Root Certificate Authority ↑
-
- ماده ۸۰ – وزارت بازرگانی موظف است به منظور حمایت از فعالیتهای تجارتالکترونیکی، با تجمیع واحدهای ذیربط، مرکزی را در این وزارتخانه ایجاد نماید.اساسنامه و آییننامه این مرکز به پیشنهاد مشترک وزارت بازرگانی و سازمان مدیریت وبرنامهریزی کشور تهیه و به تصویب هیئت وزیران خواهد رسید. ↑
-
ماده۴ـ سطوح دفاتر خدمات صدور گواهی الکترونیکی موضوع ماده (۳۱) قانون به عنوانارائه دهندگان خدمات گواهی الکترونیکی به شرح زیر تعیین میشوند:الف ـ مرکز دولتی صدور گواهی الکترونیکی ریشه که با کسب مجوز از شورا فعالیت میکند.
و … ↑
-
- Subject Certification Authority ↑
-
- ماده۹ ـ مجوز مراکز میانی به طور ادواری، مطابق با سیاستهای گواهی و با ملاحظه شرایط و تحولات فناوریهای جدید و پس از احراز مجدد صلاحیت متقاضیان، توسط مرکز
ریشه قابل تمدید میباشد. ↑
-
- ماده۱۰ـ مجوز مراکز میانی صرفاً با تأیید مرکز ریشه با ملاحظه شرایط مقرر در این آییننامه و دستورالعمل گواهی قابل واگذاری به غیر خواهد بود. ↑
-
- Registration Authority ↑
-
Article 9. Conduct of the certification service provider۱٫ Where a certification service provider provides services to support an electronic signature that may be used for legal effect as a signature, that certification service provider shall:(a) Act in accordance with representations made by it with respect to its policies and practices;
(b) Exercise reasonable care to ensure the accuracy and completeness of all material representations made by it that are relevant to the certificate throughout its life cycle or that are included in the certificate;
© Provide reasonably accessible means that enable a relying party to ascertain from the certificate:
(i) The identity of the certification service provider;
(ii) That the signatory that is identified in the certificate had control of the signature creation data at the time when the certificate was issued;
(iii) That signature creation data were valid at or before the time when the certificate was issued;
(d) Provide reasonably accessible means that enable a relying party to ascertain, where relevant, from the certificate or otherwise:
(i) The method used to identify the signatory;
(ii) Any limitation on the purpose or value for which the signature creation data or the certificate may be used;
(iii) That the signature creation data are valid and have not been compromised;
(iv) Any limitation on the scope or extent of liability stipulated by the certification service provider;
(v) Whether means exist for the signatory to give notice pursuant to article 8, paragraph 1 (b), of this Law;
(vi) Whether a timely revocation service is offered;
(e) Where services under subparagraph (d) (v) are offered, provide a means for a signatory to give notice pursuant to article 8, paragraph 1 (b), of this Law and, where services under subparagraph (d) (vi) are offered, ensure the availability of a timely revocation service;
(f) Utilize trustworthy systems, procedures and human resources in performing its services.
۲٫ A certification service provider shall bear the legal consequences of its failure to satisfy the requirements of paragraph 1. ↑
-
- ۱۱۲ Certification Revocation List (CRL). ↑
-
- زرگر، محمود، امنیت در تجارت الکترونیکی ، مجله مجلس و پژوهش، شماره ۵۵، تابستان ۸۶، ص ۱۱۲٫ ↑
-
- مظاهری کوهانستانی رسول، ویژگی های قراردادهای الکترونیکی از دیدکاه حقوقی مدنی ایران، پایان نامه برای دریافت درجه دکترا، استاد راهنما سید حسین صفایی، دانشگاه تربیت مدرس، ۱۳۸۶، صص ۱۶۰-۱۶۱٫ ↑
-
- مظاهری کوهانستانی رسول، پیشین، صص ۱۵۶-۱۵۷ ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
به طور کلی ، قوانین و مقررات مالی همواره مقدّم بر اصول و موازین پذیرفته شده در حسابداری اجرا می شود ( اصل تقدم قوانین و مقررات بر اصول و موازین حسابداری) بنابرین اصل ، در صورت مغایرت اصول و موازین پذیرفته شده با قوانین و مقررات مالی در حسابداری دولتی ، رعایت قوانین و مقررات مالی لازم الاجرا میباشد.


ذیلاً به مواردی از قوانین و مقررات مالی ناظر بر انجام امور مالی وزارتخانه ها ، سازمان ها و مؤسسات دولتی اشاره می شود:
۱- قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
۲- قانون محاسبات عمومی
۳- قانون دیوان محاسبات کشور
۴- قانون بودجه کل کشور
۵- قانون برنامه ی پنج ساله توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی
۶- قانون امور استخدامی کشور
۷- قانون تنظیم بخشی از مقررات عمومی دولت
۸- قانون برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین
۹- قانون مالیات های مستقیم
۱۰- قانون تأمین اجتماعی
۱۱- قانون کار
و دیگر قوانین و مقررات مالی و نیز آیین نامه های مالی و محاسباتی که حسب مورد توسط مراجع قانونی تصویب و مبنای انجام فعالیت های مالی و امور حسابداری واقع میشوند. (همان منبع)
۲-۱-۹- اولویت بندی شاخص های بودجه ای از نظر میزان اهمیت ، بر اساس آزمون فریدمن
۱- قابلیت کنترل و مدیریت هزینه
۲- قابلیت اولویت بندی نیازهای سازمان
۳- قابلیت نظارت بر عملیات دستگاه
۴- قابلیت کنترل نتایج و میزان تحقق اهداف
۵- قابلیت تسهیل فرایند تصمیم گیری در سازمان
۶- قابلیت مرتفع نمودن نیازهای مدیریت
۷- قابلیت تحلیل هزینه ها
۸- قابلیت برخورداری از شفافیت لازم
۹- قابلیت تخصیص بهینه منابع
۱۰- قابلیت شناسایی و نمایش کارایی هزینه ها و مخارج صورت گرفته در بودجه
۱۱- قابلیت تدارک اطلاعات بهنگام و به موقع
۱۲- قابلیت تغییر رویه حسابداری از نقدی به تعهدی
۱۳- محاسبه و گزارش انحرافات هزینه
۱۴- قابلیت افشا اطلاعات مالی به نحوی مطلوب و با مبالغ درست
۱۵- قابلیت ارزیابی عملکرد نیروی انسانی
۱۶- قابلیت ضابطه مند نمودن و ممانعت از قدرت چانه زنی در تخصیص منابع
۱۷- قابلیت نمایش مؤلفه ها و اجزاء هزینه
۱۸- قابلیت تدارک اطلاعات قابل اتکا – قابل مقایسه و قابل فهم
۱۹- قابلیت ایجاد حصول اطمینانی معقول ، از نبود اشتباه و یا تحریفی با اهمیت
۲۰- قابلیت تهیه و تنظیم گزارش تفریغ بودجه تلفیقی
۲۱- رعایت استانداردهای حسابداری (رسولیان – ۱۳۸۶)
۲-۲- بخش دوم مقدمه بودجه ریزی عملیاتی
مقدمه
تحولات و پیچیدگی های عصر حاضر نیاز دولتها را جهت اعمال تدابیری منطقی به خصوص اقدام به برنامه ریزی صحیح ، تصمیم گیری و مدیریت علمی و ایجاد هماهنگی در امور مربوط به نیازمندیهای جوامع مطرح ساخته است. استفاده از روش های نوین بودجه بندی علاوه بر اینکه از کندی کار دستگاه های دولتی و اسراف اموال عمومی جلوگیری میکند ، در پیشبرد مقاصد اجتماعی و اقتصادی نیز بسیار مؤثر بوده و دولت ها از این طریق میتوانند منابع ملی را به نحو عادلانه و مطلوب در بین اهداف مطلوب جامعه توزیع می نمایند.
از آنجا که در سیستم بودجه ریزی سنتی عوامل مهمی چون اثربخشی ، کارایی ، صرفه جویی و بازدهی در قبال صرف منابع نادیده گرفته میشوند لذا از منابع بدرستی استفاده نشده و حتی به هدر میروند. از طرفی افزایش یا کاهش بودجه دستگاهها تابع تصمیمات سیاسی و اعمال نفوذ اشخاص و قدرت چانه زنی آن ها بوده و میزان پاسخگویی مدیران و سنجش میزان مسئولیت پذیری آنان کمرنگ میباشد. علاوه بر این در کشور ما بودجه با مسائل اقتصاد کلان مانند رشد اقتصادی ، بیکاری ، اشتغال و تورم و به طور کلی رونق و رکود اقتصادی در ارتباط است و از سوی دیگر در اکثر سال ها با کسری بودجه مواجه است.
با توجه به مزایای بودجه عملیاتی و نقایص و کاستی های بودجه ریزی سنتی موجود کشور ، لزوم اجرای بودجه عملیاتی به عنوان یک روش نوین در بودجه ریزی سنتی به شدت احساس میگردد. با توجه به اهمیت موضوع ، این پژوهش در پی آن است که بودجه عملیاتی را در مرحله اجرای بودجه مورد بررسی قرار دهد.
۲-۲-۱- مفهوم بودجه ریزی عملیاتی
بودجه ریزی عملیاتی نوعی سیستم برنامه ریزی ، بودجه ریزی و ارزیابی است که بر رابطه بودجه هزینه شده و نتایج مورد انتظار تأکید میکند. در چارچوب بودجه ریزی عملیاتی، بخش های مختلف اداری بر اساس استانداردهای مشخصی تحت عنوان شاخص های عملکرد پاسخگو هستند و بودجه ریزی عملیاتی بر اساس اولویت امورونتایج قابل اندازه گیری تخصیص داده میشوند. بودجه عملیاتی محصول برنامه ریزی استراتژیک است که درآن تصمیمات مربوط به تخصیص بهینه منابع برپایه نتایج پذیرفته شده و محرک های سازمانی مربوط به اهداف کلی ، اختصاصی، استراتژی ها و برنامه های عملیاتی هر سازمان صورت میگیرد. بعد از تهیه برنامه استراتژیک، هر سازمانی که اعتبارات دولتی دریافت میکند بودجه خود را طوری تهیه و تنظیم میکند که تصمیم گیری های دارای اولویت مربوط به برنامه استراتژیک خود رامنعکس کند . پس تقاضای بودجه توسط سازمان بیانگر نیازهای آن سازمان برای اجرای نتایج دارای اولویت در برنامه استراتژیک خود میباشد. بودجه ریزی عملیاتی یک برنامه تلفیق عملکرد سالانه وبودجه سالانه میباشد که روابط بین سطح اعتبارات برنامه و نتایج مورد انتظار را نشان میدهد. همچنین تأیید میکند که یک هدف یا مجموعه ای از هدفها باید با مقدار معینی از اعتبارات به دست آید. یک بودجه عملیاتی علاوه بر تخصیص هزینه های فعالیت، همه فعالیتهای (مستقیم و غیرمستقیم) مورد نیاز برای پشتیبانی یک برنامه را تعریف و تعیین میکند.
۲-۲-۲- تعریف بودجه عملیاتی
عبارت است از یک برنامه سالانه به همراه یک بودجه سالانه که رابطه میان میزان وجوه تخصیص یافته به هر برنامه با نتایج به دست آمده از اجرای آن برنامه را نشان میدهد. این بدان معنی است که با هر میزان مخارج انجام شده در هر برنامه ، می باید مجموعه معینی از اهداف تامین شود .
۲-۲-۳-ویژگیهای بودجه عملیاتی
-
- چارچوب زمانی برای انجام بودجه عملیاتی باید واقع گرایانه باشد.
-
- برنامه های استراتژیک می بایست با معنی ، با تفکر و بر اساس نیازها و بر مبنای داده ها و اطلاعات و به منظور تهیه بودجه عملیاتی باشد.
-
- شکل بودجه عملیاتی باید ساده و قابل فهم باشد تا اجرای آن بهتر و ساده تر صورت گیرد
-
- قوه مجریه و مقننه نیازمند فهم هدف و روابط حاکم بر بودجه عملیاتی هستند به طوری که تعهدات اجرای بودجه عملیاتی نمایان شود.
-
- نتایج اغلب خارج از کنترل هستند.
- قانونگذاران باید نقش فعال تری در اجرای بودجه عملیاتی اجرا کنند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در پاسخ این نظریه باید گفت: وجود قرارداد یا مصلحت کودک یا تهیه جنین و تقاضای فرزند به انسانها سمت پدری یا مادری اعطا نمیکند، بلکه این موهبتی است که خداوند به طور طبیعی به انسان ارزانی داشته، چنانچه خداوند تعالی در آیات ۴ و ۵ سوره احزاب، افراد را منع کرده که فرزند دیگران را به خود نسبت دهند، چرا که رابطه طبیعی و تکوینی را نمیتوان با قرارداد قطع کرد و این نوع تصمیم، اعتبار محض است و اثری ندارد. برخی از علماء حقوق در عبارات خود نیز به این مطلب اشارت رفتهاند: «در نظام حقوقی ما، نسب مشروع هیچگاه از نسب طبیعی دور نمیافتد، قانون و دادگاه وصف «مشروع» یا «نامشروع» بودن نسب طبیعی را معین میکند ولی هرگز به دلیل شایستگی یا وجود قرارداد یا حتی مصلحت کودک به بیگانه سمت «مادری» اعطاء نمیکند، این موهبتی است که خداوند با طبیعت به انسان ارزانی میدارد و قوانین تنها آثار آن را معین میکند»

نتیجه اینکه: شارع مقدس نسب را از زنا نفی نکرده و هیچ نصی وارد نشده است که ولدالزّنا ولد نیست. تنها ارث نفی شده است، پس همه احکام نسب در باب زنا نیز مترتب میشود غیر از ارث.
از آنجا که طفل ناشی از ارتباط جنسی است که نفس تحقق چنین ارتباط جنسی(لقاح اسپرم و تخمک) برای الحاق او به پدر و مادر خود کافی است؛ فلذا اگر کودکی در نتیجه ارتباط جنسی حرام به دنیا بیاید، هرچند که فاقد احترام است و مشروع نیست لکن بدان معنا نیست، که کودک متولد شده از رابطه نامشروع فاقد پدر و مادر باشد. چرا که طبیعتاً چنین امری، تکوینی است و از دایره اعتبار خارج بوده و قابل رفع شرعی نخواهد بود. و چنین فرزندی از حق پدری و مادری که به نظر میرسد از حقوق طبیعی است نه تحققی،برخوردار خواهد بودهرچند که قانونگذار میتواند برخی از آثار چنین رابطه تکوینی را نادیده بگیرد.در رابطه با تحقق نسب شرعی در حالت استفاده از رحم جایگزین صرفنظر از بحث مشروعیت یا عدم مشروعیت عمل نظر به دلایلی که از نظر شرعی در رابطه با تحقق نسب در زنا مطرح است و این که عدهای از فقها حتی بر الحاق ولدالزّنا به زانی و زانیه اصرار دارند، در حالی که مسلم است رابطه غیر مشروع و کودک نامشروع است، میتوان حکم به تحقق نسب در حالت مادر جانشینی که حتی در غیرمشروع بودن آن اتفاق نظر وجود ندارد داد.از سوی دیگر همان طور که گفتار و سخنان فقیهان اسلامی درباب نسب دلالت دارد، قانونگذار اسلام در مسأله نسب حقیقت و تأسیس متفاوت از تأسیس عرفی ایجاد نکرده و تنها در ولد زنا به دلیل مصالحی و بر اساس ادلهای خاص در نسب ناشی از آن یا در بعضی از احکام مترتب بر آن تصرف نموده است. بنابرین، مطابق معیارها و قواعد اصولی، در غیر مورد خاص «زنا» میبایست به عام رجوع شود. عام در فرض بحث مشروعیت نسب لغوی و عرفی است. نسب از ناحیه پدر، عرفاً و لغتاً رابطهای است اعتباری که از پیدایش فرزند از اسپرم و نطفه انسان دیگر انتزاع میشود.در اینکه طفل متولد از رحم جایگزین با هر یک از دو زن صاحب تخمک و زنی که وی را حمل و زایمان کردهاست، ارتباط تکوینی و واقعی دارد در این تردیدی نیست. ارتباطی که از نظر عقلی و پزشکی ثابت شده میکند. لکن از بین این دوارتباط، ارتباط طفل با صاحب تخمک ملاک رابطه مادری و فرزندی است. بنابرین انتساب فرزند حاصل از رحم جایگزین، به صاحب اسپرم و صاحب تخمک درست است و صاحب رحم حق نسبی با فرزند ندارد. تا زمانیکه معلوم نشود که علت قرابت ناشی از شیر، مطلق نمو جسمانی طفل از زن است و یا در صورت اثبات این امر که علت قرابت ناشی از نمو جسمانی مقید به شرایط خاصی از جانب شارع است تا ملاک این شرایط به وجه قاطع و یا به ظن متآخم محرز و مسلم نگردد، نمیتوان به کمک وحدت ملاک و یا به استناد مفهوم اولویت، حکم قرابت رضاعی را نسبت به باروری جانشینی جریان داد. از نظر متد اصولی نیز با توجه به اصولی، مانند اصل عدم حرمت و قرابت، حکم به تحقق خویشاوندی بین طفل و مادر جانشین، موجه به نظر نمیرسد. به این ترتیب میتوان گفت این حکم که «قرابت مادر جانشینی از حیث حرمت نکاح در حکم قرابت رضاعی است» از استدلال کافی برخوردار نیست و اثر قرابت رضاعی از حیث ممنوعیت نکاح در حالت استفاده از رحم جایگزین بین زن صاحب رحم و طفل برقرار نیست. هرچند که از لحاظ وجدانی و اخلاقی نیز این امر قابل قبول نیست که مثلاً کودک ناشی از حالت مادر جانشین بتواند قانوناً با زنی که او را مدتی در رحم خود پرورش داده است ازدواج کند. لکن در اینکه این امر چه مقدار میتواند در حکم مسأله ما تأثیرگذار باشد، جای بررسی دارد.در حالت جانشینی سنتی رحم مادر جانشین مادر قانونی بچه محسوب میشود. در این قسم همسر زوج نابارور مادر متقاضی به شمار خواهد رفت و هیچ ارتباط ژنتیکی با بچه نخواهد داشت و در صورت تحویل فرزند به او، رابطه بین آن ها از نوع فرزند خواندگی است وجود قرارداد یا مصلحت کودک یا تهیه جنین و تقاضای فرزند به انسانها سمت پدری یا مادری اعطا نمیکند، بلکه این موهبتی است که خداوند به طور طبیعی به انسان ارزانی داشته، چنانچه خداوند تعالی در آیات ۴ و۵ سوره احزاب، افراد را منع کرده که فرزند دیگران را به خود نسبت دهند، چرا که رابطه طبیعی و تکوینی را نمیتوان با قرارداد قطع کرد و این نوع تصمیم،اعتبار محض است و اثری ندارد. لذا این نظریه که در مورد حالت جانشینی با بهره گرفتن از تخمک یا جنین اهدایی قانون به صورت اعم میتواند در جهت حفظ منافع و مصالح جامعه و به صورت اخص در جهت حفظ منافع کودک،در محدوده حقوق خانواده اقدام به جعل نسب کند و باعدم تبعیت از عرف، با تدوین مقرراتی در قالب قانون موضوعه، نسب پدری و مادری ایجاد کند، صحیح به نظر نمیرسد. این نظریه در بعضی کشورهای غربی به صورت قانون در آمده است.در حقوق ایران برای رسیدن به مطلوب والدین حکمی یا متقاضی میتوان حقوق و مسئولیتهای پدری و مادری را برای والدین حکمی یا متقاضی نسبت به بچه متولد از رحم جایگزین در حالت جانشینی با بهره گرفتن از تخمک یا جنین اهدایی، برقرار نمود. قانونگذار ایران با تصویب قانون نحوه اهدای جنین به زوجین نابارور در ۲۹/۴/۸۲ در این جهت گام برداشته است. ماده ۳ قانون مذبور مقرر داشته است که: «وظایف و تکالیف اهدا گیرنده جنین و طفل متولد شده از لحاظ نگهداری و تربیت و نفقه و احترام نظیر وظایف و تکالیف اولادوپدراست».به اینسان قانونگذار بدون تصریح به الحاق طفل به زوجین پذیرنده، فقط به بعضی از آثار نسب(نگهداری، تربیت، نفقه واحترام) اشاره نموده و مسئله توارث را مسکوت گذاشته است، حال آنکه مطلوب الحاق طفل به دریافتکنندکان جنین ب
ا تمامی آثار آن از جمله توارث است.

بخش دوم:
قاعده ی فراش
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
هدف کلی تحقیق شناخت مؤلفه های اصلی دانشگاه اسلامی –ایرانی وطراحی الگوی مطلوب برای آن هدف های جزئی این تحقیق به قرار زیر میباشند:


۱) شناخت رسالتهای دانشگاه اسلامی -ایرانی
۲) شناخت ویژگیهای استادو دانشجودر دانشگاه اسلامی – ایرانی
۳) شناخت جهت گیری و ویژگیهای برنامه درسی دانشگاه اسلامی – ایرانی
۴) شناخت ویژگیهای مدیریت و رهبری دانشگاه اسلامی – ایرانی
۵) ارائه الگویی جهت طراحی دانشگاه اسلامی – ایرانی
سؤال های پژوهش
سوال اصلی تحقیق این است که مؤلفه های اصلی دانشگاه اسلامی –ایرانی و الگوی مطلوب برای آن کدام است؟
۱) رسالتهای دانشگاه اسلامی – ایرانی کدامند ؟
۲) ویژگیهای استادو دانشجوی دانشگاه اسلامی – ایرانی کدامند ؟
۳) جهت گیری و ویژگیهای برنامه درسی دانشگاه اسلامی – ایرانی کدامند؟
۴) ویژگیهای مدیریت و رهبری در دانشگاه اسلامی – ایرانی کدامند ؟
۵) چه الگویی را می توان جهت طراحی دانشگاه اسلامی – ایرانی به کار برد ؟
تعریف مفاهیم و واژگان اختصاصی طرح:
الگو:
دستیابی به اهداف موردانتظار در یک سازمان و در نگاهی کلانتر در یک جامعه ، بدون در اختیار داشتن الگو و مدلی جامع ، میسر و ممکن نخواهد بود . از این رو مدیران در سازمانها ، به تدوین چشم انداز ، بیانیه مأموریت و پیرو آن ، به تدوین راهبرد اقدام مینمایند. اما علی رغم آن که بسیاری از سازمان ها در محیط های نسبتاً مشابه به فعالیت می پردازند ، اما مشاهده می شود که راهبردها به دلیل متفاوت بودن چشم اندازهای سازمانی ، کاملاً متفاوت است . این موضوع در خصوص کشورها و جوامع نیز صادق است . بدین معنا که کشورها و جوامع علی رغم برخورداری از برخی شباهتها ، در پارهای از عوامل و زمینه ها ، کاملاً متفاوت از یکدیگر می بشند که این موارد در شکل ۱-۱ نشان داده شده است .
همان طور که در شکل۱- ۱ مشاهده می شود ، به دلیل تفاوت در شرایط ناریخی ، طبیعی ، جغرافیایی ، مکان و زمانی ، جغرافیای سیاسی و شرایط انسانی و فرهنگ ، الگوها و مدل های مورد استفاده کشورها متفاوت از یکدیگر میباشند . ( خامنه ای ۱۳۸۹ : ۷۶۲۶ ) .
الگو یک چهار چوب مفهومی است که به ما کمک میکند بتوانیم پدیدههای دیگر را بهتر درک کنیم.الگوها به سان عامل کمکی در ساختن نظریه نقش مهمی دارند.الگوها به نظریه پردازان کمک میکنند تا دریابند که نظریه آن ها چگونه شکل میگیرد.الگوها شکلهای مختلفی دارند که الگوهای فیزیکی،ریاضی،زبان شناسی،و گرافیکی از آن جمله اند(بازرگان،۱۳۷۶،ص۱۷۸). الگو بازنمود یک نظریه است.به عبارت دیگر الگو نماینده و ارائه کننده جنبه ها ومنظرهای گوناگون نظریه قلمداد می شود.الگو به درک مطلب و نظریه سازی کمک میکند و در سازماندهی مقرون به صرفه و تبیین مقادیر کلان داده ها مفید واقع میشوند(ارنشتاین و هانکینز،ترجمه احقر،ص ۱۳۸۴) الگو ماهیت و عصاره دانش ،اندیشه و دیدگاه یک متخصّص است که به طور واضح و مختصر بیان شده است (بولا،۱۳۷۵ص۲۷).دوچ (deutsch)(1952 ص۳۵۷)الگو را ساختاری از نمادها و قواعدی تعریف میکند که باید مجموعه ای از عناصر مرتبط را در ساختار یا فرایندی موجود کنار هم جای دهد. والاس (Wallace) ( 1994 ص۱) الگوپردازی را روند توسعه و انتزاع واقعیت ،یعنی الگو میداند.
الگو به تصویری ساده از موقعیتی پیچیده گفته می شود . بنابرین می توان از موقعیتی پیچیده تصاویر (الگوهای) متفاوتی تهیه کرد . علت تهیه الگوهای متفاوت از موقعیتی واحد ( که این خود محدودیت هر الگو را نشان میدهد ) کل بودن موقعیتی که از آن الگو ساخته می شود و نگرش جزئی انسان به آن است : هر کس از زاویه دانش و تجربه خود به شناخت حقیقت مبادرت می ورزد و تلاش میکند تا گوشه ای از آن را شناسایی کند . این شناسایی با ساده سازی واقعیت های ، پیچیده عملی می شود (یمنی ، ۱۳۸۲ ، ص ۱۲۱ )
الگو سازی :
ساخت الگو فرایندی پیچیده و گاه طولانی است . دوران این کار را در دو میدان نظری (مفهوم سازی ) و عملی ( مشاهده ) ممکن میداند . رفت و برگشتی مستمر بین دو میدان وجود دارد تا اینکه در نهایت الگویی از موقعیت موجود ساخته شود. عملیات اساسی در فرایند الگوسازی عبارت اند از :
شکل۱-۲: الگوهای متفاوت از موقعیتی پیچیده (یمنی،۱۳۸۲،ص۱۲۳)
– شناخت و طبقه بندی عناصر سیستم مورد مطالعه
– بیان ارتباطات بین این عناصر
– عمومیت دادن
– استقرا ( تبدیل چندین الگو به یک الگو با میدان عمل وسیع تر )
دو مورد اول به تحلیل سیستم مورد مطالعه مربوط است و موارد سوم و چهارم به نتیجه گیری از عملیات در مراحل قبلی . توان الگو در نشان دادن هر چه دقیق تر وضعیت یک سازمان به توان علمی و شناخت الگوساز از سازمان مورد نظر بستگی دارد . قطعاً تمام الگوها بر حسب تعریف ناقص خواهند بود ، ولی آن الگویی بیشتر قابل دفاع خواهد بود که نقص کمتری داشته باشد ، یعنی آنچه الگو نشان میدهد با آنچه در واقعیت اتفاق می افتد نزدیکی بیشتری داشته باشد . لومواین الگوسازی را چنین تعریف میکند :« الگوسازی عبارت است از : ۱- عمل تهیه و ساخت هدفمند الگوها با ترکیب نمادها ؛ یعنی الگوهایی که مستعد شناساندن پدیده ای پیچیده اند . ۲- عمل شدت بخشیدن به استدلال عاملی ( الگو سازی ) که قصد دارد دخالتی در بطن پدیده مورد مطالعه داشته باشد . این استدلال به ویژه به دنبال پیش انداختن آثار اقدام های عملاتی ممکن است.» در این تعریف موارد مهم زیر مطرح شده است :
۱- الگو سازی عملی هدفمند است .
۲- الگو ها ، همان ترکیب نمادهایند . این نمادها ممکن است زبان شناختی ، ریاضی ، منطقی و .. باشند . فرایند الگو سازی ساخت نمادینی است که به کمک آن می توان عملکرد سیستم را فهمید.
۳- الگوها به دنبال فهم پدیدههای پیچیده اند.
۴- فرایند الگو سازی استدلال تحلیل گرا را تقویت میکند تا بتواند آثار ناشی از پروژه های عملیاتی ممکن در سیستم را به جلو اندازد . به عبارت دیگر استدلالی که بتواند تغییراتی را در سیستم ایجاد کند .
۵- فرایند الگو سازی ، به دنبال فهم پدیده ها با ساده سازی آن هاست . ساده سازی ای که برخوردار از منطقی نزدیک به منطق وجودی پدیده است (الگو ) .
بنابرانی فرایند الگو سازی زمانی به الگوهای معتبر ختم خواهد شد که الگو ساز از توانایی ترکیب ( سنتز) بالایی برخوردار باشد : این سطح شناخت الگو ساز است ، که الگوهای مطرح شده را از اعتبار برخوردار میسازد ( یا نمی سازد ) ( همان ، ص ۱۲۳ ) .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
هنگامی که انتظارات افراد بیش از توانایی فرد مقابل باشد درک کردن وجود ندارد ،در نتیجه سردی ، یأس و سکون پدید خواهد آمد ، زیرا اگر کسی را درک نکرده باشیم ،دچار رنج و ملال می شود .در کل باورهای مثبت درباره ی خود و زندگی ،شادی و رضایت را به همراه دارد و باورهای منفی یأس ، سرخوردگی و خشم را به دنبال دارد .

۲-۱-۱۰-۲-۲ عوامل فرهنگی و اجتماعی :

تناسب فرهنگی و تاثیر کارکرد رفتار حتی درون فرهنگ های غربی حائز اهمیت است .ارزیابی بافت فرهنگی که در آن استاندارد های رابطه مطرح و تقویت می شود ،مهم است .(هالفورد،ترجمه ی تبریزی و همکاران، ۱۳۸۷،به نقل از فیض آبادی،۱۳۹۲).
یکی از عوامل فرهنگی ، از بین رفتن خانواده ی گسترده و در نتیجه فقدان بسیاری از عملکرد های خانوادگی است .در گذشته ازدواج دوخانواده گسترده را در بر می گرفت ، خانواده هایی که به وسیله ازدواج باهم مرتبط می شدند علاقه داشتند که زوجها را در کنار هم حفظ کنند . در گذشته ناخشنودی به ندرت تنها علت جدایی بود اما امروزه ، خشنودی شرط لازم زندگی زناشویی محسوب می شود به گونه ی که هرگاه خشنودی کم شود ، دلیلی برای باهم بودن وجود ندارد . نکته دیگر پذیرش عمومی طلاق به عنوان راه حلی برای ازدواجهای ناموفق است .به عبارت دیگر امروزه مردم به بدنامی طلاق توجه نکرده و کمتر آن را مذموم می دانند و به راحتی به فکر جدایی و طلاق می افتند .(پاینز،۱۹۹۶، ترجمه ی شاداب،۱۳۸۱). گسترش روابط اجتماعی، دور شدن از خانواده اصلی و حمایت آن ها ، مشکلات خانواده هسته ای و تفاوت های فرهنگی بین زن و شوهر ، زمینه مناسب برای تحصیلات زنان و موارد دیگر از آثار توسعه صنعتی جوامع کنونی است . همه این موارد میتواند زمینه ی برپایی اختلاف در خانواده باشد . اختلاف بسیار در سطح تحصلات موجب انتظارات متفاوت و درک متقابل پایین می شود .(فیض آبادی،۱۳۹۲).

۳-۱-۱۰-۲-۲ عوامل محیطی:
وقتی دو نفر عاشق میشوند، تنها چیزی که می خواهند این است که عشقشان تا ابد ادامه بیابد .اما غافل از این هستند که آن ها در خلاء زندگی نمی کنند و محیط ، محیط زندگی بر چگونگی ادامه رابطه شان تاثیر زیادی میگذارد .اشخاص با محیط اطرافشان به روش های گوناگونی ارتباط برقرار میکنند،بعضی مصمم و مقاوم و عده ای ضعیف و آسیب پذیرند ، عده ای میتوانند از عهده ی هر کاری برآیند و بعضی با کوچکترین مشکلی از پا می افتند . دریک محیط یکسان افراد مختلف برداشتهای متفاوتی از محیط دارند ممکن است محیطی خاص از نظر یک شخص پرتنش و مضطرب کننده باشد اما از دید دیگری محیطی دلپذیر و هیجان آور باشد .( پاینز،۱۹۹۶، ترجمه ی شاداب،۱۳۸۱).
۲-۱۰-۲-۲ هفت متغیر تاثیرگذاربر سطح فرسودگی:
پاینز در بررسی هایش بر روی زوج های دارای فرسودگی زناشویی بالا و زوجین بدون علائم فرسودگی، هفت متغیر را مشخص کرد که به بهترین نحو با تفاوت سطح فرسودگی در زوجین تناسب داشت. این هفت متغیر، در عمل هرگز منفرد و جدا از هم نیستند. آن ها همگی به طور پویایی با یکدیگر در ارتباطند و در طول مدت در یک رابطه، هم بر روی هم تاثیر میگذارند و هم از یکدیگر تاثیر می گیرند و به بیان کلی تر از مهمترین عوامل تاثیرگذار در ایجاد فرسودگی زناشویی محسوب میشوند. در ادامه به طور جداگانه هرکدام از این متغیرها را مورد بررسی قرار خواهیم داد :
۱-۲-۱۰-۲-۲ نگرش مثبت به رابطه ی زناشویی :
بزرگترین تفاوت بین دو گروه با فرسودگی بالا و گروه با فرسودگی کم، در این بود که توانایی زوج ها در نگرش مثبت به رابطه ی زناشویی شان بسیار کلی به نظر می رسید. اگر افراد بتوانند رابطه شان را به صورت یک مجموعه ی کلی به حساب آورند و نسبت به آن بینش مثبتی داشته باشند، تمام مشکلات جزئی و ناچیز را می توان در کل مجموعه در نظر گرفت؛ اما وقتی در رابطه ای عشق وجود نداشته باشد، آزار و اذیت های کوچک عامل اصلی ایجاد خشم شدید خواهند شد. خشم نامتناسب بااشتباهی که صورت گرفته است شاید بارزترین علامت سرخوردگی عشقی باشد. از سویی دیگر اگر یک رابطه بتواند به طور مداوم، در یک زوج احساس معنا و مفهوم به وجود آورد، آن ها میتوانند از خشم دست بکشند و به خاطر آورند که رابطه شان تا چه حد لذتبخش و خوشایند است، بنابرین احتمال بروز دلزدگی یا فرسودگی در چنین زوج ها به مراتب کمتر است.
۲-۲-۱۰-۲-۲ کیفیت و کمیت ارتباط :
دومین تفاوت عمده ای که گروه با فرسودگی بالا و گروه با فرسودگی کم با یکدیگر داشتند، تفاوت کیفیت و کمیت ارتباط آن ها بود. زوج های خوشبخت اذعان می داشتند که “تمام مدت” باهم صحبت میکنند و میتوانند پیرامون “هرچیزی” باهم حرف بزنند؛ اما زوج های دلزده صحبت کردن با همدیگر را حتی درباره ی جزئی ترین موضوعات، بسیار سخت توصیف میکردند و رابطه ی آن ها مختصر، ماشینی و در کمترین حذ امکان بود. درنهایت تعجب ،پاینزطی پژوهش خود، دریافت که صحبت کردن با یک دوست نزدیک و حامی با میزان فرسودگی ارتباط نزدیکی دارد. به عبارت دیگر، هرچه افراد در مورد مشکلاتی که با همسرشان دارند با دوستشان یا درمانگر بیشتر صحبت کنن، احتمال میزان دلزدگی آن ها از روابط زناشویی شان بالاتر می رود. اما با بررسی بیشتر معلوم شد که مقابله ی مستقیم با همسر اثر معکوس دارد، یعنی هرچه میزان مقابله بیشتر باشد،میزان دلزدگی کمتر است!
۳-۲-۱۰-۲-۲ جذابیت جسمی، رابطه ی جنسی و تنوع :
سومین تفاوت عمده بین دو گروه دلزده و غیر دلزده، میزان جاذبه ی جسمی بود که زوج نسبت به یکدیگر احساس و ابراز میکردند. زوج های دلزده ادعا میکردند که نسبت به همدیگر جاذبه ی کمی احساس میکنند یا اصلا جذابیتی برایشان وجود ندارد و یا متاسفانه عده ای نسبت به هم کاملاَ احساس نفرت میکردند. ارتباط بین رابطه ی جنسی ضعیف و فرسودگی میتواند دارای دو مفهوم باشد: این که فرسودگی سبب اختلال در رابطه ی جنسی می شود، یا زمانی که رابطه ی جنسی کسل کننده و یکنواخت می شود، بروز فرسودگی را آسان تر میکند؛ اما همان طور که زوج درمانگرها آگاهند، روابط جنسی ضعیف آغاز نابودی رابطه ی زناشویی است. این مطلب به ما یادآور می شود که رابطه ی جنسی نامناسب و غیر ارضا کننده، نه تنها مفید نخواهد بود، بلکه باعث بروز سرخوردگی نیز می شود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نظریه کلبرگ، به رشد اخلاقی پیاژه شبیه است . او یک مدل ۶ مرحله ای را مطرح کردهاست. مرحله اوّل کلبرگ، شبیه مرحله اول پیاژه است ،که شامل پذیرش بدون سوال منابع اقتدار میباشد . در مرحله دوم (اخلاق فردگرایی و ابزارگونه)فرد در تلاش است تا پاداش را به حداکثر برساند و نتایج منفی (تنبیه) را به حداقل. مرحله سوم، اخلاق هنجاری جمعی[۶۸]۵ است که تعامل با هنجارهای اجتماعی مشترک است . مرحله چهارم، اخلاق سیستم اجتماعی[۶۹]۱است که پیگیری ابزارهای عمومی (مکانیسم های عمومی ) را شامل می شود .در مرحله پنجم (حقوق انسانی و رفاه اجتماعی و اخلاق بهزیستی اجتماعی)، افراد ارزش های جهانی و حقوق عمومی را تحریک میکنند. سرانجام در مرحله ششم (اخلاق جهانی ، اصول اخلاقی) نسخه های اخلاقی بسیار مثبتی همچون احترام به شان انسان و زندگی بهتر برای هر انسان ،تجویز می شود (کلبرگ ،۱۹۸۴).


همچنان که می بینیم، نظر پیاژه و کلبرگ – هر دو- بر فرایندهای شناختی درونی تکیه میکنند . به طور کلی، ویژگی مهم جهت گیری ساختار شناختی این است که روی پدیده ذهنی[۷۰]۲ تأکید میکند. برای مثال ، شخصیت در رویکرد ساختارگرایی شناختی به سه بخش تقسیم می شود: ساختارهای شناختی ، طرحواره ها و مکانیسم های عملیاتی. ساختارهای شناختی، دیدگاه های نرم و انعطاف پذیر مرتبط با دنیا هستند. ساختارهای شناختی، در قالب عدسی های رشدی (چارچوب های رشد) قابل بررسی و تأمل هستند . طرحواره هایا بلوک های اطلاعات، قابل ذخیره بوده، جهت ارتباط با دنیا مورد استفاده قرار می گیرند. برای ارتباط فرد با دنیا ، اطلاعات جدید در این بلوک ها ذخیره شده و ترکیب می شود و روی رفتار اخلاقی فرد تاثیر میگذارد. سرانجام ، مکانیسم های عملی (یا عملیاتی) مهارت هایی هستند که هنگام ارائه شدن اطلاعات جدید، جهت سازگاری و تغییر طرحواره ها مورد استفاده قرار می گیرند (توماس ، ۱۹۹۷).
در سالهای اخیر، حوزه رشد اخلاقی، تمرکزخود را از فرایندهای شناختی و قضاوت تغییر داده است . برای مثال ، نظریه های معتبر رشد اخلاقی ، همچون نظریه پیاژه و کلبرگ به عنوان ساختارگراهای اولیه، قضاوت های شناختی- منطقی را مطالعه میکردند ، تا اینکه به موازات زمان، حوزی مطالعه تغییر یافت و تمرکز به سمت هیجانها (مثلا همدلی) ، تفاوتهای فردی ، رفتارهای پیش اجتماعی (مثلا درخواست کمک ) و تفاوت های فرهنگی، تغییر جهت داد (توریل ، ۲۰۰۶). اگر چه جهت فعلی پژوهش به سمت جهت گیری نظری شناختی اجتماعی / یادگیری اجتماعی است ، اما این تفکر وجود دارد که پیشرفت در این حوزه از طریق ایجاد پل بین جهت گیری ساختارگرایی شناختی و شناخت اجتماعی، حاصل می شود.
آزمون قضاوت اخلاقی (لیند ، ۲۰۰۶، ۲۰۰۵ ) برای ایجاد پل ارتباطی بین نظریه و اندازه گیری در حوزه رشد اخلاقی طراحی شده است. ، جورج لیند استاد روان شناسی در آلمان ، در میانه دهه هفتاد سالگی خود، نظریه دو بعدی[۷۱]۳ را مطرح کرد که بر اساس آن، رشد اخلاقی از دو اصل (یعنی نگرش ها / ارزش های اخلاقی ) و کاربرد این اصول (یعنی تواناییهای/ظرفیت های شناختی) ترکیب یافته است. هنوز ، تحقیقات مربوط به رشد، صرفا نگرش های اخلاقی مطابق با نظر لیند را می سنجد. از این رو ، لیند ، درصدد بود ابزاری را توسعه دهد که این مقیاس رشد اخلاقی را بسنجند. علاوه بر این، این مقیاس نه تنها نگرش های اخلاقی فردی را بسجند، تواناییهای شناختی اخلاقی را هم اندازه گیری میکند، که.این خواسته منجر به رشد آزمون قضاوت اخلاقی شد. لیند، نظرات مختلفی را در طرح و ساخت آزمون قضاوت اخلاقی مورد توجه قرار داد که برخی از آن ها عبارتند از : روش تفکیک کننده برانسویک(۱۹۹۱) ، جبر شناختی آندرسون ۱۹۹۱ )، سازههای فردی کلی (۱۹۹۳) و تحلیل رویه گاتمن . از این رو از زمان شروع کار ، آزمون قضاوت اخلاقی در تحقیق، به مدت سی سال و به بیست و نه زبان خارجی به کارگرفته شده و درکشورهای گوناگون روی آزمودنی های مختلف اعمال شده است (لیند،۲۰۰۶).
لیند برای اندازه گیری تواناییهای شناختی، بر این باور بود که تکلیف اخلاقی باید ارائه شود . آزمون قضاوت اخلاقی، به شرکت کنندگان معماهایی ارائه کرد که شامل داستانهایی بوده، شخصیت داستان درآن موقعیت از اصول و ارزش های اخلاقی نخطی می کرد. سپس آزمودنی باید در ارتباط با موافقت یا مخالفت با عمل شخص (معما) تصمیم می گرفت. برای مثال در معمای پزشک ، آزمودنی باید در ارتباط با قابلیت پذیرش مرگ انسان قضاوت کند. اصول اخلاقی مختلفی وجود دارد که قابل نقص است .این اصول عبارتند از: حفظ زندگی ، کمک به شخص نیازمند، حمایت از قانون و کیفیت زندگی. آزمون قضاوت اخلاقی، از آزمودنی میخواهد تا موافقت یا مخالفت خود را با عمل فرد در آن موقعیت اعلام کند و سپس میزان آن را درجه بندی نماید. میزان پذیرش یا مخالفت با رفتار فرد به طور مستقیم با شش مرحله کلبرگ در ارتباط است . هر مرحله به طور مساوی با بحث های موافق و مخالف ارائه می شود و برای هر معما ، دوازده بحث ارائه میگردد. نکته مهم این که ارائه بحث ها و قضاوت در مورد بحث های موافق و مخالف در ایجاد چالش های مرتبط با تکالیف اخلاقی، ضروری است (لیند،۲۰۰۵).

تاثیر لورنس کلبرگ روی تعریف مفهومی آزمون قضاوت اخلاقی ، آشکار است. آزمون قضاوت اخلاقی از تعریف مشابه لورنس کلبرگ برای شایستگی قضاوت اخلاقی، استفاده کردهاست . در این آزمون ، شایستگی قضاوت اخلاقی این گونه تعریف شده است :” توانایی تصمیم گیری و قضاوت هایی که اخلاقی هستند” (یعنی آنچه مبتنی بر اصول درونی است). به عبارت دیگر، توانایی ثبات قدم در به کارگیری اصول اخلاقی در قضاوت های اخلاقی، که به شایستگی قضاوت اخلاقی منجر می شود ضروری است، بنابرین، آزمون قضاوت اخلاقی برای سنجش شایستگی قضاوت اخلاقی، طراحی شده و در برگیرنده توانایی شناختی توام با کاربرد اصول اخلاقی درآن موقعیت است.
محققان دیدگاه قلمرو اجتماعی – شناختی (که در اینجا با عنوان نظریه قلمرویی بدان اشاره می شود)، مانند سایر نظریه های ساختاری – تحولی درباره قضاوت اخلاقی، معتقدند که رشد اخلاقی، با تحلیل روان شناختی قضاوت های اخلاقی بهتر فهمیده می شود؛ اما همان طور که اشاره خواهد شد ، هیجانات و رفتارها را نیز نادیده نمی گیرند . هیجانات را از قضاوت اخلاقی تفکیک میکنند و رفتار نیز تابع تفسیر افراد از موقعیت هاست . همچنین ، نظریه قلمرویی اخلاق ، هماهنگ با سایر نظریه های ساختاری – تحولی در باره رشد قضاوت اخلاقی، اخلاق را مبتنی بر تعاملات دو سویه فرد – محیط میداند (توریل[۷۲]۱، ۲۰۰۸، ترجمه جهانگیرزاده ،۱۳۸۹).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ب) هماهنگ کنندگان
هماهنگ کنندگان وظیفه ارتباطات مستقیم روزانه و همچنین مداخله را بر عهده دارند. این افراد می بایست دارای تخصص هایی در زمینه روانشناسی مدرسه باشند. یکی از مهمترین نقش های هماهنگ کننده بر طبق الگو عبارت است از منطبق ساختن فضای مدرسه با خواسته های دانش آموزان. بنابرین در ابتدا از هماهنگ کننده نظر دادن دقیق درباره مدرسه و دانش آموزان انتظار می رود، همچنین مدل چک کردن ارتباطات دارای یک رویکرد جامع برای افزایش احساس تعلق به مدرسه میباشد. هفت عنصر در این مدل وجود دارد که عناصر آن در ادامه توضیح داده خواهد شد (آندرسون، ۲۰۰۷).


-
- ارتباطات: ارتباطات بخش مرکز مدل را تشکیل میدهد. نتایج تحقیقات مبین رابطه قوی بین حمایت از دانش آموزان و بازده های مثبت تحصیلی برای آن ها میباشد. ارتباطات مبتنی بر اعتماد متقابل و تعامل هست که شامل ارتباط با دانش آموزان، اعضای خانواده، معلمان و کارمندان مدرسه میباشد. ناظرین می بایست دائما در حال حمایت از ارتباطات مثبت در مدرسه باشند. البته ناظرین را نمی بایست به عنوان بهترین دوست در نظر گرفت، بلکه می بایست به عنوان کسی در نظر گرفت که کارش ارتقای سطح ارتباطات با مدرسه میباشد.
-
- نظارت بر عناصر تغییر پذیر: نظارت بر عناصر تغییر پذیر یکی از فرض های این مدل است. احساس تعلق به مدرسه دارای چندین عنصر تغیر پذیر میباشد که دائما در حال تغیر هستند. این عناصر در حال تغیر شامل وابستگی رفتاری و فعالیت تحصیلی میباشند. وابستگی رفتاری شامل فعالیت زیاد در مدرسه، غیبت و تأخیر از مدرسه و فعالیت تحصیلی شامل نمره پایین و وضعیت تحصیلی دانش اموزان میباشد.ناظران اطلاعات حضور و مشارکت دانش آموزان را از نمره آن ها به دست می آورند. معلم، همکاران و مشاوران مدرسه نیز منابع خوبی هستند. ناظران اطلاعات به دست آمده از دانش آموزان را در پرونده آن ها ثبت میکنند. این پرونده ها راهنمای خوبی برای مداخلات میباشد.برای این مدل یک رویکرد رفتاری در نظر گرفته شده که به رفتار به موقع اشاره دارد. این رفتار انفرادی شامل دو سطح است. مداخلات پایه ای برای تمامی دانش آموزا یکسان است و مداخلات شدید دارای تکرار بیشتر و انفرادی تر هستند. در هر حال هدف مدل احساسی تعلق به مدرسه حمایت از کسانی است که مداخلات شدید را دریافت میکنند، میباشد. نیاز های ویژه هر دانش آموز بیانگر این مداخلات است. این دو سطح به ناظران کمک میکند که وقتشان را مدیریت کنند.
-
- همراهی کردن دانش آموزان با خانواده هایشان: با انتقال دانش آموزان از مدرسه ای به مدرسه دیگر، عوامل تاثیر گذار بر روی احساس تعلق به مدرسه آن ها هم کنترل می شود. بنابرین احساس تعلق به مدرسه آن ها نسبت به سایر دانش آموزان کمتر میباشد. دلیل احساس تعلق کم آن ها را می توان به این دلیل نسبت داد که دانش آموز فرصت کافی برای دلبستگی به مدرسه جدید را پیدا نکرده است و با اینکه مدرسه خود را دارای ثبات چندانی نمی بیند، به آن دل نمی بندد. دانش آموزان بر طبق این مدل می بایست در طول تحصیل و ارتقا به پایه های دیگر از طریق ناظر مورد بررسی قرار گیرند.
-
- حل مسئله: مدل چک کردن ارتباطات پیشنهاد ایجاد مهارت های شناختی را در افراد دارد. با توجه به این توانایی افراد به جای اینکه به دنیال نقصر بگردند، به دنیال راه حل مسئله و مشکل بگردند. حل مسئله باعث کاهش قابل ملاحظه وابستگی به مدرسه می شود و ایجاد فضای باز را به دنبال خواهد داشت. فضایی که باعث تبادل نظرات و عقاید مختلف بین افراد می شود.
-
- تعلق به مدرسه و یاد گرفتن: ناظران در تلاش برای تسهیل دست یابی دانش آموزان به یک فعالیت باز و آزاد در مدرسه هستند. تحقیقات نشان داده است که افزایش مشارکت دانش آموزان باعث کاهش میل به ترک تحصیل آن ها شده است. در این راستا بایستی فعالیت های دانش آموزان در وقت های آزاد سازمان یافته تر و با نظارت بیشتری انجام شود.
- اضافه کردن پایداری: اضافه کردن پایداری به وسیله انگیزه دانش آموزان در جهت یادگیری و همچنین تأکید بر این نکته که یادگیری برای دانش آموزان مهم است حاصل می شود . یعنی اینکه دانش آموزان را در مواقعی که بخواهیم به آن دسترسی داشته باشیم حتی در طول تابستان یا در مدرسه ای دیگر به او این پیام را برسانیم که تو به ماندن در مدرسه احتیاج داری. هر کدام از عناصر فوق احتیاج به پایداری و سماجت نیاز دارد.
۲- مدل ارتباطات رسمی و غیر رسمی در روی پیوستار
هر کدام از ارتباطات رسمی و غیر رسمی در روی پیوستار دارای جایگاهی خاص هستند. بر اساس تعریف واژه نامه آکسفورد واژه رسمی اشاره به راهی دارد که معمولا افراد کارها را انجاک میدهند و شامل رفتارها و رسم و رسوم هایی است که مورد پذیرش جامعه میباشد. بر همین اساس احساس تعلق میتواند رسمی یا غیر رسمی باشد (کارچر ، ۲۰۰۳).
دنیای رسمی دنیایی است که مورد پذیرش بزرگترها و قدرت های مسلط میباشد. این دنیا در تضاد با رفتار های خطر آفرین و مشکل های رفتاری میباشد. احساس تعلق رسمی نوعا شامل محیط اجتماعی مدارس، معلمان، متولیان مذهبی، خانواده و به طور کلی آنچه به وسیله بزرگسالان در جهت آینده بهتر برای نوجوانان شکل گرفته میباشد. احساس تعلق به دوستان و همسالان و هم محله ای ممکن است رسمی باشد، اگر در ذات این ارتباطات و فعالیت ها توصیه بزرگسالان انعکاس داده شود. در حالی که ارتباطات غیر رسمی فعالیت هایی هستند که ممکن است باعث مشکلات رفتاری نوجوانان شود و در این گردهمایی ها این خود نوجوانان هستند که تعیین کننده رابطه نرمال هستند. معمولی ترین روابط غیر رسمی نوجوانان در سنین آغازین شامل روابط دوستانه با همسالان و همکلاسی ها و روابط عاشقانه نوجوان با جنس مخالف میباشد (کارچر، ۲۰۰۳).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در سال ۱۹۵۷ فارل با بهره گرفتن از روشی مانند اندازه گیری کارایی در مباحث مهندسی، اقدام به اندازهگیری کارایی برای یک واحد تولیدی کرد. مورد مدنظر فارل شامل یک ورودی و یک خروجی بود. مطالعه فارل شامل اندازهگیری کاراییهای فنی و تخصیصی و مشتق تابع تولید کارا بوده است.


چارنز، کوپر و رودز دیدگاه فارل را توسعه دادند و مدلی ارائه کردند که توانایی اندازهگیری کارایی با چندین ورودی و خروجی را داشته باشد. این مدل تحلیل پوششی داده ها نام گرفت و اولین بار در رساله دکتری رودز و به راهنمایی کوپر با عنوان ارزیابی پیشرفت تحصیلی دانشآموزان مدارس ملی امریکا در دانشگاه کارنگی مورد استفاده قرار گرفت.
تحلیل پوششی داده ها روشی غیر پارامتری و مبتنی بر برنامهریزی خطی است که از تمامی مشاهدات گردآوری شده برای اندازهگیری کارایی استفاده می کند. در هر برنامهریزی خطی DEA روش حل در پی حداکثر کردن کارایی واحد هدف است.
اولین مدل تحلیل پوششی داده ها بر اساس حروف اول نام ارائهدهندگان آن CCR نامیده شد.
مدل ۱-۱
خروجی محور ورودی محور
رابطه ۱-۱
vi: وزن ورودی iام ur: وزن خروجی rام
xij: مقدار ورودی iام واحد jام yrj: مقدار خروجی rام واحد jام
ej: کارایی واحد jام
(مهرگان, ۱۳۹۱) (مؤمنی, ۱۳۹۲)
در این مطالعه پس از ارائه مدلی جهت به دست آوردن وزنهای مشترک و حل آن، کارایی هر یک از کشورهای منتخب از طریق رابطه ۱-۲ محاسبه میگردد.
رابطه ۱-۲
که در آن vi*، وزنهای مشخصه ورودی و vij، وزن ورودی iام کشور jام ( DMUj ) و ej، کارایی کشور jام ( DMUj ) میباشد و ur*، وزنهای مشخصه خروجی و urj، وزن خروجی rام کشور jام ( DMUj ) و ej، کارایی کشور jام ( DMUj ) میباشد.
۶-۱- موانع و محدودیتهای تحقیق
از جمله موانع و محدودیتهای تحقیق، کمبود منابع و تحقیقات انجام شده در این زمینه میباشد.
۷-۱- چارچوب کلان نظری تحقیق
در این تحقیق، ابتدا تلاش شده است تا از طریق بررسی موضوع و مطالعات و پژوهشهای پیشین در زمینه تحلیل پوششی داده ها با وزنهای مشترک، روشی مناسب برای ارزیابی عملکرد واحدهای تصمیمگیری ارائه گردد؛ سپس با بهره گرفتن از مدلهای ارائه شده، اقدام به ارزیابی عملکرد کشورهای مورد نظر و رتبهبندی آن ها کرده و راهکارهایی برای نوآورتر شدن جمهوری اسلامی ایران ارائه میگردد در نهایت با تجزیه و تحلیل نتایج حاصل به سؤالات مورد نظر تحقیق پاسخ خواهیم داد.
۸-۱- نقشه راه
مطالعات کتابخانه ای مربوط به شناخت مبانی نظری
مطالعه گزارش شاخص جهانی نوآوری ۲۰۱۴ (GII 2014) جهت استخراج داده ها و اطلاعات لازم
مرور ادبیات در ارتباط با تحلیل پوششی داده ها و وزنهای مشترک
جایگذاری داده ها و اطلاعات به دست آمده در مدل ارائه شده و حل مدل و محاسبه وزنهای مشترک
ارائه مدل برای به دست آوردن وزنهای مشترک
به دست آوردن کارایی واحد های تصمیم گیری با بهره گرفتن از وزنهای مشترک
رتبه بندی کشورها ها بر اساس میزان کارایی به دست آمده
تعیین کشورهای ناکارا (کشورهایی که زیر منحنی کارایی قرار می گیرند)
تعیین رتبه کشور ایران و ارائه راهکارهایی برای نوآورتر شدن ایران
شکل ۱-۱- نقشه راه
۹-۱- شرح واژه ها و اصطلاحات تحقیق
ارزیابی عملکرد: ارزیابی عملکرد و به طور کلیتر مدیریت عملکرد فرایندی است که از طریق آن میتوان اطلاعات مفید و سودمندی در خصوص چگونگی انجام مؤثر کارها برای تقویت رفتارهای مثبت و حذف رفتارهای نامناسب و غیر ضروری به دست آورد. ارزیابی عملکرد علاوه بر فراهم کردن بازخورد اطلاعاتی ، کارکردهای مهم دیگری دارد که یکی از آن ها تعیین نیازهای آموزشی و توسعه منابع انسانی است (الماسی، ۱۳۷۴).

تحلیل پوششی داده ها: تحلیل پوششی داده ها (DEA) روشی مبتنی بر برنامه ریزی ریاضی است و ابتدا آن را چارنز و همکاران وی در سال ۱۹۷۸ ارائه نمودند. این روش برای ارزیابی کارایی نسبی واحدهای تصمیمگیرنده، که وظایف یکسانی انجام میدهند، به کار میرود (مؤمنی، ۱۳۹۲).
کارایی: کارایی بیانگر میزان بهره وری یک سازمان از منابع خود در عرصه تولید نسبت به بهترین عملکرد در مقطعی از زمان است. محاسبه کارایی با توجه به مقدار خروجی مورد انتظار یا استاندارد با بهره گرفتن از نسب زیر (رابطه ۱-۳) تعریف می شود:
رابطه ۱-۳
= کارایی
گاه کارایی را با میزان به کارگیری منابع جهت دستیابی به اهداف توسط سازمان و با رابطه ۱-۴ نشان میدهند:
رابطه ۱-۴
=کارایی
با تعریف فوق (رابطه ۱-۴)، کارایی صرفاً مقایسهای است بین منابع مورد انتظاری که برای رسیدن به مقاصد و فعالیت خاص باید مصرف شود و منابع مصرف شده. بنابرین کارایی، میزان مصرف منابع برای تولید مقدار معینی محصول است.
باید دانست که کارایی به عنوان یک نسبت عموماً از رابطه ۱-۵ محاسبه می شود: (مهرگان, ۱۳۹۱)
رابطه ۱-۵
= کارایی
واحد تصمیمگیرنده: یک جز عنصر که میتواند سازمان، واحد تولیدی، واحد خدماتی، یک بخش و… باشد که در یک مجموعه مستقلاً در حال فعالیت بوده و با مصرف تعدادی منبع به عنوان ورودی، تعدادی خروجی را تولید میکند. مفهوم تولید در مورد DMU به صورت عام مورد استفاده قرار میگیرد و صرفاً به معنوی تولید کالا نیست (چارنز و دیگران، ۱۹۷۸).
نوآوری
تعریف نظری
آفوا معتقد است که نوآوری، استفاده از ابزارهای نوین تکنولوژیک و دانش بازار برای عرضه محصول یا خدمتی نو به مشتری است (آفوا[۱۰]، ۱۹۹۸).
در واقع، نوآوری تبدیل خلاقیت و ایدههای نو به عمل و نتیجه است. پشتوانه اصلی نوآوری در همه ابعاد آن داشتن و ارائه ایدههای نو است (ونگلیمپیارت[۱۱]، ۲۰۰۴).
نوآوری به عنوان ترکیب جدیدی از دانش، منابع و تجهیزات موجود و یا جدید است (اسچامپیتر[۱۲]، ۱۹۳۴).
نوآوری فرایندی است برای ایجاد و معرفی چیزی جدید، بدیع و یا پیشرفته، با هدف ایجاد ارزش یا سود (هیسریچ و کرنی[۱۳]، ۲۰۱۴).
نوآوری، ابزار خاص کارآفرینان است، بدین معنا که آن ها از تغییرات به عنوان یک فرصت برای ایجاد یک کسبوکار و یا خدمت متفاوت بهره میبرند (دراکر، ۱۹۸۵).
به طور کلی، نوآوری یک فرایند خلاقانه است که منابع و ایده ها منجر به ارائه راه حلهای جدید می شود. (گرین[۱۴]، ۲۰۰۵).
تعریف عملیاتی
در این پژوهش نوآوری بر اساس هفت شاخص ارائه شده در شاخص نوآوری جهانی ۲۰۱۴ (نهادها، سرمایه های انسانی و پژوهش، زیرساخت، پیچیدگی بازار، پیچیدگی کسب و کار، شاخص خروجی دانش و تکنولوژی و شاخص خروجی خلاقانه) بیان می شود
۱۰-۱- جمعبندی
تحقیق حاضر از پنج فصل تشکیل می شود. در فصل اول کلیات تحقیق بیان شده است.
در این فصل، بیان مسئله، ضرورت و اهمیت تحقیق، گزاره های تحقیق، روش کلی تحقیق، روشهای تحلیل داده ها، موانع و محدودیتهای تحقیق، چارچوب کلان نظری تحقیق، نقشه راه و در نهایت اصطلاحات واژه های تحقیق ارائه گردیده است.
در فصل دوم مبانی نظری تحقیق و پیشینه تحقیق گردآوری شده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
از مشکلات دیگر استفاده از تنبیه، عوارض جانبی آن است که از نظر پرورشی بسیار نامطلوب می نماید. از جملهء این عوارض این است که احساس ناخوش آیند حاصل از تنبیه در لحظهء تنبیه شدن از طریق شرطی شدن کلاسیک با شرایط تنبیه و شخص یا اشخاص تنبیه کننده تداعی می شود و سبب انزجار و نفرت تنبیه شونده از تنبیهکننده می گردد. یعنی حتی اگر تنبیه شونده بداند که تنبیه به خیر و صلاح اوست و تنبیهکننده از روی دلسوزی او را تنبیه می کند، باز هم احساس نامطلوب حاصل از تنبیه به صورت پاسخ شرطی درمیآید و شخص تنبیه شونده نسبت به تنبیهکننده احساس انزجار می کند. مشکل دیگر استفاده از روش تنبیه آن است که عملی مسری است. بندورا و والترز شواهدی به دست داده اند که نشان می دهد کسانی که شاهد تنبیه شدن دیگران بوده اند، در اوقات و مکانهای دیگر، خود به تنبیه کسان دیگر اقدام کرده اند. همچنین بندورا گزارش داده است دانشآموزانی که شاهد تنبیه شدن دانشآموزان دیگر بوده اند، بعدها خود رفتار تنبیه شده را تقلید کرده اند. بنابرین، معلمی که در حضور جمع، دانشآموزان را تنبیه می کند، به آن ها آموزش پرخاشگری می دهد. بارها دیده شده است کودکانی که مرتبا از پدر و مادر خود کتک میخورند، در غیاب آن ها به کتکزدن فرزندان کوچکتر خانواده میپردازند (سیف، ۱۳۷۳).


پرخاشگری عارضهء دیگر تنبیه است. آزمایش در مورد جانوران نشان داده است که وقتی به دو جانور، که باهم در صلح و صفا زندگی می کنند، شوک الکتریکی وارد شود، به جان هم میافتند و نسبت به هم رفتار خصمانه انجام می دهند. اسکینر[۴۵] عقیده داشت که در انسانها یک استعداد ارثی وجود دارد که طبق آن افراد نسبت به کسانی که با آن ها رفتار محبتآمیز دارند، با محبت رفتار می کنند و نسبت به کسانی که با آن ها رفتار خصمانه دارند، با پرخاشگری رفتار می کنند و این استعداد قابل تعمیم است و در نتیجه فردی که مرتبا تقویت می شود، نسبت به همهء افراد رفتار محبتآمیزشان خواهد داد و فردی که مرتبا تنبیه می شود، نسبت به همه افراد رفتار پرخاشگرانه نشان خواهد داد. همچنین ممکن است فرد تنبیه شده برای احتراز از تنبیه، به رفتاری که تنبیه به دنبال می آورد، نپردازد. اما رفتارهای دیگری را جایگزین آن کند. بعضی از این رفتارها مخرب و ناسازگار و روان رنجورانه هستند. سازوکارهای دفاعی روانی فرویدی راه هایی هستند که در آن آرزوهای سرکوب شده سانسور را کنار میزنند و راه بروز مییابند. طبق نظر اسکینر، این سازوکارها راهنمایی هستند که مردم برای احتراز از تنبیه به آن متوسل می شوند. ممکن است شخص به عوض انجام دادن رفتاری که تنبیه به دنبال می آورد، به طریقی دیگر به آن رفتار بپردازد که تنبیه به دنبال نداشته باشد؛ مانند خیالپردازی یا رویای روز. شخص میتواند با توسل به رفتاری که تأثیرات تقویمی مشابهی با رفتار قابل تنبیه دارد، اما تنبیه نمی شود، رفتار خود را تصعید یا پالایش کند (سیف، ۱۳۷۳).
همچنین ممکن است شخص با متوجه ساختن رفتار قابل تنبیه به چیزهایی که نمیتوانند تنبیهکننده باشند، آن رفتار را جابهجا سازد. مثلا ممکن است نسبت به اشیای فیزیکی، کودکان یا جانوران کوچک پرخاشگری کند. شخص ممکن است کسان دیگری را که رفتار قابل تنبیه انجام می دهند، ولی تنبیه نمیشوند، مشاهده کند یا دربارهء آن ها به مطالعه بپردازد و به این طریق خود را با آن ها همانند سازد. همچنین ممکن است شخص رفتار دیگران را قابل تنبیه بداند و از این راه تمایلات خود را فرافکنی کند. علاوه بر این ها، شخصی که به دلیل انجام دادن رفتاری تنبیه شده، ممکن است با آوردن دلیل، برای خود یا دیگران، به منظور غیر قابل تنبیه جلوه دادن رفتار خود دلیل تراشی کند. مثل موقعی که میگوید کودک را برای اصلاح او تنبیه می کند. باز هم از عوارض جانبی نامطلوب تنبیه و سایر روشهای تنبیه تغییر رفتار، این است که اگر این روشها ادامه یابند، ممکن است شخص تنبیه شده سرانجام به تنبیهکننده حملهور شود؛ مثلا نوجوانی که از کودکی مورد کتککاری پدر قرار گرفته، ممکن است روزی در برابر او بایستد یا دانشآموزانی که تحت روشهای مداوم تنبیه آموزشگاه قرار می گیرند، ممکن است روزی به تخریب اموال آموزشگاه یا ایجاد مزاحمت برای معلمان و مسؤولان مدرسه بپردازند. با توجه به زیانهای متعدد ناشی از کاربرد تنبیه و سایر روشهای تنبیه بهتر است هرگز از آن ها به منزلهی روشهای آموزشی استفاده نکنیم (سیف، ۱۳۷۳).
بهطور کلی، تنبیه (به خصوص تنبیه بدنی)باعث ظاهر شدن مشکلات زیر در کودک می شود.
-
- بچهها را دروغگو بار می آورد.
-
- به حیلهگری و ریاکاری وادار می کند.
-
- علاوه بر صدمات جسمی، رنج و تحقیر به دنبال می آورد.
-
- افسردگی و بیماریهای عصبی ایجاد می کند.
-
- بچه را به سمت خودآزاری سوق می دهد.
-
- بچه را به دیگر آزاری میکشاند.
-
- کودک را گوشهگیر می کند.
-
- بچه را بیاراده و نسبت به اطرافیان بیتفاوت می سازد.
-
- حس کنجکاوی و ابتکار عمل را در بچهها از بین میبرد.
-
- اطمینان و اعتماد به نفس را در بچهها میکشد.
-
- بچهها را کینهتوز می کند.
-
- احترام و اعتماد کودکان را به بزرگترها سلب می کند.
-
- کودک را دچار یأس و حرمان می کند.
-
- کودک را عاصی بار می آورد.
-
- به کودک میآموزد هر وقت خشمگین شدی، شرارت کن.
-
- به کودک میآموزد بدون هیچ چون و چرایی تسلیم شود.
-
- در بچهها تنفر ایجاد می کند.
-
- بچهها را عبوس بار می آورد.
- شادیها را در بچه سرکوب می کند (مجوزی، ۱۳۷۴).
۲-۲- پیشینه پژوهشی
۲-۲-۱- پیشینه خارجی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۲-۵- تأثیر کاهش در هزینه و زمان اجرای حسابرسی بر کارایی حسابرسی

همواره دو پارامتر تعیین کننده در مشخص کردن کارایی حسابرسی عامل زمان و عامل هزینه است. این دو پارامتر خود متأثر از عوامل مختلفی از جمله تجربه حسابرسان، صلاحیت حرفهای، میزان تحصیلات آنان و … هستند. مسئله قابل توجه که در این تحقیق به آن پاسخ داده خواهد شد این است که این دو پارامتر آیا نقش تعیین کنندهای در تعیین کارایی حسابرسی از منظر حسابرسان دارند یا خیر؟
۲-۲-۶- استفاده از خدمات کارشناسی خارج از مؤسسه
حسابرس ضمن رسیدگیهای خود ممکن است به کسب شواهد حسابرسی از طریق کارشناس نیاز داشته باشد. شواهد مذبور میتواند به شکلهای گوناگونی چون گزارش، نظرخواهی یا ارزیابی باشد که از طریق واحد مورد رسیدگی یا به طور مستقل از کارشناس دریافت شود.
حسابرس در برنامهریزی برای استفاده از نتایج کار کارشناس میتواند صلاحیت حرفهای وی را ارزیابی کند.

حسابرس باید شواهد کافی و قابل قبولی به دست آورد تا از کفایت دامنه فعالیت کارشناس برای مقاصد حسابرسی اطمینان یابد. شواهد حسابرسی میتواند از طریق بررسی دستور کاری به دست آید که واحد مورد رسیدگی اغلب به صورت کتبی به کارشناس میدهد (استانداردهای حسابرسی، ۱۳۹۰).
طبیعتاً حسابرسان در تمام زمینه ها کارشناسان خبره نیستند، و مشورت گروه حسابرسی با افراد خارج از مؤسسه، گاه ضرورت مییابد؛ فرضاً در خصوص صاحبکاری که قطعات الماس به عنوان موجودی های وی است با بهره گرفتن از نظر کارشناس سنگ های قیمتی، ارزش آن را تعیین و با مراجعه به یک کارشناس بیمه ارزش بیمه تعیین شده برای آن را مورد تحلیل قرار میدهند (استاندارد حسابرسی، بخش ۶۲۰).
کارشناس در قبال مناسب و منطقی بودن مفروضات و روشهای مورد استفاده خود و چگونگی کاربرد آن ها مسئولیت دارد. از آنجا که حسابرس تخصص کارشناس را ندارد، همیشه نمیتواند مفروضات و روشهای کارشناس را ارزیابی کند. اما حسابرس باید شناختی از مفروضات و روشهای مورد استفاده کارشناس به دست آورد و با توجه به شناخت خود از فعالیت واحد مورد رسیدگی و نتایج حاصل از اجرای سایر روشهای حسابرسی، مناسب و منطقی بودن آن ها را بسنجد. با توجه به مطالب پیش گفته آیا میتوان به این نتیجه رسید که استفاده از خدمات کارشناس از نظر حسابرسان مستقل در اجرای فرایند حسابرسی نقشی تعیین کننده در کارایی حسابرسی بازی میکند یا خیر؟
۲-۲-۷- کنترل کیفیت حسابرسی اطلاعات مالی
هر مؤسسه حسابرسی مکلف به استقرار یک سیستم کنترل کیفیت طراحی شده برای کسب اطمینان معقول از این موضوع است که مؤسسه و کارکنان آن، الزامات استانداردهای حرفهای و قانونی و مقرراتی را رعایت میکنند و گزارشهای حسابرسی، مناسب شرایط موجود توسط مؤسسه یا مدیر مسئول کار صادر میشود.
مدیر مسئول کار در همه مراحل کار حسابرسی الگویی را درباره کیفیت حسابرسی برای سایر اعضای گروه تدوین میکند. این الگو، معمولاً از طریق اقدامات مدیر مسئول کار و پیامهای مناسب وی به اعضای گروه ارائه میشود. این گویه اقدامات و پیامها به موارد زیر تأکید دارد:
الف- اهمیت اجرای کار طبق الزامات استانداردهای حرفهای، قانونی و مقرراتی.
ب- اهمیت رعایت سیاستها و روشهای کنترل کیفیت مؤسسه متناسب با شرایط کار.
پ- اهمیت صدور گزارش حسابرس، مناسب شرایط موجود.
ت- این واقعیت که کیفیت، برای انجام کار حسابرسی، اساسی است.
اجرای سیاستهای کنترل کیفیت یک معیار مناسب برای ارزیابی مفید بودن هر کار حسابرسی است. یعنی هر کار حسابرسی که با این معیار انجام شود میتواند یک کار با کیفیت مناسب تلقی شود (استانداردهای حسابرسی، ۱۳۹۰).
در این تحقیق به بررسی این موضوع میپردازیم که آیا از نظر حسابرسان اجرای سیاستهای کنترل کیفیت میتواند در نهایت باعث افزایش کارایی حسابرسی شود یا خیر؟
۲-۲-۸- حسابرسان مستقل
در این تحقیق جامعه حسابرسان مستقل به مدیران و حسابرسان ارشد سازمان حسابرسی و اشخاص حقیقی مورد تأیید هیئت نظارت سازمان حسابرسی محدود شده است. میتوان گفت انجام خدمات حسابرسی در ایران در انحصار سازمان حسابرسی قرار دارد. تبصره ۲ ماده واحده قانون تشکیل سازمان حسابرسی وظایف سازمان حسابرسی را به شرح زیر مقرر کردهاست:
۱٫ انجام وظایف بازرسی قانونی و امور حسابرسی سالانه مؤسسات و شرکتهای دولتی و بانکها و سایر دستگاههای عمومی و سازمانهای وابسته به دستگاههای مذکور مانند بنیاد مستضعفان، بنیاد شهید و شرکتها و مؤسسات تحت پوشش دولت که طبق اساسنامه و مقررات داخلی مربوط به خود ملزم به حسابرسی میباشند، وظیفه مذبور در انحصار سازمان حسابرسی است.
۲٫ ارائه خدمات مالی به وزارتخانهها، مؤسسات دولتی و سایر دستگاههای عمومی و سازمانهای وابسته به دستگاههای مذکور در صورت درخواست آن ها.
۳٫ تربیت و آموزش افراد متعهد جهت تأمین کادر متخصص مورد نیاز.
۴٫ تدوین اصول و ضوابط فنی قابل قبول حسابداری و حسابرسی.
بنابرین سازمان حسابرسی بزرگترین و مهمترین ارگان حسابرسی مستقل در ایران است و حسابرس شرکتهای بزرگ و مهم است. شرکتهای دولتی که در ایران در بخشهای اصلی اقتصادی فعالیت دارند توسط سازمان حسابرسی رسیدگی میشوند و به همین دلیل تعداد گزارشهای سازمان حسابرسی چشمگیر و قابل مقایسه با دیگر مؤسسات حسابرسی نیست و از طرفی سازمان حسابرسی مسئولیت تدوین و استانداردهای حسابرسی و حسابداری را بر عهده دارد لذا نگرش و برداشتهای این سازمان و افراد حقیقی مورد تأیید از اهمیت بالایی برخوردار است و منعکس کننده دیدگاههای جامعه حسابرسی مستقل ایران میباشد.
۲-۲-۹- استفاده کنندگان گزارش حسابرس مستقل (حسابرسان دیوان محاسبات)
از آنجا که گزارش حسابرس مستقل نسبت به صورتهای مالی صادر میشود، استفاده کنندگان گزارش حسابرسی همان استفاده کنندگان اطلاعات صورتهای مالی میباشند. بر اساس مفاهیم نظری گزارشگری مالی در ایران استفاده کنندگان از صورتهای مالی به افرادی گفته میشود که به جهت رفع نیازهای اطلاعاتی متفاوت خود از صورتهای مالی استفاده میکنند، تأمین نیازهای اطلاعاتی تمام استفاده کنندگان توسط صورتهای مالی امکانپذیر نیست، ولی نیازهایی وجود دارد که برای همه استفاده کنندگان مشترک است. بالاخص همه استفاده کنندگان به نوعی وضعیت مالی، عملکرد مالی و انعطافپذیری مالی واحد تجاری علاقهمند هستند. اعتقاد بر این است که هر گاه صورتهای مالی معطوف به تأمین نیازهای اطلاعاتی سرمایهگذاران باشد، اکثر نیازهای سایر استفاده کنندگان را نیز در حد توان برآورده میکند. استفاده کنندگان صورتهای مالی به شرح زیر هستند:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در این راستا، پژوهشهایی راجع به رابطه زندگی کاری و بهره وری (کریموند، ۱۳۸۳)، بررسی عوامل مهم انگیزشی و تأثیر آن بر عملکرد کارکنان (صالحی، ۱۳۸۷)، رابطه بین رضایت شغلی و بهره وری (آدلر، ۲۰۰۲). رابطه بین بهره وری، جو سازمانی و رضایت شغلی (پیترسون و وار، ۲۰۰۴)، رابطه بین خلاقیت، سازگاری و عملکرد (ابطحی و خدری، ۱۳۹۰) و رابطه بین هوش هیجانی، حمایت اجتماعی و سازگاری (کونگ، ۲۰۰۸) صورت گرفته است. ولی پژوهشی راجع به رابطه بین سازگاری و رضایت شغلی با بهروهوری صورت نگرفته است که ما در این پژوهش به بررسی آن پرداختیم.

فصل سوم
روش پژوهش
در این فصل ابتدا، نوع پژوهش، جامعه آماری، روش نمونه گیری و حجم نمونه توضیح داده می شود. معرفی ابزار اندازه گیری و تعیین روایی و پایایی آنها، بخش بعدی این فصل را تشکیل میدهد. در پایان، روشهای جمع آوری اطلاعات و شیوه های تجزیه و تحلیل داده ها معرفی می شود.
طرح تحقیق
این پژوهش از نوع کاربردی بوده و برای اجرای آن از روش همبستگی[۷۸] استفاده شده است.

جامعه آماری
جامعه[۷۹] آماری شامل کلیه کارکنان شرکت کیمیا الیاف (۱۵۲ نفر) شهر مرودشت است که در سال ۹۲-۹۱ مشغول به انجام وظیفه میباشند.
روش نمونه گیری و نمونه آماری
در این پژوهش برای نمونه گیری از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شده است. برای تعیین حجم نمونه با بهره گرفتن از جدول مورگان تعداد ۱۱۰ نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شده اند. بدین صورت که ابتدا فهرست کلیه کارکنان درخواست شد. سپس با بهره گرفتن از جدول اعداد تصادفی، تعداد ۱۱۰ نفر از آن ها برای قرار گرفتن در نمونه، انتخاب شدند که به تفکیک جنسیت در جدول (۳-۱) آورده شده است.
جدول(۳-۱): توزیع فراوانی و درصد حجم نمونه بر حسب جنسیت
جنسیت
فراوانی
درصد
مرد
۸۰
۷۳/۷۲
زن
۳۰
۲۷/۲۷
جمع
۱۱۰
۱۰۰
بر اساس اطلاعات جدول (۳-۱)، ۷۳/۷۲ درصد از حجم نمونه را کارکنان مرد و ۲۷/۲۷ درصد از حجم نمونه را کارکنان زن تشکیل داده اند.
جدول(۳-۲): توزیع فراوانی و درصد حجم نمونه بر حسب مدرک تحصیلی
مدرک تحصلی
فراوانی
درصد
دیپلم و پایینتر
۵۴
۱/۴۹
فوق دیپلم
۲۵
۷/۲۲
لیسانس
۲۳
۹/۲۰
فوق لیسانس و بالاتر
۸
۳/۷
مجموع
۱۱۰
۱۰۰
بر اساس اطلاعات جدول (۳-۲)، از حجم نمونه پژوهش بیشترین حجم نمونه مربوط به کارکنان دارای مدرک دیپلم و پایینتر با ۱/۴۹ درصد و کمترین حجم نمونه مربوط به کارکنان دارای مدرک فوق لیسانس و بالاتر با ۳/۷ درصد بوده است.
ابزار گردآوری داده ها
در این پژوهش برای جمع آوری داده ها از سه مقیاس اندازه گیری استفاده شده است که یک نسخه از پرسشنامه در (پیوست شماره ۱) ارائه شده است.
الف) پرسشنامه رضایت شغلی
این پرسشنامه توسط اسمیت، کندال و هیولین (۱۹۶۹) ساخته شد و یکی از رایج ترین و دقیق ترین ابزارهای اندازه گیری رضایت شغلی است. این پرسشنامه شامل عباراتی توصیفی است و پنج جنبه خشنودی را می سنجد که عبارتند از:
- ماهیت کار ۲- سرپرستی ۳- حقوق ۴- ترفیعات ۵- همکاران
این پرسشنامه در ایران توسط حسین شکرکن (۱۳۷۲) ترجمه و توسط تعدادی از دانشجویان کارشناسی ارشد مورد استفاده قرار گرفته (ارشدی، امیری، ملائکه پور ۱۳۶۹؛ غنی، ۱۳۷۳).
نحوه نمره گذاری برای پاسخ ها «کاملاً صحیح»، «تا حدودی صحیح» و «ناصحیح» با بهره گرفتن از کسب نمره گذاری لیکرت از نمرات ۲-۱-۰ به تناسب سئوال استفاده گردید.
اعتبار و پایایی پرسشنامه خشنودی شغلی[۸۰]
مطالعات انجام شده توسط کندال و هیولین (۱۹۷۲) نشان داده است که ضریب پایایی این آزمون بالا و قابل قبول است (۸۹/۰). ضریب پایایی خرده آزمون ها در مطالعه ذکر شده ۶۲/۰ تا ۹۳/۰ گزارش شده است.
ضریب پایایی در مطالعات انجام شده در ایران نیز رضایت بخش است. در مطالعه ای که ارشدی (۱۳۶۹) بر روی کارکنان صنعت نفت جنوب انجام داد ضرایب پایایی کل JDI 71/0 و ضریب پایایی خرده آزمون ها بین ۷۳/۰ تا ۸۵/۰ گزارش شده است. همچنین در مطالعه غنی (۱۳۷۳) بر روی معلم های مدارس راهنمایی اهواز، ضریب پایایی کل ۸۵/۰ و در خرده آزمون ها بین ۶۵/۰ تا ۸۹/۰ متغیر میباشد. اسمیت، کندال و هیولین (۱۹۶۹) در مقایسه نتایج این آزمون با سایر روش های اندازه گیری خشنودی شغلی این آزمون را معتبر شناخته اند.
مطالعه ارشدی (۱۳۶۹) نشان داد که همبستگی نمره کل JDI با پرسشنامه کوئین شیارد ۶۶/۰ و اعتبار خرده آزمون ها بین ۳۳/۰ و ۷۱/۰ در نوسان میباشد. همچنین ضریب اعتبار JDI در مطالعه غنی (۱۳۷۳)، ۵۶/۰ و ضریب خرده آزمون ها بین ۴۲/۰ تا ۵۹/۰ گزارش شده است.
ب) پرسشنامه سازگاری
این پرسشنامه ۱۵ سؤالی توسط سهرابی و سامانی(۱۳۹۰) در قالب پنج عامل ۱- شخصی، ۲- اجتماعی، ۳- تحصیلی، ۴- شغلی، ۵- خانوادگی به صورت ۸ امتیازی بر مبنای مقیاس لیکرت از به هیچ وجه (۰) تا خیلی شدید (۸) تنظیم گردیده است. ضریب آلفا(پایایی) این عوامل بدین شرح است.
جدول ۳-۳؛ تعیین ضریب آلفای سؤالات پرسشنامه سازگاری
شاخص
سؤالات پرسشنامه
ضریب آلفا
سازگاری شخصی
۳-۲-۱
۶۹/۰
سازگاری اجتماعی
۶-۵-۴
۸۳/۰
سازگاری تحصیلی
۹-۸-۷
۸۲/۰
سازگاری شغلی
۱۲-۱۱-۱۰
۷۰/۰
سازگاری خانوادگی
۱۵-۱۴-۱۳
۸۲/۰
همچنین بر اساس مطالعات مقدماتی، ضریب اعتبار پرسشنامه ی سازگاری از طریق محاسبه آلفای کرونباخ ۷۶/۰ به دست آمده است و به تأیید صاحبنظران و اساتید مربوطه رسیده است.
ج) پرسشنامه بهره وری
این پرسشنامه به وسیله هرسی و بلانچارد و گلداسمیت (۱۹۸۰) به منظور کمک به مدیران در تعیین علت وجود مشکلات عملکرد و بوجودآوردن استراتژیهای تغییر و به منظور کمک به حل این مشکلات طرح ریزی گردید. (مشبکی ،۱۳۸۰).
در پرسشنامه بهره وری نیز برای سنجش نتایج از طیف سنجش لیکرت استفاده شده است و چون تمام سوالات مثبت میباشند گزینه کاملا مخالفم(۱)، مخالفم(۲)، نمی دانم(۳)، موافقم(۴)، کاملا موافقم(۵) نمره می گیرند. در این پرسشنامه بهره وری سوالات ۱ تا ۵ و۱۴ (حیطه مهارت)، سوالات ۶تا ۱۳ و۱۵ و۱۶ (حیطه نگرش) و سوالات ۱۷تا ۲۰( حیطه مشارکت) را می سنجد.
روایی و پایایی پرسشنامه بهره وری
برای محاسبه و تعیین ضریب اعتبار اندازه گیری ازروش آلفای کرونباخ استفاده گردید. پایایی این پرسشنامه در سال ۱۳۸۰ توسط جوادمشبکی (به نقل ازحقیقت جو،۱۳۸۴) سنجیده گردید و آلفای کرونباخ این آزمون ۸۳/۰ گزارش شده است و در سال ۱۳۸۴ توسط زهرا حقیقت جو ۸۹/۰ گزارش گردیده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- . Safeguards ↑
-
- .“Globalization, TRIPS and access to pharmaceuticals”. WHO Policy Perspectives on Medicines, No. 3, WHO, Geneva, March 2001, P. 5.http://apps.who.int/medicinedocs/pdf/s2240e/s2240e.pdf, last visited: 09/27/2014., last visited: 03/08/2015. ↑
-
- . Sufficiently Wide Margin Of Discretion ↑
-
- . Flexibilities Of The Agreement ↑
-
- . Germán Velásquez, “Access to Medicines and Intellectual Property: The Contribution of the World Health Organization”. South Centre, Research Papers 47, 2013, P.5 http://apps.who.int/medicinedocs/documents/s20168en/s20168en.pdf, last visited: 09/27/2014. ↑
-
- . The Provisions In TRIPS That Allow Flexibility ↑
-
- . Flexibilities ↑
-
- . Carolyn Deere, “The Implementation Game: the TRIPS agreement and the global politics of intellectual property reform in developing countries”. Oxford University Press, 2009, P.68. ↑
-
- . Elena Ghanotakis, “Access to Medicines for Developing Countries”. Journal of Word IP, vol 7, issue 14, 2004. ↑
-
- . Committee on Development and Intellectual Property (CDIP) ↑
-
- . WTO; WHO; WIPO. “Promoting access to medical technologies and innovation: intersections between public health, intellectual property and trade”. Geneva, 2013, P. 72. ↑
-
- . Mohammed Said, “Public health related TRIPS-plus provisions in bilateral trade agreements”. World Health Organization and International Centre for Trade and Sustainable Development, 2010, P. 90, 91. ↑
-
- . “Political Declaration on HIV and AIDS: Intensifying Our Efforts to Eliminate HIV and AIDS”. General Assembly of United Nations, A/RES/65/277, New York, 2011, P. 11, 12.http://www.unaids.org/sites/default/files/sub_landing/files/20110610_UN_A-RES-65-277_en.pdf, last visited: 09/26/2014. ↑
-
-
- . مرکز جنوب(South Centre) یک سازمان بین الدولی متشکل از کشورهای درحال توسعه است که حامی تلاش این کشورها و ارائه دهنده کارشناسی های لازم برای ارتقای منافع مشترکشان در عرصه بینالمللی میباشد. مرکز جنوب به موجب یک توافق نامه بین الدولی که در تاریخ ۳۱ جولای ۱۹۹۵ لازم الاجرا شد، تأسيس شده است و دفتر مرکزی آن در ژنو میباشد. ↑


-
- . http://www.southcentre.int/press-release-3-march-2014/#more-6336, last visited: 05/05/2015. ↑
-
- . Paris Convention for the protection of industrial property. 1883, WIPO, Article: 5A(2).http://www.wipo.int/treaties/en/text.jsp?file_id=288514#P123_15283, last visited: 09/28/2014. ↑
-
- . ibid, Article: 5A(4). ↑
-
- . Fink.C. “Intellectual Property and Public Health: An Overview of the Debate with a Focus on U.S. Policy”. Center for Global Development, Working Paper Number 146, 2008, P.7. ↑
-
- . Sylvia, Fodor, “Compulsory licensing under the TRIPS-Agreement: a tool for developing countries’ access to technology transfers”. Lund University, 2011, P. 31. ↑
-
- . Coenraad Visser, “Patent Exceptions and Limitations in the Health Context”. WIPO, SCP/15/3, ANNEX V, 2010, P. 4.http://www.wipo.int/edocs/mdocs/scp/en/scp_15/scp_15_3-annex1.pdf. , last visited: 10/08/2014. ↑
-
- . محسن صادقی، حمایت از ابداعات دارویی و الحاق به سازمان تجارت جهانی، نشر میزان، چاپ اول، ۱۳۳۱، ص۵۲۳٫ ↑
-
- . Antitrust Law. ↑
-
- . WTO; WHO; WIPO. “Promoting access to medical technologies and innovation: intersections between public health, intellectual property and trade”. Geneva, 2013, P. 174. ↑
-
- . Ibid, P. 174. ↑
-
- . محسن صادقی، پیشین، ص۵۲۵٫ ↑
-
- . Lamivudine ↑
-
- . Nevirapine ↑
-
- .http://lists.essential.org/pipermail/ip-health/2004-december/007233.html. , last visited: 09/28/2014. ↑
-
- . Jerome Reichman, Catherine Hasenzahl, “Non-Voluntary Licensing Of Patented Inventions, The Canadian Experience”, UNCTUD/ICTSD, October 2002, P. 11. ↑
-
- . محسن صادقی، پیشین، ص۵۳۷٫ ↑
-
- . Declaration on the TRIPS Agreement and Public Health, WT/MIN(01)/DEC/2, 20 Nov. 2001, WTO, Paragraph. 4.https://www.wto.org/english/thewto_e/minist_e/min01_e/mindecl_trips_e.htm. , last visited: 09/29/2014. ↑
-
- . ibid, Paragraph. 5©. ↑
-
- . ibid, Paragraph. 6. ↑
-
- . “Implementation of paragraph 6 of the Doha Declaration on the TRIPS Agreement and public health”. Decision of the General Council of 30 August 2003, Doc.WT/L/540, WTO, ۱ September 2003.https://www.wto.org/english/tratop_e/trips_e/implem_para6_e.htm, last visited: 09/30/2014. ↑
-
- . https://www.wto.org/english/tratop_e/trips_e/factsheet_pharm02_e.htm. , last visited: 05/06/2015. ↑
-
- . “Amendment of the TRIPS Agreement”, Wt/L/641, WTO, 8 December 2005.https://www.wto.org/english/tratop_e/trips_e/ta_docs_e/3_wtl641_e.pdf, last visited: 05/07/2015. ↑
-
- . https://www.wto.org/english/tratop_e/trips_e/amendment_e.htm. , last visited: 05/07/2015. ↑
-
- . “Implementation of paragraph 6 of the Doha Declaration on the TRIPS Agreement and public health”. Decision of the General Council of 30 August 2003, Doc.WT/L/540, WTO, ۱ September 2003, Paragraph: 2(a). ↑
-
- . ibid. Paragraph: 2(b). ↑
-
- . ibid. Paragraph: 2©. ↑
-
- . ibid. Paragraph: 3. ↑
-
- . ibid. Paragraph: 4. ↑
-
- . Apotex corporation. ↑
-
- . http://www.apotex.com/ca/en/default.asp, last visited: 10/01/2014. ↑
-
- . http://www.cipo.ic.gc.ca/eic/site/cipointernet-internetopic.nsf/eng/wr00682.html. , last visited: 10/01/2014. ↑
-
- . Apo-Triavir. ↑
-
- . Canada’s Access to Medicines Regime Program (CAMR). ↑
-
- . Glaxo Smith Kline (GSK). ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
هم زمان با دسترسی روز افزون و گسترده ی مردم به اینترنت شاعد نوعی وابستگی به آن در نوجوانان و جوانان هستیم. همانند تمامی انواع دیگر اعتیاد، اعتیاد به اینترنت نیز با علائمی هم چون اضطراب، افسردگی، کج خلقی، بی قراری، تفکر های وسواسی، کناره گیری، اختلالات عاطفی و از هم گسیختگی روابط اجتماعی همراه است. از طرفی، در عین حال که روابط افراد (به ویژه نوجوانان و جوانان) در جهان مجازی افزایش مییابد، در مقابل از دامنه ی روابط واقعی آنان در جهان واقعی کاسته می شود و احتمال افت عملکرد آموزشی آنان نیز می رود (سامسون وکین ۲۰۰۵، به نقل از غفاری ۱۳۸۵).

کمیسیون سلامت اروپا(۲۰۰۱) معتقد است که سلامت در سطح فردی و جمعی علاوه بر آن که میتواند از مراقبت های بهداشتی تاثیر پذیرد، تحت تاثیر عوامل دیگری مانند آرایش ژنتیکی، شرایط اقتصادی – اجتماعی و رفتار های افراد قرار میگیرد. حجم مسائل رفتاری و روانی در کشور های در حال توسعه رو به افزایش است. یکی از این مسائل که در سال های اخیر با توجه به تغییرات سریع اجتماعی به عنوان یکی از مهم ترین مسائل موجود در جامعه بویژه در میان نوجوانان و جوانان مورد توجه قرار گرفته، مسئله ی مربوط به استفاده ی نا صحیح و بیش از حد از اینترنت است.
استفاده از اینترنت در دنیای امروز یک ضرورت است اما این ابزار میتواند به شکل نا صحص مورد استفاده قرار گیرد و برای کاربر مشکلاتی به وجود آورد. چگونگی استفاده از اینترنت میتواند به ویژگی های عاطفی، شناختی و شخصیت فرد مرتبط باشد. مطالعات زیادی در حوزه ی اعتیاد به اینترنت در سایر کشور های جهان انجام گرفته و عوامل زیادی نیز در شکل گیری این اختلال شناسایی شده است اما برای برنامه ریزی مبتنی بر پژوهش علمی در هر جامعه ای توجه به تفاوت های فرهنگی و اجتماعی و مهم تر از همه تربیتی ضروری است لذا در این زمینه، نیاز به مطالعات داخلی احساس می شود تا بر اساس آن برنامه ریزی های تربیتی صورت پذیرد.

اختلال اینترنتی با ویژگی های زیر تعیین می شود:
-
- احساس هیجانی نا خوشایند مانند اضطراب، افسردگی و مانند آن، در زمانی که فرد در تماس با اینترنت نیست.
-
- قابلیت تحمل و عادت کردن به آثار کار با اینترنت.
- انکار رفتار های مشکل زا (کاپلان ۲۰۰۲)
۲-۴ نشانه ها و علایم بالینی اعتیاد اینترنتی:
اورزاک (۲۰۰۵) وابستگی به اینترنت را به عنوان یک مشکل روانشناختی دارای دو دسته علایم و نشانه ها میداند.
الف- نشانه ها و علایم روانشناختی و ب- نشانه ها و علایم جسمانی
۲-۴-۱ نشانه های روانشناختی: نوعی احساس خوب بودن و رضامندی که به فرد هنگام استفاده از رایانه دست میدهد، ناتوانی در متوقف کردن فعالیت و صرف کردن وقت زیاد و بیشتر با رایانه، دوری از خانواده و دوستان، احساس تهی بودن، افسردگی، بدخلقی در مواردی که فرد از رایانه استفاده نمیکند، دروغ گفتن به کارفرما یا افراد خانواده در مورد فعالیتها، مشکل در مدرسه.
۲-۴-۲ نشانه های جسمانی: سندرم عصبی، خستگی، سردرد میگرنی، کمر درد، بینظمی در غذا خوردن و صرفنظر کردن از بعضی وعده های غذایی، توجه نکردن به بهداشت شخصی، اختلال خواب و تغییر در الگوی خواب (آرتز و همکاران، ۲۰۰۲).
دیویس[۱۷] (۲۰۰۱) وابستگی به اینترنت را با دو دسته از علایم و نشانه ها مشخص میکند:
۲-۴-۳ نشانه های رفتاری: مشکلات درسی، شغلی یا بین فردی، کنارهگیری و بیتوجهی و غفلت از دوستان، خانواده یا شغل یا مسئولیت شخصی، بیقراری روانی– حرکتی در زمان تلاش برای کاهش یا متوقف کردن استفاده از اینترنت، خستگی بیش از اندازه، تغییر سبک زندگی به منظور وقت بیشتر برای رفتن به اینترنت، کاهش عمومی و قابل ملاحظه فعالیت جسمانی، محرومیت و تغییر در الگوی خواب به منظور وقت بیشتر داشتن برای اینترنت، دروغگویی به خانواده، دوستان و درمانگر به منظور پنهان کردن مدت زمان بودن در اینترنت، ماندن در اینترنت بیش از آنچه که قصد داشته است و نشانه های ترک (مانند اشتغال فکری در رابطه با اینترنت در زمان قطع تماس).
۲-۴-۴ نشانه های شناختی غیرسازشی :افکار وسواسی درباره اینترنت، کاهش فعالیتهای لذتبخش و سرگرمیهای قبلی برای رفتن به اینترنت، کنارهگیری از دوستان قدیمی واقعی و برگزیدن دوستان اینترنتی و احساس گناه، نشانه های دروغگویی “در اینترنت خودم هستم”، “در اینترنت احساس احترام بیشتری تا زندگی واقعی دارم”، نگرانی و اشتغال ذهنی در ناتوانی برای توقف استفاده از اینترنت و احساس این که اینترنت تنها دوست اوست. افراد وابسته به اینترنت ترجیح میدهند زمانی که رایانه در حال تبادل داده ها است به دستشویی روند، دائماً از درد مچ دست شکایت میکنند، در هنگام اتصال به اینترنت جلوی رایانه غذا میل میکنند، هرجا هستند سریع خود را به منزل میرسانند تا ایمیل خود را بررسی کنند، در محیطهای زندگی واقعی از اصطلاحات و نشانه های گفتگوی اینترنتی استفاده میکنند، تمام دوستان آن ها دارای آدرس ایمیل هستند، با دوستان اینترنتی رابطه عاطفی برقرار میکنند و با آن ها به گردش و تفریح میروند و پیامهای عاطفی رد و بدل میکنند. حداقل ۱۰ آدرس اینترنتی را در ذهن دارند وبه سرعت میتوانند آن ها را بیان کنند. ده اصطلاح گفتگوی اینترنتی را به خوبی میدانند و آن را در مکالمات روزمره به کار میبرند، اطرافیان آن ها به رایانه حسودی میکنند و رایانه را رقیب خود میدانند و وقتی خود را معرفی مینمایند معمولاً آدرس ایمیل میدهند، ترجیح میدهند با دوستان و حتی همسرشان گفتگوی اینترنتی کنند تا با آن ها به طور مستقیم صحبت کنند، وقتی رایانه را روشن میکنند از دیگران میخواهند که ساکت و خاموش باشند، وقتی اتصال به اینترنت را قطع میکنند احساس خالی بودن و خلأ میکنند درست مثل اینکه فردی زندگی عاشقانه خود را از دست داده است (دیویس، ۲۰۰۳).
۲-۵ فیس بوک چیست؟
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
کاهش سن اعتیاد و افزایش آسیبهای روانی و اجتماعی، کاهش سن مبتلایان به ایدز، افزایش بزههای جنسی و… از این موارد است.مهارتهای زندگی در واقع یک برنامه پیشگیری است که برای اولین بار از سوی سازمان بهداشت جهانی در سال ۱۹۹۲ به صورت رسمی در سطح کشورهای جهان در حال توسعه مطرح شد. (صادقالحسینی ۸۵، ص ۴) با توجه به تحقیق حاضر آموزش مهارتهای زندگی بر کاهش مصرف مواد مخدر محققان زیادی تاثیر مثبت مهارتهای زندگی بر کاهش سوء مصرف مواد مخدر را تأکید میکند. افراد معتاد توانایی خود را برای مقاومت در برابر زندگی از دست میدهند و این مسئله اغلب در رفتارهای خود تخریبی در جمعیت معتاد جامعه و اقشار آسیبپذیر که اغلب جوانان و نوجوانان هستند منجر میشوند. اعتیاد اختاپوس و شریان حیاتی یک ملت را آرام آرام قطع میکند. ملتی که دچار اعتیاد شود. هویت خویش را از دست میدهد و پر کاهی خواهد شد که تندباد حوادث به هر طرف که بخواهد میبردش. امروز جامعه شناسان برای تحلیل علل رویکرد جوانان به اعتیاد بیشتر از روی ناآگاهی آنان انگشت میگذارند، تربیت سوء، جهل و بیسوادی، فقدان ارزشهای اعتقادی، بیایمانی، فقر فرهنگی و… نیز میتواند عامل رواج اعتیاد باشند. افرادی که از رشد فرهنگی با این برخوردار نباشند و آگاهی و مهارتهای زندگی را ندانند دچار از خود بیگانگی میشوند. و وقتی خودش نباشد آدمی از چه دفاع کند؟ وقتی خودش نباشد آدمی نیست به چه چیزی حمیت ورزد؟



طبق آمار تقریبی خوشبینانه تعداد معتادان به مواد مخدر در کشور ما حدود دو میلیون نفرتخمین زده میشود. چنانچه دایره ارتباطی هر فرد معتاد را فقط به چهار نفر محدود نماییم، غریب به هشت میلیون نفر از مردم مستقیم یا غیر مستقیم با مسئله اعتیاد در تماس و یا درگیر میباشند به همین جهت سعی همه خیراندیشان کشور در این است تا وفاق و یکدلی واقعی در امر مبارزه با این بلای خانمانسوز به دست آید. (آتشین، ۱۳۸۰، ص ۱۱-۱۳)
بیان مسئله
مصرف مواد مخدر یکی از معضلات جهانی است و هر سه ثانیه یک نفر در عوارض ناشی از مصرف مواد مخدر میمیرد. از حدود ۳ میلیون نفری که سالانه در جهان در اثر عوارض ناشی از مصرف مواد مخدر فوت میشود. ۱ میلیون نفر میانگین کشورهای در حال توسعه میباشند. و این در حالی است که روند مواد مخدر در کشورهای در حال توسعه رو به افزایش میباشد. (سازمان جهانی بهداشت، ۱۹۹۹) سماواتی اشاره کردهاند:۷/۱۳ درصد دانشآموزان کشور ما در معرض خطر اعتیاد به مواد مخدر قرار دارند (کوشافر، ۱۳۸۶) مصرف دخانیات فرد را در معرض انواع بیماریها مانند: سرطان، سکته قلبی و عفونتهای تنفسی قرار میدهد. جنین مادرانی که مواد مخدر مصرف میکنند از عوارض ناشی از مصرف مواد مخدر امان نمی باشند به طوری که باعث کمبود وزن به هنگام تولد، تولد پیش از موقع، و سقط جنین میشود. در حال حاضر پدیده اعتیاد و سوء مصرف مواد به عنوان مشکل فرایند روز افزون برای همه ملل دنیا شناخته شده است به عنوان مثال در ایالات متحده در سال ۲۰۰۰ میلادی حدود ۵/۱۴ میلیون نفر در سنین ۱۲ سال و بالاتر دچار وابستگی و یا سوء مصرف مواد بوده اند. و آمار از رشد ۳۷% درصد شیوع این پدیده در طی سالهای ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۹ میلادی حکایت دارد. در کنار این شیوع روز افزون نیاز به اطلاع رسانی و افزایش سطح آگاهی همگانی از سوی کار شناسان جهت برخورد علمی با این پدیده همچون سایر بیماریها احساس میکنند. در این مطالعه مشترک که در کشورهای آمریکا، انگلستان، ایرلند، آلمان، سنگاپور و هنگ کنگ انجام شد پیش از ۵۰ در صد پرسش شوندگان خواهان دریافت اطلاعاتی راجع به چگونگی برخورد علمی با مواد مخدر بودهاند.در حال حاضر وجود ۲ میلیون معتاد و مصرف کننده تفننی، یکی از معضلات کشور ما است و بیشک تا این میل به مصرف و تقاضا وجود داشته باشد سوداگران نیز در پی عرضه آن بر میآیند و سعی خواهد کرد به انحاء مختلف از این بازار پر سود (در مقایسه با سایر مشاغل موجود و کم در آمد در سطح جامعه) بهره ببرند. (صرامی، ۱۳۸۲، ص۷)

در بریتانیا مواد مخدر سالانه باعث مرگ ۳۰۰ نفر میشود، الکل حدود ۳۰۰۰۰ نفر و سیگار بیش از ۱۰۰۰۰۰ نفر را میکشد. (ترجمه زمانی، ۸۴، ص ۳۴)

علاوه بر این سیگار هم خود اعتیاد آور است. «دروازه ورود» به مصرف مواد و نیز رفتارهای پر خطر نیز میباشد. ۹۵ درصد معتادان قبل از اعتیاد سابقه ی مصرف سیگار داشته اند. از طرفی در سالهای گذشته ثابت شده ترک مصرف مواد مخدر مشکل، گران و دشوار است و حتی مؤثرترین درمانها بازگشت بالایی داشته است. در چنین شرایطی اهمیت و پیشگیری در این است که به طور منطقی جایگزین درمان شود. چنانچه از سالهای ۱۹۷۰ به بعد فعالیتهای جوامع بهداشتی به پیشگیری از مصرف و اعتیاد معطوف شده است.

امروزه مصرف مواد مخدر از سنین زیر ۱۸ سال و در دوران نوجوانی شروع کردهاند. هر چند آمار دقیقی در مورد شیوع مصرف مواد مخدر در نوجوان ایرانی وجود ندارد. اما مطالعات موجود نشان میدهد که مصرف مواد مخدر در مقایسه با ۱۰ سال گذشته رشد فزایندهای داشته و از ۱۰ درصد به ۱۷ درصد رسیده است. احترامی کارشناس پیشگیری از اعتیاد سازمان بهزیستی رشد مصرف سالانه مواد مخدر را به ۲/۱ درصد و سن شروع مصرف را حدود ۱۳ تا ۱۴ سالگی اعلام نموده اند.
در پژوهشی در کشور ۱/۹۵ درصد دانشآموزان سال اول راهنمایی اظهار داشتهاند که مصرف سیگار را از نزدیک مشاهده کردهاند. این پژوهش همچنین نشان داد که ۱۱ درصد از دانشآموزان سال اول راهنمایی در یک سال گذشته سیگار مصرف کردهاند. (طارمیان، ۱۳۸۰)
برسی کشوری سلامت روانی، اجتماعی نوجوانان ۱۹-۱۰ ساله ایرانی سال ۷۹ وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی نشان داد که میانگین استعمال دخانیات در پسران و دختران شهر و روستا در گروه سنی (۱۴-۱۰) ۱۱% و در سنین (۱۹-۱۵) ۱۲% میباشند.

با توجه به این تحقیق در سنین ۱۸-۱۱ سال حدود ۱۰ میلیون دانشآموز حدود یک میلیون مبتلا به دخانیات است. نتایج تحقیق دیگر نشان دادند که ۷۰ % افرادی که مواد مخدر مصرف میکنند زیر۴۰ سال بوده و اولین بار سیگار کشیدهاند و در همین ۲۴- ۱۵ سال مصرف آن را تجربه کردهاند.
اهمیت این مسئله زمانی بیشتر میشود که بدانیم افرادی که مواد مخدر را خیلی زود شروع میکنند خیلی سختتر میتوانند آن را ترک کنند.
با توجه به جوان بودن جمعیت کشور، ۳۰ میلیون نفر زیر ۲۰ سال که از این تعداد نزدیک به ۱۷ میلیون در دوره های آموزشی به تحصیل اشتغال دارند، با بهره گرفتن از برنامه ها و روشهای گوناگون پیشگیری مدرسه محور مانند آموزش مهارتهای زندگی میتوان آن ها را از خطراتی که زندگیشان را تهدید میکند محافظت نمود .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ اﻟﮕﻮﻫﺎی ﭘﻮﯾﺎﯾﯽ ﮐﻪ در آﻧﻬﺎ ﻓﺮض ﻣﻮازﻧﮥ ﺻﺮﻓﻪﺟﻮﯾﯿﻬﺎی ﻣﺎﻟﯿﺎﺗﯽ ﺑﺎ ﻫﺰﯾﻨﻪﻫﺎی ورﺷﮑﺴﺘﮕﯽ ﻣﻄﺮح و ﻫﻤﮑﺎران (۱۹۸۴)، ﺑﺮِﻧﺎن ۹۱ ﺷﺪه، ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﮐِﯿﻦ و(۱۹۸۴) اﺳﺖ. آﻧﺎن ﻣﻔﺮوﺿﺎت ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪﻣﻮاردی ﺷﻮارﺗﺰ ﭼﻮن ﻋﺪمﻗﻄﻌﯿﺖ، ﻣﺎﻟﯿﺎ تو ﻫﺰﯾﻨﻪﻫﺎی ورﺷﮑﺴﺘﮕﯽرا در ﺧﻮ دﻟﺤﺎظو از واردﮐﺮدن ۹۴ ﻓﺮض اﻟﮕﻮﻫﺎی زﻣﺎﻧﯽﭘﯿﻮﺳﺘﮥ وﺟﻮد ﻫﺰﯾﻨﻪﻫﺎی ﻣﻌﺎﻣﻼﺗﯽ درآﻧﻬﺎ ﺻﺮف ﻧﻈﺮ ﮐﺮده اﻧﺪ. ﺑﻪ ﺑﺎوراﻧﺪﯾﺸﻤﻨﺪان ﻣﺬﮐﻮر، ازآﻧﺠﺎﮐﻪ ﺷﺮﮐﺘﻬﺎ از ﻃﺮﯾﻖ ﻣﻮازﻧﮥ ﻣﺠﺪد و ﺑﺪون ﺻﺮف ﻫﯿﭽﮕﻮﻧﻪ ﻣﻨﺎﺑﻌﯽ ﺑﻪ ﻧﻮﺳﺎﻧﻬﺎی و ﻧﺎﻣﻄﻠﻮب ﺑﺎزار واﮐﻨﺶ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﻨﺪ، ﺗﻤﺎﯾﻞ ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﯽ دارﻧﺪ ﮐﻪ، ﺑﺮایﺑﺮﺧﻮرداری ازﺻﺮﻓﻪﺟﻮیی های ﻣﺎﻟﯿﺎﺗﯽ، ﺳﻄﺢ ﺑﺪﻫﯿﻬﺎی ﺧﻮد را در ﺣﺪ ﺑﺎﻻﯾﯽ ﻧﮕﻪ دارﻧﺪ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﻮﺟﻪداﺷﺖﮐﻪﭘﯿﺸﻨﻬﺎد ﭼﻨﯿﻦاﻟﮕﻮﻫﺎﯾﯽدر واﻗﻊ ﺗﻘﻮﯾﺖﮐﻨﻨﺪۀ اﯾﻦ ﻓﺮﺿﯿﮥ ﻣﯿﻠﺮ(۱۹۷۷) اﺳﺖ ﮐﻪ ﺳﻄﺢ ﺑﺪﻫﯿﻬﺎی ﭘﯿﺶﺑﯿﻨﯽ ﺷﺪه ﺑﺮاﺳﺎسﻧﻈﺮﯾﮥﺗﻮازن، ﻣﻌﻤﻮﻻً، ﺑﯿﺶازآن ﭼﯿﺰیاﺳﺖ ﮐﻪ در ﺑﯿﺸﺘﺮﺷﺮﮐﺘﻬﺎ ﻣﺸﺎﻫﺪه ﻣﯽﺷﻮد. ﺑﺮایﺟﻠﻮﮔﯿﺮی ازﺑﺮوز ﻣﺴﺌﻠﮥ ﻏﯿﺮواﻗﻌﯽ ﺑﻮدن ﺳﺮﻋﺖ و ﻫﻤﮑــﺎران (۹۷ (۱۹۸۹ ﻣﻮازﻧــﮥ ﻣﺠﺪد ﺷﺮﮐﺘﻬــﺎ، ﻓﯿﺸِـﺮ ﮐُﻨﺪ ﺷﺪن روﻧﺪ ﺗﻌﺪﯾﻞ ﺳﺮﻣﺎﯾﮥ ﺷﺮﮐﺘﻬﺎ ﻣﯽﺷﻮد. ﺑﻪﻋﺒﺎرت دﯾﮕﺮ، ﺷﺮﮐﺖﻫﺎ ﺑﻪ ﺗﺪرﯾﺞ و ﺗﻨﻬﺎ در ﻣﻘﺎﻃﻌﯽ اﻗﺪام ﺑﻪ ﻣﻮازﻧﮥﻣﺠﺪد ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪﻧﺴﺒﺖ ﺑﺪﻫﯽآﻧﻬﺎ ازﻧﺴﺒﺖ ﻫﺪف ﺗﻌﯿﯿﻦ ﺷﺪه اﻧﺤﺮاف ﻗﺎﺑﻞ ﻣﻼﺣﻈﻪای داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. در ﺣﻘﯿﻘﺖ، ﻓﺮض ﻣﯽﺷﻮد ﮐﻪ ﻣﻮازﻧﮥ ﻣﺠﺪد ﺑﺎ ﺗﻮجه ﺑﻪآن دو ﺣﺪ ﺑﺎﻻﯾﯽ و ﭘﺎﯾﯿﻨﯽ ﺻﻮرتﻣﯽﮔﯿﺮدﮐﻪﺑﺮایﻧﺴﺒﺖ ﺑﺪﻫﯽ ﺷﺮﮐﺖ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺑﻪ ﺑﯿﺎن دﯾﮕﺮ، ﺑﺎ اﻓﺰاﯾﺶ ﺳﻮدآوریﺷﺮﮐﺖ ﺑﺪﻫﯿﻬﺎ ﺑﺎزﭘﺮداﺧﺖ ﻣﯽﺷﻮد و ﺳﻄﺢآﻧﻬﺎ ﮐﺎﻫﺶ ﻣﯽﯾﺎﺑﺪ و، ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﺪﻫﯽ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﯿﻦﺗﺮﯾﻦ ﺳﻄﺢ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺷﺪۀ ﺧﻮدرﺳﯿﺪ، ﺷﺮﮐﺖ ﺷﺮوع ﺑﻪﺑﺎزﺧﺮﯾﺪ ﻣﺠﺪد ﺳﻬﺎم ﺧﻮد ﻣﯽﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﻣﺬﮐﻮرﺗﻌﺪﯾﻞ ﺷﻮد. ﺑﺎ ﮐﺎﻫﺶﺳﻮدآوریﺷﺮﮐﺖو زﯾﺎنده ﺷﺪن آن، ﺳﻄﺢﺑﺪﻫﯿﻬﺎ و، در ﻧﺘﯿﺠﻪ، ﻧﺴﺒﺖ ﺑﺪﻫﯽ آن اﻓﺰاﯾﺶ ﻣﯽﯾﺎﺑﺪ ﺗﺎ اﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎ رﺳﯿﺪن آن ﺑﻪ ﺣﺪ ﺑﺎﻻیﺗﻌﯿﯿﻦﺷﺪه ﺷﺮﮐﺖ ﺑﻪاﻧﺘﺸﺎر ﺳﻬﺎم اﻗﺪامﻣﯽﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﺪﻫﯽ ﺗﻌﺪﯾﻞ ﺷﻮد و ﺑﻪﻣﺮورزﻣﺎن ﺑﻪ ﺳﻄﺢ ﻣﺸﺨﺺﺷﺪه ﺑﺮﺳﺪ. ﺑﺮرﺳﯿﻬﺎی ﺗﺠﺮﺑﯽ ﻧﯿﺰ وﺟﻮد ﭼﻨﯿﻦ روﻧﺪی را ﺗﺄﯾﯿﺪ ﻣﯽﮐﻨﺪ و ﻣﯽﺗﻮان ﻣﺸﺎﻫﺪه ﮐﺮد ﮐﻪ ﺳﻮدآوری و ﺳﻄﺢ ﺑﺪﻫﯿﻬﺎی ﺷﺮﮐﺖ ﺑﺎ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ راﺑﻄﮥ ﻣﻌﮑﻮس دارﻧﺪ.

ﻓﯿﺸﺮ و ﻫﻤﮑﺎران (۱۹۸۹)، ﺑﺎ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻋﺪدی اﻟﮕﻮی ﭘﯿﺸﻨﻬﺎدیﺧﻮد، ادﻋﺎﮐﺮده اﻧﺪ ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ﻫﺰﯾﻨﻪﻫﺎی ﻣﻌﺎﻣﻼﺗﯽ ﮐﻮﭼﮏ ﻧﯿﺰ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﻣﻮﺟﺐ ﺗﺄﺧﯿﺮ درﻋﻤﻠﯿﺎت ﻣﻮازﻧﮥ ﻣﺠﺪد ﺷﺮﮐﺘﻬﺎ و ﻧﻮﺳﺎﻧﻬﺎی ﮔﺴﺘﺮدهای درﻧﺴﺒﺖ ﺑﺪﻫﯽ آﻧﻬﺎ ﺷﻮد و ﻧﻮﺳﺎنﭘﺬﯾﺮی ﻣﺬﮐﻮرﺑﺎ ﺳﻄﺢ ﻣﺘﻮﺳﻂ ﺑﺪﻫﯿﻬﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﻋﮑﺲ دارد. ﻧﺘﯿﺠﻪﮔﯿﺮی ﺑﺤﺚاﻧﮕﯿﺰ ازﺗﺤﻘﯿﻖ ﺻﺎﺣﺐﻧﻈﺮان ﻣﺬﮐﻮر آن اﺳﺖ ﮐﻪ ﻋﻤﻠﮑﺮد ﻣﻄﻠﻮب ﺷﺮﮐﺖ، در ﻧﻬﺎﯾﺖ ﻣﻮﺟﺐ رﺳﯿﺪن ﻧﺴﺒﺖ ﺑﺪﻫﯿﻬﺎی آن ﺑﻪ ﺣﺪاﻗﻞ ﻣﺤﺪودۀ ﻣﺠﺎز و درﻧﺘﯿﺠﻪﺗﺄﻣﯿﻦ ﻣﺎﻟﯽ ﻣﺠﺪد ﺷﺮﮐﺖ ﻣﯽﺷﻮد. ﻟﯿﺮی و راﺑﺮﺗﺰ (۲۰۰۵) ﻧﯿﺰ ﻧﺸﺎن دادهاﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ اﻟﮕﻮی ﻓﯿﺸﺮ و ﻫﻤﮑﺎران (۱۹۸۹)، ﻣﯽﺗﻮان ﺷﻤﺎری از وﯾﮋﮔﯿﻬﺎی ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪﭘﻮﯾﺎﯾﯽﺑﺪﻫﯽﻫﺎیﺷﺮﮐﺖدر ﻃﯽزﻣﺎن را ﺗﺒﯿﯿﻦﮐﺮد.
۲-۳-۱-۶- ﻧﻈﺮﯾﮥ ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮاﺗﺐ
رﯾﺸﮥ ﻧﻈﺮﯾﮥ ﺳﻠﺴﻠﻪﻣﺮاﺗﺐ را ﺑﺎﯾﺪ در اﻓﮑﺎر ﻣﺎﯾﺮز (۴) ﺟﺴﺘﺠﻮ ﮐﺮد. وی ﻧﯿﺰ ﺧﻮد ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﻋﻘﺎﯾﺪی اﺳﺖ ﮐﻪ دوﻧﺎﻟﺪﺳﻮن (۱۹۶۱) در ﮐﺘﺎب ﺧﻮد ﻣﻄﺮح ﮐﺮده اﺳﺖ. ﻣﺎﯾﺮز (۱۹۸۴) اﯾﻦ ﺑﺤﺚ را ﻣﻄﺮح ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ، ﺑﺮاﺳﺎس ﻓﺮﺿﯿﮥﻣﺨﺎﻟﻒﮔﺰﯾﻨﯽ، ﺗﺄﻣﯿﻦ ﻣﺎﻟﯽ از ﻣﺤﻞ ﺳﻮد اﻧﺒﺎﺷﺘﻪ ﻣﻄﻠﻮبﺗﺮ از روش اﺳﺘﻘﺮاض و روش اﺳﺘﻘﺮاض، ﻣﻄﻠﻮبﺗﺮ از ﺗﺄﻣﯿﻦ ﻣﺎﻟﯽ از ﻃﺮﯾﻖ اﻧﺘﺸﺎر ﺳﻬﺎم اﺳﺖ. ﻃﺒﻘﻪﺑﻨﺪی ﻣﺬﮐﻮر، ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اﻟﮕﻮی ﻣﺨﺎﻟﻒﮔﺰﯾﻨﯽ ﻣﺎﯾﺮز و ﻣًﺠﻠﻮف اﻧﺠﺎم ﺷﺪه اﺳﺖ. اﻟﺒﺘﻪ، ﺗﺮﺗﯿﺐ ﺑﻪ ﮐﺎر رﻓﺘﻪ در اﯾﻦ ﻃﺒﻘﻪﺑﻨﺪی ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ رﯾﺸﻪ در ﻣﺒﺎﺣﺚ دﯾﮕﺮی از ﻗﺒﯿﻞ ﺗﻀﺎدﻫﺎی ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﮔﯽ و ﻣﺎﻟﯿﺎت ﻧﯿﺰ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. ﺗﻌـﺮﯾﻒ ﺳﻮم: ﺑﻪاﻋﺘﻘﺎد ﻣﺎﯾﺮز (۱۹۸۴)، ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺷـﺮﮐﺖ ﺗﺄﻣـﯿﻦ ﻣﺎﻟـﯽ درونﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ را ﺑﻪﺗﺄﻣﯿﻦ ﻣﺎﻟﯽ ﺑـﺮون ﺳـﺎزﻣﺎﻧﯽ و ﺗﺄﻣﯿﻦ ﻣﺎﻟﯽ ازﻣﺤﻞ اﺳﺘﻘﺮاض را ﺑﻪ ﺗﺄﻣـﯿﻦ ﻣﺎﻟـﯽ از ﻃـﺮﯾﻖ اﻧﺘﺸـﺎر ﺳﻬﺎم ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽدﻫﺪ، ﻣـﯽﮔﻮﯾـﯿﻢ ﺳـﺎﺧﺘﺎر ﺳـﺮﻣﺎﯾﮥ ﺷﺮﮐﺖ ﺑﺮاﺳﺎس اﻟﮕﻮی ﻧﻈﺮﯾﮥ ﺳﻠﺴﻠﻪﻣﺮاﺗﺐ ﺷﮑﻞ ﮔﺮﻓﺘﻪاﺳﺖ.
ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺑﺎﻻ را ﻣﯽﺗﻮان ﺑﻪ ﺷﯿﻮهﻫﺎی ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻧﯽ ﺗﻔﺴﯿﺮ ﮐﺮد. ﻣﻨﻈﻮر از “ﺗﺮﺟﯿﺢ” ﺗﺄﻣﯿﻦ ﻣﺎﻟﯽ درون ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﭼﯿﺴﺖ؟ آﯾﺎ ﺑﺪان ﻣﻌﻨﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﺮﮐﺖ، ﻗﺒﻞ ازاﻧﺘﺨﺎب ﮔﺰﯾﻨﻪﻫﺎی ﺗﺄﻣﯿﻦ ﻣﺎﻟﯽ از ﻃﺮﯾﻖ اﺳﺘﻘﺮاض ﯾﺎ اﻧﺘﺸﺎر ﺳﻬﺎم، ﺑﺎﯾﺪ ﮐﻠّﯿﮥ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﺎﻟﯽ درونﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﺧﻮد را ﺑﻪ ﻣﺼﺮف رﺳﺎﻧﺪه ﺑﺎﺷﺪ؟ آﯾﺎ ﻣﯽﺗﻮان ﭼﻨﯿﻦ ﺑﺮداﺷﺖ ﮐﺮد ﮐـﻪ، «ﺑﺎ ﻓﺮض ﺛﺎﺑﺖ ﺑﻮدن ﺳﺎﯾﺮ ﺷﺮاﯾﻂ»، ﺷﺮﮐﺖ ﭘﯿﺶ ازروی آوردن ﺑـﻪﻣـﻨﺎﺑﻊ ﻣﺎﻟﯽ ﺑﺮونﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ اﺳـﺘﻔﺎدهرا ازﻣـﻨﺎﺑﻊ ﻣﺎﻟﯽ داﺧﻠﯽ ﺧﻮدﭘﺬﯾﺮﺗﺮ ﻣﯽﮐﻨﺪ؟ در واﻗـﻊ، اﮔـﺮ واژۀ «ﺗـﺮﺟﯿﺢ» در ﻗﺎﻟـﺐ ﻣﻌﻨﺎی ﻣﻄﻠﻖ ﺧـﻮد ﺗﻔﺴﯿﺮ ﺷﻮد، ﻧﻈﺮﯾﻪآزﻣﻮن ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد؛ وﻟﯽ اﮔﺮ ﺗﻌﺒﯿﺮ واژۀ «ﺗﺮﺟﯿﺢ» ﺑﺎ ﻓﺮض«ﺛﺎﺑﺖ ﺑﻮدن ﺳﺎﯾﺮ ﺷﺮاﯾﻂ» اﻧﺠـﺎم ﺷـﻮد، آزﻣـﻮن ﻧﻈﺮﯾﻪ ﺑﻪﺗﻌﺮﯾﻒ داده ﺷﺪه ﺑﺮای «ﺷﺮاﯾﻂ» اﺧﯿﺮ ﺑﺴﺘﮕﯽ ﺧﻮاﻫﺪ داﺷﺖ. ﺑﯿﺸــﺘﺮ ﺷﺮﮐﺘﻬﺎ ﺣﺘﯽ در ﺻﻮرت ﺗﺄﻣﯿﻦ ﻣﺎﻟﯽ ﺑـﺮونﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﻧﯿﺰ ﻣﻘﺪاری وﺟﻪ (درﻗﺎﻟﺐ وﺟﻮه ﻧﻘﺪ ﯾـﺎ ﺳـﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔـﺬارﯾﻬﺎی ﮐﻮﺗﺎهﻣﺪت) ﻧﮕﻬﺪاری ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ.
اﯾـﻦ ﻧﮑـﺘﻪای اﺳـﺖ ﮐـﻪﺑـﻪﻧـﺪرت درآزﻣﻮن ﻧﻈﺮﯾﮥ ﺳﻠﺴـﻠﻪﻣـﺮاﺗﺐ ﺑـﻪآن ﺗﻮﺟﻪﻣﯽﺷﻮد. در واﻗﻊ، ﻓﺮض ﻣـﯽﺷـﻮد ﮐـﻪ وﺟﻮه ﻣﺬﮐﻮر ﺑﺮای ﻣﻘﺎﺻﺪی ﻧﮕﻬﺪاری ﻣـﯽﺷـﻮد ﮐﻪ ﺧﺎرج از ﺷﻤﻮل ﻧﻈﺮﯾﮥﺑﺎﻻﺳﺖ (ﻣﺜﻼً، ﺑﻪ ﻣــﻨﻈﻮرﻣﻌــﺎﻣﻼت). ﺑــﺪﯾﻦ ﺗــﺮﺗﯿﺐ، ﺗﻘــﺮﯾﺒﺎًدرﺗﻤــﺎم ﻣـﺒﺎﺣﺚ ﻣﻄـﺮح ﺷﺪه درزﻣﯿﻨﮥ اﺳﺘﻔﺎدۀ ﻧﺴﺒﯽ از ﺗﺄﻣﯿﻦ ﻣﺎﻟـﯽ درونﺳـﺎزﻣﺎﻧﯽ و ﺑـﺮونﺳـﺎزﻣﺎﻧﯽ، ﻧﻮﻋﯽ ﺗﻔﺴﯿﺮ ﻣﺒﺘﻨـﯽ ﺑـﺮ ﻓـﺮض«ﺛﺎﺑـﺖ ﺑﻮدن ﺳﺎﯾﺮ ﺷﺮاﯾﻂ» ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻣﯽﺧﻮرد.
ﻣﺸـﮑﻞ دوﻣـﯽ ﮐـﻪدرﺗﻌـﺮﯾﻒ داده ﺷـﺪه وﺟﻮد دارد، ﺑـﻪﺗﺮﺟﯿﺢ ﺗﺄﻣﯿﻦ ﻣﺎﻟﯽ ازﻣﺤﻞ اﺳﺘﻘﺮاضﻧﺴﺒﺖ ﺑـﻪﺗﺄﻣـﯿﻦ ﻣﺎﻟﯽ ﺑﻪروش اﻧﺘﺸﺎر ﺳﻬﺎمﻣﺮﺑﻮط ﻣﯽﺷﻮد. ﻫﻤــﺎنﮔــﻮﻧﻪﮐــﻪﻣﺸــﺎﻫﺪه ﺧﻮاﻫــﯿﻢ ﮐــﺮد،درﻧﻈــﺮﯾﮥ ﺳﻠﺴﻠﻪﻣﺮاﺗﺐ ﻓﺮضﺑﺮ آن اﺳﺖ ﮐﻪﺗﺎزﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪﺗﺄﻣﯿﻦ ﻣﺎﻟـﯽ از ﻃـﺮﯾﻖ اﺳـﺘﻘﺮاض ﺑـﻪ ﺻًـﺮف ﺷﺮﮐﺖ اﺳﺖ، ﺷﺮﮐﺖ ﻫﯿﭽﮕﺎه ﺳﻬﺎم ﺟﺪﯾﺪی را ﻣﻨﺘﺸﺮ ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﮐﺮد.
اﻟﺒـﺘﻪ، ازﻫﻨﮕﺎﻣـﯽ ﮐﻪآﺷﮑﺎر ﺷﺪه ﮐﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﺗﻌﺒﯿﺮی ﻧﻪ ﺗـﻨﻬﺎ اﺑﻄـﺎلﭘﺬﯾـﺮ، ﺑﻠﮑـﻪ واﻗﻌـﺎًﻏﯿـﺮ ﻗﺎﺑﻞ دﻓﺎع اﺳﺖ، ﻃـﺮﻓﺪاران ﻧﻈـﺮﯾﮥ ﺳﻠﺴـﻠﻪﻣﺮاﺗﺐ ﺑﻪ ﺳﻮی ﺗﻔﺴﯿﺮﻫﺎﯾﯽ ﻣﺒﺘﻨـﯽ ﺑـﺮ ﻓـﺮض «ﺛﺎﺑـﺖ ﺑـﻮدن ﺳـﺎﯾﺮ ﺷﺮاﯾﻂ» رویآورده اﻧــﺪ، ﺣــﺎل آﻧﮑــﻪدرﭘﮋوﻫﺸــﻬﺎی ﻣﺨــﺘﻠﻒ ﺑــﻪ ﻧﺴـﺨﻪﻫـﺎی ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻧﯽ از ﻓﺮض ﺗﺠﺮﺑﯽ ﻣﺬﮐﻮر اﺷﺎره ﺷـﺪه اﺳـﺖ. وﻟـﯽ، ﺑﺎﯾـﺪ ﺗـﻮﺟﻪداﺷـﺖ ﮐﻪ واﺑﺴﺘﮕﯽ آزﻣـﻮن ﻧﻈـﺮﯾﮥ ﺳﻠﺴـﻠﻪﻣﺮاﺗﺐ ﺑﻪﻋﻮاﻣﻞ دﯾﮕﺮ ﻣﻮﺟﺐ ﮐـﺎﻫﺶ ﻗﺪرت ﺗﺒﯿﯿﻦ و ﺗﻀﻌﯿﻒ وﯾﮋﮔﯽ ﺗﻌﻤﯿﻢﭘﺬﯾﺮی آن ﻣﯽﺷﻮد.
ﺣـﺎل اﯾـﻦ ﭘﺮﺳـﺶ ﻣﻄـﺮح ﻣـﯽﺷـﻮد ﮐﻪ ﺑﺎﻻﺧﺮه ﺷـﺮﮐﺖ در ﭼﻪ ﻣﻘﺎﻃﻌﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺳﻬﺎم ﺟﺪﯾﺪ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﮐﻨﺪ؟
ﺑﺮاﺳﺎس ﺗﻔﺴﯿﺮ اول، ﭘﺲ ازﻋﺮﺿﮥ اوﻟﯿﮥ ﺳﻬﺎم ﺷﺮﮐﺖ ﺑـﻪ ﻋﻤـﻮم و ﺗـﺎزﻣﺎﻧـﯽ ﮐﻪﺑﻪﻫﺮ دﻟﯿﻠﯽ ﺗﺄﻣﯿﻦ ﻣﺎﻟﯽ ازﻃـﺮﯾﻖ اﺳـﺘﻘﺮاض ﺗﻮﺟـﯿﻪﭘﺬﯾـﺮ ﻧﺒﺎﺷـﺪ، ﺷﺮﮐﺖ ﻧﺒﺎﯾﺪ دﺳـﺖ ﺑـﻪاﻧﺘﺸـﺎر ﺳﻬﺎم ﺟﺪﯾﺪ ﺑﺰﻧﺪ. در اﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻔﻬـﻮم «ﻇـﺮﻓﯿﺖ ﺑﺪﻫﯽ» ﻣﻄﺮح ﻣﯽﺷﻮد. ﻓﺮض وﺟﻮد ﻇــﺮﻓﯿﺖ ﺑﺪﻫــﯽ، درﻧﻈــﺮﯾﮥ ﺳﻠﺴــﻠﻪ ﻣــﺮاﺗﺐ، ﻣــﻮﺟﺐ ﻣﺤـﺪود ﺷـﺪن ﺳـﻄﺢ ﺑﺪﻫـﯿﻬﺎ و ﻓـﺮاﻫﻢ آﻣـﺪن زﻣﯿﻨﮥ اﺳـﺘﻔﺎده ازﮔـﺰﯾﻨﮥ اﻧﺘﺸﺎر ﺳﻬﺎمﻣﯽﺷﻮد. ﻣﺴﺌﻠﮥ ﺑﻌﺪی، دادن ﺗﻌـﺮﯾﻒ ﺟﺎﻣﻌـﯽ ﺑـﺮای ﻇﺮﻓﯿﺖ ﺑﺪﻫﯽ اﺳﺖ، ﺑﻪ ﮔــﻮﻧﻪای ﮐــﻪ ﻫﻤﮕــﺎن ﺑــﺮ آن ﺗﻮاﻓــﻖ داﺷــﺘﻪﺑﺎﺷــﻨﺪ. ﭘﮋوﻫﺸـﻬﺎ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪﺗﺎﮐﻨﻮن اﺟﻤﺎﻋﯽ درﺑﺎرۀ آن ﺣﺎﺻـﻞ ﻧﺸـﺪه اﺳـﺖ. اﯾـﻦ در ﺣﺎﻟﯽ اﺳﺖ ﮐﻪﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺆﺛـﺮ آزﻣـﻮن ﺷـﺪهدرﺗﻌﺪادی ازﭘﮋوﻫﺸﻬﺎی اﺧﯿﺮ از ﺟﻤﻠـﻪ ﻣﺘﻐﯿﺮﻫﺎﯾـﯽ ﺑـﻮدهاﻧـﺪ ﮐﻪ ﻣﻌﻤﻮﻻً ﺑﺮای ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻇﺮﻓﯿﺖ ﺑﺪﻫﯽ در آزﻣﻮﻧﻬﺎی ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪﻧﻈﺮﯾﮥﺗﻮازن از آﻧﻬـﺎ اﺳـﺘﻔﺎده ﻣـﯽﺷﻮد. اﯾﻦ، ﻣﻮﺟﺐ اﯾﺠﺎد اﺷﮑﺎل در ﺗﻔﺴـﯿﺮ و اﺑﻬـﺎم در ﺗﺒﯿـﯿﻦ ﻧـﺘﺎﯾﺞ ﺣﺎﺻﻞ از ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت ﻣﺰﺑﻮر ﺷﺪه اﺳﺖ.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
از طریق صدور حکم های تعلیقی، مشروط و دستورهای هیئت داوران و سایر مسؤولان حل و فصل، باید آزادی مشروط تا بیشترین حد ممکن اعطا شود و در صورتی که هیچ واکنش متناسب وجود نداشته باشد، طفل را از آزادی محروم نمود (کانون اصلاح و تربیت)[۹۲]
طبق عهدنامه ی بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی و اعلامیه مربوط به محافظت همه اشخاص از قرار گرفتن در معرض شکنجه و سایر رفتارها یا مجازاتهای بی رحمانه، غیر انسانی و یا تحقیر آمیز و همچنین طبق پیش نویس معاهده حقوق کودک، برای جرم هایی که نوجوان مرتکب می شود نباید مجازات اعدام در نظر گرفت.[۹۳]


بنابرین هیچ کودکی نباید تحت شکنجه و یا سایر رفتارهای بی رحمانه و غیر انسانی یا مغایر شئونات انسانی قرار گیرد. مجازات اعدام و یا حبس ابد بدون امکان بخشودگی را نمیتوان در مورد کودکان زیر ۱۸ سال اعمال نمود.[۹۴]
حذف مجازاتهای شدید برای اطفال بزهکار به این معنا نیست که اعمال ناقض قانون توسط آن ها بدون پاسخ بماند، بلکه باید در پاسخ های واکنشی، اقداماتی را در نظرگرفت که جنبه تربیتی و اصلاحی داشته باشد و مجازاتهای شدید که ارعابی بوده و یا جنبه سزادهی دارند به هیچ عنوان نمیتواند واکنش مناسبی برای کنش طفل محسوب گردد، بنابرین جایگزین کردن اقدامات تأمینی و تربیتی و واکنش هایی که اصلاح و تربیت اطفال را مد نظر دارند، از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
ه – جرم انگاری[۹۵]
جرم انگاری یا جرم تلقی کردن قانونی یک فعل یا ترک فعل، فرایندی است که به وسیله آن، رفتارهای جدیدی به موجب قوانین کیفری، مشمول قانون جزا میگردد. هر قدر دامنه این قوانین، تحت فشار افکار عمومی، گسترده تر می شود، مجرمان بیشتری نیز به وجود می آورد.[۹۶]
در مورد اطفال و بزهکاری آنان، قواعد بینالمللی نوعی جرم انگاری را در نظر گرفته است که در مورد نوجوانان به کار بسته می شود و به لحاظ ارتکاب اعمالی از سوی آن ها، علیه آنان اقامه دعوی، صورت میگیرد که اگر آن اعمال از سوی بزرگسالان ارتکاب یابد، قابل مجازات نیست. منظور جرم های خاص اطفال است که در نظام های حقوقی داخلی، تعیین میشوند و در آن ها دامنه رفتاری که به عنوان جرم تلقی می شود برای نوجوانان وسیع تر است تا بزرگسالان برای مثال رفتارهایی چون فرار از مدرسه، نافرمانی از خانواده و مدرسه، مستی در ملاء عام و… را در بر میگیرد.[۹۷]
واضعان مقررات بینالمللی نوعی جرم انگاری را برای اطفال مد نظر قرار دادهاند، البته این جرم انگاری به این معنی نیست که اطفال بیشتری را در قلمرو حقوق کیفری قرار دهند، به این منظور که برای اعمال خاص آن ها، مجازات اعمال نماید، بلکه این جرم انگاری به لحاظ شناسایی اطفال در شرایط خاص و با موقعیت ویژه و به جهت اصلاح و درمان آن اطفال بوده است، نه به لحاظ ارعاب و مجازات و سزادهی. در جرم انگاری راجع به اعمال ارتکابی از سوی اطفال (جرایم خاص اطفال ) نکته حائز اهمیت این است که این گونه جرایم باید از سوی قانونگذار به عنوان جرم تلقی گردد و در اصل اینگونه جرایم باید از جرایم تقنینی[۹۸] باشد. در این زمینه به اسناد بینالمللی نیز اشاره دارد که جرایم خاص اطفال همچنان باید از سوی قانونگذار جرم شناخته شود و هر گونه رفتار و اعمال اطفال که غیر اخلاقی است را نباید در زمره جرایم اطفال قلمداد نمود.
جرایم تقنینی، در جهت اعمال اصل قانونی بودن جرایم و مجازاتهاست و در مورد جرایم خاص اطفال، میتواند معیاری باشد که توسط آن منظور قانونگذار از اعمال مجرمانه اطفال، مشخص گردد.
در اسناد سازمان ملل متحد جرایم خاص اطفال به صورت تمثیلی بیان شده، ولی باید توجه داشت که به تقنینی بودن این جرایم تأ کید شده است و منظور واضعان قواعد بینالمللی، این بوده که به قانونگذار ملی اجازه دهد تا با توجه به فرهنگ، سنن، شرایط اقتصادی و اجتماعی و… اعمال ارتکابی از سوی اطفال را جرم دانسته یا اینکه فاقد اوصاف جرم بداند.
در یک دید کلی چنین جرم انگاری هایی برای اطفال، علاوه بر شناسایی آنان، نوعی پیشگیری از بزهکاری را نیز به دنبال دارد، زیرا اگر چنین اطفالی مشخص گردند وبرای آن ها اقدامات تأمینی و تربیتی جهت اصلاح و تربیت آنان اعمال گردد به نوعی میتواند میزان بزهکاری اطفال را در جامعه کاهش دهد بنابرین جرم انگاری در این زمینه میتواند در زمره پیشگیری از بزهکاری اطفال به شمار آید که البته این پیشگیری از نوع پیشگیری کیفری خواهد بود.[۹۹]
فصل دوم
تضمین های ناظر به دادرسی منصفانه اطفال بزهکار در مرحله قبل از محاکمه
کودکان متهم یا محکوم به نقض قانون کیفری به دلیل سن و شرایط خاص نیازمند توجه و حمایت خاص در سیستم قضایی میباشند.
لذا دادرسی کیفری ویژه اطفال که از بدو تماس کودک و نوجوان با مقامات انتظامی و قضایی به لحاظ ارتکاب اعمال مغایر با قانون جزا تا خاتمه رسیدگی به اتهام او جریان دارد، از حیث ضرورت تأمین هدف والای انسانی اصلاح و تربیت و پیشگیری از وقوع جرم آن ها، واجد اهمیت فراوان است.
این امر مهم سبب گردید که در بند ۱ ماده ۴۰ کنوانسیون حقوق کودک در حق برخورداری از روشی که موجب اعتلای مفهوم شرف و ارزش در ذهن کودک و احترام به حقوق بشر و آزادی های اساسی دیگران می شود و همچنین به سن کودک و ترویج ادغام مجدد کودک در جامعه و ایفای نقش سازنده توسط وی در جامعه توجه نماید، مورد شناسایی قرار گیرد.
برای کودک مجرم یا متهم به نقض قانون برای تحقق این حق، بند ۲ ماده ۴۰، دول عضو را ملزم به رعایت تضمین هایی همچون عطف بماسبق نشدن قوانین، فرض برائت، حق اطلاع فوری از موارد اتهام و حق برخورداری از تسهیلات لازم برای تهیه دفاعیه، حق رسیدگی فوری بدون تأخیر توسط مرجع قضایی واجد صلاحیت، مستقل و بی طرف، ممنوعیت اجبار به شهادت یا اعتراف به گناه، حق احضار شهود و پرسش و پاسخ از شهود، حق تجدید نظر خواهی، استفاده از مترجم و حق حریم خصوصی نموده است.
اما تدوین کنندگان کنوانسیون به خوبی میدانستند که صرف شناسایی این حق و تضمین های ناظر براین حق کفایت نمی کند و برای تحقق آن وجود سیستم دادرسی خاص نوجوانان ضروری است. لذا در بند ۳ آن ماده کشورهای عضو را به این امر توصیه نموده و سپس دو اقدام مهم تعیین حداقل سن کیفری و توسل به روش های فرا قضایی را متذکر میشوند و در بند ۴ تضمین هایی برای اتخاذ روشی متناسب با رفاه و شرایط و جرم ارتکابی کودک بیان می کند.[۱۰۰]بدون شک روشی که موجب اعتلای مفهوم شرف و ارزش در ذهن کودک میگردد و موجب تقویت احترام کودک به حقوق بشر و آزادی های اساسی دیگران می شود و به سن کودک و مطلوبیت ادغام مجدد کودک در جامعه و ایفای نقش سازنده توسط کودک در جامعه توجه داشته باشد، باید ناظر به کلیه تماس های کودک و نوجوان با مقامات قضایی و انتظامی از اولین برخورد و تماس تا خاتمه رسیدگی به اتهام او و اجرای حکم باشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- . Wilson, R.J ↑
-
- . Eby, D., & Vivoda, J.M ↑
-
- . Brown, S.L., & Cotton, A ↑
-
- . Risk Mitigating ↑
-
- . Naatenen, R ↑
-
- . Speed-Utility Function ↑
-
- . Williams, A.F., & ONeill, B ↑
-
- . Westerman, S. J., & Haigney, D ↑
-
- . Storie ↑
-
- . West,R., Elander, J., & French, D ↑
-
- . Zuckerman,M., Kolin, I., Price,L., & Zoob, I ↑
-
- . Sensation Seeking Scale ↑
-
- . Thrill and Adventure Seeking ↑
-
- . Experiment Seeking ↑
-
- . Boredom Susceptibility ↑
-
- . Disinhibition ↑
-
- . Arnett, J.J ↑
-
- . Road Rage ↑
-
- . Dula, C, S., & Ballard, M. E ↑
-
- . Directhostility ↑
-
- . Progress Impeded ↑
-
- . Reckless Driving ↑
-
- . Deffenbacher, J.L ↑
-
- . Lynch, R. S., Oetting, E.R., & Yingling, D.A ↑
-
- . Huff, M. E ↑
-
- . Salvatore, N.F ↑
-
- . Montag, I., & Comrey, A. L ↑
-
- . Driving Internality ↑
-
- . Driving Externality ↑
-
- . Miller, R. L., & Mulligan, R. D ↑
-
- . Skill- Based Tasks ↑
-
- . Taris, T.W ↑
-
- . Multidimesional Traffic Locus of Control Scale ↑
-
- . Deery, H.A ↑
-
- . Hall, J ↑
-
- . Lifestyle ↑
-
- . Berg, H., Eliasson, K., Palmkvist, J., & Gregersen, N.P ↑
-
- . Chliaoutakis ↑
-
- . Darviri ↑
-
- . Demakakos ↑
-
- . Corbett, C ↑
-
- . Clarke, D.D., Ward, P., & Truman, W ↑
-
- . Moller, M ↑
-
- . Raskin, R., & Terry, H ↑
-
- . Schreer, G. E ↑
-
- . Reekless, W ↑
-
- . Humans, G.C. ↑
-
- . Hirschi, T ↑
-
- . Theory of Planned behavior ↑
-
- . Theory of Reason action ↑
-
- . Fishbein, M ↑
-
- . Social Psychology ↑
-
- . Godin, G ↑
-
- . Kok, G ↑
-
- . Madden, M.J ↑
-
- . Ellen, P.S ↑
-
- . Trenholm, S ↑
-
- . Human Communication Theory ↑
-
- . Paskal ↑
-
- . Brown, S.P ↑
-
- . Attitude ↑
-
- . Subjective Norms ↑
-
- . Perceived of Behavioral control ↑
-
- . Bandura,A ↑
-
- . Christopher, J ↑
-
- . Behaviral Intention ↑
-
- . Notani, A.S ↑
-
- . Behavior ↑
-
- . Target ↑
-
- . Action ↑
-
- . Context ↑
-
- . Time ↑
-
- . Perception of others behavior ↑
-
- . Liselotte, L.A, et al ↑
-
- . Becker, M.H ↑
-
- . Rosebstock, I.M ↑
-
- . DiMatteo, M.R., & DiNicola, D.D ↑
-
- . Haynes, R.B ↑
-
- . Janz, N.K ↑
-
- . Ronis, D.L., Harel, Y ↑
-
- . Sutton, S.R., & Eiser, J.R ↑
-
- . Jones, P.K., Jones, S.L., & Katz, J ↑
-
- . Delaney, A., et al ↑
-
- . Awopetu, O ↑
-
- . Farrelly, M.C., et al ↑
-
- . Elder, R.W ↑
-
- . Lund, J ↑
-
- . Bener, A ↑
-
- . Ulleberg, P ↑
-
- . Scaglion, R., & condon, R. G ↑
-
- . Begg, D.J., & Langley, J.D ↑
-
- . James ↑
-
- . Qiu-Xie,C., Parker, D ↑
-
- . Lam, L.T ↑
-
- . Milder ↑
-
- . Andreas & Sarkar ↑
-
- . Beck ↑
-
- . Rabbitt & Sutcliffe ↑
-
- . Newnam, S., Watson, B., & Murray, W ↑
-
- . Bianchi, A ↑
-
- . Davey, J., Wicshart, D., Freeman, J., & Watson, B ↑
-
- . Meadows ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
Financial Statementsi = fi ( Economic Eventsi) (3-1)
است. دو شرکت سیستمهای حسابداری i نشان دهنده سیستم حسابداری شرکتfi (EE) که در آن

قابل مقایسه خواهند داشت اگر انعکاس آنها مشابه باشد. معادله فوق بیان می کند که صورتهای مالی یک شرکت، تابعی از رویدادهای اقتصادی و حسابداری این رویدادها است(دی فرانکو و همکاران،۲۰۱۱).
طبق پژوهش چوی و همکاران(۲۰۱۳) سیستم حسابداری دو شرکت زمانی قابل مقایسه است که برای یک مجموعه از رویدادهای اقتصادی، صورتهای مالی مشابهی گزارش شود. در این پژوهش با پیروی از

پژوهش چوی و همکاران بازده سهام به عنوان نمایندهی رویدادهای اقتصادی است زیرا وقایع اقتصادی برای هر شرکت منحصر به فرد میباشد و همچنین در برگیرندهی شوکهای اقتصاد و صنعت میباشد و سود به عنوان نمایندهی نتایج صورتهای مالی در نظر گرفته می شود. زیرا سود یکی از مهمترین معیارهای صورت سود و زیان است و تنها با بهره گرفتن از سود میتوان قابلیت مقایسه صورتهای مالی را به عنوان یک محدودیت در تجزیه و تحلیلها وارد کرد. بر اساس مشاهدات سالانه شرکت ها، ابتدا معادله ی زیر برآورد می شود:
Earningsit = αi + βi Returnit + εit (۳-۲)
، سود خالص عملیاتی سالانه قبل از کسر مالیات تقسیم بر ارزش بازار Earningsit در این معادله
برآورد شده،i و i بازده سالانهی سهام است. ضرایبReturnit سهام در ابتدای دوره مالی و
با ، jرا نشان میدهد. به طور مشابه عملکرد حسابداری شرکت i عملکرد حسابداری شرکت
میباشد. طبق پژوهش چوی و همکاران(۲۰۱۳) برای برآورد عملکرد j استفاده از سود و بازده شرکت
در شرایط رویدادهای مشابه اقتصادی ( به عنوان مثال بازده ) پیشبینی سود به دوi و j حسابداری شرکت
طریق زیر محاسبه می شود:
E (Earnings)iit = i + i Returnit (۳-۳)
E (Earnings)ijt = j + j Returnit (۳-۴)
با توجه به iسود مورد انتظار شرکت E (Earnings)ii بر اساس معادلههای شماره ۳ و ۴ به ترتیب
با توجه به تابع حسابداری i سود مورد انتظار شرکت E (Earnings)ijt و i تابع حسابداری شرکت
برآورد می شود(چوی و همکاران، ۲۰۱۳).j برآوردی شرکت
به i و j طبق پژوهش چوی و همکاران(۲۰۱۳) قابلیت مقایسه صورتهای مالی بین شرکتهای
نشان داده شده و به معنی میانگین ارزش منفی قدرمطلق تفاوت سود پیش بینی CompAcctijtصورت
با اندکی تغییرات به شرح زیر میباشد: i و j شده عملکرد حسابداری شرکتهای
CompAcctijt = -۱/۴ × (۳-۵)
بیشتر باشد نشانگر آن است که صورتهای مالی قابلیت مقایسه بالاتری CompAcctijt هر چه مقدار دارند(چوی و همکاران، ۲۰۱۳).
برای ۴ سالt +3 تا t برای محاسبه متغیر تعدیلگر قابلیت مقایسه، ابتدا در طی سالهای
با بهره گرفتن از معادله (۳-۲) ضرایب آلفا و بتا برای هر شرکت به طور جداگانه محاسبه می شود. محاسبه و با استفادهE(Earnings)iit ،iسپس با بهره گرفتن از معادله (۳-۳) و ضرایب آلفا، بتا و بازده شرکت
برای ۴ سال متوالی E(Earnings)ijt ،i و بازده شرکت jاز معادله (۳-۴) و ضرایب آلفا و بتا شرکت
محاسبه می شود و از طریق معادله(۳-۵) مقدار قابلیت مقایسه محاسبه می شود. لازم به ذکر است که مقدار قابلیت مقایسه با بهره گرفتن از آلفا و بتا برای شرکتهای موجود در هر صنعت به طور جداگانه محاسبه شده است. و صنایع مختلف از یکدیگر متمایز میباشند.
۳-۸-۲ متغیر مستقل
متغیر مستقل، یک ویژگی از محیط فیزیکی یا اجتماعی است که بعد از انتخاب، دخالت یا دستکاری شدن توسط پژوهشگر، مقدارهایی را میپذیرد یا تاثیرش بر روی متغیر دیگر (وابسته) مشاهده می شود(خاکی،۱۳۹۱).

متغیر مستقل پژوهش حاضر(سود آتی تعدیل شده با ارزش بازار سهام) است.
سود آینده برای ارزیابی سهام حائز اهمیت است؛ زیرا قدرت توضیحی بازده سهام آن نسبت به سود جاری بیشتر است؛ همچنین سرمایه گذاران به احتمال زیاد وزن بیشتری را به سود مورد انتظار آینده می دهند؛ زیرا سود حسابداری در انعکاس اطلاعات به دلیل قابلیت اتکا، عینیت، قابلیت اثبات و محافظه کاری، به موقع نیست(رحمانی و همکاران ۱۳۹۱).
پژوهشهای مختلف بر رابطه سود آتی و بازده سهام تأکید دارند. با بهره گرفتن از پژوهش چوی و همکاران(۲۰۱۳) متغیر مستقل به صورت زیر محاسبه می شود:
تقسیم بر ارزش بازارt+3 تا t +مجموع سودهای خالص عملیاتی قبل از کسر مالیات برای سالهای ۱ :Xit3
.t سهام در ابتدای سال مالی
۳-۸-۳ متغیر وابسته
متغیر وابسته، متغیری است که هدف پژوهشگر، تشریح یا پیش بینی تغییرپذیری آن است و باید در پژوهش بررسی شود(خاکی، ۱۳۹۱).
متغیر وابسته است که به صورت زیر محاسبه می شود: Ritدر این پژوهش
: تفاوت قیمت سهام در ابتدا و انتهای دوره مالی بعلاوه سود تقسیمی نقدی، سهام جایزه و مزایای حق Rit
تقدم سهام تقسیم بر قیمت سهام در ابتدای دوره.
۳-۸-۴ متغیرهای کنترلی
در یک پژوهش نمی توان همزمان اثر تمام متغیرها را بر یکدیگر بررسی کرد، بنابرین پژوهشگر اثر پارهای از متغیرهایی را که در رابطه متغیرهای وابسته و مستقل مداخله میکنند کنترل یا خنثی می کند(خاکی،۱۳۹۱).
: لگاریتم طبیعی ارزش بازار سهام در ابتدای سال مالی. SIZEit
منفی باشد ۱ در غیر این صورت صفر است.Xit3 : اگرLOSSit
.t تقسیم بر کل دارایی های سالt+ تا ۱tرشد کل دارایی ها برای سال :GROWTHit
. t+ تا ۳t برای سال Xit : انحراف استاندارد EARNSTDit
کنترل می شود زیرا LOSSit به خاطر تفاوت محیط اطلاعاتی شرکتها کنترل می شود و متغیر SIZEit
به خاطر EARNSTDit و GROWTHit پیش بینی سود آتی منفی نسبت به سود آتی مثبت مشکل است.
اثر رشد شرکت و نوسانات سود در پیش بینی سود آتی کنترل میشوند(چوی و همکاران،۲۰۱۳).
۳-۸-۵ مدل شماتیک
متغیرهای مستقل:
Xit3
سود آتی تعدیل شده با ارزش بازار سهام
متغیر تعدیلگر:
CompAcctijt
قابلیت مقایسه
متغیر های کنترلی:
SIZEit
اندازهشرکت
LOSSit
زیان
GROWTHit
رشد شرکت
EARNSTDit
نوسانات سود
نمودار (۳-۱)، مدل مفهومی روابط بین متغیرها
۳-۸-۶ مدل مربوط به رابطه بین متغیرهای مستقل و وابسته طبق پژوهش چوی و همکاران(۲۰۱۳) برای اندازه گیری توانایی بازده سهام بر سود آتی، مدل زیر برای ارائه می شود: t و سال i شرکت
Rit = b0 + b1 Xit-1 + b2 Xit + b3 Xit3 + b4 Rit3 + εit (۳-۶)
.tسود خالص عملیاتی قبل از کسر مالیات تقسیم بر ارزش بازار سهام در ابتدای سال مالی:Xit
.t+ تا ۳t+برای سالهای ۱ Rit : مجموعRit3 و ترکیب سود سه سال Rit به شکل ۳(Rit + ،۳ Rit + ،۲Rit + در مدل بالا ترکیب بازده سه سال آتی (۱ است و رابطه بین بازده و سودهایb2 برچسبERC میباشد. Xit3 به شکل( Xit+3 ،Xit+2 ،Xit+1)آتی
است b برچسب ۳FERCهمزمان را منعکس می کند که در واقع همان ضریب واکنش سود است. و
رابطه b که رابطه بین بازده و سود آتی را منعکس می کند که همان ضریب واکنش سود آتی است و ۴ بازده آتی با بازده را نشان میدهد(چوی و همکاران، ۲۰۱۳).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
وودانویچ وکاس (۱۹۹۰) که مدعی شده بودند در بیحوصلگی ۵ عامل متمایز وجود دارد، به تحریک درونی که توصیفی از بیعلاقگی و مشکل در حفظ توجه است اشاره میکنند، که تا حدودی با مفهوم بیانگیزگی به خصوص با محتوای گویه های آن همخوانی دارد. همچنین عامل نیازهای نامشخص که گوردن و همکاران(۱۹۹۷) مطرح کرده بودند تا حدود زیادی با عامل بیانگیزگی و بیهدفی همخوانی دارد.

اما تحقیقات انجام شده پیرامون همبستههای بیحوصلگی نشان میدهد که نمرات بالا در بیحوصلگی به طور مثبتی با تأخیر و تعلل رابطه دارد (بلانت پیچل، ۱۹۹۸؛راپ و وودانویچ، ۱۹۹۹)، و فاقد انگیزه تلقی میشوند (فارمر وساندبرگ، ۱۹۸۶)، فقدان درگیری در کار دارند (لری ویارویس، ۲۰۰۳)، و احساس رکورد و درجا زدن دارند (فیشر، ۱۹۹۳). برخی محققین اشاره کرده اند که بیحوصلگی نشانهای از انگیختگی پایین است (هب، ۱۹۹۵؛ به نقل از وودانویچ، ۲۰۰۳). لارسن و ریچادز (۱۹۹۱) بیان میکنند که بیحوصلگی از نظر دانش آموزان ناشی کارها و فعالیتهایی است که مدرسه برای آن ها طراحی کردهاست و برای آنان فاقد معنا و هدف است. بارمک (۱۹۳۸؛ به نقل از وات، ۲۰۰۲) پیشنهاد کرد بیحوصلگی یک حالت تعارض بین گرایش به دنبال کردن یا دور شدن از یک موقعیت که به دلیل عدم انگیزه کافی به طور اساسی ناخوشایند شده است. وین برگر و مولر(۱۹۷۴؛ به نقل از وات، ۲۰۰۲) بیحوصلگی را به عنوان احساسات همزمانی از پوچی و تنش در فردی که قادر نیست سرگرمی یا فعالیت لذت بخشی برای خود فراهم کند مشخص می شود.

بر اساس مدل جی و تیموتی(۱۹۸۸) بیحوصلگی به میزان زیاد در افرادی دیده می شود که دارای سطح بالایی از جهت گیری بیرونی، فعال سازی عادی نیازهای ناکام شده و مهارتهای سطح پایین هستند. که میتوان گفت جهت گیری بیرونی یا وابستگی به تحریکات بیرونی در مقابل تحریکات درونی یا انگیزه است که در افراد بیحوصله پایین است. اسمن (۱۹۷۹) بیحوصلگی را ناشی از نیاز به تحریکات فراهم شده بیرونی میداند که ویژگی افرادی است که دارای سبک شناختی وابستگی میدانی (محیطی) یا منش انفعالی دارند که این مسئله را نیز میتوان به عنوان انگیزه پایین تفسیر کرد. به عنوان مثال هیلی(۱۹۸۴) و کلدبرگ(۲۰۰۸) از بی انگیزگی تحصیلی به عنوان ویژگی افراد بیحوصله اشاره کرده اند. همچنین خستگی به عنوان یکی از نشانه های بیحوصلگی ذکر شدهاست (کلدبرگ، ۲۰۰۸). سرانجام مطالعات زیادی یکی از عناصر اصلی بیحوصلگی را کاری برای انجام دادن نداشتن (به طور واقعی یا ادراکی) میدانند (شلی و همکاران، ۲۰۰۹). بنابرین میتوان گفت یافته های فوق تأییدی برای عامل بیانگیزگی و بیهدفی است، و بیانگیزگی تحصیلی یکی از مهم ترین پیشبینی کننده های بیحوصلگی است.
۲-۶ پیشینه تجربی
۲-۶-۱ تحقیقات انجام شده ساختار عاملی BPS :
مطالعات تحلیلی عامل BPS توسط محققین مختلف انجام گرفتهاست (احمد، ۱۹۹۰؛ گانا واکرمی، ۱۹۸۸؛ وودانویچ، وات، وپیوتروسکی، ۱۹۹۷). احمد (۱۹۹۰) یک راه حل دو عاملی (بی احساس[۲۷۸] وبی توجهی) با بهره گرفتن از اطلاعات جمع آوری شده روی یک نمونه ۱۵۴ نفری از دانشجویان گزارش کرد. گانا و اکرمی با بهره گرفتن از فرم فرانسوی روی یک نمونه ۲۷۰ نفری دانشجویان و افراد مسن شواهد از وجود دو عامل (تحریک بیرونی و درونی) به دست آوردند.
وودانویچ وکاس (۱۹۹۰) مقیاس BPS را روی یک نمونه ۳۸۵ نفری از دانشجویان در آمریکا اجرا کردند، و شواهدی مبنی بر وجود حداقل پنج عامل به دست آوردند این پنج عامل : تحریک بیرونی، تحریک درونی، پاسخ مؤثر، ادراک زمان و اجبار[۲۷۹] نامگذاری شده بودند. وودانویچ، وات و پیوتروسکی (۱۹۹۷) ساختار عاملی BPS را روی دانشجویان آمریکایی آفریقایی تبار اجرا کردند و یک راه حل هشت عاملی به دست آوردند. به لحاظ مفهومی شبیه راه حل پنج عاملی بود،که توسط وات و وودانویچ گزارش بود که روی شرکت کنندگان سفید پوست اجرا شده بود. عوامل اضافی که به عنوان زیر مجموعه دو زیر مقیاس اصلی تحریک بیرونی و تحریک درونی ملاحظه شدند و به اسامی ادراک زمان، تحریک درونی (خلاقیت)، تحریک بیرونی ( یکنواختی) اجبار، عاطفه، تحمل[۲۸۰] تحریک درونی (حفظ توجه[۲۸۱] ) و تحریک بیرونی (چالش) نام گذاری شدند.
گوردن و همکاران (۱۹۹۷) یک تحلیل عاملی تأییدی را روی پنج عاملی که توسط وودانویچ وکاس (۱۹۹۰) گزارش شده بود، روی یک نمونه ۳۴۵ نفری از دانشجویان و کارمندان استرالیایی اجرا کردند و یک تأیید جزیی برای این راه حل پنج عاملی به دست آوردند. دو عامل (عامل خود تنظیمی پایین و نیاز نامشخص[۲۸۲]) از عوامل به ترتیب مشابه با عامل تحریک بیرونی و تحریک درونی وودانویچ و کاس بودند. عامل سوم : بی قراری در مهار[۲۸۳] هم معادل عامل اجبار وودانویچ و کاس بود. عوامل دیگری که توسط گوردن و همکاران پیداشده بود عبارت بودند از : فقدان خلاقیت و بیتوجهی. این نویسندگان شواهدی برای وجود زیرمقیاس های ادراک زمان و پاسخ مؤثر پیدا نکردند.
سرانجام شواهدراجع به راه حل ۵ عاملی از مطالعات مربوط ارزیابی امتیاز زیرمقیاسهاBPS قابل دسترسی است. وینک و دوناهیو(۱۹۹۷)امتیاز زیر مقیاسها در دامنه متنوعی از۵۱/۰تا۷۱/۰ گزارشکردند هاریس(۲۰۰۰) دریافت که ضریب آلفا برای زیر مقیاسها در دامنهای بین۵۵/۰ تا۶۸/۰ قرار دارد؛ در حالی که وودانویچ وکاس(۱۹۹۰)ضریب همسانی درونی زیرمقیاسها را بین۵۹/۰تا۷۳/۰گزارش کردند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
کمیته در سال ۱۹۸۸ پیشنهاد کرد؛ نظر به ارجاعهای برخی دول عضو به حقوق و رویه های اسلامی در شروطشان، برای کمیته، مفید خواهد بود که راجع به این موضوع مطالعه و اطلاعاتی داشته

باشد.[۸۷]

کمیته اقدامات خود را با طرح پرسشهای دقیق از دولتها راجع به مسأله شروط ادامه داده و کوشیده است آنان را به بازبینی و اصلاح قوانین و رویههایشان در متابعت از کنوانسیون، تشویق کند تا امکان پس گرفتن شروط فراهم شود.[۸۸]
کمیته در سال ۱۹۹۲ توصیه کلی دیگری راجع به شرطها ارائه کرد. در این توصیه کلی (شماره ۲۰) پیشنهاد کرد که دول عضو باید در جهت آمادگی برای کنفرانس جهانی ملل متحد راجع به حقوق بشر در ۱۹۹۳[۸۹] مسأله اعتبار و آثار حقوقی شروط وارد بر کنوانسیون را با مقایسه شروط دیگر معاهدات حقوق بشری، بازبینی کنند و ارائه آئینی را راجع به شروط وارد بر این کنوانسیون که قابل مقایسه با دیگر معاهدات حقوق بشری باشد، بررسی نمایند.
۳-۱۰- رهنمودهای کمیته رفع تبعیض راجع به نحوه تهیه و ارائه گزارشهای اولیه و دورهای دولتها:
کمیته در جهت یافتن راه ها و وسایلی برای پرداختن به شروط وارد بر کنوانسیون و بررسی مستمر آن ها، رهنمودهای خود را راجع به آماده سازی و ارائه گزارشهای اولیه و دورهای موضوع ماده ۱۸، اصلاح کرد تا رهنمودی را برای دولتهایی که میخواهند با شرط به کنوانسیون ملحق شوند، بگنجاند.
کمیته در رهنمود اصلاح شده از دول عضو میخواهد تا راجع به شروطشان به طور مشخص گزارش بدهند و روشن کنند که چرا آن تحفظات را ضروری میدانند. اثر مشخص آن بر حقوق و سیاست ملیشان چیست و آیا بر دیگر معاهدات حقوق بشری که ضامن حقوق مشابه است. شرطهای مشابهی وارد کرده اند؟
همچنین در این رهنمود، از دولتهای عضو خواسته می شود تا طرحهای خود را برای تجدید آثار شروط یا استرداد آن ها حتیالمقدور با تعیین برنامه زمانبندی برای این امر، عرضه و تشریح کنند. از دولتهای وارد کننده شروط مغایر با موضوع و هدف کنوانسیون خواسته می شود تا راجع به اثر و تفسیر تحفظاتشان، گزارش بدهند. کمیته همچنین درخواست کرد تا نامه مخصوصی از سوی دبیر کل به دولتهای وارد کننده شروط ماهوی فرستاده شود و توصیه گردد که برنامه خدمات مشاورهای از سوی «مرکز حقوق بشر و شعبه پیشرفت زنان»، برای ارائه مشورت به این دولتها راجع به استرداد شروط، قابل ارائه باشد.
کمیته می تواند از دولت عضو بخواهد در مورد حفظ شروط و نیز آثار این شروط در خصوص برخورداری زنان از حقوق اساسی خویش در آن کشور، توضیحات تفصیلی ارائه دهد. کمیته می تواند به طور منظم، اثر توصیه های کلی و رهنمودهای گزارشدهی را در مورد تحفظات و اعلامیهها، ارزیابی و کنترل کند تا ببیند آیا دولتهای عضو از رهنمودها تبعیت کرده اند و آیا تبعیت از رهنمودها به اصلاح شرط ها انجامیده است یا نه؟[۹۰]
۳-۱۱- گفتگوهای سازنده کمیته با دولتهای عضو درباره شروط:
از جمله روش های دیگری که کمیته به کار میگیرد تا دولتها را به استرداد با اصلاح شروطشان وادار کند، گفتگوهای سازنده با دولتهای عضو، در خصوص تحفظات آن ها است. در این شیوه، برعکس توصیه های کلی و رهنمودهای راجع به شروط که عام است و دولت خاصی مخاطب آن ها نیست، با هر یک از دولتهای شرطگذار به طور ویژه بحث و گفتگو می شود. کمیته در جریان این مذاکرات می کوشد ضمن اطلاع از دلایل واقعی دولت شرطگذار، ضرورت شرط آن ها را نقد و بررسی کرده و راه هایی را برای تغییر و اصلاح آن شروط، به دولت صاحب شرط ارائه داده و دولت را نسبت به آن متقاعد نماید.
یکی از موضوعاتی که کمیته به این منظور در گفتگوها از آن استفاده نموده، بحث مقایسه نوع تصویب و الحاق دولت طرف گفت و گو به معاهدات مختلف بشری است؛ یعنی کمیته دولتی را که برخی تعهدات مندرج در کنوانسیون را مورد شرط قرار داده به این موضوع متوجه ساخت است که آیا تعهدات مشابه در دیگر معاهدات حقوق بشری را نیز شرط کردهاست و اگر چنین است آیا آن شروط با شرطهای وارد بر کنوانسیون محو تبعیض، همخوانی و انطباق دارد؟[۹۱]
برای مثال؛ گفته می شود مواد ۲، ۹، ۱۵ و ۱۶ کنوانسیون که مورد بیشترین شرطهای کلی واقع شدهاند، تعهداتی را در بردارند که مشابه آن در تعدادی از معاهدات دیگر حقوق بشری دیده می شود، مانند مواد: ۲ (بند ۱) و ۳ میثاق حقوق مدنی و سیاسی؛ مواد ۲ (بند ۲) و ۳ میثاق حقوق اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی[۹۲]؛ و ماده ۲ کنوانسیون حقوق کودک که تعهدات مشابه با ماده ۲ کنوانسیون محو تبعیض ایجاد می کند.[۹۳]
واقعیت این است که؛ این گفتگوها تأثیر قابل ملاحظهای داشته است به طوری که تاکنون شمار قابل توجهی از شروط، اصلاح یا کاملاًَ حذف شده است. یکی از موارد مهم، مربوط به دولت لیبی است. دولت مذبور شرط کلی خود را که هنگام الحاق وضع کرده بود و به موجب آن مقررات کنوانسیون محو تبعیض را به قوانین احوال شخصیه ناشی از شریعت اسلام، محدود میکرد، اصلاح کرد و آن را اینگونه مشخص و محدود ساخت که: «لیبی ماده ۲ کنوانسیون را در پرتو مقررات امری اسلام در مورد ارث، و شقوق (ج) و (د) از بند ۱ ماده ۱۶ را بدون لطمه به حقوقی که اسلام برای زنان تضمین کردهاست، اجرا می کند.
این اصلاح زمانی واقع شد که لیبی نخستین گزارش خود را طبق ماده ۱۸ کنوانسیون ارائه کرد. متعاقب آن، مذاکراتی بین لیبی و کمیته انجام گرفت که در آن نماینده لیبی و اعضای کمیته، شرط اولیه لیبی را به تفصیل بررسی کرده و راه هایی را نشان دادند که طی آن، امکان مشخصتر کردن شرط وجود داشت.
به واقع، اگر چه تعداد گستره شروط وارد بر کنوانسیون محو تبعیض، در بین معاهدات حقوق بشری، پس از کنوانسیون حقوق کودک، رتبه دوم را دارد، اما شروط حذف و لغو شده نیز بیش از هر معاهده حقوق بشری دیگر بوده است.[۹۴]
به طوری که ملاحظه شد، کمیته رفع تبعیض نسبت به شروط وارد بر کنوانسیون، به گونه ای جدی و فعال عمل کردهاست و از این پس نیز چنین خواهد کرد، بلکه همان گونه که از طرحها و پیشنهادهای ارائه شده در کمیته برمیآید، این رویه وسعت و قوت خواهد یافت. در این پیشنهادها تأکید شده است که کمیته می تواند در بحث و گفتگوهای مثمر ثمر با دولتهایی که شروط ناهمخوان با یکدیگر دارند، وارد شده و دیگر ارگانهای معاهداتی را نیز به ورود به چنین بحثی، تشویق کند. همچنین می تواند مباحثی را با مقامات عالی کشورهایی که الحاق به کنوانسیون را با شرط در دست بررسی دارند، انجام دهد و همچنین سازمانهای غیردولتی (NGOs) را در سطوح ملی و بین المللی، تشویق کند تا با مشورت با دولتها، در جهت وادار کردن آن ها به انصراف از شروط، بپردازند.[۹۵]
همچنین تأکید شده که کمیته باید به تشویق و ترغیب دیگر دول عضو کنوانسیون برای اعتراض به شروط مغایر با موضوع و اهداف کنوانسیون ادامه دهد و نیز باید به رویکردهای ارائه شده توسط سایر ارگانهای حقوق بشری، به ویژه «کمیته حقوق بشر»، توجه کند و مبنای عمل خود قرار دهد و تماسهای خود را با دیگر ارگانهای معاهداتی راجع به این موضوع از طریق نشستهای منظم رؤسای ارگانها، حفظ کند.[۹۶]
۳-۱۲- کشورهای اروپایی و الحاق به کنوانسیون
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۲-۵-۳-نظریه تعامل
در حال حاضر تئوری تعارض حول محور دیدگاهی میچرخدکه آن را مکتب تعامل مینامند. اگرچه از دیدگاه روابط انسانی باید تعارض را پذیرفت ولی در مکتب تعامل بدین سبب پدیده تعارض مورد تأییدقرار میگیرند که یک گروه هماهنگ، آرام و بیدغدغه، مستعد این است که به فطرت انسانی خویش برگردد، یعنی احساس خود را از دست بدهد، تنبلی و سستی ییشه کند و در برابر پدیده تغییر، تحول و نوآوری هیچ واکنشی از خود نشان ندهد. نقش اصلی این شیوه تفکر درباره تعارض این است که این پدیده مدیران سازمانها را وادار میکند که در حفظ سطحی معینی از تعارض بکوشند و مقدار تعارض را تا حدینگه سازمان را زنده، با تحرک، خلاق و منتقد به خود نگه دارد.

۲-۲-۶-ارزشهای مشترک
ارزش گاه در قالب یک هدف و گاه رسیدن به هدف و با بهاء دادن به یک مورد مطرح میشود. گونههای بسیاری از ارزشهاقابلو تشخیصاند از جمله ارزشهای اقتصادی،سیاسی، حقوقی،فرهنگی و دینی. آنچه نوع و میزان و مرتبت ارزشها را تحقق میبخشد فرهنگ است. فرهنگ به ارزشها هویت میبخشد.به عبارت دیگر معیار ارزشها از طریق فرهنگ شناسایی میشود. رابطه متقابل بین فرهنگ و ارزشهای قابلقبول و مطرود در هر جامعهای وجود دارد. چرا که ارزشها نیز موجب شناخت و تفاوت فرهنگ میشوند (سازگارا،۱۳۷۷). اگر مدیریت را یک سیستم بدانیم،حضورارزشها در زیرسیستمهای متعدد آن به چشم میخورد که به برخی از آن ها اشاره میشود: فرهنگسازمانی به عنوان یکی از مهمترین زیرسیستمهای مدیریت،بارزترین جایی است که ارزشها در آن رشد میکند. با پذیرش این اصل که ارزشهای مشترک از جمله عناصر فرهنگ سازمانی بوده و به همراه باورها تجلی فرهنگ سازمانی هستند (استانلی دیویس،۱۳۷۳).وارزشهای اصلی سازمانکه به مقیاس وسیع مورد توجه همگان قرار میگیرند، معرف فرهنگ آن سازمان هستند (رابینز،۱۳۷۳). ناشی از اعتقادات مشترکی است که طرفین در مورد اهداف، رفتارها و سیاستها دارند و این پیوندهای قلبی را به وجود خواهد آورد که زمینه را برای اعتمادسازی و تعهد بیشتر آماده میکند. علاوه بر این، وجود وجه مشترک بین دو طرف مبادله، راه را برای ادامه مسیر هموارتر خواهد کرد و محکم تر شدن ستونهای بازاریابی رابطه مند را در پی خواهد داشت (چانتال آمی،۲۰۰۷). پیتر دراکر بر این باور است که سازمانها باید برای خود معیار و ارزشهایی داشته باشند، مردم هم همین طور. برای اینکه فرد در سازمان، کارآمد و مؤثر باشد ارزشهای او باید با ارزشها و معیارهای سازمان، سازگاری و همخوانی داشته باشد. در دهه ۱۹۸۰ مدل مک کینزی برای موفقیت شرکتهاهفت عامل درونی را مؤثر میداند ارائه شد. مدل (هفت اس) مک کینزی یک چارچوب و مدل مدیریتی است که هفت عامل را جهت سازماندهی یک شرکت در یک نگاه کلی و مؤثر بیان میسازد. عواملی که با یکدیگر نحوه عملکرد شرکت را تعیین میکنند،شرکتها چه بزرگ و چه کوچک باید این هفت عامل را مورد بررسی قرار دهند تا بتوان اطمینان حاصل کنند که راهبردها به درستی پیاده میشود. در مرکز این مدل ارزشهای مشترک قرار گرفته است. اعتقادات،باورها و اهدافی که بین بخشهای مختلف شرکت مشترک هستند.


ارزش ها و تئوری های مدیریت شاید بتوان با توجه به آنچه گفته شد، ردپای ارزش ها رادر همه تئوری های مدیریت از کلاسیک ها و حتی پیش تر از آن گرفته تا نظریه های جدید مدیریتی را پیگیری کرد. آنچه در تقسیم بندی منابع قدرت از وبر نقل شده است و یا برخی اصول چهارده گانه مدیریت فایول و حداقل دو اصل از اصول مدیریت علمی تیلور، هریک به نحوی بر پذیرش تفاوت ها و ارزش های افراد در سازمان گواهی میدهند. بدون شک مکتب نئوکلاسیک ها،که با مطالعات هاثورن آغاز شد،ارتباط بین ارزش های افراد و عملکرد آن ها در سازمان را مورد تأیید قرار داده است و در ادامه نظریه های رفتارگرایان و افرادی چون مازلو،هرزبرگ، مک گریگور،هرسیهریک به نحوی مهر تاییدی بر نفوذ ارزش ها در سازمان و عملکرد آن نهاده اند(رضائیان،۱۳۸۲).
۲-۲-۷-همدلی
همدلی یک جزء دیگر مراوده تجاری است که بین دو طرف رابطهایجاد میشود و در یک وضعیت یکپارچه جهت دستیابی به هدف مطلوب ایفای نقش میکند. وجود این جزء در بازاریابی رابطه مند، موجب توسعه و افزایش وفاداری میگردد و به طور مستقیم احساس تعلق به رابطه و به طور غیرمستقیم احساس تعلق به سازمان را ایجاد میکند. مطالعات انجامگرفته توسط ویلسون و مالاننی (۱۹۸۶) نشان میدهد که: همبستگی قوی تر بین خریداران و فروشندگان باعث ایجاد تعهد بیشتر جهت حفظ رابطه میشود (سازگارا،۱۳۸۲).
۲-۲-۸ -پارک علم وفناوری
سابقه پارکها و شهرکهایعلمی و فناوری به اواخر دهه ۱۹۵۰ و اوایل۱۹۶۰برمیگردد. از لحاظ تاریخی پیدایش«پارک پژوهشی مثلثی» در کارولینای شمالی و «دره سیلیکون» در کالیفرنیا در همسایگی دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی قوی، طلیعه ایجاد پا رکها و شهرکهای علمی و فناوری و تحقق نمونه های اولیه آن ها تلقی شده است. اولین پا رکها و شهرکهای علمی و فناوری در اروپا در اواخر دهه شصت شکل گرفتند که از آن جمله میتوان به «کمبریج» و «هریوت وات» در انگلیس و «گرهنویل» و «سوفیاآنتیپولیس» در فرانسه اشاره نمود. اکنونبیش از هشتصدپارک علمی و فناوری در بیش از پنجاه و پنج کشور جهان وجود دارد که بیش از ۲۸۵ عدد از آن ها فقط در ایالات متحده آمریکا احداث شده است.
دنیابیش از سه هزارانکوباتور (مرکز رشد) آمریکا: بیش از هزارانکوباتور (مرکز رشد) برزیل: بیش از دویستانکوباتور (مرکز رشد) ازبکستان: بیش از بیست و پنجانکوباتور (مرکز رشد)
افزایش روزافزون فاصله بخشهای اقتصادی با دانشگاهها و مؤسسات تحقیقاتی موجب پیدایش سازمانهای جدیدی در چند دهه اخیر با هدف کاهش این فاصله و عینیت بخشیدن به نتایج تحقیقات در جامعه گشته است. موفقیت این سازمانها، که در بسیاری کشورها نقش اساسی در رشد و توسعه علمی ـ اقتصادی داشته، موجب تکثیرسریع این الگو در کشورهای مختلف شده است. هسته اصلی فلسفه ایجادپا رکهای تحقیقاتی در کشورهای مختلف تا حدود زیادی به یکدیگر شباهت دارد. ارکان اصلی این فلسفه به قرار زیر است:
• فراهم کردن بسترهای فیزیکی و عینی مورد نیاز برای پرورش و شکوفایی خلاقیت پژوهشگران و نوآوران از طریق ایجاد فضاهای مطلوب.
•صرفهجویی اجتماعی در وقت و هزینه های ارتباطی از طریق گرد هم آوردن مجموعه عناصر، نهادها، شرکتها، سازمانها و حتی افراد منفردی که در امر خلق، پرورش، تولیدی کردن و ارتقای کیفیت یک یا چند فناوری تعریف شده و مورد نیازجدی جامعه فعالاند.
•تسهیل ارتباطات رو در رو و نزدیکی همه عناصریکه در گردونه تحقیق و توسعه و تولید به کسبوکاراشتغال دارند.
•برگزاری سمینارها، کنفرانسها و نشستهای مختلف تخصصی و آموزشی جهت بسط علمی و توسعه فناوری.
•صرفهجویی اقتصادی در سرمایهگذاریهای زیربنایی، استفاده مشترک از امکانات و تسهیلات زیر بنایی نظیر تأسیسات شهری، تجهیزات گران آزمایشگاهی، بانکهای اطلاعاتی.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت



۲-۱-۱-۱- مفهوم خلاقیت، نوآوری، تغییر و اختراع
استنبرگ خلاقیت را برقرار کردن ارتباطات جدید، دیدن چیزها از طریق جدید و تعریف جدید مسائل میداند (شالی؛ زو و اولدهام[۹۴]، ۲۰۰۴). خلاقیت به معنای توانایی ترکیب ایده ها در یک روش منحصر به فرد یا ایجاد پیوستگی بین ایدههاست ( دهقان نجم، ۱۳۸۸). خلاقیت لازمه نوآوری و بستر رشد و پیدایی آن میباشد. از خلاقیت تا نوآوری غالبا راهی طولانی در پیش است. اکثر نوآوریها از جست و جوی آگاهانه و هدفمند به دنبال فرصتهای جدید حاصل میگردند و این فرایند با تجزیه و تحلیل این فرصتها آغاز می شود (کوراتکو و هاجس[۹۵]، ۲۰۰۱). دفت[۹۶](۱۹۷۸) نوآوری سازمانی را به معنی پذیرفتن یک عقیده یا رفتار که برای صنعت، بازار یا محیط عمومی سازمان تازگی داشته باشد تعریف می کند. نوآوری فرایند ادراک یا ایجاد دانش مربوط و تبدیل آن به محصولات و خدمات بهبود یافته و یا جدید، برای افرادی که خواهان آنها هستند میباشد. همچنین نوآوری استعداد و توانایی تغییر یا انطباق را به وجود میآورد (دهقان نجم، ۱۳۸۸). بچیخ، لاندری و آمارا[۹۷] (۲۰۰۶) خلاقیت و نوآوری سازمانی و فناورانه را عامل رشد، توسعه، بالندگی و بهبود حیات کاری سازمان میدانند.
اصطلاح تغییر به معنای هر چیزی است که با گذشته تفاوت داشته باشد. اما نوآوری ایجاد ایدههایی است که برای سازمان جدید است. از اینرو، تمام نوآوریها می توانند منعکس کننده یک تغییر باشند، در حالی که تمام تغییرها، نوآوری نیستند. تغییر نتیجهای از فرایند خلاقیت و نوآوری است؛ مانند تغییر یک تناوب در سیاست و ساختار سازمانی یا طرز تلقی افراد به منظور بهبود عملکرد (علیرضایی و تولایی، ۱۳۸۷). نوآوری ممکن است نتیجه توسعه درونی حاصل از برنامه های تحقیق و توسعه باشد و یا از مدیران و دیگر کارکنان که درباره چگونگی مفید بودن فعالیتها فکر میکنند، ناشی شود. یا ممکن است از عوامل بیرونی مثل تغییرات در ماهیت رقابتها منتج شود (نایاک[۹۸]، ۱۹۹۱). دراکر (۲۰۰۱) معتقد است که نوآوری موفق مستلزم کار سخت متمرکز و هدفمند است. کتز و کان[۹۹] بر این باورند که بین نوآوری و تغییر ، تفاوتهایی وجود دارد. برای مثال تغییر می تواند به بهبود رضایت شغلی یک فرد اطلاق شود، در حالی که نوآوری نتیجه و تاثیری بیش از یک فرد را در برگیرد و تاثیر آن، ورای عامل ایجاد کننده آن است. لارسن[۱۰۰] در تحقیق دیگری در مورد تغییر تکنیک کنن[۱۰۱] بیان کرد که تغییر، ایجاد هر چیزی است که با گذشته تفاوت داشته باشد. اما نوآوری ایجاد ایدههایی است که برای سازمان جدید است. از این رو، تمام نوآوریها می توانند منعکس کنده یک تغییر باشند. در حالی که تمام تغییرها، نوآوری نیستند. تغییر نتیجهای از فرایند خلاقیت و نوآوری است (فتحیزاده و همکاران، ۱۳۹۰). تغییر سازمانی به عنوان اتخاذ یک فکر یا رفتار جدید به وسیله سازمان مشخص می شود، اما نوآوری سازمان اتخاذ یک ایده یا رفتار است که برای یک نوع وضعیت، سازمان، بازار و محیط کلی سازمان جدید است. اولین سازمانی که این ایده را معرفی می کند به عنوان نوآور تلقی میگردد و سازمانی که تقلید می نماید، یک تغییر را اتخاذ کردهاست. از سویی دیگر اختراع تنها یک بعد نظری داشته و باید برای حمایت از آن از حق امتیازها استفاده کرد. نوآوری اختراعی است که به صورت عملی به محصولات و فرایندهای ارزشمند تبدیل شده است؛ در واقع شومپیتر نوآوری را ترکیب تازهای از عوامل تولید و حالتهای مختلف یک سیستم و یا تابع تولید جدید از رهگذر دستیابی به منابع و فرایند تولیدی نو یا بازاری جدید و در انتها طراحی یک سازمان جدید تعریف کرد. در تئوری وی، انواع نوآوری به پنج دسته تقسیم می شود: معرفی یک محصول جدید و یا تغییر کیفی در محصول موجود؛ معرفی یک فرایند جدید در یک صنعت؛ نفوذ در بازارهای جدید و یا تغییر کیفی در محصول موجود؛ معرفی یک فرایند جدید در یک صنعت؛ نفوذ در بازارهای جدید؛ توسعه منابع جدید عرضه مواد خام و یا سایر ورودی ها و ایجاد تغییرات در سازمان (منطقی، خسروپور، خانی، ۱۳۹۲). بنابرین میتوان استدلال کرد که خلاقیت اشاره به ایجاد چیزی جدید دارد ولی نوآوری به معنی استفاده از آن چیز جدید در عمل میباشد که تاثیر آن می تواند گسترده باشد پس خلاقیت آوردن چیز جدید در ذهن است و نوآوری آوردن آن چیز جدید در کاربرد و عمل؛ ولی تغییر به معنای ایجاد چیزی است که با گذشته تفاوت دارد و به معنای ایجاد فکر، ایده و چیز کاملا جدید نیست. در واقع میتوان نوآوری را به معنای اختراعی دانست که به مرحله ظهور و شکوفایی در محصولات و فرایندهای ارزشمند رسیده است و دیگر حالت نظری و تئوریک ندارد.
۲-۱-۱-۲- عوامل مؤثر بر شکل گیری فرایند نوآوری در سازمان شامل:
الف)عوامل درونی سازمانها
ب)عوامل بیرونی سازمانها
عوامل درونی را “موتور نوآوری” نام نهادهاند که سیستم پیچیده عوامل داخلی شامل توانایی و قابلیت یادگیری سازمانها برای توسعه و خلق محصولات و فرایندهای جدید است. عوامل خارجی نیز تواناییهایی است که قدرت رقابت و عرضه متناسب با نیاز مشتریان و ذینفعان را گسترش میدهد (علیرضایی و تولایی، ۱۳۸۷). بنابرین میتوان نتیجه گرفت که نوآوری به عنوان یک اصل مهم راهبردی در سازمان مانند بسیاری از موارد دیگر برای به وجود آمدن، نیاز به یک سری عوامل درونی و بیرونی دارد و بدون وجود چنین عواملی، نوآوری در سازمانها محقق نخواهد شد.
۲-۱-۱-۳- تاریخچه نوآوری
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
|
|
|
|